روابط برلين- تهران از بمب شيميايي تا فرش قرمز

روابط برلين- تهران از بمب شيميايي تا فرش قرمز 28 مهر -94
به مناسبت ورودو زیر امور خارجه ی آلمان به تهران اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت نداری فعال شده است تا که دست به  کالبد شکافی علیه ی آلمان بزند که  همراه با سناریوی سازی و متهم کردن آلمان است .
اين هفته در حالي تهران براي وزير امور خارجه آلمان فرش قرمز پهن کرد که مروري بر عملکرد و مواضع اين کشور در قبال ايران نشان دهنده نقاط تاريک بسياري است.
    سرويس سياسي-«فرانک والتر اشتاين ماير» وزير خارجه آلمان در سفر اخير به تهران، بعد از شرکت در «کنفرانس اجلاس مقدماتي امنيتي مونيخ»، براي سخنراني علمي با عنوان «نقش آموزش در ثبات و توسعه پايدار» در دانشگاه تهران حضور يافت.

    اشتاين ماير در اين سخنراني گفت: آقاي ظريف گفتند ما نبايد در گذشته گرفتار شويم. من هم پاي اين جمله را امضا مي کنم.

    در حاشيه اين مراسم جمعي از دانشجويان دانشگاه تهران در حين سخنراني وزير امور خارجه آلمان قبل از ارائه پنل تخصصي، با در دست داشتن پلاکاردهايي به زبان انگليسي و فارسي با مضمون «ما سردشت را فراموش نمي کنيم»، «هديه آلمان به ايران 2 هزار شهيد و جانباز شيميايي در سردشت»، « توسعه و صلح پايدار با سلاح شيميايي نمي شود» نسبت به حمايت دولت وقت آلمان از حمله نظامي رژيم بعث عراق به ايران اعتراض کردند.

    اين دانشجويان همچنين با در دست داشتن عکس هايي از جانبازان و شهداي شيميايي سردشت و ماسک هاي تنفسي، رفتار اعتراضي خود را به اين اقدام دولت آلمان اعلام کردند.

    در اين گزارش به بررسي تاريخي اقدامات ضد ايراني آلمان در گذشته اي نه چندان دور مي پردازيم.

        
بيشترين سهم در تجهيز صدام به سلاح هاي شيميايي 
    در طول هشت سال دفاع مقدس، کشور آلمان در تجهيز و تشويق رژيم بعث عراق به استفاده از سلاح هاي کشتار جمعي و شيميايي عليه ملت ايران از هيچ اقدامي فروگذار نکرد.

    در همين رابطه سازمان ملل متحد طي گزارشي به کمک هاي کشورهاي غربي به برنامه هاي تسليحاتي عراق اشاره مي کند و مي نويسد: «عراق تسليحات خود را از 150 شرکت آلماني، آمريکايي و انگليسي تهيه کرده است. براساس گزارش ها، دولت عراق از سال 1975 توسط 80 کمپاني آلماني، 24 شرکت آمريکايي و حدود 12 شرکت انگليسي و چند شرکت سوئيسي، ژاپني، ايتاليايي، فرانسوي، سوئدي، برزيلي و آرژانتيني تجهيزات دريافت کرده است.

    در راس کشورهاي اروپايي حامي جنايات جنگي صدام کشور آلمان قرار دارد، چندان که در توسعه و تجهيز عراق به سلاح هاي شيميايي مقام نخست را داراست. ساخت مجتمع سامره عراق به عنوان «بزرگ ترين کارخانه سلاح شيميايي جهان» در کارنامه تسليحاتي اين کشور به چشم مي خورد. شرکت آلماني «کارل کولمب» در مجتمع سامره 6 خط توليد سلاح شيميايي به نام احمد، محمد، عيسي، عاني، مداي و قاضي را ايجاد کرد که اولين آنها در سال 1983 (1362) و آخرين آن در سال 1986 (1365) تکميل شد.

    از گاز خردل و اسيد پروسيک تا گازهاي عصبي سارين و تابون در اين کارخانه توليد مي شد و در خمپاره، راکت و گلوله هاي توپ جاسازي مي شدند.

    در سال 1987 (1366) برنامه هاي تسليحاتي عراق شتاب بي سابقه اي پيدا مي کند. شرکت هاي بزرگ توليدکننده باروت جنگي در اروپا که شامل 13 شرکت از کشورهاي سوئد، هلند، ايتاليا، بلژيک، سوئيس، آلمان، فرانسه، اسکاتلند و فنلاند مي شدند تمام تلاش خود را براي جلوگيري از توقف جنگ به کار بردند، چرا که به برکت اين جنگ چرخ کارخانه هاي آنها سرعت بيشتري مي گرفت. آلمان در اين بازار مرگ بيشترين نقش و سرمايه را داشت.

