نگاه
معرفي كدام هنر ايراني؟! 13 تیر -95
معرفي كدام هنر ايراني؟! 13 تیر -95
یقه گیری ازروحانی گه ضیافت افطاری با
هنرمندان داشته است و بازجویی ودرازو متهم کردنش از سوی همکار هنرشناس سربازجو
شریعت نداری که چرا به وزیر ارشاد وفرهنگش دستور نداده است تا فیلم های جنگی
وتروریستی درد فاع از جنگ خانمانسوز موهبت الهی 8 ساله ایران وعراق واعزام
پاسداران به سوریه وکشته شدن شان ساخته شود. سپس به جشنواره های جهانی برای نمایش
فرستاده شود؟
نويسنده:
امير شريفي
رياست
محترم جمهوري در ضيافت افطار با حضور بخشي از هنرمندان گفت: «اگر فيلم هاي ما در
سطح جهان بيننده داشته باشد و معرفي شود، افتخار ملت ما نيست؟ اگر ما در صنعت
سينما و اگر در هنر پيشتاز باشيم براي ما افتخار نيست؟ چرا عده اي از معرفي هنر ما
در سطح جهان هراسانند؟»
اين در حالي است که اولااکثريت قريب به اتفاق فيلم هايي که تا کنون ظاهرا به معرفي هنر ما در سطح جهاني پرداخته اند، تنها در سطح جشنواره هاي محدود و مخاطبان خاص اين جشنواره ها حضور داشته و متاسفانه علي رغم همه توصيه ها و پيشنهادها و ارائه راهکارهاي عملي دلسوزان و کارشناسان اين حوزه براي جهاني شدن سينماي ايران، تا اين لحظه هنوز هيچ توفيقي براي حضور آثار اين سينما در بازارهاي بين المللي و در سطح وسيع جهاني حاصل نشده است!
و ثانيا قريب به اتفاق فيلم هايي که در همين جشنواره ها حضور پيدا کرده و بعضا هم جوايزي نصيب برده اند، تصاويري چرک و سياه از جامعه ايراني به نمايش درآورده اند که کمترين سنخيت و تناسبي با ايران و ايراني نداشته است.
مقام محترم رياست جمهوري در سخنان خود خطاب به هنرمندان، از حضور قهرمانان وطني در آثار سينمايي گفته اند و نمايش افتخارات هنري مانند داستان هاي شاهنامه و قصه هاي مثنوي مولوي و توليد آثار اميد بخش و نشاط آفرين و ...
جناب رئيس جمهوري بايستي اين سوال را از مشاوران هنري خويش بپرسند که کدام فيلم ايراني برنده جايزه در جشنواره هاي جهاني، تصويري از قهرمانان اين سرزمين را نشان داده است؟! بپرسند که در کدام يکي از فيلم هايي که در جشنواره هاي خارجي مورد تجليل قرار گرفته، افتخارات هنري اين آب و خاک نمايش داده شده است؟!! سوال کنند کدام يک از فيلم هاي تحسين شده جشنواره هاي خارجي، اميد بخش و نشاط آفرين بوده اند؟!!!
شايد خود جناب رياست جمهوري هم به پاسخ منفي بر اين سوالات واقف بوده که در ادامه سخنان خود همان هنرمندان را مخاطب قرار داده و گفت : «...دولت، تداوم اميد را در ميان مردم مي خواهد. از شما مي خواهم آثار اميدبخش و نشاط آفرين توليد کنيد، آثار ياس آور کافي است.»
يادمان نمي رود که در ابتداي دولت يازدهم و در اولين جشنواره فيلم فجر اين دولت، رياست جمهوري جايزه ويژه اي به نام «جايزه اميد» براي بهترين فيلمي که نشاط و اميد را در جامعه ايراني نشان دهد، در نظر گرفت که تا اين ساعت، هنوز هيچ فيلمي نتوانسته اين جايزه را دريافت کند! اين در حالي است که در آغاز کار دولت يازدهم و در همان جشنواره سي و دوم، برخي از همين سينماگران، پشتک و وارو مي زدند که دوران رنج و حرمان گذشت و دوره شادي و اميد فرا رسيد و ما از اين پس کاري انجام خواهيم داد کارستان! اما پس از گذشت 3 سال از آن روزها، همچنان که پيش بيني مي شد، آش همچنان همان آش است و کاسه همان کاسه!!
مي توان گفت آن عده اي که رئيس جمهوري مورد اشاره قرار داده که گويا از معرفي هنر ما در سطح جهان هراسانند، در واقع به نمايش چهره اي سياه و ياس آلود از جامعه ايراني در سطح جهاني اعتراض دارند و بر اين باورند که بايستي قهرمانان وطني و افتخارات هنري و نشاط و اميد اين مرز و بوم را به چشم جهانيان نشانيد نه تصويري وارونه و پلشت و چرک.
