3 گزیده ها

 3 گزیده ها   17 بهمن - 94
وزیر امور اقتصاد و دارایی کشور در گفت‌وگو با روزنامه نیکی ژاپن در حالی از امضای قرارداد میان رنو و خودروسازی ایران طی ماه جاری خبر داده که وی نامی از ایران خودرو نبرده و عنوان کرده این قرارداد با سایپا (یا به عبارت بهتر، پارس خودرو) امضا خواهد شد. به گفته علی طیب‌نیا، قرارداد میان رنو و گروه خودروسازی سایپا، شبیه قراردادی است که چندی پیش میان ایران خودرو و پژو به امضا رسید؛ با این حساب این دو شرکت (رنو و پارس خودرو) نیز شراکت خود را در قالب جوئینت ونچر ادامه خواهند داد.این شرکت فرانسوی پس از تشدید تحریم‌ها، اگرچه مانند پژو از ایران نرفت، اما سطح فعالیت‌هایش در خودروسازی کشور را به شدت کاهش داد و امیدوار ماند تا با لغو محدودیت‌های بین‌المللی، دوباره فعالیت خود در «جاده مخصوص» را احیا کند. هرچند پس از اجرایی شدن برجام و لغو تحریم‌ها، گمان می‌رفت رنو به سرعت قرارداد خود با خودروسازان کشور را به نوعی تمدید کند، اما تا به امروز این اتفاق رخ نداده و تا پیش از اظهارات وزیر اقتصاد نیز کمتر کسی می‌دانست برنامه این شرکت فرانسوی برای صنعت و بازار خودرو ایران چیست. حالا آن‌طور که وزیر اقتصاد می‌گوید، رنویی‌ها طی دو هفته آینده، قرارداد خود با سایپا را امضا خواهند کرد تا حضورشان را در «جاده مخصوص» تمدید کنند.با توجه به اظهارات وزیر اقتصاد، بازار ایران به نوعی بین خودروسازان فرانسوی تقسیم خواهد شد و سایر شرکت‌های خودروساز دنیا فعلا یا بدون سهم می‌مانند یا سهمی اندک از این بازار خواهند داشت. در واقع در پی عقد قرارداد میان ایران خودرو و پژو و با توجه به برنامه‌ای که رنو برای گروه خودروسازی سایپا دارد و همچنین احتمال قریب به یقین حضور سیتروئن در «جاده مخصوص»، بخش بزرگی از کیک بازار خودرو ایران میان غول‌های خودروسازی فرانسه تقسیم خواهد شد.در این بین، ایران خودرو به تازگی قرارداد همکاری مشترک (جوئینت ونچر) خود را با پژو امضا کرد تا از حدود یک سال و نیم دیگر، تولید محصولات این شرکت در کیلومتر 14 جاده مخصوص آغاز شود. بر این اساس، پژو با عرضه چهار محصول، به بازه‌های قیمتی 40 تا 50، 50 تا 60 و 70 تا 80 میلیون تومان نفوذ خواهد کرد و این در حالی است که محصولات قدیمی ترش مانند 206 و 405 و پارس نیز بازه قیمتی 20 تا 40 میلیون تومان را پوشش خواهند داد. با این حساب، پژو احتمالا بیشترین سهم را از کل بازار خودرو ایران طی یکی دو سال آینده خواهد داشت و بیش از سایر خودروسازان، طعم این کیک خوش طعم را خواهد چشید. این در حالی است که بعید به نظر می‌رسد رنو بتواند به این زودی‌ها سهمی مشابه پژو را در بازار خودرو کشور نصیب خود کند، زیرا نه سابقه حضور پژو در ایران را دارد و نه تنوع محصولات این شرکت هموطنش را.اصلی ترین محصول رنویی‌ها در ایران در حال حاضر، تندر-90 است، خودرویی که تیراژ پایینی داشته و اصلا قابل مقایسه با محصولات پژو نیست؛ بنابراین رنو حتی با وجود قرارداد قریب‌الوقوع خود با سایپایی‌ها، باید سال‌ها برای رساندن سهمش به پژو صبر کند. از سوی دیگر اما سیتروئن نیز به‌عنوان دیگر خودروساز فرانسوی، قصد آمدن به «جاده مخصوص» را دارد و به احتمال فراوان، با سایپا همکار خواهد شد. ازآنجا که این شرکت در حال حاضر هیچ محصول تولیدی در ایران ندارد، بنابراین راه بسیار درازی در بازار خودرو کشور در پیش داشته و برای جا افتادن در این بازار، باید سال‌ها صبر کند. هرچه هست، آن‌طور که از شواهد و قرائن برمی آید، سه شریک دوران پساتحریم خودروسازان ایرانی قطعی شده‌اند و بر این اساس، پژو با ایران خودرو، رنو با پارس خودرو و سیتروئن با سایپا شراکت خواهند کرد و فعلا خبری از سایر خودروسازان دنیا از جمله فولکس واگن و فیات-کرایسلر نخواهد بود.رنو پارس خودرو را می‌خرد؟
