شليك ! (گفت و شنود)
گفتم : چرا سرابازجو وارونه کرده روایت؟ حذف کرده مردم سوریه ندارند رضایت
مگر تازگی 48 پاسدار نشدند دستگیر؟گندش در نیامد، رهبر شده زمین گیر؟
برای چه سربازجو واقعیت کرده وارونه؟ تا برای متهم کردن ترکیه  آن راکنه بهونه
گفت : سربازجوی روانی ومچل ، روزی با دوستش رفته بود جنگل
دوستش بسوی شیری میکنه شلیک ،شیرمجروح میشه دوستش با یه تاکتیک
میره بالا درخت نگاه میکنه به سربازجو میگه چرا فرار نمی کنی ای پشمالو؟
 اما  چنین جواب میده  این هالو،  من شلیک نکردم ،  میگه به یارو   
گفت: حمايت اردوغان از تروريست ها در سوريه بدجوري براي دولت تركيه دردسر درست كرده و تظاهرات پراكنده اي عليه دولت در نقاط مختلف تركيه آغاز شده است.
گفتم: حالا كه خربزه خورده بايد هم پاي لرزش بنشينه.
گفت: مردم مسلمان تركيه مي گويند چرا دولت كشورشان با آمريكا و اسرائيل و عربستان و قطر براي حمايت از تروريست ها و قتل عام مردم سوريه همدست شده است.
گفتم: تازه اول كار است و دولت تركيه بايد منتظر گسترش تظاهرات و نهايتا سقوط خود باشد.
گفت: رسانه هاي دولتي تركيه براي فريب مردم ادعا مي كنند كه دولت فقط به مخالفان سوريه كمك مي كند ولي در كشتار مردم سوريه به دست تروريست ها دخالتي ندارد!
گفتم: دو نفر براي شكار شير رفته بودند. يكي از آنها به سمت شير شليك كرد و شير كه زخمي شده بود به طرف آنها حمله كرد. يكي رفت بالاي درخت و ديگري سرجايش ايستاده بود. رفيقش گفت چرا فرار نمي كني؟ و يارو گفت؛ مگه من به طرفش شليك كردم!
گفت : سربازجو که دروغ میکنه تغذیه ،میگه چای وعسل هست جزو ادویه
 برای اینکه  دفاع کند   از سوریه ،گرفته پاچه ی نخست وزیر ترکیه
گفتم : برای چه سربازجوی تروریست؟نام نخست وزیر را گذاشته تولیست
 چرا ا لمپن وفحاش سربازجوی اوین؟به نخست وزیر  ترکیه کرده توهین
گفت : سربازجو از ترکیه شده دلخور ،سر خود فرو برده است در آخور
تا توانسته جو کرده بخور بخور ،تا خواب رفته  ، کرده خور خور
در همان حالت داده است تحلیل ، ترکیه در کنار آمریکا و اسراییل
همراه با قطر و عربستان ، علیه سوریه شدند هم داستان
تا از تروریست ها کنند حمایت ،گویند مردم سوریه دارند شکایت
گفتم : چرا سرابازجو وارونه کرده روایت؟ حذف کرده مردم سوریه ندارند رضایت
مگر تازگی 48 پاسدار نشدند دستگیر؟گندش در نیامد، رهبر شده زمین گیر؟
برای چه سربازجو واقعیت کرده وارونه؟ تا برای متهم کردن ترکیه  آن راکنه بهونه
گفت : سربازجوی روانی ومچل ، روزی با دوستش رفته بود جنگل
دوستش بسوی شیری میکنه شلیک ،شیرمجروح میشه دوستش با یه تاکتیک
میره بالا درخت نگاه میکنه به سربازجو میگه چرا فرار نمی کنی ای پشمالو؟
 اما  چنین جواب میده  این هالو،  من شلیک نکردم ،  میگه به یارو