گزیده ها قسمت سوم

گزیده ها  قسمت سوم  13 مرداد – 95
فارین پالیسی استراتژی فرانسه دربرابر داعش را بررسی کرد
فراروفرانسوا اولاند فرانسه را به جنگ با داعش در خارج از مرزها برده است. اما باید از این منابع در نزدیک فرانسه استفاده کند.
به گزارش فرارو به نقل از فارین پالیسی، تابستان نامطلوبی در اروپای غربی سپری‌شده است و بر زندگی، روحیه و خلق‌وخوی مردم اثر گذاشته است. تقریباً هر روز خبر حمله جدیدی گزارش می‌شود که توسط یک مرد جوان آشفته‌حال یا یک "گرگ تنها" صورت گرفته که به دعوت داعش برای حمله به صلیبیون پاسخ داده‌اند. سلاح‌ها هرروز پیش‌پاافتاده‌تر می‌شود؛ از کامیون اجاره‌ای گرفته تا کارد آشپزخانه. قابل‌درک است که اکثر زنان و مردان فرانسوی با هر حمله جدید دست و پای خود را گم نکنند و بر فشار شرایط اضطراری نیفزایند. همان‌طور که مانوئل والس نخست‌وزیر فرانسه هشدار داد، شرایط جدید به این شکل است و انتخاب‌ها عبارت‌اند از: خود را کنترل کنید، یا بترسید و کنترل شرایط را از دست دهید.
بااین‌حال، حمله هفته گذشته در کلیسایی در "سنت اتین دو رووره" حس و حال متفاوتی دارد. داعش به دنبال درگیری‌های فرقه‌ای است و ازنظر نمادین، حمله بیست و ششم ژوئیه کاملاً گویا و بیانگر این موضوع بود. یک کشیش ضعیفِ هشتادساله که در برابر سه راهبه کاتولیک و دو نفر از اعضای مسن کلیسا گلویش بریده شد، شبیه به نقاشی‌های به‌جای مانده از قرون‌وسطی است. این دقیقاً همان نوع تصویرسازی است که داعش از طریق آن رشد می‌کند. این صحنه در خلافت خود خوانده داعش در خاورمیانه اتفاق نیفتاد، بلکه در بخشی از اروپا که دوران تاریک را پشت سر گذاشته و آن را به موزه‌ها سپرده است.
تروریست های داعش نمی‌توانند به جنگ داخلی همه‌جانبه‌ای که می‌خواهند دست یابند، اما اگر سیاستمداران فرانسوی و مردم چند حرکت بعدی خود را درست انتخاب نکنند، شرایط بسیار تیره‌وتار خواهد شد. یک روز پس از حمله به کلیسا، رئیس‌جمهور فرانسوا اولاند با رهبران ارشد مذهبی ملاقات کرد تا برای ایجاد اتحاد به هم بپیوندند که به نظر حرکت درستی بود. پیشوای مسجد اصلی پاریس، دلیل بوباکور، غم و اندوه عمیق خود را نسبت به این حمله ابراز کرد و این حمله را " یک توهین کفرآمیز به مقدسات و آموزه‌های دین" دانست. او همچنین خواستار تدابیر امنیتی بیشتر، آموزش  بهتر روحانیون و اصلاح مؤسسات مسلمان فرانسه شد.
البته حرف‌های او درست است. اما در این شرایط اصلاحات و سیاست‌های مهم‌تری وجود دارد که فرانسه باید در اولویت دستور کار خود قرار دهد. در اولویت باید حل این مسئله قرار داشته باشد که کشور چگونه به "جنگ" با داعش و خلافت خود خوانده‌اش پایان دهد.
فرانسه نشان داده که بیش از هر کشور دیگری نسبت به روش نهیلیستی جدید تروریسم آسیب‌پذیر است. این تنها یک احساس نیست، بلکه یک واقعیت اثبات‌شده است: زمانی که ویلیام مک کانتز و کریستوفر مسرول یافته‌های تحقیقات اولیه خود در زمینهٔ امور خارجه را منتشر کردند که نشان می‌داد فرانسه و کشورهای فرانسوی‌زبان در معرض بالاترین سطح حملات تروریستی قرار دارند، طوفانی در محافل سیاسی ایجاد کرد. اما اینجا وارد این مسئله نمی‌شویم. آمار به‌ خودی‌ خود کاملاً گویا هستند: 9 حمله، (ازجمله حمله شارلی ابدو، حمله سیزده نوامبر در پاریس، و حمله با کامیون در نیس) در هجده ماه گذشته فرانسه را از هم‌گسیخته کرده و مردم انعطاف‌پذیر فرانسه که در ژانویه 2015 با یکدیگر متحد شدند، کم‌کم رو به ناامیدی می‌روند.