اما هرچند وزیر اقتصاد از سایپا به‌عنوان طرف قرارداد رنو نام برده، اما به نظر می‌رسد مقصد این خودروساز فرانسوی، «پارس خودرو» است. رنو طی این سال‌ها در واقع همکار پارس خودرو بوده و حتی پیشنهاد خرید سهام آن را به سایپا (به‌عنوان مالک پارس خودرو) ارائه کرده است. اتفاقا موضوعی که هنوز در‌هاله‌ای از ابهام قرار دارد، همین فروش سهام پارس خودرو به رنو است، چه آنکه مشخص نیست در قرارداد قریب‌الوقوع، پارس خودرو به رنو واگذار خواهد شد یا این دو شرکت طبق روال قبل با یکدیگر شراکت می‌کنند.رنو چون می‌خواهد کل پروسه تولید و عرضه خودرو (از تامین قطعات گرفته تا فروش) را خود در دست داشته باشد، به دنبال خرید سهام پارس‌خودرو است، زیرا تنها از این راه می‌تواند هدفش را محقق کند. در واقع مجموعه اتفاقاتی که طی این سال‌ها برای رنو در ایران افتاده، مسوولان این شرکت را بر آن داشته تا به نوعی به سراغ تولید مستقل در «جاده مخصوص» رفته و خود عنان کار را به دست بگیرد. از همین‌رو رنو دست روی پارس خودرو گذاشته و به شدت به دنبال خرید سهام این شرکت است و این در حالی است که سایپا به‌عنوان سهامدار پارس خودرو، حاضر به فروش سهام آن به رنو نیست. آن‌طور که برخی منابع آگاه عنوان کرده‌اند، ظاهرا رنو خرید سهام پارس‌خودرو را به‌عنوان شرط همکاری دوباره با گروه خودروسازی سایپا در نظر گرفته، با این حال هنوز هیچ خبری مبنی بر پذیرش آن توسط سایپایی‌ها منتشر نشده است. حالا با توجه به خبر وزیر اقتصاد مبنی بر امضای قرارداد میان رنو و گروه خودروسازی سایپا، باید منتظر ماند و دید آیا توافقی بر سر انتقال سهام پارس خودرو به رنو انجام شده است؟
نخستین سند مستقل گردشگری ایران و فرانسه در طول تاریخ روابط دو کشور به امضاء رسید؛ تفاهم‌نامه‌ای که جذب سرمایه مالی فرانسوی‌ها، مهمترین دستاورد آن است.
«
مسعود سلطانی‌فر»، معاون رییس‌جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در گفت‌وگو با ایسنا، ضمن تشریح مفاد این تفاهمنامه، درباره موضوع سند همکاری‌هایی که با موزه لوور فرانسه امضاء شد نیز توضیحاتی داد و علت جایِ خالی تفاهم‌های گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع‌دستی در میان تفاهم‌های دولت ایران با چین و ایتالیا را تشریح کرد.نخستین تفاهم‌نامه گردشگری بعد از یک عمر رابطه
او درباره سندی که بین سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری و وزارت امور خارجه و توسعه همکاری‌های بین‌الملل فرانسه با موضوع گردشگری امضاء شد، گفت: تفاهمنامه‌ای که بین این سازمان و وزارت خارجه فرانسه (که بخش گردشگری این کشور در زیرمجموعه آن فعالیت می‌کند) امضاء شد، نخستین سند مستقل گردشگری دو کشور به حساب می‌آید، یعنی پس از سال 1356 و سند ‌همکاری‌های فرهنگی ایران و فرانسه که فقط دو بند از آن به تعاملات گردشگری اشاره داشت، تفاهم دیگری با طرف فرانسوی امضاء نشده بود.