گزیده ها قسمت چهارم

گزیده ها  قسمت  چهارم  13 مهر -95
سهم بیش از ۹۰ درصدی حمل و نقل جاده‌ای ایران در جابجایی کالا و محوریت حمل و نقل زمینی در جابجایی مسافر باعث شده وضعیت و کیفیت خودروهای عمومی که در محورهای مواصلاتی ایران حرکت می‌کنند تاثیرات جدی در آمارهای اقتصادی و شاخص‌های محیط زیست بگذارند.به گزارش ایسنا، با وجود اهمیت گسترده‌ای که در زمینه مدیریت ناوگان جاده‌ای وجود دارد اما محدودیت منابع اعتباری و دشواری تولید و عرضه خودروهای عمومی باعث شده در طول سال‌های گذشته نوسازی ناوگان جاده‌ای به یکی از اصلی‌ترین مسائل غیرقابل حل دولت‌ها تبدیل شود.در این بین افزایش قابل توجه قیمت خودروهای نو در قیاس با خودروهای فرسوده‌ای که به فروش می‌رسند دست رانندگان را نیز از این ماشین‌ها بسیار دور کرده و باعث شده فاصله چندده میلیونی میان تعویض خودروهای قدیمی با جدید عملا شرایط را غیرقابل اجرا کند موضوعی که دولت را مجبور کرده برای حل آن نسبت به برنامه‌ریزی برای ارائه تسهیلات و وام‌های جدید اقدام کند و در این زمینه زیرساخت‌های جدیدی نیز به وجود بیاورد.یکی از اصلی‌ترین نقاطی که دولت می‌تواند در این حوزه روی آن تکیه کند درآمد حاصل از محل صرفه‌جویی در مصرف سوخت است. در این راستا با توجه به سیاست‌هایی که در قوانین بودجه سالیانه در نظر گرفته شده، وزارت نفت بخش قابل توجهی از درآمدهای حاصل از صرفه‌جویی را در اختیار وزارت راه و شهرسازی قرار می‌دهد و این وزارتخانه نیز این درآمدها را در دو حوزه جاده‌ای و ریلی مورد استفاده قرار خواهد داد.در کنار بحث تامین منابع مالی مورد نیاز برای نوسازی ناوگان یکی دیگر از اصلی‌ترین مسائلی که باید برای آن پیگیری‌هایی در دستور کار قرار گیرد بحث تولید خودروهای عمومی جدید است.بر اساس آمارهایی که سازمان راهداری داده تا سال ۹۴ حدود ۱۲۸ هزار دستگاه کامیون معادل ۳۱ درصد از کل ناوگان، ۲۷ هزار مینی‌بوس معادل ۷۱ درصد ناوگان و هفت هزار اتوبوس معادل ۳۰ درصد از کل ناوگان نیاز به نوسازی دارند و میانگین عمر آنها از حد استاندارد بالاتر رفته است. حتی اگر مشکلات مربوط به تامین مالی تغییر این خودروها نیز کنار رود بحث ساخت و تولید این خودروها یکی از اصلی‌ترین مسائلی است که باید برای آنها برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای صورت گیرد.هر چند سال گذشته و در قالب تفاهمنامه‌ای که وزارت راه و شهرسازی با وزارت نفت به امضا رساند بنا شد برای شروع کار ساخت ۶۵ هزار کامیون جدید در دستور کار قرار گیرد که از این رقم قرارداد حدود ۱۶ هزار کامیون در سال گذشته به امضا رسید اما هنوز تنها در حوزه حمل و نقل باری جاده‌ای حدود ۵۰ درصد از کامیون‌های فرسوده برای جابجایی نیاز به عقد قراردادهای جدید برای تولید دارند.این موضوع از سوی وزارت راه در دو محور جداگانه پیگیری شده است. از سویی طبق اعلام آخوندی با سرمایه‌گذاری جدیدی که بخش خصوصی در این عرصه انجام داده می‌توان انتظار داشت لااقل بخشی از نیاز مربوط به تولید و عرضه این خودروها از سوی بخش غیردولتی انجام گیرد موضوعی که البته هنوز جزئیات آن مشخص نیست و باید دید آیا این امر تنها به رساندن خودروهای جدید به ناوگان اختصاص خواهد یافت و یا این سرمایه‌گذاران در حوزه تولید نیز فعالیتی جدی در دستور کار قرار می‌دهند.حوزه دیگری که وزارت راه از چند ماه قبل پیگیری آن را آغاز کرده و البته برای نهایی شدن نیاز به برنامه‌ریزی‌های جدی دارد ورود سرمایه‌گذاران خارجی به این عرصه است. وزیر راه در ماه‌های پایانی سال قبل و در جریان دیداری که با هیات اقتصادی ایتالیا داشت پیشنهادی را به آنها ارائه کرد که شامل تولید ۶۵ هزار کامیون خارجی و فروش آنها به شکل لیزینگ به ایران می‌شد. هر چند در جریان همان جلسه نیز دو طرف بر لزوم پیگیری جدی این پیشنهاد و نهایی شدن توافق درباره آن سخن گفتند اما به نظر می‌رسد با توجه به بستر جدیدی که برای حضور خارجی‌ها در حمل و نقل ایران به وجود آمده می‌توان انتظار داشت لااقل گوشه‌ای از نیاز مربوط به نوسازی به این شکل حل شود.پیگیری‌های چند ماه اخیر هر نتیجه نهایی که در بر داشته باشد نشان دهنده یک تغییر رویکرد مهم در عرصه سیاست‌های کلان حمل و نقل است هر چند هنوز وزارت راه و وزارت نفت به عنوان سیاستگذاران اصلی نوسازی ناوگان فعالیت می‌کنند اما واگذاری عرصه اجرا به سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی این امید را به وجود آورده که بخشی از نیازهای انباشته شده حمل و نقل ایران در طول سال‌های گذشته از این طریق برطرف شود البته این موضوع هنوز یک ابهام بزرگ در مسیر خود می‌بیند و آن چگونگی پر کردن فاصله میان قدرت خرید رانندگان خودروهای فرسوده با قیمت تمام شده خودروهای نوساز است.