اینکه بفهمیم چرا فرانسه در صدر جدول حملات تروریستی قرار دارد و چه اقداماتی در مقابله با آن باید صورت گیرد، نیاز به تخصص و نظر کارشناسی (که در فرانسه زیاد است) و انعطاف‌پذیری برای اتخاذ و اجرای سیاست‌های جدید دارد (که متأسفانه فرانسه شدیداً فاقد آن است). اینجا نقطه خوبی برای آغاز است: بحثِ ماشین تبلیغاتی داعش و مداخلات نظامی و قدرتمند فرانسه در سرزمین‌های اسلامی در زمانی که داعش هوادارانش را به هدف قرار دادن فرانسه تشویق می‌کند.
فرانسه در عملیات نظامی در "منطقه ساحل و شمال آفریقا" و همچنین در ائتلاف آمریکا علیه داعش در سوریه و عراق شرکت دارد. پس از هر حمله تروریستی، اولاند بر شدت عملیات نظامی‌اش علیه داعشی های وحشی می‌افزاید: پس از حمله سیزده نوامبر در پاریس که در آن 130 نفر کشته شدند، حملات هوایی فرانسه، رقه (پایتخت بالقوه داعش) در سوریه را هدف قراردادند.
پس از حمله نیس، اولاند در سخنرانی تلویزیونی خود بر شعارهای جنگی‌اش پافشاری کرد: "هیچ‌چیز بر اراده ما در مبارزه با تروریسم اثر نمی‌گذارد. ما فعالیت‌های خود در عراق و روسیه را بیشتر می‌کنیم." چگونه این حملات هوایی می‌توانند تأثیری بر یک مرد تونسی خشن و آشفته داشته باشد که بدون هیچ ارتباطی با گروه‌های تروریستی با یک کامیون اجاره‌ای مردم را هدف قرار می‌دهد؟ روز سه‌شنبه، اولاند باری دیگر متعهد شد که "جنگ" را به هر قیمتی شده به نفع خود پایان خواهد داد.
این شعار بدون توجه به اینکه کشور را به چه سمت و سویی می‌کشاند در میان سیاستمداران پخش شد. تقریباً دو سال پس از پیوستن فرانسه به ائتلاف مبارزه با داعش، وضعیت در عراق و سوریه تغییر زیادی کرده است. جنگ در خاورمیانه به مبارزه‌ای میان شیعه و سنی تبدیل‌شده است.
در سوریه، فرانسه و کشورهای به‌اصطلاح غربی در جبهه عربستان سعودی گیر افتاده‌اند: سلطنتی که به جنبش سلفی‌ها متعهد است و در ذات متعصب، نژادپرست، تبعیض‌آمیز، ضد زن و ... است. اینکه چگونه و چرا در این جبهه از درگیری‌های سوریه گیر افتادیم و چه برنامه‌ای برای پر کردن شکاف قدرت برکناری بشار اسد داریم به‌هیچ‌وجه روشن نیست.
در عراق نیز شرایط بهتر از این نیست: زمانی که آمریکا از برقراری نظم در این کشور ناامید و خسته شود، با یک جنگ فرقه‌ای بزرگ روبرو خواهیم بود. در حال حاضر، تلاش فرانسه برای افزایش امنیت در کشور با شرکت در جنگ‌هایی بدون هدف در سرزمین‌های دور، کاری عبث و بیهوده است.
اما هر رهبری یک جنگ خوب بعد از یک حمله تروریستی مرگبار را دوست دارد و سیاستمداران فرانسه هم از این قضیه مستثنی نیستند. هیچ‌یک از رهبران سیاسی اصلی در فرانسه با عملیات نظامی در عراق و سوریه مخالفت نکرده‌اند. این کار روند خوبی برای پیروزی در انتخابات نیست؛ به‌ خصوص زمانی که مردم از حملات اخیر بسیار در وحشت‌اند. مردم شدیداً معتقدند "باید کاری کرد" و این کار شامل عملیات نظامی در جنگ نمایشی دیگری در سوریه یا عراق نمی‌شود.