وی افزود: اکنون بعد از 38 سال، سندی بین دو طرف امضاء شد که چگونگی توسعه همکاری‌های گردشگری طرفین را مشخص می‌کند و شاید به لحاظ مستقل بودن، نخستین سند گردشگری ایران و فرانسه در طول تاریخ روابط دو کشور باشد.رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به اهمیت این تفاهمنامه برای ایران اظهار کرد: در فصل جدید فعالیت‌های سیاسی و اقتصادی کشور پس از لغو تحریم‌ها، گسترش روابط با کشورهای توسعه یافته جهان، بویژه کشورهای اروپایی و استفاده کردن از ظرفیت‌های اقتصادی، تکنولوژی و فرهنگی این کشورها برای ما اهمیت زیادی دارد و باید از این فرصت بهره لازم را ببریم.فرانسوی‌ها با سرمایه به ایران می‌آیند
او سپس به پنج محور مورد تاکید در سند گردشگری ایران و فرانسه اشاره کرد و افزود: همکاری‌های آموزشی و استفاده از تجربیات طرف فرانسوی در امور گردشگری برای ارتقاء سطح کیفی خدمات تاسیسات گردشگری، محور نخست این تفاهمنامه به شمار می‌آید. فرانسه سالانه بین 80 تا 85 میلیون گردشگر جذب می‌کند و از این نظر، رتبه نخست را در بین کشورهای جهان دارد، به لحاظ کسب درآمد از گردشگری جزو پنج کشور نخست دنیا به شمار می‌آید، موفقیت‌ها و تجربیات زیادی داشته و ما فکر می‌کنیم در بخش آموزشی هتلداری، تورگردانی و مدیریت و خدمات تاسیسات گردشگری ‌می توانیم از تجربیات فرانسه استفاده کنیم.‌سلطانی‌فر با اشاره به مهمترین بند این تفاهمنامه که آورده‌ی اقتصادی برای کشور دارد، گفت: فراهم کردن زمینه سرمایه‌گذاری بخش خصوصی فرانسه در گردشگری ایران، دومین محور مورد تاکید این سند همکاری بود. حدود دو ماه پیش که هیأتی از فرانسه برای ارزیابی بازار ایران، سفری به کشورمان داشت، این بازار را به شدت پر جاذبه دانست، اما آن زمان تحریم‌ها لغو نشده بودند، آنها اعلام کرده بودند بعد از لغو تحریم‌ها آمادگی دارند در بخش‌های مختلف گردشگری ایران سرمایه‌گذاری کنند. اکنون که شرایط مهیا شده، فرصت خوبی است از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی فرانسه در گسترش تاسیسات و اماکن گردشگری ایران بویژه هتل‌ها استفاده کنیم.وی یادآور شد: یکی از هلدینگ‌های مطرح و معتبر فرانسه (اکور) از حدود 6 ماه پیش مدیریت دو هتل فرودگاهی ایران را به عهده گرفته است، آنها نیز آمادگی دارند تعداد هتل‌های بیشتری را در ایران به گروه خود اضافه کنند و تحت استاندارد و مدیریت این گروه قرار دهند.معاون رییس‌جمهور در پاسخ به این که با توجه به اینکه گروه "اکور" تاکنون هیچ سرمایه‌گذاری در ایران نداشته و صرفا در بخش مدیریت هتل وارد شده، آیا در دور جدید مذاکرات و پس از تحریم‌ها قرار است سرمایه‌ای را به ایران وارد کند؟ اظهار کرد: در دوره تحریم، این گروه بدون سرمایه‌گذاری وارد بازار ایران شد و فقط مدیریت این دو هتل را به دست گرفت، البته در قرارداد متعهد شده است برای چند سال ضریب اشغال تخت را در حد 70 تا 80 درصد حفظ کنند. اکنون که تحریم‌ها رفع شده، بحث‌هایی مطرح شد تا سرمایه‌گذاران فرانسوی، هتل‌هایی را تحت استاندارد خود در ایران احداث کنند.او با بیان اینکه آورده اقتصادی فرانسوی‌ها به ایران، مهمترین دستاورد این تفاهمنامه بوده است، تاکید کرد: مهمترین بخشی که با امضای این تفاهمنامه دنبال می‌کردیم، همین موضوع بود. دو ماه پیش هیات فرانسوی خیلی جدی و عملیاتی وارد ایران شد و برای فعالیت، هیچ مانعی جز تحریم‌ها نداشت. اکنون همه آنها مصمم شده‌اند. به هر حال ایران بازار خوبی برای فرانسوی‌ها به حساب می‌آید.خیز برای جذب 200 هزار گردشگر فرانسوی
