پیام خانه
ملت به مردم17شهریور-97
تهران-
ایرنا- رأی امروز نمایندگان به طرح شفافیت آرا در مجلس را میتوان یک رأی به تمام
معنا «تأسفآور» دانست.
روزنامه
ایران در یادداشتی به قلم محمدعلی وکیلی نماینده مجلس، آورده است: مسأله تنها این
نیست که چرا مجلس به عنوان نهاد نظارتی که مکرراً خواهان شفافیت دیگر دستگاهها
شده، خود زیر بار این موضوع نرفته است. مسأله مهمتر و اساسیتر این است که چرا
طرحی که بیش از 50 درصد نمایندگان آن را امضا کردهاند، نتوانست بیشتر از 20 درصد
رأی کل مجلس را به خود اختصاص دهد؟
به نظر میرسد این نوع رفتار در مجلس نتواند در منظر افکار عمومی قابل قبول باشد. از همین زاویه به نظر میرسد اگر طرح شفافیت آرا نمایندگان تنها 30 یا 40 امضا داشت، امروز انگشت اتهام بابت این رفتار سمت مجلس گرفته نمیشد. اینکه طرحی دارای 160 امضا باشد و یک فوریت آن کمتر از 60 رأی بیاورد، پیام بسیار منفی و ناامیدکنندهای است که از سوی بهارستان به جامعه مخابره میشود. این پیام نه یک طیف، فراکسیون، جناح و حتی دوره خاص از مجلس بلکه کل نهاد مجلس و دستگاه قانونگذاری را در افکار عمومی زیر سؤال خواهد برد و تبعاتی بسیار نامیمون بر جای باقی خواهد گذاشت.
در مجلس دو دسته نگرانی برای شفاف شدن آرای نمایندگان وجود داشت؛ یکی از این جهت که شفاف شدن آرا میتواند زمینه مشکلاتی برای نمایندگان درخصوص بررسی صلاحیتها توسط شورای نگهبان را ایجاد کند. دیگری هم این نگرانی مطرح بود که امکان دارد با شفاف شدن و علنی شدن آرا، نمایندگان در مواردی به خاطر رأی خود در مقابل افکار عمومی قرار بگیرند. اما این نگرانیها هیچ کدام نمیتوانست هموزن با پیامدهای مثبت شفاف شدن آرا در صحن علنی باشد.
مطالبه مردم درخصوص شفافیت مطالبه کاملاً برحق و درستی است که البته با تأخیر نسبت به آن حساس شدهایم. با رأیی که مجلس به این طرح داد از این پس هر نهادی که توسط نمایندگان توصیه به شفافیت بیشتر شود میتواند این بهانه را بیاورد که اگر شفافیت خوب بود چرا مجلس از خودش آغاز نکرد و جلوی شفافیت در پارلمان را گرفت؟ در چنین موقعیتی خیلی از نمایندگان نمیتوانند پاسخ مناسب و درخوری با توجه به تصمیم اخیر داشته باشند.
البته این نکته هم جای تأسف دارد که برخی از نمایندگان که تعداد آنها هم کم نیست نگرانیهای جدی بابت تأثیر رأی خود در مجلس بر نظر شورای نگهبان برای احراز صلاحیت مجددشان دارند. اینکه سازوکار بررسی صلاحیتها به مسیری رفته که نمایندگان حتی نسبت به علنی شدن رأی خود که حق قانونی و مسلم آنهاست هم واهمه دارند، یعنی محدودسازی آشکار دامنه اختیارات نمایندگان برای تصمیمگیری به واسطه ابزاری که در اختیار شورای نگهبان است. ابزاری که در همین دست مقاطع مشخص میشود تا چه اندازه روی حقوق قانونی نمایندگان، دایره انتخاب مردم و تصمیمگیریهای غیرسیاسی و فنی تأثیر منفی میگذارد.
*منبع: روزنامه ایران،1397،6،15
به نظر میرسد این نوع رفتار در مجلس نتواند در منظر افکار عمومی قابل قبول باشد. از همین زاویه به نظر میرسد اگر طرح شفافیت آرا نمایندگان تنها 30 یا 40 امضا داشت، امروز انگشت اتهام بابت این رفتار سمت مجلس گرفته نمیشد. اینکه طرحی دارای 160 امضا باشد و یک فوریت آن کمتر از 60 رأی بیاورد، پیام بسیار منفی و ناامیدکنندهای است که از سوی بهارستان به جامعه مخابره میشود. این پیام نه یک طیف، فراکسیون، جناح و حتی دوره خاص از مجلس بلکه کل نهاد مجلس و دستگاه قانونگذاری را در افکار عمومی زیر سؤال خواهد برد و تبعاتی بسیار نامیمون بر جای باقی خواهد گذاشت.
در مجلس دو دسته نگرانی برای شفاف شدن آرای نمایندگان وجود داشت؛ یکی از این جهت که شفاف شدن آرا میتواند زمینه مشکلاتی برای نمایندگان درخصوص بررسی صلاحیتها توسط شورای نگهبان را ایجاد کند. دیگری هم این نگرانی مطرح بود که امکان دارد با شفاف شدن و علنی شدن آرا، نمایندگان در مواردی به خاطر رأی خود در مقابل افکار عمومی قرار بگیرند. اما این نگرانیها هیچ کدام نمیتوانست هموزن با پیامدهای مثبت شفاف شدن آرا در صحن علنی باشد.
مطالبه مردم درخصوص شفافیت مطالبه کاملاً برحق و درستی است که البته با تأخیر نسبت به آن حساس شدهایم. با رأیی که مجلس به این طرح داد از این پس هر نهادی که توسط نمایندگان توصیه به شفافیت بیشتر شود میتواند این بهانه را بیاورد که اگر شفافیت خوب بود چرا مجلس از خودش آغاز نکرد و جلوی شفافیت در پارلمان را گرفت؟ در چنین موقعیتی خیلی از نمایندگان نمیتوانند پاسخ مناسب و درخوری با توجه به تصمیم اخیر داشته باشند.
البته این نکته هم جای تأسف دارد که برخی از نمایندگان که تعداد آنها هم کم نیست نگرانیهای جدی بابت تأثیر رأی خود در مجلس بر نظر شورای نگهبان برای احراز صلاحیت مجددشان دارند. اینکه سازوکار بررسی صلاحیتها به مسیری رفته که نمایندگان حتی نسبت به علنی شدن رأی خود که حق قانونی و مسلم آنهاست هم واهمه دارند، یعنی محدودسازی آشکار دامنه اختیارات نمایندگان برای تصمیمگیری به واسطه ابزاری که در اختیار شورای نگهبان است. ابزاری که در همین دست مقاطع مشخص میشود تا چه اندازه روی حقوق قانونی نمایندگان، دایره انتخاب مردم و تصمیمگیریهای غیرسیاسی و فنی تأثیر منفی میگذارد.
*منبع: روزنامه ایران،1397،6،15