روزی نامه ی جمهوری " این هشدار امام را جدی بگیرید "

روزی نامه ی حکومتی جمهوری یکشنبه 18 بهمن ماه سال 1394
فقط از قلم فروشی ووامدار بودن  وخبره درتحریف گری ووارونه گویی بودن بر می آید که تجربه ی عملکرد  فسادو تبعیض آنیز وبی عدالتی ووارونه یر هبران و دولتمردان رژیم وارونه ی ولایت فقیه وشرایط کنونی نادیده گرفته شود و قادر به دید فسادفراگستری نباشد که همه  تاریود رژی ازصدر تاذیل آلوده به فساد را گرفته است  .اما وانمود کرد که توان مشاهده   لمس  کردن شرایط را ندارد تا به آسانی   تحریف شود  چگونگی  فقر و محرومیت وبیکاری و شکاف عمیق طبقاتی زنان شوهردار که مجبور به تن فروشی شده اند وسنین اعتیاد دختران به 13 سال کاهش یافته  است محصول شرایط خمینی شیاد وجانشین وی نمی باشد .
بدتراینکه سرمقاله نویس  با کتمان حقایق  روضه تهذیب نفوس  جامعه به اخلاق اسلامی خوانده  و مدعی شده است، این موضوع یکی از مهم‌ترین اهداف انقلاب اسلامی بود. درادامه فاکت از  خمینی شیاد آورده که وی در طول 10 سال رهبری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره درباره ضرورت تهذیب نفس و رعایت اخلاق اسلامی به ویژه در سطوح مسئولین  رژیم وارونه ی ولایت فقیه  سفارش می‌کردند و همگان را از عواقب غفلت از این مهم برحذر می‌داشتند.
درصورتیکه هسته ی آلودگی به فسادو قدرت وانباشت ثروت اطرافیان واعوان وانصار خمینی از سوی وی شکل گرفت .چون زیرآب شعاردروغین وعده حکومت ازآن مستضعفان وپابرهنگان دادنش رازد وبا تأکید اقتصاد مال خر است بستر غارتگری را فراهم کرد .برای همین یک عنصر معلوم ا لحال قدرت وثروت طلب را جانشین خودش کرد .
تهذیب نفوس و متخلق ساختن جامعه به اخلاق اسلامی، یکی از مهم‌ترین اهداف انقلاب اسلامی بود. به همین دلیل، امام خمینی در طول 10 سال رهبری بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره درباره ضرورت تهذیب نفس و رعایت اخلاق اسلامی به ویژه در سطوح مسئولین نظام جمهوری اسلامی سفارش می‌کردند و همگان را از عواقب غفلت از این مهم برحذر می‌داشتند.
ایران در یک قرن اخیر صحنه انقلاب‌های ناتمامی شد که علت ناکامی آنها اختلاف رهبران و دو دستگی پیشگامان بود. نمونه روشن این اختلاف که عامل اصلی شکست شد را می‌توان در نهضت مشروطیت شاهده کرد. رهبران اصلی مشروطیت، علمای بزرگ نجف و ایران بودند و دشمنان مشروطیت نیز درست بر روی همین نقطه تمرکز کردند و با ایجاد اختلاف میان رهبران، مانع به نتیجه رسیدن مشروطیت شدند. اینکه نهضت مشروطیت درست در نقطه‌ای که می‌بایست به نتیجه برسد، سر از استبداد در آورد و کشور بار دیگر به کام دیکتاتوری و استبداد و استعمار فرو رفت، به این دلیل بود که دشمن موفق شده بود میان علما اختلاف ایجاد کند و با بهره‌برداری از تفرقه و دو دستگی مردم، نهضت را به محاق ببرد.
امام خمینی، که نگاه دقیقی به تاریخ معاصر داشتند در همین زمینه می‌گویند:
«
تاریخ یک درس عبرت است برای ما. شما وقتی که تاریخ مشروطیت را بخوانید می‌بینید که در مشروطه بعد از اینکه ابتدا پیش رفت، دست‌هائی آمد و تمام مردم ایران را به دو طبقه تقسیم‌بندی کرد. نه ایران تنها، از روحانیون بزرگ نجف یک دسته طرفدار مشروطیت یک دسته دشمن مشروطه، علمای خود ایران یک دسته طرفدار مشروطه یک دسته مخالف مشروطه. اهل منبر یک دسته بر ضد مشروطه صحبت می‌کردند یک دسته بر ضد استبداد. در هر خانه‌ای دو تا برادر اگر بودند مثلاً در بسیاری از جاها این مشروطه‌ای بود و آن مستبد. و این یک نقشه‌ای بود که نقشه هم تاثیر کرد و نگذاشت مشروطه آنطور که علمای بزرگ طرحش را ریخته بودند عملی بشود. به آنجا رساندند که آنهائی که مشروطه خواه بودند به دست یک عده کوبیده شدند تا آنجا که مثل مرحوم حاج شیخ فضل‌الله نوری در ایران برای خاطر اینکه می‌گفت باید مشروطه مشروع باشد و آن مشروطه‌ای که از غرب و شرق به ما برسد قبول نداریم، در همین تهران به‌دار زدند و مردم هم پای‌دار او رقصیدند یا کف زدند...»