سلطانی‌فر در ادامه، سومین محور تفاهمنامه ایران و فرانسه را برنامه‌ریزی برای افزایش تردد گردشگران دو کشور ذکر کرد و افزود: ایران در سال 92 میزبان حدود 8 هزار گردشگر فرانسوی بود، این تعداد در سال 93 به 13 هزار نفر رسید و فکر می‌کنیم تعداد گردشگران فرانسوی تا پایان سال 94 به 18 هزار نفر برسد. رشد هر سال نسبت به سال گذشته حدود 50 تا 60 درصد است؛ اما چون قدر مطلق آن کم است، رقم بالایی به نظر نمی‌آید.وی همچنین از برنامه ایران برای جذب سالانه 200 هزار گردشگر فرانسوی که در جلسه دو دولت به بحث گذاشته شد خبر داد و گفت: برای رسیدن به این برنامه باید ورود 18 هزار گردشگر فرانسوی، رشد مطلوبی داشته باشد تا به رقم ایده‌آل برسیم، البته معتقدم این زمینه برای جذب وجود دارد. فرانسوی‌ها برای ورود به بازار ایران اشتیاق زیادی نشان می‌دهند. این میل در میان گردشگران آنها نیز رو به افزایش است.معاون رئیس‌جمهور راه‌اندازی دفاتر جذب و اطلاع‌رسانی در کشور فرانسه را از دیگر محورهای مورد تفاهم دو کشور اعلام کرد و افزود: ما امیدواریم تا پایان سال 2016 حداقل دو دفتر اطلاع‌رسانی گردشگری در دو شهر فرانسه راه‌اندازی کنیم.رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری از همکاری برای تجاری‌سازی محصولات گردشگری بویژه در بخش کوهستان و اسکی، به عنوان پنجمین محور این تفاهمنامه یاد کرد و در ادامه بیان کرد: در میزگردی که با حضور بخش خصوصی گردشگری فرانسه برگزار شد، تمایل برای فعال کردن گردشگری کوهستان و اسکی در ایران از سوی موسسه‌ای که 200 آژانس در زیرمجموعه‌اش فعالیت می‌کنند، اعلام شد.وی اضافه کرد: ما هم می‌خواهیم در بخش گردشگری کوهستان و اسکی حتما همکاری‌ها توسعه یابد و علاوه‌بر آن، کویر ایران که منطقه پرجاذبه‌ای برای گردشگران اروپایی و بویژه فرانسوی‌ها محسوب می‌شود، معرفی شود.سلطانی‌فر درباره آغاز این تفاهمنامه توضیح داد: هر تفاهم و توافقی یک انتهایی دارد که معمولا در بندی، زمان اقدام برای تمدید آن نیز مشخص می‌شود. زمان این تفاهمنامه نیز 3 ساله (پایان 2019) تعیین شده است، اما سرمایه‌گذاری‌ها محدود به دوره‌های زمان‌ها نیست. وقتی سرمایه‌گذار وارد کشوری می‌شود، ممکن است با یک هتل شروع کند، اما زمانی که با امنیت مواجه شود، این سرمایه‌گذاری را گسترش خواهد داد.او یادآور شد: زمان تفاهمنامه‌ها به لحاظ حقوق بین‌الملل، دارای محدوده هستند، مثلا در تفاهمنامه‌های گردشگری، این زمان بین دو تا سه سال است، اما به طور اتوماتیک، شش ماه قبل از پایان این مدت، می‌توان درخواست تمدید داد.بروکراسی چینی و ایتالیایی، دامن تفاهمنامه گردشگری ایران را گرفت