        
رسوايي آلمان در ماجراي ميکونوس 
    در اواخر تابستان 1371 يک عمليات در «رستوران ميکونوس» در مرکز شهر برلين با جوسازي رسانه هاي غربي به بحراني عليه ايران بدل شد که موجبات جبهه گيري غرب نسبت به جمهوري اسلامي ايران را فراهم کرد. به دنبال اين حادثه دادگاه برلين طي يک حکم مغرضانه و بدون استناد، ايران را مسئول مستقيم اين تيراندازي خواند، در حالي که هيچ سندي مبني بر محکوميت ايران ارائه نکرد. به دنبال اين جوسازي و به منظور تحت فشار قرار دادن جمهوري اسلامي، 12 کشور اروپايي سفراي خود را از ايران خارج کردند.

     اين حرکت در اصل به منظور منزوي کردن ايران و با اين تحليل که جمهوري اسلامي دچار چالش شود صورت گرفت. در ظاهر همه چيز درحال به حاشيه راندن ايران بود که رهبر معظم انقلاب اسلامي در يک واکنش صريح، حجت را براي غربيان تمام کرده و فرمودند: «در مرحله اول، سفير آلمان را فعلاً تا مدتي نبايد راه بدهند که به ايران بيايد. بقيه هم که مي خواهند به عنوان يک حرکت به اصطلاح آشتي جويانه برگردند، مانعي ندارد. خودشان رفته اند، خودشان هم برمي گردند. ديدند که رفتنشان هيچ اهميتي ندارد 

     پس از اين سخنراني مقام معظم رهبري، کشورهاي غربي که متوجه شکست سياست خود شدند تصميم گرفتند تا به منظور کاستن از رسوايي ماجراي ميکونوس سفراي خود را به تهران بازگردانند اما جمهوري اسلامي ايران به فرمان رهبر معظم انقلاب با بازگشت سفير آلمان به تهران به همراه سفراي ديگر کشورها مخالفت کرد. 

     گرچه پس از واکنش رهبر انقلاب، سفراي غربي خواستار بازگشت به تهران شدند اما عواقب اين رسوايي هرگز از دامن غرب پاک نشد. مقام معظم رهبري در سال 1377 در همين رابطه فرمودند: «همه اروپا با هم همدست شدند تا سرِ قضيه دادگاه ميکونوس که بنده گفته بودم چون در اين قضيه، آلمان اين گونه رفتار کرده است و سفرا رفتند، اگر سفراي ديگر مي خواهند بيايند، بيايند؛ ولي سفير آلمان، بايد بعداً بيايد. حق ندارد با آنها برگردد؛ اين حرف را از بين ببرند، که سفير آلمان، اگر شده با يک نفر ديگر با هم بيايند. دولت و ملت ايران ايستادند... ما مجبور به رابطه نيستيم، بلکه ما بر روي مواضع سرشار از عزت خود که ناشي از اسلام و قدرت ملي و اسلامي ملت ايران است، مي ايستيم، تا همه کساني که بيگانه از ما هستند، احساس کنند که در مقابل اين ملت، نمي شود با قلدري حرف زد

        
روسياهي کنفرانس برلين براي سياستمداران آلماني 
    کنفرانس برلين نيز برگي ديگر از اقدامات ضد ايراني آلمان در ساليان اخير مي باشد.کنفرانس «ايران پس از انتخابات» 

    (Iran After the Elections Conference) که بيشتر با عنوان «کنفرانس برلين» شناخته مي شود نام همايش سه روزه اي بود که از ۱۹ تا ۲۱ فروردين ۱۳۷۹ به مدت سه روز از سوي حزب سبز آلمان و به دعوت بنياد هاينريش بل (داستان نويس آلماني) در خانه فرهنگ هاي جهان در برلين برگزار شد.

    در اين کنفرانس، تعدادي از پياده نظام جريان مدعي اصلاحات و روشنفکري، از فعالان سياسي تا نويسنده و نظريه پرداز کهنه کار و تازه از راه رسيده مانند: عزت الله سحابي، اکبر گنجي، حسن يوسفي اشکوري، عليرضا علوي تبار، حميدرضا جلايي پور، علي افشاري، کاظم کردواني، چنگيز پهلوان، فريبرز رئيس دانا، محمود دولت آبادي، مهرانگيز کار، شهلاشرکت، خديجه مقدم، شهلالاهيجي، جميله کديور، منيرو رواني پور و محمدعلي سپانلو حضور داشتند.

    رهبر معظم انقلاب با اشاره به اهداف پنهان کنفرانس برلين، در ديدار جمعي از مسئولان فرمودند: «کنفرانس برلين به دنبال تدارک و برنامه ريزي چندين ماهه و با دقت در انتخاب ميهمانان کنفرانس برگزار شد، تا اينگونه وانمود شود که اين افراد، نمايندگان قشرهاي مختلف ملت ايران هستند. برگزارکنندگان کنفرانس در واقع در صدد بودند با اين مقدمات و تدارکات و دعوت از همه جناح هاي مخالف نظام در خارج ، کنفرانس را به جلسه محاکمه انقلاب و نظام اسلامي تبديل کنند و با تبليغ ناکارآمدي نظام اسلامي از زبان دعوت شدگان داخلي ، از زبان ضدانقلاب هم اينگونه تبليغ کنند که اصلاحات اساسي ، تنها با حذف اسلام ، ولايت فقيه ، شوراي نگهبان و حدود اسلامي از قانون اساسي و يا کلانوشتن قانون اساسي جديد، امکان پذير است ؛ اما خداوند اين نقشه را بر هم زد و روسياهي کنفرانس برلين براي سياستمداران آلماني ماند». (ديدار تني چند از شخصيت هاي سياسي با رهبر معظم انقلاب 6/2/1379)

