زیده ها قسمت چهارم

زیده ها قسمت چهارم 16 بهمن - 95
یازدهمین کنگره و بیستمین سالگرد تأسیس سازمان عدالت و آزادی
روز گذشته یازدهمین کنگره سازمان عدالت و آزادی ایران اسلامی هم‌زمان با بیستمین سالگرد تأسیس آن با حضور میهمانانی نظیر دکتر علیرضا علوی‌تبار، دکتر عبدالله رمضان‌زاده و سایر اعضای این حزب سیاسی از سراسر کشور و تنی چند از نمایندگان مجلس و احزاب برگزار شد.
کنشگری ٢٠ ‌ساله
به گزرش شرق، در ابتدای این مراسم، مهدی مقدری، دبیرکل سازمان عدالت و آزادی، ضمن خوشامدگویی به میهمانان و اعضای کنگره گفت: سازمانی که امروز باافتخار میزبان شماست، حاصل ٢٠ سال کنش سیاسی مداوم و استوار عزیزانی‌ است که برای تحقق «عدالت» و «آزادی» راه دشوار و طاقت‌فرسا، اما ناگزیر اصلاحات را برگزیدند و هیچ‌گاه از کنشگری در عین واقع‌گرایی از دو حقیقت ناب «عدالت» و «آزادی» دست نکشیدند. وی ادامه داد: سازمانی که در نخستین روزهای پس از حماسه جاودان و پرشکوه دوم خرداد ۷۶ و در پیوند با اندیشه‌های رئیس دولت اصلاحات شکل گرفتت و امروز بعد از گذشت ٢٠ سال از فعالیت پرفرازونشیب حزبی و مواجهه با‌ هزاران تجربه ریزودرشت و تلخ‌وشیرین، همچنان با باوری راسخ‌تر و عزمیی جزم‌تر، خود را در مسیر همان باور درخشان به اسلام رحمانی، حقوق و کرامت انسانی و لزوم دموکراسی آگاهانه و مسئولیت‌شناسانه می‌بیند و این اندیشه را ژرف‌ترین، انسانی‌ترین و کارآمدترین تفسیر از آرمان‌های انقلاب اسلامی یافته، پی‌جویی آن را شرط وصول به ایرانی آباد، آزاد، پیشرفته و مستقل می‌داند.
مقدری با بیان اینکه در ٢٠سالگی تشکیلات منسجم، پرامید و برنامه‌محورمان، توفیق یافته‌ایم تا یازدهمین کنگره آن را با شعار «صلح و اصلاحات با تداوم امید و عقلانیت» برگزار کنیم، خاطرنشان کرد: کنگره یازدهم را در شرایطی برگزار می‌کنیم که فضای سیاسی کشور هنوز در بُهت و ماتم فقدان شخصیت تاریخ‌‌ساز انقلاب و نظام و سیاست‌مدار برجسته ایرانی، مرحوم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، به‌سر می‌برد و دل‌نگران آینده سیاست‌ورزی خردمندانه، اعتدالی و توسعه‌‌محور در دوران پساهاشمی است. وی در پایان تأکید کرد: ما ضمن اعلام وفاداری مجدد به آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی، باور به مشروعیت نظام جمهوری اسلامی، التزام به قانون اساسی و اعتقاد ژرف به راه و اندیشه روشن جریان اصلاحات و با عزمی راسخ برای تعمیق دموکراسی، گسترش حقوق‌بشر و پی‌جویی مطالبات آزادی‌خواهانه و عدالت‌جویانه ١٥٠‌ساله ملت بزرگ ایران، دهه سوم تکاپوی تشکیلاتی خود را با توکل و اعتماد به وعده نصرت الاهی آغاز می‌کنیم و در پیمودن این راه پرفرازونشیب و افتخارآفرین، از همه باورمندان به اسلام رحمانی و انسانی، دموکراسی‌خواهان، کنشگران حقوق‌بشری، دلسوزان وطن و آرزومندان صلح و اصلاحات، یاری و استمداد می‌طلبیم.