از آنجا که تروریسم داعش اولین بار در فرانسه صورت زشت خود را نشان داد، سیاستمداران و کارشناسان تأکید کردند که این کشور فاقد منابع و پرسنل امنیتی برای نظارت بر مظنونین و امن نگه‌داشتن کشور است. دو سال بعد، این کمبود منابع هنوز هم در پی جریان حملات تروریستی دیده  می‌شود. تلاش‌های ضد- افراط‌گرایی فرانسه به هیچ جا نرسیده است. برنامه و طرح‌ها شروع و چند ماه بعد بدون هیچ توضیحی از میان می‌روند. تب‌وتاب جوانان متمرد که به "جهاد" می‌پیوندند به حد بی‌سابقه‌ای زیاد شده است. در همین حال، زمان، انرژی و منابع در عملیات نظامی خارجی هدر می‌روند.
جای تعجب نبود که والس در جریان بزرگداشت قربانیان حمله نیس با صدای بلند هو شد. مردم فرانسه از خطاهای امنیتی خسته شده‌اند. محبوبیت اولاند یک سال قبل از انتخابات ریاست جمهوری 2017 به پایین‌ترین سطح خود رسیده است.
اگر درس امنیتی در حمله کلیسای نرماندی وجود داشته باشد، مطمئناً جدید نیستند. یک‌بار دیگر، یکی از مهاجمان (نوجوانی به نام عادل کرمیچ) در لیست افراد تحت نظر قرار داشت که دو بار سعی کرده بود به سوریه برود ولی موفق نشده بود. او به توطئه برای ارتکاب جرم با یک سازمان تروریستی متهم شده بود و تا ماه مارس در بازداشت به سر می‌برد. او با وثیقه آزاد شد اما در بازداشت خانگی به سر می‌برد و یک دستگاه نظارت الکترونیکی به او بسته‌شده بود که اجازه می‌داد خانه‌اش را آخر هفته‌ها در بین ساعت 8 صبح تا 12:30 ظهر ترک کند.
حمله در ساعت 9:25 صبح روز سه‌شنبه اتفاق افتاد. اما از آنجایی‌ که کلیسا در محدوده‌ی خانه‌ی کرمیچ در سنت اتین دو رووره قرار داشت، دستبند امنیتی او پیام خطری ارسال نکرد. به‌عبارت‌دیگر، مهاجم زمانی که گردن ژاک هامل کشیش سالمند را می‌برید، یک دستبند مراقبتی به دست داشت.
این موضوع کاملاً نشان می‌دهد که قوانین و شرایط بازداشت خانگی مظنونین باید سخت‌گیرانه‌تر شود. همچنین تدابیر امنیت کلیساها نیز باید افزایش یابد، به‌خصوص اگر در محله‌های یهودی و مسلمان‌نشین قرار دارند. ظاهراً بحث این روزها این است که آیا فرانسوی‌ها به اقدامات امنیتی مشابه با اسرائیل نیاز دارند یا نه؛ اما اکنون برای این بحث خیلی دیر است. مردم نظر خود را به‌وضوح روشن ساخته‌اند و خواستار تحکیم امنیت شده‌اند و حاضرند مکان‌های عمومی با حضور امنیتی بالا را تحمل کنند.
اقدامات روز چهارشنبه‌ی رسانه‌های فرانسه که تصمیم گرفتند تصاویر تروریست‌ها را منتشر نکنند "تا از تجلیل‌های احتمالی پس از حادثه توسط تروریست‌ها" جلوگیری شود، اوضاع را بدتر کرد. برخی دیگر از سازمان‌های خبری نیز این روند را دنبال کردند و تنها حروف اول نام تروریست‌ها را منتشر کردند. رسانه‌ها در این وقایع و زمان‌های سخت مسئولیت بزرگی بر دوش دارند. اما منتشر نکردن تصاویر مهاجمان تروریستی به آرام کردن مردم و یا احتمال ایجاد صلح کمکی نمی‌کند. بلکه باعث می‌شود درک تهدیدی که جامعه فرانسه با آن روبرو است بسیار سخت‌تر شود.