با استفاده از این قطعه تاریخی، امام خمینی مسئولان نظام جمهوری اسلامی به ویژه علما را از اختلاف برحذر داشتند وبارها خطر برباد رفتن تمام زحماتی که برای انقلاب اسلامی و تاسیس نظام جمهوری اسلامی کشیده شده است را گوشزد کردند. امام، حتی بر این نکته نیز تاکید کردند که دشمن خارجی هرگز نمی‌تواند به این انقلاب و این نظام آسیب برساند و اگر روزی آسیبی به آنها برسد فقط از داخل و در نتیجه اختلاف و تفرقه خواهد بود.
در جامعه اسلامی ما از همه انتظار می‌رود برای حفظ وحدت و جلوگیری از اختلاف و تفرقه تلاش کنند، اما از علما به ویژه آن دسته از علما که مسئولیت‌هائی در نظام حکومتی بر عهده دارند این انتظار بیش از دیگران است. این، انتظار کاملاً درست و بجائی است و قوام و دوام نظام و انقلاب نیز بستگی به عمل به آن دارد. اقتضای جنس علم نیز همین است که از اختلاف و تفرقه فاصله دارد و با وحدت و انسجام عجین است. این خصلت خداجویانه در میان علمای ما از سابقه‌ای درخشان برخوردار است و یکی از زیباترین جلوه‌های آن را می‌توان در اجماع فقها بعد از رحلت فقیه و اصولی بزرگ شیخ مرتضی انصاری بر مرجعیت میرزای شیرازی مشاهده کرد. مردم به این فقها برای تقلید مراجعه می‌کردند و آنها را به مرجعیت قبول داشتند ولی آنها امتناع می‌ورزیدند و با مشورت همدیگر، به این نتیجه رسیدند که میرزا محمدحسن شیرازی را به عنوان مرجع عام به مردم معرفی کنند و خود نیز در تقویت میرزا بکوشند. میرزا حاضر نمی‌شد مرجعیت را بپذیرد و این منصب را حق سایر فقها می‌دانست اما فقها متفقاً بر وجوب تصدی مرجعیت توسط میرزا حکم کردند و میرزای شیرازی در حالی که گریه می‌کرد این منصب را به عنوان یک وظیفه شرعی پذیرفت و قسم یاد کرد که «هیچگاه به فکرم خطور نکرده بود که روزی به مسئولیت عظیم مرجعیت دینی مردم دچار شوم».
همین قدرت ایمانی ناشی از تهذیب نفس بود که موجب شد حکم کوتاه و یک جمله‌ای میرزای شیرازی در ماجرای تحریم تنباکو، ناصرالدین شاه قاجار و دولت انگلیس را به زانو در آورد و بساط استثمار ایران توسط کمپانی انگلیسی رژی را برچیند. امام خمینی نیز با چنین قدرت معنوی بالائی بود که توانست مردم را به صحنه انقلاب بیاورد و رژیم 2500 ساله شاهنشاهی را ریشه‌کن کند و دست قدرت‌های استعماری غرب و شرق را از ایران قطع و نظام جمهوری اسلامی را تاسیس نماید.
اکنون کشور و ملت ایران برای حفاظت از نظام جمهوری اسلامی و تداوم آرمان‌های انقلابی و راه امام خمینی به نفس گرم و نافذ علمای مهذب نیاز دارد، علمائی که همچون میرزا حبیب‌الله رشتی، میرزا حسن آشتیانی، آقا شیخ حسن نجم‌آبادی و میرزا عبدالرحیم نهاوندی، به اقبال دنیا بی‌اعتنائی کنند و با وحدت و همدلی در تقویت اساس اسلام بکوشند و نفس اماره را در این راه قربانی کنند. اگر علمای صاحب منصب امروز ما همانند میرزا حبیب‌الله رشتی که بعد از شیخ انصاری بزرگان علما به او مراجعه کردند و پذیرش مرجعیت را از او خواستند ولی او آیه شریفه «تلک الدار الآخره نجعلها للذین لایریدون علوا فی‌الارض ولافساداً والعاقبه للمتقین» را برای آنها خواند و گفت «میرزای شیرازی برای مرجعیت مناسب است به ایشان مراجعه کنید» عمل کنند، هیچ قدرتی نمی‌تواند بانظام جمهوری اسلامی معارضه کند و اصول و آرمان‌های انقلاب را زیر سئوال ببرد. اینکه امروز می‌بینیم متاسفانه زبان‌ها و قلم‌های مسموم جرات پیدا کرده‌اند بزرگان اسلام و انقلاب و نظام را زیر سئوال ببرند و آرمان‌های امام را هر طور که خواستند تفسیر کنند و جامعه اسلامی و انقلابی ما را دچار تفرقه و تشتت نمایند، به این دلیل است که به اختلاف علما امید بسته‌اند. اینان، آگاهانه یا ناآگاهانه و عمداً یا سهواً در حال فراهم کردن زمینه برای تکرار ناکامی مشروطیت در ایران هستند. تکرار تاریخ، همواره امری محتمل است و امروز زمان توجه دقیق به هشدار امام خمینی است که نگذاریم انحراف مشروطه تکرار شود. علما این هشدار امام را جدی بگیرند و راه سوءاستفاده را بر بدخواهان و فرصت‌طلبان ببندند.