يادداشت روز اوین نامه ی کیهان " آرزوي كور و هفتمين گور "

 اوین نامه ی کیهان شنبه 16 بهمن ماه سال 1395
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان " آرزوي كور و هفتمين گور "
 شیوه قلمزنی و فعالیت اوین نامه ی کیهان و همکاران قلم بردست سربازجو شریعت نداری همچون بیماری واگیردار ومسری است که سریع بیماری سرایت می کند  .چون تایک موضوعی مطرح می شود که مربوط به پاسداران وجناح رقیب وبرجام وآمریکا وامثالهم می شود .همه  قلم بردستان  و ستون های اوین نامه ی کیهان بسیج می شوند تامحور موضوع مطرح شده قلمفرسایی کنند و ازموضع ضد آمریکایی جولان دهند ولغز خوانی  وتهدید و.... کنند. بطور مثال اکنون داستان فاش شدن  پرتاب موشک نا کام پاسداران و انتقاد ترامپ به این آزمایش موشکب وتصمیم به عدم ورود اتباع 7 کشور مسلمان که شامل رژیم وارونه ولایت فقیه هم می شود . لذا قلم بردستان اوین نامه  نامه کیهان در پرخاش گری و.... به ترامپ تلاش کرده اند ازهم دیگر سبقت بگیرند.

لفاظي هاي اين روزهاي رئيس جمهور آمريکا و برخي مقامات دولت وي عليه ايران در کانون توجه رسانه ها و افکار عمومي قرار گرفته است. ترامپ روز پنجشنبه و ديروز يک پيام توئيتري عليه ايران منتشر کرد. مضمون پيام هاي ترامپ از اين قرار است؛ «ايران رسما به خاطر پرتاب موشک بالستيک اخطارگرفته است. آنها بايد قدر اين توافق بسيار بد با آمريکا را مي دانستند»، «ايران داشت نفسهاي آخر را مي کشيد و رسماً در حال فروپاشي بود که آمريکا آمد و با يک توافق نجاتش داد: ۱۵۰ ميليارد دلار» و «ايران با آتش بازي مي کند. آنها قدر مهرباني اوباما را ندانستند. من آنطور نيستم!» مايکل فلين، مشاور امنيت ملي آمريکا نيز - با لحني بسيار شبيه پيام هاي ترامپ- از آزمايش اخير موشکي ايران و حمايت از مردم يمن به شدت انتقاد کرده و گفته است؛ «ما امروز رسما به ايران اخطار مي دهيم.» درباره جار و جنجال هاي اخير کاخ سفيد عليه تهران نکات زير قابل تامل است؛
    ترامپ و تيم سياسي- امنيتي وي در حال امتحان کردن جمهوري اسلامي ايران هستند. لفاظي هاي اخير و برخي اقدامات مانند تحريم 25 فرد و شرکت ايراني به بهانه حمايت از تروريسم در همين راستا قابل تحليل و ارزيابي است. واکنش و رفتار ايران در مقابل اين دوره تست و گذار، رفتار و سياست بعدي واشنگتن را تعيين مي کند. از اين منظر بايد گفت روزها و هفته هاي آينده بسيار حساس و تعيين کننده هستند. جي سولومون تحليلگر برجسته آمريکايي و نويسنده کتاب «جنگ هاي ايران: بازيهاي جاسوسي، نبردهاي بانکي و قراردادهاي محرمانه اي که شکل خاورميانه را تغيير داد» به تازگي در نشستي به ميزباني بنياد هريتيج در اين مورد گفت: «دولت ترامپ در ماه هاي نخست تلاش خواهد کرد تا ايران را از نظر اعمال تحريمها عليه شرکتهاي ايراني بسنجد و ببيند که آيا ايران به حرف خودش عمل خواهد کرد که هرگونه اعمال تحريمها به معناي نقض توافق هسته اي است و ايران از توافق هسته اي عقب خواهد نشست. من پاسخ اين سوال را نمي دانم. فکر مي کنم درهرحال، دولت ترامپ خواهد کوشيد ايران را از اين منظر امتحان کند. دولت ترامپ خواهد کوشيد ايران را در سوريه و خليج فارس و عراق امتحان کند

    درباره ميزان جدي بودن تهديد نظامي ايران نيز سخن بسيار است اما آقاي ترامپ که چند روز پيش با دخترش به مراسم بزرگداشت تکاور آمريکايي کشته شده در يمن رفته بود، شايد گزارش واقعي عملکرد زبده ترين نيروهايش-موسوم به SEAL- در منطقه البيضاء يمن را، بي واسطه شنيده باشد. عملياتي که هفته گذشته به بهانه مبارزه با القاعده انجام شد و اولين عمليات نظامي برون مرزي در دوره رياست جمهوري ترامپ بود. در اين عمليات ده ها غيرنظامي يمني کشته شدند. يک مقام نظامي آمريکايي در تشريح اين عمليات گفته است؛ «تقريباً همه چيز اشتباه پيش رفت» و رسانه ها نيز از آن به عنوان «يک افتضاح کامل» نام مي برند. 