معاون رییس جمهور درباره علت حضور نداشتن بخش گردشگری ایران در میان تفاهمنامه‌های متنوع و متعدد دولت ایران که در سفر اخیر به ایتالیا و همچنین در سفر رییس جمهور چین به ایران امضاء شد، توضیح داد: تفاهمنامه چین و ایتالیا از طرف ما (سازمان میراث فرهنگی و گردشگری) آماده شده بود، اما بروکراسی دو کشور جواب نداد؛ بویژه در چین.وی با بیان اینکه تفاهمنامه ایران و ایتالیا کاملا آماده بود، افزود: با آنکه ما زودتر از سایر دستگاه‌ها متن تفاهمنامه را ارایه کرده بودیم، روز مبادله تفاهم با ایتالیا، وزیر گردشگری این کشور به دلیل فوت یکی از نزدیکانش حضور نداشت و قرار بود معاون او حاضر شود که ما امضای این تفاهمنامه را به سفر هیات ایتالیایی که ظرف چند ماه آینده به ایران انجام خواهد شد، موکول کردیم.سلطانی‌فر ادامه داد: درباره تفاهم با چین نیز به دلیل بروکراسی پیچیده این کشور، پاسخ مثبتی داده نشد و امضای آن را به آینده نزدیک، یعنی در همین سال 2016 موکول کردند.او سپس به اهمیت بازار چین برای ایران اشاره کرد و گفت: باید روی این بازار مهم خیلی کار شود. در سال 2014، حدود 127 میلیون گردشگر چینی به سراسر دنیا سفر کردند، حتما آمار 2015 تا 130 میلیون نفر هم می‌رسد، با این حال سهم ایران از این بازار قدرتمند، کمتر از 50 هزار نفر است. البته کارهایی در دست اقدام است، مثلا در آموزش راهنمای زبان چینی، راه‌اندازی رستوران‌های چینی و اجرای دیگر خواسته‌های گردشگران این کشور، کارهایی آغاز شده است.معاون رییس جمهور به هدف‌گذاری ایران برای جذب دست‌کم یک تا دو درصد، یعنی یک‌ونیم تا دو میلیون گردشگر چینی تا سال 2025 میلادی یا 1404 شمسی اشاره کرد و افزود: تحقق این هدف واقعا امکان‌پذیر است. مقامات چینی و گردشگران زیادی از این کشور برای سفر به ایران، تمایل نشان داده‌اند.او ادامه داد: ما در حال حاضر دو دفتر اطلاع‌رسانی گردشگری در چین داریم که تعداد آن باید به سه دفتر افزایش یابد که بتوان سریع‌تر به هدف رسید. تعدادی از ایرانی‌ها نیز برای فعالیت در بازار گردشگری چین ابراز تمایل کرده‌اند که ما از آنها حمایت می‌کنیم. چین، بازار بسیار فعالی است و بخش زیادی از جمعیت آنها ثروتمند شده‌اند.رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با بیان اینکه فقط دو سال از عمر برنامه توسعه گردشگری ایران با توجه به رویکرد جدید دولت می‌گذرد، بیان کرد: تاریخ ترکیه را در بخش گردشگری مطالعه کرده‌ام، برنامه‌ریزی این کشور هشت تا 10 سال طول کشید، یعنی از سال 1982 تا سال 92 که توانستند برنامه‌های اجرایی خود را آغاز کنند و ظرف 23 سال موفق شدند از سه چهار میلیون گردشگر به 37 میلیون نفر برسند.او یادآور شد: حرکت جدید ایران در گردشگری با توجه به رویکرد این دولت برای استفاده از این ظرفیت، برقراری تعامل با دنیا و به رسمیت شناختن حقوق همه، دو سال است آغاز شده تا ما تحت تاثیر این جریان، بتوانیم در تعاملات فرهنگی، واقعیت‌های موجود جامعه خود را به دنیا نشان دهیم و در کنار آن از اثرات اقتصادی ورود گردشگران بهره‌مند شویم.سلطانی‌فر با اعتقاد بر اینکه گردشگری بهترین ابزار برای انتقال ارزش‌های کشور است، گفت: آنچه که یک گردشگر در یکی دو هفته با اقامت در ایران می‌بیند، فراتر از صدها ساعت کار تبلیغاتی در نشریات و رسانه‌ها است. ضمن اینکه هر کسی که به ایران می‌آید بین 1000 تا 4000 دلار خرج می‌کند که ما امیدواریم با برطرف شدن موانع بانکی و فعال شدن کارت‌های اعتباری شاهد هزینه کرد بیشتر گردشگران خارجی در ایران باشیم.نمایشگاه 7هزار سال تمدن ایران دوباره در اروپا راه می‌افتد
معاون رییس جمهور درباره تفاهمنامه ایران و موزه لوور نیز به خبرنگار ایسنا توضیح داد: موضوع تفاهم با لوور، استفاده از ظرفیت دو طرف برای کارهای پژوهشی، تحقیقاتی، انتشاراتی و گردهمایی‌ها و نشست‌های علمی است.