ما هم از قدرتمند شدن و نيرومند شدن بخش هنري جامعه خرسند خواهيم شد اما نه به قيمت فروش عزت و شرف و حيثيت و آبروي ملي و ديني و نه از طريق دريوزگي سرمايه داران قطري و اروپايي و به بهاي ارضاي نيات و اهداف ضد ايراني و اسلام هراسانه آنها.
اين در حالي است که اولااکثريت قريب به اتفاق فيلم هايي که تا کنون ظاهرا به معرفي هنر ما در سطح جهاني پرداخته اند، تنها در سطح جشنواره هاي محدود و مخاطبان خاص اين جشنواره ها حضور داشته و متاسفانه علي رغم همه توصيه ها و پيشنهادها و ارائه راهکارهاي عملي دلسوزان و کارشناسان اين حوزه براي جهاني شدن سينماي ايران، تا اين لحظه هنوز هيچ توفيقي براي حضور آثار اين سينما در بازارهاي بين المللي و در سطح وسيع جهاني حاصل نشده است!
و ثانيا قريب به اتفاق فيلم هايي که در همين جشنواره ها حضور پيدا کرده و بعضا هم جوايزي نصيب برده اند، تصاويري چرک و سياه از جامعه ايراني به نمايش درآورده اند که کمترين سنخيت و تناسبي با ايران و ايراني نداشته است.
مقام محترم رياست جمهوري در سخنان خود خطاب به هنرمندان، از حضور قهرمانان وطني در آثار سينمايي گفته اند و نمايش افتخارات هنري مانند داستان هاي شاهنامه و قصه هاي مثنوي مولوي و توليد آثار اميد بخش و نشاط آفرين و ...
جناب رئيس جمهوري بايستي اين سوال را از مشاوران هنري خويش بپرسند که کدام فيلم ايراني برنده جايزه در جشنواره هاي جهاني، تصويري از قهرمانان اين سرزمين را نشان داده است؟! بپرسند که در کدام يکي از فيلم هايي که در جشنواره هاي خارجي مورد تجليل قرار گرفته، افتخارات هنري اين آب و خاک نمايش داده شده است؟!! سوال کنند کدام يک از فيلم هاي تحسين شده جشنواره هاي خارجي، اميد بخش و نشاط آفرين بوده اند؟!!!
شايد خود جناب رياست جمهوري هم به پاسخ منفي بر اين سوالات واقف بوده که در ادامه سخنان خود همان هنرمندان را مخاطب قرار داده و گفت : «...دولت، تداوم اميد را در ميان مردم مي خواهد. از شما مي خواهم آثار اميدبخش و نشاط آفرين توليد کنيد، آثار ياس آور کافي است.»
يادمان نمي رود که در ابتداي دولت يازدهم و در اولين جشنواره فيلم فجر اين دولت، رياست جمهوري جايزه ويژه اي به نام «جايزه اميد» براي بهترين فيلمي که نشاط و اميد را در جامعه ايراني نشان دهد، در نظر گرفت که تا اين ساعت، هنوز هيچ فيلمي نتوانسته اين جايزه را دريافت کند! اين در حالي است که در آغاز کار دولت يازدهم و در همان جشنواره سي و دوم، برخي از همين سينماگران، پشتک و وارو مي زدند که دوران رنج و حرمان گذشت و دوره شادي و اميد فرا رسيد و ما از اين پس کاري انجام خواهيم داد کارستان! اما پس از گذشت 3 سال از آن روزها، همچنان که پيش بيني مي شد، آش همچنان همان آش است و کاسه همان کاسه!!
مي توان گفت آن عده اي که رئيس جمهوري مورد اشاره قرار داده که گويا از معرفي هنر ما در سطح جهان هراسانند، در واقع به نمايش چهره اي سياه و ياس آلود از جامعه ايراني در سطح جهاني اعتراض دارند و بر اين باورند که بايستي قهرمانان وطني و افتخارات هنري و نشاط و اميد اين مرز و بوم را به چشم جهانيان نشانيد نه تصويري وارونه و پلشت و چرک.
ما هم از قدرتمند شدن و نيرومند شدن بخش هنري جامعه خرسند خواهيم شد اما نه به قيمت فروش عزت و شرف و حيثيت و آبروي ملي و ديني و نه از طريق دريوزگي سرمايه داران قطري و اروپايي و به بهاي ارضاي نيات و اهداف ضد ايراني و اسلام هراسانه آنها.