سیاستمداران فرانسوی خیلی به استفاده از کلمه "La Guerre” یا "جنگ" در هنگام صحبت از مبارزه با تروریسم علاقه دارند. آنچه به نظر می‌رسد تابه‌حال متوجه نشده‌اند این است جنگ درواقع به ضرر خودشان است. تمام حملات تروریستی عمده در هجده ماه گذشته توسط اتباع و ساکنان فرانسوی صورت گرفته است. در حال حاضر، جنگ توسط فرانسوی‌های نادیده گرفته‌ای صورت می‌گیرد که زندگی‌هایشان با سران و نخبگان فرانسه یک دنیا تفاوت داشت و جامعه ارزش کمی برایشان قائل است. و با هر حمله، آن‌ها به‌عنوان هیولایی بی‌نام و بی چهره می‌میرند و بنابراین درک این موضوع برای مردم که خطر در میان خودشان است بسیار سخت می‌شود. تنها راه برای از مبارزه با این تهدید از بین بردن تروریسم از بن و ریشه است.
در رابطه با مقابله ریشه‌ای با مشکل، باری دیگر حمله به کلیسا به درس‌هایی اشاره دارد که باید سال‌ها پیش می‌آموختیم. خانواده کرمیچ مقامات فرانسه را در جریان افراط‌گرایی او قراردادند. مادر او که یک معلم است به خبرگزاری "تریبیون دو ژنو" گفت حملات شارلی ابدو در ژانویه 2015 در او "به‌عنوان یک چاشنی" عمل کرده بود. مادرش گفت: "او به ما می‌گفت نمی‌توانیم در اینجا آزادانه و با آرامش به دین خود عمل کنیم. او با کلماتی صحبت می‌کرد که متعلق به خودش نبود. او مانند افراد یک فرقه افسون‌شده بود." اندکی پس‌ از اینکه خانواده‌اش او را با یک اکانت مخفی فیس بوک روبرو کردند که از آن برای ارتباط با دیگر افراط‌گرایان جوان استفاده می‌کرد؛ برای اولین بار تلاش کرد به سوریه برود.
این مورد نمونه دیگری از خانواده‌ای است که برای نجات فرزند جوانش درخواست کمک کرده بود. دولت باید برای کمک به این خانواده‌ها تلاش بیشتری کند و با این مشکلات در خانه مقابله کند. البته انجام این کار بسیار سخت خواهد بود اگر فرانسه به جنگ بی‌هدف در سرزمین‌های دور ادامه دهد.
امام جمعه اصفهان با بیان اینکه "عملکرد سیدحسن خمینی، خارج از عملکرد و چارچوب نظام نبوده است"، گفت: او زمامدار بیت امام(ره) است و همان‌گونه که همه مردم او را دوست دارند، جناح‌های مختلف سیاسی یا مسئولان نظام هم نباید او را مورد تخریب و طعنه قرار دهند.
به گزارش روزنامه «وقایع اتفاقیه»، از حجت‌الاسلام حسن خمینی به‌عنوان یادگار امام یاد می‌شود. او تولیت بیت امام(ره) را بر عهده دارد؛ یادگاری از مرحوم سیداحمد خمینی و محوری‌ترین چهره بیت امام(ره) است.
شخصیتی که علاوه بر این تولیت، در سال‌های اخیر بارها از او به‌عنوان فردی تأثیرگذار در عرصه سیاسی نام برده شده است. هرچند بسیاری از چهره‌های عمدتاً اصول‌گرا از احتمال حضور او در انتخابات‌ مختلف استقبال نکردند و کار به‌جایی رسید که بعد از ثبت‌نام او برای انتخابات پنجمین مجلس خبرگان رهبری، صلاحیت او تأیید نشد.
 
چهره‌هایی که چند سالی است به‌ویژه بعد از سال 88، روابط صمیمانه سیدحسن و دیگر نوه‌های امام با آیت‌الله هاشمی و اصلاح‌طلبان را همواره مورد انتقاد قرار داده‌اند و دامنه این انتقادها بیشتر از آنکه دامن یاسر و علی خمینی، برادران سیدحسن را گرفته باشد، متوجه سیدحسن خمینی، زهرا و نعیمه اشراقی، نوه‌های دختری امام بوده است.
اواخر خرداد سال پیش بود که با وجود آنکه خود آیت‌الله مصباح تا به‌حال وارد منازعه مستقیم با خاندان امام(ره) نشده بود با اشاره به حوادث صدر اسلام، گفت: «آن زمان برخی بستگان پیامبر، عامل انحراف بودند و رفوزه شدند و اکنون برخی بستگان امام». به‌خاطر همین اظهارات او بود که رسانه‌های اصلاح‌طلب نوشتند که این‌گونه سخنان درباره بیت امام(ره) نه‌تنها از سوی مصباح‌یزدی بی‌سابقه است بلکه بزرگ‌ترین منتقدان بیت امام(ره) هم تاکنون این‌قدر واضح به بازماندگان رهبر فقید انقلاب نتاخته‌اند.