وی اضافه کرد: فکر می‌کنم با توجه به گنجینه خوبی که در لوور شاهد بودیم و توان کارشناسی بالای دو طرف، می‌توان حرکتی که در دولت هفتم و هشتم با عنوان برپایی "نمایشگاه‌های هفت هزار سال تاریخ و تمدن ایران" آغاز شده بود را دوباره کامل‌تر و جامع‌تر با مشارکت موزه‌های بزرگ دنیا به جریان بیندازیم. این‌بار حتی می‌توان تمدن غنی‌تری از ایران را به نمایش گذاشت، چرا که با کشف آثار تاریخی جدید، قدمت این تمدن به 11 هزار سال رسیده است.تاریخ پنه‌لوپه با لوور تکرار می‌شود
سلطانی‌فر برپایی نمایشگاه‌های دوره‌ای و ماهانه تاریخ و تمدن ایران در فرانسه و دیگر کشورها را از جمله موضوعات مورد تفاهم در این سند همکاری ذکر کرد و افزود: یکی از بندها این بود که گردهمایی‌ها و نمایشگاه‌های مشترکی برگزار شود، مثل آنچه برای پنه‌لوپه به صورت مشترک با ایتالیا اتفاق افتاد. این حرکت بین مراکز علمی و تحقیقاتی کشورهای مختلف رایج است که مثلا یک‌بار در ایران و بار دیگر در فرانسه و شاید هم در کشور سومی این نمایشگاه برگزار شود.وی در پاسخ به این پرسش که در آینده‌ی نزدیک قرار است شاهد برپایی نمایشگاه خاصی از سوی ایران و موزه لوور باشیم؟ گفت: برای برگزاری نمایشگاه مشترک در آینده نزدیک، لازم است طرفین باهم صحبت کنند. طرف موزه لوور، معاونت میراث فرهنگی و اداره کل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری ایران است. این فرصت خوبی برای دو طرف است، اگرچه آنها گنجینه بزرگ و ارزشمندی در اختیار دارند، اما به هر حال ایران هم دارای آثار ارزشمندی و با اهمیتی است که در برنامه‌های مطالعاتی می‌تواند برای آنها مهم باشد.وی افزود: در زمان دیدار از لوور با کارشناسی مواجه شدم که زبان فارسی را آموزش دیده بودند، این نشان می‌دهد آنها در حال تقویت کارشناسانی هستند که پاسخگوی نیاز گردشگران ورودی باشد. ما هم باید از این تجربیات و امکانات فرانسوی‌ها و سایر کشورها، در حرکت جدیدی که این دولت برای توسعه گردشگری آغاز کرده، استفاده کنیم تا با سرعت بیشتری به هدف برنامه توسعه‌ای خود دست یابیم.

پیشرفت میدانی بزرگ و محوری نیروهای ارتش سوریه در منطقه «حلب»و استان جنوبی«درعا»و شکست محاصره سه ساله شهرک هایی مانند«نبل»و«الزهراء» با پوشش هوایی روسیه، عربستان سعودی و ترکیه را نگران کرد و آن ها را واداشت تا از تردید پنج ساله شان چشم پوشی کرده و چالش پذیرش مشارکت نیروهای زمینی در جنگ برای براندازی نظام سوریه را بپذیرند.به گزارش جماران، «عبدالباری عطوان»نویسنده و تحلیلگر معروف عرب در تحلیلی در روزنامه رأی الیوم نوشت:در گذشته نه چندان دور سه روز و چه بسا بیشتر منتظر می ماندیم تا واکنش رسمی عربستان سعودی به هر گونه رخداد عربی یا بین المللی از جمله توافق های کمپ دیوید که منطقه به لرزه درآورد و در اصول و مبادی آن را تضعیف کرد، بدانیم اما اکنون اوضاع تغییر کرد و خود عربستان تبلدیل به منبع حوادث و رخدادها و ایجاد خبر شده است و سخنگویان نظامی و امنیتی اش از سخن گفتن باز نمی مانند و از فضیلت سکوت بدشان می آید؛ کنفرانس های مطبوعاتی برگزار می کنند و با روزنامه نگاران دیدار می کنند و برای شیوخ شبکه های ماهواره ای مزاحمت ایجاد می کنند و شگفتی هایی را یکی پس از دیگری منفجر می کنند که بر اساس ارزیابی کسی که این شگفتی ها شامل حالش می شوند و بر اساس اردوگاه سیاسی یا عقیده ای که در آن قرار دارد برخی خوشحال کننده هستند و برخی دیگر نه.همین دو روز پیش سرتیپ«احمد عسیری» سخنگوی«توفان قاطعیت» آخرین شگفتی را منفجر کرد هنگامی که در ساعت های پایانی شب اعلام کرد که عربستان آماده مشارکت در هر گونه عملیات زمینی در سوریه است در صورتی که ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا تصمیم به انجام این نوع عملیات علیه داعش بگیرد.