کادرسازی لازمه کار سیاسی است
در ادامه این کنگره، پیام دکتر سعید حجاریان به یازدهمین کنگره سازمان از سوی بهراد بهشتی، عضو شورای مرکزی این سازمان، قرائت شد. در بخشی از این پیام آمده است: «لازمه کار سیاسی حرفه‌ای، کادرسازی و انتقال تجربه از نسل‌های گذشته به نسل‌های بعدی است. همچنین ارتباط‌گیری وسیع با سایر احزاب و معرفی خود در جامعه سیاسی. بنابراین شما که جوان هستید و نشاط جوانی دارید، می‌توانید با مشی معتدل و یافتن راه‌های کم‌هزینه به حیات خود ادامه دهید. در شرایط کنونی با مشکلات عدیده‌ای که فضای سیاسی ایران را تهدید می‌کند و با خسارات دولت‌های نهم و دهم که دولت کنونی را با دشواری‌ها و موانع بسیاری روبه‌رو کرده است، این نگرانی وجود دارد که مجموعه گرفتاری‌ها به سیاست‌زدایی جامعه بینجامد. ضمن آرزوی توفیق برای سازمان عدالت و آزادی و گام‌برداشتن آن در مسیر حرفه‌ای‌شدن باید تأکید کنم که مهم‌ترین نقش سازمان‌ها و احزاب سیاسی و از جمله سازمان عدالت و آزادی، روشن نگاه‌داشتن چراغ فعالیت سیاسی و تشکیلاتی در جامعه و امر سیاسی است».
بحران‌های خطرناک
در ادامه این مراسم، علیرضا علوی‌تبار به ریشه‌یابی عدم تحقق توسعه در ایران پرداخت و گفت: توسعه واجد یک تعریف ملی است و در حالت عام، فرایندی است که در آن ظرفیت‌های ملی یک نظام اجتماعی و پویایی آن افزایش می‌یابد تا بتواند نیازهای مردم را تأمین کند و خود را با تحولات محیطی تطبیق دهد. این استاد دانشگاه با تشریح برخی معضلات مهمی که ایران را در آستانه بحران قرار داده است، تصریح کرد: نظام اداری ایران که ارادت‌سالار است، در دولت نهم و دهم شخم ‌زده شد، ولی دولت یازدهم توانست با تحقق برجام خطر جنگ را از دوش ایران بردارد. وی ادامه داد: هرچند در عین برخی انتقادات به این دولت نباید فراموش کنیم که برای دولت یازدهم محدوده‌ای تعریف شده که طبق آن مجبور است در همین محدوده فعالیت کند. علوی‌تبار با تأکید بر اینکه ایران با پنج مشکل بحرانی روبه‌روست، اظهار کرد: بحران اول آنکه در شرایطی که برخی نیروهای منطقه دیگر تابع آمریکا نیستند، هویت ملی ما از درون و برون با تهدید مواجه است. بحران دوم، سقوط اعتبار برخی دستگاه‌ها و نهادها و تشدید رقابت‌های آنهاست، درحالی‌که با اعتبار حداقلی دولت، مردم ضرر می‌کنند.
بحران سوم، کاهش شدید همبستگی اجتماعی و افزایش ناهنجاری، بحران چهارم گسترش خط فقر مطلق و شدید به‌گونه‌ای که احساس تبعیض و نابرابری در کنار گسترش فقر به‌شدت نگران‌کننده است و بحران پنجم کمبود آب و محیط زیست است. او با تأکید بر اینکه یک نسل هیچ‌گاه دوبار انقلاب نمی‌کند، همچنین گفت نیت نیروی خارجی و جهت‌گیری آن در اختیار ما نیست؛ به طور مثال آنان با گسترش تحریم‌ها مردم عادی را نشانه گرفتند همان‌طور که شاهد سقوط مردم در هواپیما‌ها یا مرگ آنها در نبود دارو بودیم.

«
وفاق»، تنها راهکار برون‌رفت از سختی‌ها
عبدالله رمضان‌زاده، سخنگوی دولت اصلاحات در ادامه این کنگره با اشاره به اینکه آینده ایران در گرو آشتی ملی است، گفت: برای برون‌رفت از سختی‌های پیش‌ِروی کشور، نیازمند شرایطی هستیم که در آن از یک اصل به نام «وفاق» پیروی کنیم و آشتی ملی داشته باشیم. رمضان‌زاده ادامه داد: صاحب‌نظران ابتدا پیش‌نیاز توسعه را ثروت می‌دانستند و بر این باور بودند کشورهای ثروتمند توسعه می‌یابند، اما چندی بعد مشخص شد ثروت به تنهایی نمی‌تواند توسعه بیاورد و علاوه بر سرمایه مالی، سرمایه انسانی نیز لازمه توسعه است. پول باید در اختیار انسان‌های رشد‌یافته قرار گیرد به همین منظور مدیریت منابع انسانی در جهان مورد توجه قرار گرفت. سخنگوی دولت اصلاحات با اشاره به اینکه با گذشت زمان از اوایل دهه ٩٠ میلادی، همگان دریافتند با وجود ثروت‌های مادی و انسانی باز هم توسعه اتفاق نمی‌افتد، تصریح کرد: با تحقیقات انجام‌شده، محققان به این نتیجه رسیدند شرط سوم رسیدن به توسعه در کنار ثروت و سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی است.
