تخریب خانه
باغ هنری تاریخی در یک معبر فرعی 28 مهر -94
خانه دایی
جان ناپلئون توسط شهرداری تهران خریداری گردید؛همزمان با خرید و حفظ این خانه به
عنوان یک اثر ملی و تاریخی؛شهرداری تبریز با باز کردن یک پرونده راکد درصدد نابود
سازی خانه باغ 200 ساله و یک اثر هنری تاریخی بسیار زیبا در شهر تبریز با گشایش یک
مسیر فرعی است.
شهرداری تبریز برای ایجاد یک گذر فرعی، کوتاهترین مسیر را به عنوان بهترین مسیر انتخاب کرده است. این روند سال هاست که در شهر تبریز ادامه دارد؛تخریب باغات، وارد ساختن خیابان از بین آنان و سپس نابودسازی باغات داخل شهر نتیجهی مستقیم این روند بوده است. خیابان چای کنار تبریز نمودی از ناتوانی یک سازمان مدیریت شهری در حفظ فضای سبز شهر و کوتاه آمدن یا معامله و مصالحه با سازمان، ادارات و یا بخش خصوصی قدرتمند و توانمند در معامله است که منجر به تحویل زمینهای باغات برای برج سازی یا ساختمانهای اداری شده است. تخریب باغات در ابتدای خیابان ولی عصر تبریز و تبدیل آن به برج، از بین بردن باغ و تبدیل آن به آب نمای خالی در پارک ولی عصر، احداث سینما و ساختمان ارشاد؛ایجاد شهربازی باغ لار باغی بدون درخت و همچنین ایجاد مجسمه یک درخت خشکیده در آن و فروشگاه و ساختمان اداره برق و هتل پتروشیمی و بنیاد و ساختمان نظام مهندسی و برجهای بخش خصوصی و بیمارستان و بهزیستی و....... نمونهای بدسیما از رشد دهی شهری برای آینده است؛خیابان فرعی این مسیر ماجرایی مشابه آن دارد؛ باشگاه؛بیمارستان، تامین اجتماعی و آپارتمانهای تعاونی مسکن کفاشان که شاید کمتر کفاشی در آنجا ساکن باشد تا برج یک تعاونی مسکن پرقدرت ! همه با مصوبههای قانونی بر روی باغات بنا شدهاند و.... بلوار دو کمال با اسمی بسیار لطیف و خوش برای شهروندان تبریزی که فقط از میان باغات عبور داده میشود..... این ماجراها همچنان در تبریز ادامه دارد.
اخیرا طرح تفضیلی کهنه تبریز در منطقه چهار شهرداری از بایگانی راکد بیرون آمده و بازگشایی این طرح منجر به گشوده شدن مسیری در یک خیابان فرعی در تبریز شده است. مسیر به سادگی برای گذر از درون باغ خانه دویست و چندساله بنکداریان طراحی شده است، یک خانه باغ زیبای قدیمی که تهاجم به آن مورد باور هیچ رهگذر و شهروندی قرار نمیگیرد؛ طوری که مردم متعجب با حضور در محل سعی در باور ماجرا مینمایند.اما تاکنون باور یا عدم باور افکار عمومی تاثیری در تصمیم صاحب اختیاران موقت شهر نگردیده است و آنها مصمم بر اجرا و ادامه طرح خطای اسلاف خود و دیگران هستند.
باز تقصیر شهر و شهروند چیست که بدور از چشم آنان طرح تخریب نگینی زیبا از شهر را کشیدهاند.
حال انتظار چیست؟ انتظار توقف حرکت مسیر این گذر و طرحی دیگر است، شهر تبریز قرار نیست همواره چوب بد سلیقه گی صاحبان موقت اختیار خود را بخورد؛ که هر طرحی خام را در آن به آزمایش میکشانند.