اما بعد از رد صلاحیت سیدحسن خمینی برای انتخابات خبرگان رهبری، منتقدان باز هم دست از انتقاد علیه او برنداشتند و کار را به‌جایی رساندند که سیدعلی خمینی، دو روز پیش در مراسمی که از سوی امام‌جمعه شهر قائمشهر ترتیب داده شده بود، زبان به گلایه گشود؛ اما این گلایه‌ها دلیل داشت. وقتی امام‌جمعه این شهر در این مراسم پشت تریبون رفت تا به‌رسم آداب، میهمان را معرفی کرده و برای سخنرانی دعوت کند، کلمات و واژگانی به‌گوش رسید که اوج حیرت حاضران را به‌دنبال داشت.
او سخنانی را ایراد کرد که بخش‌هایی از آن انتقاداتی تند و تیز و خارج از چارچوب از بیت امام(ره) و یادگار امام سیدحسن خمینی را شامل می‌شد که ابهام در نیت برگزارکنندگان این جلسه را تشدید کرد. به‌خاطر همین هم سیدعلی خمینی با بیان اینکه عده‌ای در داخل و خارج می‌خواهند بین سیدحسن آقا و رهبری اختلاف بیندازند، ماجرای رد صلاحیت او را به‌میان کشید و تأکید کرد که این رد صلاحیت به‌خاطر شرکت نکردن سیدحسن خمینی در امتحان نبوده و دلایل دیگری داشته است.
این واکنش‌ها در مقابل منتقدان سیدحسن خمینی و بیت امام(ره)، دو سال پیش هم در پی به‌هم‌زدن سخنرانی سیدحسن خمینی در دانشگاه بروجرد هم شنیده شد؛ حرکت‌هایی که حتی پس از انتخابات مجلس خبرگان رهبری، همچنان ادامه داشته و آن‌طور که به‌نظر می‌رسد یک هدف هم بیشتر ندارد: «تنزل دادن جایگاه سیدحسن خمینی و بیت امام(ره) در میان مردم
محمدتقی رهبر، امام‌جمعه سابق اصفهان، با بیان اینکه معتقدم که حرمت بیت امام باید حفظ شود، به «وقایع‌اتفاقیه» می‌گوید: به‌هرحال احترام به بیت امام(ره) برای همه مردم، رسانه‌ها و مطبوعات، علما و... واجب است؛ مگر اینکه یک تخلف آشکار از سوی بیت امام(ره) صورت بگیرد؛ در آن زمان است که می‌توان نسبت به این تخلف حرف زد. گرچه در آن‌صورت هم مراجعی برای رسیدگی به‌این تخلفات وجود دارند، اما آنچه بر همگان مسلم است این است که ما تا به‌حال نه تخلفی از سوی بیت امام(ره) دیده‌ایم و نه سخن خلافی از سوی این بیت که قابل پیگیری باشد، مشاهده نشده است.
اعتقاد من این است که حفظ حرمت بیت امام(ره) بر همه لازم است و تخریب این بیت به‌ضرر نظام و شرع مقدس است؛ بنابراین هیچ دلیلی ندارد که نسبت‌به بیت محترم امام(ره) تخریب صورت بگیرد. من به‌عنوان کسی که قبلا امام‌جمعه بوده‌ام، هر حرفی که داشته‌ام، گفته‌ام اما همیشه احترام به بیت امام(ره) را بر خود لازم و فرض می‌دانستم
او با بیان اینکه رد صلاحیتی که برای سیدحسن خمینی اتفاق افتاد در حوزه شورای نگهبان می‌گنجد و نمی‌توان از سوی شورای نگهبان سخن گفت، ادامه می‌دهد: «خود بنده از کسانی بودم که برای انتخابات مجلس خبرگان اخیر ثبت‌نام کردم اما چون حاضر نشدم که به جلسه امتحان بروم، تأیید صلاحیت نشدم. آقای سیدحسن خمینی هم نخواستند که در امتحان ورودی مجلس خبرگان شرکت کنند و ایشان را هم رد صلاحیت کردند و به‌نظر می‌رسد که به‌همین دلیل هم رد صلاحیت شدند
محمدتقی رهبر ادامه می‌دهد: «عملکرد سیدحسن خمینی، خارج از عملکرد و چارچوب نظام نبوده است. او نوه امام است و سال‌ها است که مشغول تحصیل و تدریس است و دائما خدمت رهبر انقلاب رسیده است. ما نباید بی‌خود و بی‌جهت افراد را از جرگه انقلاب و نظام خارج کنیم.