       
از حمايت آلمان از سلمان رشدي مرتد تا اکران فيلم هاي ضد ايراني
    آلمان در زمينه فرهنگي نيز به دفعات به اتخاذ رويکرد ضد ايراني و ضد اسلامي روي آورده است.

    در روزهاي گذشته شصت و هفتمين نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت که بزرگ ترين و مهمترين نمايشگاه کتاب دنيا محسوب مي شود در آلمان برگزار شد.

    اتحاديه ناشران آلمان به عنوان برگزار کننده اين نمايشگاه در اين دوره در اقدامي تعجب برانگيز تصميم گرفت تا از حضور سلمان رشدي مرتد در نشست خبري اين نمايشگاه به عنوان سخنران در کنار رئيس اتحاديه ناشران آلمان و يورگن باس رئيس نمايشگاه کتاب فرانکفورت استفاده کند.

    اين در حالي است که رشدي به دليل تاليف کتاب موهن «آيات شيطاني» که در آن به ساحت مقدس پيامبر(ص) و قرآن کريم اهانت کرده است، در تمامي سال هاي گذشته مورد تنفر دنياي اسلام قرار داشته و دارد.

    «جشنواره بين المللي فيلم برلين» نيز همراستا با جشنواره هاي غربي همواره ارزش هاي سينمايي را در حاشيه اولويت هاي سياسي قرار داده است.

    اين جشنواره با حمايت از جريان اپوزيسيون همواره در پي تقويت فيلمسازان ضد ايراني برآمده است و هر چه يک فيلم ايراني با شدت و غلظت بيشتري به سياه نمايي از اوضاع داخلي ايران بپردازد، در نگاه داوران اين جشنواره محبوب تر خواهد بود.

        
نوکري براي رژيم اسرائيل
    چندي پيش هفته نامه اشپيگل خبر ارسال معادل يک ميليون يورو سلاح و تجهيزات نظامي از سوي آلمان به رژيم صهيونيستي در بحبوحه جنگ غزه را منتشر کرد تا از مشارکت دولت آنگلامرکل، صدراعظم آلمان در کشتار مردم بي دفاع و زنان و کودکان فلسطيني پرده بردارد.

    بر اساس اين گزارش، چاشني هاي انفجاري سلاح هاي جنگي و همچنين قطعات مورد نياز در زيردريايي هاي جنگي رژيم صهيونيستي از جمله تجهيزات نظامي است که در جديدترين مرحله صادرات تسليحاتي آلمان براي رژيم اشغالگر قدس ارسال شده است.

    به نوشته اشپيگل، اسرائيل در سياست صادرات تسليحاتي آلمان همواره نقش و جايگاه ويژه اي داشته است و شرکت هاي تسليحاتي آلمان در دوران جنگ هايي که رژيم صهيونيستي در برپايي آن دخالت داشته نيز همچنان به فروش تسليحات نظامي به اين رژيم اشغالگر ادامه داده اند.

    زيگمار گابريل، وزير اقتصاد آلمان و قائم مقام آنگلامرکل، صدراعظم اين کشور در تيرماه سال جاري در سفر به تهران، از ايران خواست براي بهبود روابط اقتصادي با غرب، مسئله رابطه اش با اسرائيل را حل کند.

     گابريل در جمع تعدادي از صاحبان صنعت و تجارت ايران و آلمان گفت: زير سوال بردن حق موجوديت اين کشور (اسرائيل) مسئله اي نيست که ما آلماني ها بتوانيم آن را قبول کنيم.

     وزير اقتصاد آلمان گفت: اگر اين موضوع مورد بحث قرار نگيرد ايران نمي تواند در بلندمدت روابط اقتصادي خوبي با آلمان برقرار کند. قطعا اقدامات ضد ايراني آلمان به همين جا ختم نمي شود. پناه دادن به سرکرده هاي گروهک هاي تروريستي ضد ايراني و حضور جدي در تحريم ايران در ساليان اخير و اقدامات ساختارشکنانه در جريان فتنه 88 نيز بخش ديگري از اين کارنامه مي باشد و اين قصه سردراز دارد.

    حال سوالي در اذهان عمومي شکل مي گيرد و آن اينکه، آيا با فراموش کردن گذشته، تمامي مشکلات حل خواهد شد؟ آيا با فراموشي گذشته، دشمنيِ دشمن کمتر مي شود و پهن کردن فرش قرمز براي آلمان، بدون توجه به اين سوابق چه توجيهي دارد؟