ما بر این باوریم که سخنان عسیری و همزمانی آن با فاش کردن تصاویری از راهی شدن یگان های نظامی نیروهای مسلح مصر به عربستان توسط سخنگوی رسمی ارتش مصر در صفحه فیس بوکش که برای مشارکت در فعالیت های آموزش مشترک(رزمایش رعد شمال)که به مدت چندین روز و به منظور افزایش میزان آمادگی فنی و جنگی عناصر شرکت کننده ادامه می یابد، اتفاقی نیست بلکه در چارچوب طرحی که پیش از این میان آمریکا و چندین کشور منطقه ای دیگر شرکت کننده در ائتلاف شصت کشور علیه داعش بر سر آن توافق حاصل شده، صورت می گیرد.پیشرفت میدانی بزرگ و محوری نیروهای ارتش سوریه در منطقه «حلب» و استان جنوبی «درعا» و شکست محاصره سه ساله شهرک هایی مانند «نبل» و «الزهراء» با پوشش هوایی روسیه،عربستان سعودی و ترکیه را نگران کرد و آن ها را واداشت تا از تردید پنج ساله شان چشم پوشی کرده و چالش پذیرش مشارکت نیروهای زمینی در جنگ برای براندازی نظام سوریه را بپذیرند.و بعید نمی دانیم که این «انقلاب»در موضع گیری های سعودی و ترکی دلیل اصلی صدور دستوراتی به هیأت مذاکره کننده معارضان سوری در ژنو برای عقب نشینی فوری از مذاکرات و بازگشت به ریاض به وسیله یک هواپیمای خصوصی که رهبران عربستان برای آنها در فرودگاه ژنو اختصاص دادند،باشد.درست است که «رجب طیب اردوغان» رئیس جمهوری ترکیه گزارش روس ها مبنی بر حضور گسترده و تجمع نیروهای ترکیه در مرزهای سوریه به منظور آمادگی برای حمله زمینی به این کشور را به سخره گرفت اما این به معنای آن نیست که این حضور و تجمع نیروها در عمل صورت نگرفته است. سناریوی جدیدی برای افزایش تنش نظامی با سوریه پس از ناکامی حامیان معارضان برای دستیابی به اهداف شان از طریق راه حل سیاسی در ژنو و نیز پس از بازپس گیری بسیاری از مراکز سوری مهم توسط ارتش سوریه آن هم با سرعت بی سابقه وجود دارد و بعید نیست که معارضان و گروه های مسلح سوری در صورت درخواست شان، مجهز به سلاح های منحصر به فرد شوند.وزرای دفاع پیمان ناتو هفته آینده در بروکسل گرد هم می آیند تا آمادگی عربستان برای اعزام نیروهای زمینی به سوریه و تدوین طرح هایی درباه چگونگی تعامل با تغییر موازنه های قدرت به نفع نظام حاکم بر سوریه و آغاز «بمباران های هوایی جدید برای پایان دادن به هرج و مرجی که بمباران هایی اولیه که پنج سال پیش به وجود آورد»رایزنی کنند.
با توجه به اینکه آقای «عادل الجبیر»وزیر خارجه عربستان سعودی طی شش ماه گذشته مقوله مسهورش را بلبل وار تکرار می کرد«اسد یا با راه حل سیاسی کنار می رود یا با راه حل نظامی اگر راه حل سیاسی جواب ندهد»حالا آیا آمادگی عربستان سعودی برای اعزام نیروی زمینی به سوریه تجسد یأس و انتقال به گزینه نظامی است؟
هر کدام از نیروهای زمینی که عربستان و هم پیمان ترکش به سوریه اعزام می کنند قطعا برای جنگ با داعش اعزام نمی کنند اگر چه این مساله بهانه اعلام شده است بلکه برای جلوگیری از بازپس گیری شهر«حلب»پایتخت اقتصادی سوریه توسط ارتش عربی سوریه است و پس از آن پیشروی به سمت دمشق به شکل های مختلف به منظور براندازی نظام حاکم بر سوریه البته اگر راهی برای دمشق پیدا کنند تا بتوانند در آن بروند و در نهایت نیز بازگرداندن اعتماد به نفس به عناصر گروه های مسلح سوری است که کاهش یافته است،به ویژه در صفوف گروه (تروریستی) «جیش الاسلام»پس از کشته شدن «زهران علوش»رهبر این گروه و گروه (تروریستی)«جیش الفتح»که فشار های زیادی در شهرهای«ادلب»و«جسرالشغور»در اثر بمباران گسترده روسیه متحمل می شود و اعتماد به نفس شان را از دست داده اند.پروفسور «پل کندی» نویسنده کتاب مشهور درباره فروپاشی امپراتوری ها در طول تاریخ دلایل فروپاشی آنها را خلاصه کرد که سه دلیل از همه بارزتر هستند:نخست: توسعه طلبی نظامی در سایه نبود پوشش اقتصادی کافی که منجر به ورشکستگی آنها می شود.