چهره‌هایی که در بیت امام(ره) هستند، محترم هستند؛ بنابراین نمی‌توانیم با انتقادهای گاه‌وبیگاه و حرف‌هایی‌که هیچ پایه و اساسی ندارند، سعی کنیم که چهره او را در بین مردم و مسئولان نظام خراب کنیم. او زمامدار بیت امام(ره) است و همان‌گونه که همه مردم او را دوست دارند، جناح‌های مختلف سیاسی یا مسئولان نظام هم نباید او را مورد تخریب و طعنه قرار دهند
برخورد با سیدحسن خمینی، صرفا سیاسی است
محمدتقی فاضل‌میبدی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، یکی دیگر از کسانی است که جریان‌سازی علیه بیت امام(ره) را کار معاندین نظام می‌داند. او در گفت‌وگو با «وقایع‌اتفاقیه» با بیان اینکه آنچه مشخص است این است که تخریب بیت امام(ره) از جای خاصی هدایت می‌شود، می‌گوید: «امام‌جمعه یک شهر، چندان جرأت ندارد که بیت امام(ره) را تخریب کند. یک وقتی هست که انسان نسبت به انسان دیگر نقدی علمی می‌کند که مورد قبول است، حتی طبق آنچه قانون اساسی به ما اجازه داده است، نقد سیاسی اشخاص هم مورد پذیرش است اما این موضوع که ما در جایگاه امام‌جمعه یک شهر از کسی مانند سیدعلی خمینی دعوت کنیم و سیدحسن خمینی و بیت امام(ره) را مورد طعن و تخریب قرار دهیم به‌هیچ‌وجه پسندیده نیست و یک برخورد سیاسی صرف است
او ادامه می‌دهد: «متأسفانه در دو تا سه سال اخیر، روند تخریب بیت امام(ره) رواج پیدا کرده است و نمی‌دانم که از کجا هم خط‌دهی می‌شود. بیت امام(ره)، به‌ویژه سیدحسن خمینی در بین مردم محبوبیت دارد و وارث بیت امام(ره) است. او صلاحیت فقهی و علمی دارد و شخصیت او در بین مردم کشور جا افتاده است. اینکه کسی مانند امام‌جمعه قائم‌شهر در تریبونی بخواهد سیدحسن خمینی را تخریب کند، مانند کسی است که به شیشه‌ای سنگ بزند و نمی‌دانم چه کسی باید جلوی این مسائل و تخریب‌ها را بگیرد
این عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم، با بیان اینکه آنچه معلوم است این است که چنین تخریب‌هایی درباره بیت امام(ره) نمی‌تواند از سوی یک شخص صورت بگیرد و مشخص است که پای یک جریان خاصی درباره این موضوع در میان است، ادامه می‌دهد: «این جریان، جریانی است که جرأت این کارها را دارد. این جریان جریانی است که به بیت امام(ره) هم رحم نمی‌کند.
در صدر اسلام هم این‌گونه بود که اگر منافقین نقدی به پیامبر(ص) داشتند و جرأتش را نداشتند به حضرت علی(ع) حمله می‌کردند. این جریانی هم که الان به خانواده امام حمله می‌کند، جریانی است که می‌خواهد به خود امام(ره) و انقلاب حمله کند و جرأتش را ندارد و از این راه وارد شده است. آن امام‌جمعه‌ای هم که این کار را می‌کند، خودش نمی‌داند که دارد در راه دشمنان انقلاب قدم برمی‌دارد
آکریلامید یک مادۀ اسیدی سرطانزا است که هنگام سرخ کردن ایجاد می‌شود، اما مقدار آن در چیپس و سیب زمینی بیشتر است.
به گزارش تسنیم؛ سیب زمینی سرخ شده و چیپس، سالانه قربانی‌های زیادی می‌گیرند! ولی افراد از ضررهای آن خبر ندارند و به صرف اینکه خوشمزه است، مصرف می‌کنند.  
