به جنگ رکود برویم

به جنگ رکود برویم 6 مرداد - 95
چگونه قراراست به جنگ رکود رفت در شرایطی که با توطئه های زنجیره ای پاسداران که با دولت روحانی می کنند که همراه بامخالفت با برجام می باشد که سرمایه گذاری خارجی در ایران راغیر ممکن کرده است ثابت می کند که عبور از بحران و رکود اقتصادی تا برگزاری نمایش انتخابات ریاست جمهوری 96 امکان پذیر نیست .

غلامرضا بنی اسدی
زمان که عوض شود زمینه‌ها هم تغییر می‌کند. موضوعات تازه می‌شوند و تدبیر تازه می‌خواهند تا کشور را از آنچه هست به سمت آنچه باید باشد ببرند.این تدبیر هم به اصلاح نگاه‌ها می‌انجامد تا به این درک برسیم که "فقر"، ارزش نیست، اصلا این طور نیست که هرکس "فقیرتر" باشد، لزوما "ارزشمندتر" باشد. سویه دیگر ماجرا هم همین است. "سرمایه داری"هم ذاتا ضدارزش نیست بلکه اگر از راه "مشروع "حاصل شود و در راه سازندگی، تولید، توسعه و رفاه عمومی قرار بگیرد ارزشمند هم می‌شود. این رابطه در حوزه برخورداری از علم هم قابل بازتعریف است که هیچ کس "بی سوادی" را جز به دیده نکوهش نمی‌نگرد اما "علم" را و "عالم" را بر صدر می‌نشانند و تکریم می‌کنند و ارزشمندی علم هم به اندازه‌ای است که زمینه را برای کمال انسان فراهم می‌کند. سرمایه مادی هم به همین اندازه که زمینه را برای کمال انسانی فراهم کند عزیز و ارزشمند است. چنانکه امروزه سرمایه‌گذاری سازنده در این کشور و فراهم ساختن زمینه اشتغال، تولید و گام گذاشتن در مسیر "استقلال"و "استغناء"کم از "جهاد" نیست که مومنان همچنانکه با "جان" خویش جهاد می‌کنند با "مال" خود هم باید جهاد کنند و اکنون پس سه دهه پس از دفاع مقدس، و در سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل، هنگام جهاد با مال است. به ویژه که رکود دارد در قامت یک دشمن ظاهر می‌شود و به اقتصاد ما شبیخون زده است. تاکید رهبری و تدبیر دولت نیز بر این استوار شده است تا از دل رکود، دروازه‌ای به سوی رونق بگشایند و این می‌طلبد که برای جذب سرمایه، به کارگیری سرمایه و امنیت سرمایه و... آسان سازی و موانع به جد از پیش رو برداشته شود و بدانیم که امنیت سرمایه، سرمایه امنیت کشور هم هست پس همانگونه که برای رساندن آب به پای درخت‌ها و مزارع تلاش و موانع را برطرف می‌کنیم، باید برای رسیدن سرمایه و جذب آن در مناطق نیز بکوشیم.
من دانش آموخته علم اقتصاد و اقتصاد علمی و عملی نیستم و از آن چندان سررشته ندارم، اما تا حدودی در زمینه‌های فرهنگی جذب سرمایه و نیز تولید آن تامل کرده‌ام و به این نتیجه رسیده‌ام که امروز باید هم زمینه برای تولید سرمایه مشروع فراهم شود وهم سرمایه‌های مشروع در خدمت جامعه به کار گرفته شود و هم از سرمایه‌داری که سرمایه‌گذاری می‌کند و با قبول همه ریسک‌ها می‌خواهد با اشتغال آفرینی دست هموطنان کارگرش را بگیرد و با تولید محصول خوب، به اقتصاد ملی خدمت کند حمایت شود تا او در کارها با مشکل مواجه نشود و هم به اندازه تلاش خود قدر بیند و در جایگاه بایسته خود نشیند و انگیزه‌های او برای کار اقتصادی که نیاز جامعه است تقویت شود...
به باور من، همانگونه که فرار مغزها برای هر کشوری یک فاجعه است فرار سرمایه، خواب سرمایه و زمین گیر شدن سرمایه هم فاجعه است که برای رهائی از مشکلات باید نسبت به هر دو مولفه تدبیری تازه اندیشید. نمی‌خواهم خبرهای فرار مغزها و جایگاه کشور در این ساحت و فرار سرمایه‌ها را بازخوانی کنم، فقط می‌خواهم به یاد آورم که اگر زمینه برای کار مغزها و تولید سرمایه‌ها فراهم نباشد، هر دو خواهند راه گریز خواهند یافت زیرا دانش و سرمایه چون آب است که مسیر خود را پیدا می‌کند. پس باید قیدها و بندها را از سر راه برداشت ومغزها را به کنش گری واداشت و سرمایه‌ها را با تدبیر به جریان انداخت و نهادها و ادارات و سازمان‌های مسئول را امر کرد که در این رهگذار، هادی، حامی و در خدمت سرمایه‌های معنوی و مادی کشور باشند. بانک‌ها را هم باید به یاری شان فرستاد که به گاه نیاز یاری شان کند تا با تولید بیشتر در فرآیند افزایش ثروت برای کشور بر محور عدالت تلاش کنند و بدانیم هیچ کشوری با ارزش گذاشتن به فقر به جایی نمی‌رسد همچنانکه با عزیز شمردن بی‌سوادی، نمی‌تواند سربلند کند.