    در اينکه واشنگتن سال هاست به ضربه زدن به ايران علاقه مند است، هيچ شکي نيست. مسئله و مانع عدم توانايي است. آمريکايي که از پس گروهک هاي شبه نظامي در گوشه و کنار منطقه برنمي آيد و يک عمليات محدود را به يک افتضاح تبديل مي کند، رئيس جمهورش بايد در سخن گفتن از گزينه هاي روي ميز عليه کشوري همچون جمهوري اسلامي ايران –که يک بار به سختي و به مدت 8 سال محک جنگي خورده است- دقت بيشتري کند. همانطور که سه سال پيش بروس ريدل در پايگاه انديشکده بروکينگز نوشت؛ آمريکايي ها نبايد درس هاي اولين جنگ خود با ايران را فراموش کنند.
     در روزهاي اخير برخي چهره ها و رسانه هاي مدعي اصلاحات در تحليل وضع موجود و چگونگي برخورد با سياست آمريکا، سخنان تاسف انگيز، خفت بار و عجيب و غريبي بر زبان و قلم جاري مي کنند. شاه بيت اين تحليل ها و مواضع از اين قرار است که؛ 1-خصومت هاي آمريکا تقصير خودمان است! 2- واکنشي نشان ندهيم که دشمن عصباني شده و خصومت بيشتري بورزد! 3-ترامپ نماينده آمريکا نيست و سياست هاي او را نبايد به پاي سيستم خردگراي آمريکا نوشت! 4-قدر عافيت دوران اوباما را ندانستيم و به مصيبت ترامپ دچار شديم!

    البته در اين جماعت اين ميزان از حقارت عجيب و غيرمنتظره نيست اما بلاهت در تحليل نحوه برخورد را نمي توان عادي دانست. دعوايي را فرض کنيد که فردي قلدر به درب منزل شما آمده و با هياهو و سروصدا مي خواهد باجي بگيرد. بار اولش هم نيست و سابقه اي طولاني دارد. حالااين وسط يک نفر هم پيدا شده و به جاي کمک و تشر زدن به فرد قلدر و مزاحم، شما را نصيحت مي کند که کوتاه بيا و مهاجم را عصباني نکن! بعيد است اين رفتار را بتوان به بلاهت نسبت داد و منطقي ترين ارزيابي آن است که فرد به اصلاح ناصح و خيرخواه، با قلدر محله سر و سرّي دارد و از سفره باج گيري، استخواني هم نصيب او مي شود. 

    و اما درباره بزک دموکرات ها و اوباما که در اين فقره نيز به طرز جالبي تيم ترامپ و مدعيان اصلاحات هم نظر و همسو هستند. ترامپ مي گويد قدر مهرباني هاي اوباما را ندانستيد و مدعيان اصلاحات نيز عزا گرفته و عصباني هستند که چرا همه مشکلاتمان با آمريکا را در دوره دموکرات ها حل نکرديم! اين افراد توضيح نمي دهند همان مشکل تحريم ها که قرار بود بر اساس برجام حل شود، سرنوشتش چه شد. مي توان از دريچه دوربين زنده تلويزيوني در چشم هشتاد ميليون ايراني زل زد و ادعا کرد تحريم ها رفع شده است اما واقعيت که با حرف عوض نخواهد شد. شديدترين تحريم ها در کدام دوران عليه ملت ايران وضع شد؟ مگر نه اين است که سنگ بناي ممنوعيت صدور ويزا براي 7 کشور مسلمان، در دوره اوباماي مهربان گذاشته شد؟

     سوم ژانويه -17 روز قبل از مراسم تحليف ترامپ- طرحي در مجلس نمايندگان آمريکا ارائه شد که هم اينک در کميته روابط خارجي در حال بررسي و طي روند قانوني خود است. طرحي با نام (۱۰ .H. J. RES) که به دولت آمريکا اجازه استفاده از نيروي نظامي عليه ايران را مي دهد. بهانه استفاده نيز جالب است؛ جلوگيري از دستيابي ايران به سلاح هسته اي!! يعني همان بهانه اي که قرار بود با برجام از آمريکا گرفته شود. ارائه دهنده طرح نيز جالب است؛ آلسي ال.هستينگز، نماينده فلوريدا، که اتفاقاً دموکرات است، يعني هم حزبي همان اوباماي مهرباني که قدرش را ندانستيم! 

    رهبر معظم انقلاب اسلامي 27 تير سال 1394 درباره لفاظي هاي دولت اوباما عليه ايران فرمودند؛ « پنج رئيس جمهور ديگر [آمريکا] از اوّل انقلاب تا امروز، در اين آرزو که جمهوري اسلامي را تسليم کنند يا مُردند يا در تاريخ گم شدند، شما هم مثل آنها؛ شما هم اين آرزو را هرگز به دست نخواهيد آورد که ايران اسلامي را تسليم کنيد.» گرچه بلوف هاي ترامپ براي دوشيدن بيشتر رژيم هاي مرتجع حاشيه خليج فارس کارايي دارد، اما بي شک او هفتمين رئيس جمهور آمريکاست که آرزوي تسليم ايران اسلامي را به گور مي برد. نويسنده: محمد صرفي