وی با تأکید بر اینکه مهم‌ترین شاخصه سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی است، گفت: در کشور ما بیشترین نهادهای مردمی در اصفهان حضور دارند. در واقع اگر بخواهید حزبی پس از پایتخت به مرکزیت شهری دیگر بنا کنید، آن شهر باید اصفهان باشد. پس اگر می‌خواهید روند توسعه در کشور و اصفهان ادامه یابد، راهی جز تشکیل تشکل‌های صنفی کوچک ندارید و اگر آنها با هم ربط پیدا کنند، احزاب بزرگ ایجاد می‌شوند. سخنگوی دولت اصلاحات با اشاره به اینکه برای خروج از مشکلات باید به فکر گسترش شبکه‌هایی از نهادهای اجتماعی باشیم، گفت: این شبکه‌ها باید در همه حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گسترده شود. وی به برخی مشکلات این روزهای کشور اشاره و تصریح کرد: کشور امروز با مشکل شدید مالی روبه‌روست.
ما در سال ٨٢ برای اینکه بتوانیم سطح اشتغال را در همان اندازه که ٢,٥‌ میلیون نفر بود نگه داریم، سالانه باید ٧٠ تا صد میلیارد دلار هزینه می‌کردیم، این در حالی است که در هشت سال دولت گذشته، یعنی از سال ٨٤ تا ٩٤ نرخ اشتغال‌مان هیچ تفاوتی نکرده است، حال تصور کنید به آن ٢.٥‌ میلیون نفر چهار میلیون نفر با احتساب سالانه ورود ٥٠٠‌ هزار نفر به سن اشتغال اضافه شود. امروز حداقل تعداد بی‌کاران ٦.٥‌ میلیون نفر است. به گفته وی، درباره آسیب‌های اجتماعی اوضاع کشور به حدی است که مقامات عالی از مسئولان خواسته‌اند کاری ‌کنند. امروز ما در آستانه سال‌های سختی قرار گرفته‌ایم با کینه‌توزی نمی‌شود پیشرفت کرد؛ ما نیازمند همدلی هستیم.
سازمان عدالت و آزادی توانسته از سیاست تمرکززدایی کند
ناهید تاج‌الدین، نماینده اصلاح‌طلب اصفهان نیز در پیامی به یازدهمین کنگره سازمان عدالت و آزادی تأکید کرد: «سازمان عدالت و آزادی تنها حزبی است که توانسته از سیاست تمرکززدایی کند و جغرافیای توسعه سیاسی را با موفقیت بسط داده و طرحی نو دراندازد». وی همچنین تصریح کرد: «از این رهگذر، سازمان نقش مؤثری در توسعه سیاسی ایفا می‌کند و حضور آن موجب پالایش سیاست و سیاست‌ورزی و پویایی آن خواهد بود».تاج‌الدین ضمن ابراز امیدواری و تلاش خود برای اعتلای جایگاه احزاب در سپهر سیاسی ایران خاطرنشان کرد: «سیاست در جامعه ایرانی باید به پیشه افراد بدل شود و فراگیری عقلانیت سیاسی نیز مستلزم تحزب است».
قاتل مرد جوانی که با قمه دستش به خون الوده شده بود در حالی از سوی پلیس بازداشت شده که مدعی است ماجرا برای انتقام‌جویی بوده است.

به گزارش «خبر جنوب»، چند روز قبل مردی در بیضا استان فارس با دیدن شعله‌های آتش در خرابه‌ای در آن نزدیکی با آتش‌نشانی و پلیس تماس گرفت. وقتی آتش‌نشان‌ها حریق را مهار کردند، جسد سوخته مرد جوانی که در میان ضایعات و انبوهی از زباله افتاده بود، بیرون کشیده و ماجرا به بازپرس جنایی گزارش شد.
تیمی از کارآگاهان زیر نظر بازپرس، راهی محل حادثه شدند. جسد سوخته متعلق به جوانی بود که به نظر می‌رسید در محلی به قتل رسیده و سپس جسدش به این محل منتقل شده است. آثار اصابت ضربات جسم تیز بر بدن وی حکایت از آن داشت که ابتدا با ضربات چاقو یا چیزی شبیه به آن به قتل رسیده است.