دوم: دخالت نظامی در کشورهای خارج از مرزهایشان و این یعنی توسعه طلبی به اندازه ای بیش از توان نظامی و ارتش های آنها، این جدای از اعزام نیروهای اضافی است.سوم: تضعیف امنیت داخلی به دلیل تمرکز بر دخالت های خارجی و استفاده از همه امکانات مالی و انسانی برای حمایت از این دخالت خارجی؛امری که منجر به تضعیف امپراتوری ها از داخل و افزایش آشفتگی ها و وقوع انقلاب های داخلی می شود.ما به خوبی می دانیم که عربستان سعودی امپراتوری بزرگی همانند امپراتوری های روم ، ایران ، اموی و عباسی نیست همانطور که به خوبی می دانیم که امپراتوری عثمانی از هم فرو پاشیده است و تلاش رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری ترکیه برای احیای آن هم چنان با شکست مواجه شده است اما این سه دلیل بر این دو کشور به شیوه های مختلف انطباق دارد همانطور که پیش از آن بر امپراتوری شوروی در سه دهه پیش انطباق داشت و چه بسا بعدها بر امپراتوری آمریکا انطباق پیدا کند.عربستان سعودی از 11 ماه پیش جنگ زمینی و هوایی علیه یمن،یکی از فقیرترین کشورها در جهان و با دشمنانی (حوثی ها و ارتش صالح)به راه انداخته است که به لحاظ تسلیحاتی ضعیف هستند ولی با وجود این نتوانسته است این جنگ را به نفع خود به خود و هم پیمانانش به پایان برساند.علاوه بر آن توان اقتصادی اش به دلایل کاهش درآمدهای نفتی رو به افول رفته است و باعث می شود نتواند جنگ های دیگری که پیچیده تر است و با دشمنانی که به لحاظ تسلیحاتی مجهز ترند و توان نظامی شان بیشتر است،به راه اندازد.عربستان و ترکیه و به همراه آنها برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس جنگ علیه بشار اسد رئیس جمهوری سوریه به راه نمی اندازند بلکه علیه روسیه ،ایران و حزب الله و چه بسا چین در مرحله بعدی راه می اندازند همانطور که هزار بار پیش از این گفتیم ما نمی توانیم زمان آغاز این جنگ را پیش بینی کنیم ولی می توانیم تحولات و شرکت کنندگان در آن را جدای از پایان آن پیش بینی کنیم.
 
منطقه در برابر ماجراجویی نظامی یا به عبارتی دیگر بازی خطرناک جدید عربستان است که منشأ آن یأس و سرخوردگی از ناتوانی در به پایان رساندن جنگ علیه یمن به نفعش است جنگی که تبدیل به جنگ فرسایشی مالی و انسانی و استراتژیک شده است و در عین حال منشأش ناتوانی از تشکیل ائتلاف«اسلامی سنی»برای رویارویی با قدرت روزافزون ایران و شکست این کشور است.آیا ما در برابر یک«ببر زخمی»هستیم که به شکل کورکورانه اینجا و آن جا دست به کارهایی می زند؟
از اکنون درباره حوادث سخن نمی گوییم و برای صدور حکم هایی درباره آن چه ممکن است این ماجراجویی به آن منتهی شود عجله نمی کنیم اما می توانیم بگوییم که پیروزی در آن تضمین شده نیست و کسی که به آمریکا تکیه کند طرفی نمی بندد. ما به تصمیم گیران در عربستان سعودی نصیحت می کنیم که از جنگ یمن درس گرفته و کتاب استادانی مانند پل کندی، ایان موریس و نیال فرگوسن را پیش از هر گونه اعزام نیرویی به سوریه بخوانند.ما به خوبی می دانیم که آنها به این نصیحت عمل نمی کنند همانطور که به نصیحت های پیش از این در سایه تغیر بزرگ در سیاست های عربستان و احساساتی شدن آن به طوری که برخی از نویسندگانش آن را «عقیده سلمان»نامیدند،عمل نکردند؛عقیده سلمان «تردید» و «درنگ»را پیش از اتخاذ هر گونه تصمیم سیاسی یا استراتژیک که در هشتاد سال سابق حاکم بود، رد می کند.پس ما شاهد جنگ می شویم...اما چه کسی برای ورود به آن عجله می کند؟
اگر وضع این گونه باشد و به احتمال زیاد چنین است،پس ما طی روزهای آینده سرتیپ عسیری را زیاد می بینیم و چه بسا نیاز به بیش از یک معاون یا جانشین دارد.اگر این جنگ آغاز شود،چهره منطقه و مرزها و نقشه ها و دولت های آن را تغییر می دهد.