شهرداری تبریز که سالها در فروش تراکم و تخریب دیوارهای پارک و باغها به خطا تقلید از مرکز نموده و حتی میراث کهن خود در مجاورت مسجد کبود را نیز از بین برده است؛امروز میتواند به تقلیدی مثبت دست زند و در این تقلید مثبت به حفظ این خانه باغ مانند ماجرای خانههای قدیمی در تهران عمل نماید.
شهرداری تبریز برای ایجاد یک گذر فرعی، کوتاهترین مسیر را به عنوان بهترین مسیر انتخاب کرده است. این روند سال هاست که در شهر تبریز ادامه دارد؛تخریب باغات، وارد ساختن خیابان از بین آنان و سپس نابودسازی باغات داخل شهر نتیجهی مستقیم این روند بوده است. خیابان چای کنار تبریز نمودی از ناتوانی یک سازمان مدیریت شهری در حفظ فضای سبز شهر و کوتاه آمدن یا معامله و مصالحه با سازمان، ادارات و یا بخش خصوصی قدرتمند و توانمند در معامله است که منجر به تحویل زمینهای باغات برای برج سازی یا ساختمانهای اداری شده است. تخریب باغات در ابتدای خیابان ولی عصر تبریز و تبدیل آن به برج، از بین بردن باغ و تبدیل آن به آب نمای خالی در پارک ولی عصر، احداث سینما و ساختمان ارشاد؛ایجاد شهربازی باغ لار باغی بدون درخت و همچنین ایجاد مجسمه یک درخت خشکیده در آن و فروشگاه و ساختمان اداره برق و هتل پتروشیمی و بنیاد و ساختمان نظام مهندسی و برجهای بخش خصوصی و بیمارستان و بهزیستی و....... نمونهای بدسیما از رشد دهی شهری برای آینده است؛خیابان فرعی این مسیر ماجرایی مشابه آن دارد؛ باشگاه؛بیمارستان، تامین اجتماعی و آپارتمانهای تعاونی مسکن کفاشان که شاید کمتر کفاشی در آنجا ساکن باشد تا برج یک تعاونی مسکن پرقدرت ! همه با مصوبههای قانونی بر روی باغات بنا شدهاند و.... بلوار دو کمال با اسمی بسیار لطیف و خوش برای شهروندان تبریزی که فقط از میان باغات عبور داده میشود..... این ماجراها همچنان در تبریز ادامه دارد.
اخیرا طرح تفضیلی کهنه تبریز در منطقه چهار شهرداری از بایگانی راکد بیرون آمده و بازگشایی این طرح منجر به گشوده شدن مسیری در یک خیابان فرعی در تبریز شده است. مسیر به سادگی برای گذر از درون باغ خانه دویست و چندساله بنکداریان طراحی شده است، یک خانه باغ زیبای قدیمی که تهاجم به آن مورد باور هیچ رهگذر و شهروندی قرار نمیگیرد؛ طوری که مردم متعجب با حضور در محل سعی در باور ماجرا مینمایند.اما تاکنون باور یا عدم باور افکار عمومی تاثیری در تصمیم صاحب اختیاران موقت شهر نگردیده است و آنها مصمم بر اجرا و ادامه طرح خطای اسلاف خود و دیگران هستند.
باز تقصیر شهر و شهروند چیست که بدور از چشم آنان طرح تخریب نگینی زیبا از شهر را کشیدهاند.
حال انتظار چیست؟ انتظار توقف حرکت مسیر این گذر و طرحی دیگر است، شهر تبریز قرار نیست همواره چوب بد سلیقه گی صاحبان موقت اختیار خود را بخورد؛ که هر طرحی خام را در آن به آزمایش میکشانند.
شهرداری تبریز که سالها در فروش تراکم و تخریب دیوارهای پارک و باغها به خطا تقلید از مرکز نموده و حتی میراث کهن خود در مجاورت مسجد کبود را نیز از بین برده است؛امروز میتواند به تقلیدی مثبت دست زند و در این تقلید مثبت به حفظ این خانه باغ مانند ماجرای خانههای قدیمی در تهران عمل نماید.