با توجه به حساسیت موضوع، پرونده‌ای تشکیل و تحقیقات در این رابطه آغاز شد. در گام اول تحقیقات، ماموران به بررسی پرونده‌های مربوط به افرادی پرداختند که مفقودی‌شان چند روز قبل به ماموران گزارش شده بود. به همین دلیل ماموران از خانواده تعدادی از مفقودان برای شناسایی جسد دعوت کردند و در نهایت در حالی که جسد این جوان به شدت سوخته بود، خانواده وی با مراجعه به پزشکی قانونی او را شناسایی کردند.
با شناسایی جسد و محرز شدن ارتکاب جنایت، مسیر رسیدگی به پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد. در حالی که تحقیقات برای کشف راز جنایت آغاز شده بود، از پزشکی قانونی خبر رسید که قربانی با اصابت ضربه قمه به شکمش به قتل رسیده و پس از آن جسدش به آتش کشیده شده است.
کارآگاهان در ادامه دریافتند که این جوان در شیرزا به قتل رسیده و سپس جسدش به بیضا منتقل شده است. با انجام اقدمات گسترده پلیسی، یک مظنون به قتل که از آخرین افرادی بود که با مقتول تماس گرفته بود شناسایی شد. او پس از دستگیری مدعی شد که بیگناه است. با این حال پلیس که به او مظنون بود وی را بازداشت کرد و تحقیقات برای کشف راز قتل ادامه یافت.
تحقیقات نشان می‌داد که در تاریکی شب، وی جسد را داخل پتو گذاشته و به خرابه‌ای اطراف بیضا منتقل کرده است. به این ترتیب بازجویی از او ادامه یافت تا اینکه پس از گذشت چند روز، او راز جنایت را فاش کرد.
این متهم گفت: من و مقتول از مدت‌ها قبل با یکدیگر سر مسائل ناموسی اختلاف داشتیم. او را سوار خودرو کردم و پس از اینکه با هم بحثمان شد با قمه او را به قتل رساندم. سپس جسد را درون پتو پیچیدم و داخل صندوق عقب گذاشتم. جسد را در اطراف بیضا با بنزین آتش زدم و از محل متواری شدم.
با توجه به ادعاهای متهم، برای او قرار بازداشت صادر شد و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.
مرد ۳۸ ساله ای که سال گذشته پس از تحمل کیفر به جرم جاسوسی از زندان آزاد شده بود، دوباره به اتهام جعل مهرهای دادگستری و سپاه و همچنین نگهداری تجهیزات نظامی دستگیر شد و احتمال می‌رود وی با اتهامات دیگری روبه‌رو شود.
معاون دادستان مشهد در امور جرایم خاص در گفت‌وگو با روزنامه «خراسان» گفت:  ماموران کلانتری شهید رجایی مشهد با استفاده از گزارش های مردمی به اطلاعاتی دست یافتند که  نشان می‌داد فرد مشکوکی با داشتن سلاح کمری در شهر تردد می‌کند.
قاضی سیدجواد حسینی افزود: با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع بلافاصله دستور بررسی‌های غیرمحسوس و شناسایی مخفیگاه این فرد صادر شد. ماموران انتظامی با هدایت سرگرد علی عبدی (رئیس کلانتری شهید رجایی) پس از مدتی رصدهای اطلاعاتی و زیرنظرگرفتن این مرد ۳۸ ساله بهه سرنخ هایی رسیدند که نشان می‌داد این مرد کارمند سابق کنسولگری یکی از کشورهای خارجی در مشهد بوده که به جرم جاسوسی دستگیر وو روانه زندان شده بود.
این مقام قضایی اضافه کرد: با به  دست آمدن این اطلاعات، ماجرای حمل سلاح وارد مرحله جدیدی شد و ماموران انتظامی با کسب مجوزهای قضایی مخفیگاه این فرد در  مشهد را شناسایی و بازرسی کردند.
قاضی حسینی گفت: در بازرسی از منزل وی، یک قبضه کلت قلابی که بسیار شبیه کلت جنگی واقعی است به همراه مهرهای جعلی دادگستری و سپاه پاسداران، تجهیزات نظامی و همچنین پنج پاسپورت با ویزای عربستان کشف و ضبط شد.