دانشمندان به کشف مادۀ بسیار سمی به نام «آکریلامید»  شده‌اند، که به ویژه در سیب زمینی سرخ کرده و چیپس به وفور یافت می‌شود به گفته محمد دریایی متخصص علوم زیستی و گیاهان دارویی سازمان خواربار جهانی (FAO) و سازمان جهانی بهداشت (WHO) اعلام کردند: غذاهایی مانند چیپس‌های سیب زمینی، قهوه و محصولات غله‌ای مانند نان و بیسکویت که در حرارت بسیار بالایی تولید می‌شوند، ممکن است حاوی ترکیبی سرطان زا به نام آکریلامید باشند.
35
کارشناس از 12 کشور که این گزارش را تهیه کرده اند معتقدند غذاهایی که میزان کربوهیدرات آنها بالا و پروتئین آنها کم است در صورت تهیه در دمای بالاتر از 120 درجه، در آنها «آکریلامید» تولید می‌شود.  
«
آکریلامید» یک مادۀ اسیدی سرطان زا است که هنگام سرخ کردن مواد کربوهیدراتی (که دارای ترکیبات کربن، اکسیژن و هیدروژن هستند) ایجاد می‌شود، اما مقدار آن در چیپس سیب زمینی بیشتر است.  
هنگام سرخ کردن یک کیلوگرم چیپس سیب زمینی تا 3544 میکروگرم «آکریلامید» ایجاد می‌شود. اما هنگام آب پز کردن مواد عذایی، این اسید سرطان زا تولید نمی‌شود.  
طبق پژوهش‌های دانشمندان مختلف، «آکریلامید» در مقایسه با مواد سمی دیگر شناخته شده در گوشت گاو و یا انواع بیماری‌های پوستی می‌تواند برای انسان‌ها تا صد برابر خطرناک تر باشد. «آکریلامید» زمانی خود را نمایان می‌کند که محصولات غذایی بر اثر حرارت و خشکی تغییر حالت دهند.  
مادۀ سمی آکریلامید موجود در سیب زمینی سرخ کرده و چیپس با تضعیف سیستم ایمنی، ابتلا به بیماری های عفونی و سرطان را افزایش می‌دهد. عوارض عصبی این سم شامل اختلال در هوشیاری، ضعف، تحریک پذیری و تغییرات رفتاری است.
 
اختلالات باروری همچون تغییر در رفتارهای جنسی، ناباروری و سقط، تحریک و قرمزی پوست و همچنین قرمزی چشم‌ها و عفونت‌های چشمی از دیگر عوارض آکریلامید است.  
آکریلامید در مقایسه با سایر مواد سمی شناخته شده در مواد غذایی، می‌تواند صدها برابر خطرناک تر باشد. در صورت سرخ شدن مواد غذایی حاوی قند و آلبومین، سم آکریلامید تولید می‌شود.  
***
نکاتی مهم برای کاهش سرطان زا بودن سیب زمینی سرخ کرده 
بنابراین باید از خوردن سیب زمینی سرخ کرده و چیپس پرهیز باید پرهیز کرد؛ برای کاهش آکریلامید در سیب زمینی سرخ کرده و چیپس هیچ وقت سیب زمینی را در یخچال نگهداری نکنید. باید از سرخ کردن سیب زمینی‌های لک دار خودداری شود و آن را در حرارت کم و مدت زمان کوتاه با روغن کنجد تفت دهید.  
قبل از استفاده و پخت سیب زمینی، آن را پوست کنده و به مدت یک ساعت در آب قرار داده شود, قرار دادن سیب زمینی در آب قبل از سرخ کردن، قند موجود در سیب زمینی را جذب کرده و به این ترتیب امکان تشکیل آکریلامید کاهش پیدا می‌کند.  
اگر سیب زمینی را در آب نگذاشتید، آن را قبل از تفت دادن، آب پز کنید. سیب زمینی آب پز شده در هنگام سرخ کردن، آکریلامید کمتری را تولید می‌کند. استفاده از روغن کنجد به جای روغن جامد، به دلیل جلوگیری از داغ شدن بیش از حد روغن و اکسیداسیون سریع آن، در کاهش تولید آکریلامید موثر است!  