سرپرست مجتمع قضایی شهید بهشتی مشهد گفت: متهم این پرونده با تفهیم اتهاماتی از قبیل نگهداری تجهیزات نظامی و جعل مُهرهای دادگستری و سپاه در اختیار معاونت اطلاعات سپاه پاسداران مشهد قرار گرفت تا بررسی‌های بیشتری در این زمینه صورت گیرد.
مستنداتی رسیده که نشان می‌دهد چهار نفر دیگر هم زنده هستند. جان استید، مدیر بخش شرق آفریقای گروه «اقیانوس، بدون دزدان دریایی» که دوسالی است ماجرای صیادان ایرانی را پیگیری می‌کند؛ هفته قبل گفته بود از دزدها خواسته‌اند با ارائه عکس و فیلم، زنده‌بودن هشت ایرانی را که گویا در دو گروه چهارنفره به صورت جداگانه نگهداری‌ می‌شوند، ثابت کنند. حالا دومین فیلم هم رسیده است و اطمینان داریم هشت ایرانی در خیلج عدن چشم به یاری دولت دارند.

به گزارش «شرق»، شیرمحمد، جاسم، احمد و سعید نزدیک به دو سال است که در دست عبدالولی (دزد دریایی سومالیایی) گرفتارند. اینها بازماندگان همان گروه ١٣‌ نفره هستند که «گلاب» با پای پیاده از آن گریخت و هشت نفر بعدی از پس شکنجه، گرسنگی و شرایط سخت آن برنیامدند و جان باختند.
در ویدئویی که به تازگی به دستمان رسیده، روی زمین چنباتمه زده و رو به دوربین کمک می‌خواهند. شیرمحمد به زبان بلوچی می‌گوید: «در لنج ٢١ نفر بودیم. چهار نفر نجات پیدا کردند (فرار کردند) و ما به دو گروه تقسیم شدیم. ناخدا و سه نفر دیگر را در یک گروه از ما جدا کردند. ما در یک گروه ١٣ نفره بودیم. یک نفر را از ما جدا کردند و هشت نفر دیگر نیز با شرایط سخت اینجا دوام نیاوردند و از گرسنگی و تشنگی مردند».
اگر نگوید هم مشخص است که چقدر ضعیف و ناتوان شده‌اند اما می‌گوید: «ما خیلی ضعیف و ناتوان هستیم. به ما غذای کافی نمی‌دهند. گاهی هر ١٥ روز یک‌ بار به ما غذا می‌دهند. الان دو ماه است که هیچ غذایی نخورده‌ایم. مجبوریم از علف‌های اطراف خود تغذیه کنیم تا زنده بمانیم».
کاغذهایی در دست دارند که نشان می‌دهد این ویدئو سوم بهمن‌ماه ضبط شده و ما نمی‌دانیم هنوز علف می‌خورند یا در دوازده سیزده روز گذشته غذا گیرشان آمده!
شیرمحمد ادامه می‌دهد: «شما را به خدا وضعیت بد ما را درک کنید. آنقدر ضعیف هستیم که نه توان ‌رفتن داریم، نه نشستن. الان می‌توانم بگویم که وضع جسمی ما از یک پیرمرد ٧٠ ساله بدتر است».
پول یا معاوضه زندانی
نزدیک به دو سال است که صیادان ایرانی، به وسیله دزدان دریایی سومالی گروگان گرفته شده‌اند؛ دزدانی که از سر فقر و بدبختی به دزدی دریایی روی آورده‌اند و غیر از پول چیزی نمی‌خواهند. رقم درخواستی‌شان را به مرور کاهش داده و اخیرا به ٢٠٠‌ هزار دلار رضایت داده‌اند. ایران دنبال این است که با چانه‌زنی مبلغ را کاهش دهد.
در همین میان شیرمحمد در فیلم ارسالی می‌گوید: «این گروه از ما پول یا چیز دیگری نمی‌خواهند چون می‌دانند که خانواده‌های ما فقیر هستند و قبلا تمام دارایی خود را فروخته و فرستاده‌اند. اینها الان فقط چهار نفر از افراد خود را که در زندان زاهدان زندانی هستند، می‌خواهند و می‌گویند اگر ایران ما را با آنها معاوضه کند، دیگر پول نمی‌خواهند. به دادمان برسید. ان‌شاءالله که با تلاش شما به وطن بازگردیم».