گروهی از مواد غذایی مانند گوشت قرمز، ماهی، شیر، پنیر، برنج، سبزیجات و انواع میوه ها آکریلامید ندارند و حتی در صورت سرخ شدن نیز آکریلامید تولید نمی‌کنند. برای همین سعی کنید که در برنامۀ غذایی روزانۀ خود بیشتر از این مواد غذایی استفاده شود؛ با مصرف میوه و سبزی در وعده‌های غذایی خود، ضرر این ماده سرطان زا آکریلامید را کاهش دهید.

تحقق خودمدیریتی نیز به مانند هر فرآیند دیگری نیازمند راهبردها و استراتژی‌هایی است که با درک درست و پیاده‌سازی مطلوب آنها می‌توان به یک خودمدیر کارآمد و کاربلد تبدیل شد. در بخش نخست این مطلب به پنج راهبرد اصلی در ارتباط با خودمدیریتی اشاره کردیم که عبارت بودند از: کاملا متعهد به هدفی مشخص باشید، ابتکارعمل را در دست بگیرید و آن را حفظ کنید، صرفه‌جویی کنید تا منابع خود را افزایش دهید، از تعیین موقعیت راهبردی استفاده کنید و کارهای غیرمنتظره انجام دهید.
به گزارش دنیای اقتصاد و به نقل از لیتل تینگز متر، در این بخش به پنج مورددیگر از راهبردهای کلیدی خودمدیریتی اشاره خواهد شد.
1-
مواردی را ساده نگه دارید. اگر می‌خواهید کمتر دچار اشتباه شوید، راهبرد خود را ساده نگه دارید. راهبردها و مفاهیم ارزشمند آنهایی هستند که هرگز منجر به پیچیدگی بسیار نمی‌شوند و اجرای آنها ساده است. در نقطه مقابل، راهبردهای پیچیده به‌دلیل دشواری در پیاده‌شدن و اجرا معمولا به نتایج موردنظر منتهی نمی‌شوند و دردی را دوا نمی‌کنند. این برخلاف تصور عامه مردم است که فکر می‌کنند راهبردها هرچه پیچیده‌تر و دامنه‌دارتر باشند بهترند.
2-
همزمان جایگزین‌های چندگانه‌ای را تهیه کنید. چون مطمئنا برخی اقدام‌های ناشی از تصورات شما درست از آب درنمی‌آیند، پس باید همیشه «طرحرا داشته و آماده اجرای آن باشید. صاحب‌نظران عرصه خودمدیریتی همیشه تاکید می‌کنند که اگر یک ایده کار نمی‌کند، هدف را رها نکنید، بلکه با جایگزین آن پیش بروید و مطمئن باشید که با آزمودن راه‌های متعدد دیگر سرانجام موفق خواهید شد.
3-
مسیرهای غیرمستقیم رسیدن به هدف‌تان را نیز در نظر بگیرید. راهبردی را مورداستفاده قرار دهید که ممکن است تفاوت ایجاد کند. برای مثال، شرکت سونی ترانزیستور را در محصولات خود به‌کار برد و مزایای آن را نشان داد و مستقیما به سراغ تولید ترانزیستورهای متفاوت نرفت. شما هم می‌توانید با جور دیگر دیدن و چندبعدی برخورد کردن با مسائل، آنها را بهتر و سریع‌تر حل کنید.
4-
زمان بندی و تعیین مسیر را تمرین کنید. اجرای راهبرد درست در زمان اشتباه یا مسیر اشتباه می‌تواند به حدی بی‌اثر باشد که انگار آن راهبرد اشتباه بوده است، پس به موقع و در مسیر درست گام بردارید. خودمدیران بزرگ و موفق کسانی هستند که بهترین مسیر ممکن را در مناسب‌ترین زمان طی می‌کنند و به اهداف خود دست می‌یابند بدون اینکه نیازی داشته باشند دیگران یعنی مدیران مافوق و روسا به آنها چیزی بگویند.
5-
همیشه در حال حرکت به جلو باشید.همیشه ازموفقیت‌های خود بهره‌برداری کنید و وقتی در حال رسیدن به اهداف خود هستید هیچ‌گاه توقف نکنید و کُند عمل نکنید. آلبرت انیشتین گفته است: موفقیت مانند دوچرخه‌سواری است؛ به محض اینکه توقف کنید خواهید افتاد. یک خودمدیر هیچ‌گاه از تکاپو و حرکت به جلو دست نخواهد کشید حتی اگر سازمان در برهه‌ای از زمان چیزی از او نخواهد و او را به حال خود رها کرده باشد.