او از چهار سومالیایی حرف می‌زند که وقتی ابراهیم، نورمحمد، پیربخش و ندیم فرار کردند، آنها را با خود به ایران آوردند. معاوضه راه‌حلی است که پیش‌تر نیز مطرح شده اما به نتیجه نرسیده بود. همین چند ماه قبل که خبر کشته‌شدن آن هشت صیاد رسید، یعقوب جدگال نماینده چابهار و کنارک در مجلس هشتم و نهم گفت: «دزدان دریایی صرفا به دنبال پول هستند».
او با بیان اینکه «صاحبان لنج و خانواده ملوانان که معمولا کشاورز و از نظر اقتصادی ضعیف هستند، این پول را ندارند»، درباره وظیفه دولت و نهاد‌های مسئول گفته بود: «دولت جمهوری اسلامی تنها کاری که می‌تواند در این‌باره انجام دهد، این است که دزدان دریایی دیگری را دستگیر کرده و با صیادان ایرانی معاوضه کند».
نماینده پیشین مجلس با اشاره به اینکه دولت با دزدان دریایی سومالی درباره معاوضه زندانی به توافق نرسید، دو راه‌ حل برای این مسئله متصور شد و تصریح کرد: «راه‌حل اول این است که خود مردم جمع شوند و دست‌به‌دست هم داده و مبلغ درخواستی دزدان دریایی را پرداخت کنند. راه‌حل دوم نیز همان دستگیری دزدان دریایی و معاوضه با گروگان‌های ایرانی است».
دولت یا نهادهای خیریه
اکنون نزدیک به دو سال از دزدیده‌شدن دو لنج جابر و سراج گذشته است و به نظر می‌رسد مقامات مسئول غیر از معاوضه زندانی‌ها و کاهش مبلغ باج و تهیه آن از طریق مردم و نهادهای خیریه راه دیگری به نظرشان نمی‌رسد.
جان استید رابط دزدان دریایی سومالی با ایران، اظهارات شیرمحمد را مبنی بر اینکه دزدها برای آزادی گروه دوم پول نخواسته و به معاوضه راضی هستند، تکذیب کرد و گفت: «فکر نمی‌کنم این مسئله صحت داشته باشد. دزدها در همه مواردی که ما پیگیری می‌کنیم، تنها به دنبال پول هستند».
مدیر بخش شرق آفریقای گروه «اقیانوس، بدون دزدان دریایی» با تأکید بر اینکه «دزدها تمایلی به معاوضه گروگان‌ها با افراد خود ندارند»، گفت: «همین عدم تمایل به معاوضه نشان می‌دهد که چقدر حریص هستند».
او در حالی درخواست معاوضه زندانی‌ها از طرف دزدان دریایی سومالی را تکذیب و از مطرح‌بودن پول صحبت می‌کند که در ایران شایعاتی درباره عدم صداقت او به گوش می‌رسد. برخی می‌گویند رقم اعلامی جان استید از رقم درخواستی دزدها بیشتر است. توضیح آقای استید در این‌باره این است که «اختلاف اشاره‌شده به خاطر مبالغی است که واسطه‌های دیگر و مذاکره‌کنندگان هنگ‌کنگی می‌خواهند. به اضافه اینکه خدمات لجستیکی مثل هواپیمایی که به منطقه برود و بتواند افراد را صحیح و سالم تحویل بدهد نیز هزینه‌بر است».
او در گفت‌وگوی قبلی نیز تأکید داشت که مؤسسه خیریه «اقیانوس، بدون دزدان دریایی» باید منابع مالی لازم را تأمین کند و این منابع می‌تواند با کمک نهادهای مردمی و خیریه در ایران تأمین شود. به نظر می‌رسد این تنها امید صیادان گرفتار در سومالی و خانواده‌هایشان است. پروین صباحی همسر ناخدا جلال جمال‌الدین ‌دهواری نیز اصرار دارد که «تو را به خدا درد ما را بگویید، شاید کسی کمک کند».
محمد باسط‌درازهی، نماینده سراوان در مجلس دهم نیز امیدی به پرداخت این پول از طرف دولت نداشت و گفت: «وزارت خارجه در حال بررسی است ولی هنوز پرداخت این پول را نپذیرفته است. فکر می‌کنم از عهده پرداخت این مبلغ برنمی‌آیند».
هشت صیاد ایرانی که توانسته‌اند نزدیک به دو سال از پس آن شرایط بسیار سخت برآیند و زنده بمانند، چشم به دستانی از داخل ایران دوخته‌اند. برای آنها فرقی نمی‌کند این پول را دولت بدهد یا خیرین. مسئله فراهم‌شدن این پول است که خیلی سخت نخواهد بود.