«من هم یک شهروند هستم. من هم یک انسان هستم و اجازه نمی‌دهم درباره‌ام هرزه‌گویی و فحاشی کنند و تهمت بزنند. این‌جا خط قرمزی است که من سکوت نمی‌کنم و حتا به لحاظ حقوقی می‌توانم پیگیر باشماصغر فرهادی که این روزها «فروشنده»‌اش خوب می‌فروشد، در گفت‌وگو با شماره ۳۷ ماهنامه اندیشه پویا به پرسش‌هایی درباره این فیلم و حاشیه‌های پدید آمده بر سر داستانش پاسخ داده است.گزیده‌ای از پاسخ‌های فرهادی را در زیر می‌خوانیم.
اقلیت انگشت‌شماری اصلاً کاری به فیلم ندارند و خود فیلم برای‌شان مهم نیست و دنبال چیز دیگری هستند. اگر احساس کنم که سکوتم را به این حساب می‌گذارند که می‌شود جلوتر آمد، دیگر درست نیست، سکوت کنم. وقتی وارد حریم خصوصی من می‌شوند، نمی‌توانم سکوت کنم.
من هم یک شهروند هستم. من هم یک انسان هستم و اجازه نمی‌دهم درباره‌ام هرزه‌گویی و فحاشی کنند و تهمت بزنند. این‌جا خط قرمزی است که من سکوت نمی‌کنم و حتی به لحاظ حقوقی می‌توانم پیگیر باشم.
وقتی به مسئول فیلم دوحه گفتم که می‌گویند خواهر پادشاه هزینۀ فیلم فروشنده را داده، خندید. من یک‌ بار کامل توضیح داده‌ام و فکر می‌کنم آنهایی که این حرف‌ها را می‌زنند، خودشان هم می‌دانند که دارند دروغ می‌گویند و دنبال این‌ که چیزی را شفاف بکنند نیستند. این‌قدر هم ماجرا زرد است که اصلاً واردش نمی‌شوم.
نمی‌شود گفت عماد یعنی مرد ایرانی. نمی‌شود گفت خانۀ عماد و رعنا یعنی ایران. اینها تعمیم‌پذیر نیستند، چون فردیت آدم‌ها بسیار برجسته است و آدم‌ها خیلی به هم شبیه نیستند یا لااقل در موقیعت‌های بحرانی رفتارهای بسیار متفاوتی نشان می‌دهند که از فردیت آنها برآمده است.
پیام فیلم؟ پیام مال تلگراف‌خانه است. بحث پیام نیست. اگر پیامی از این فیلم برداشت می‌شود، حاصل‌جمع شمای مخاطب با فیلم است نه برآمده از خود فیلم به تنهایی. می‌دانم آنهایی که دم از سینمای متعهد می‌زنند، کاملاً مخالف این حرف هستند.
من اگر تماشاگر فیلم باشم به لحاظ سیاسی پیرامون دربارۀ الی می‌توانم حرف بزنم و پیرامون فروشنده کم‌تر. اما اگر شما تماشاگری باشید که نشانه‌ها را به گونه‌ای دیگر کنار هم بگذارید، به نتیجۀ دیگری می‌رسید.
حالا می‌شنوم که می‌گویند ساعدی طرفدار منافقین بوده و فرهادی به او در فیلمش ادای احترام کرده. اگر این‌ طور است چرا شرح‌ حال و داستان‌ ساعدی در کتاب‌ ادبیات دبیرستان آمده است؟ چرا اوایل انقلاب از گاو به عنوان یک فیلم پاکیزه اسم برده شد؟ یعنی نمی‌دانستند نویسندۀ اصلی داستان فیلم چه کسی بوده است؟ نوبت فیلم فروشنده که شد این اسناد رو شد؟ این‌ها از نظر من شیطنت‌هایی است که دارد انجام می‌شود و کاملاً به آنها آگاهم.
چرا تصمیم گرفتم در زندگی‌ام تغییر ایجاد کنم؟
به گزارش فرادید به نقل از موتو، ساعت زنگ می‌زند و شما خاموشش می‌کنید. بعد از مکث کوتاهی، برمی‌خیزید و در تخت می‌نشینید. گوشی خود را برمی‌دارید و نورش اتاق تاریک را روشن می‌کند. پیام‌ها، اخبار و وضعیت آب‌وهوا را می‌خوانید. با خود فکر می‌کنید: "هنوز نیمه‌خوابم. بقیه پیام‌ها را می‌خوانم تا هشیارشم". پانزده دقیقه دیگر می‌گذرد. خواب نیستید، اما کاملاً هم بیدار نیستیدپنج سال پیش تصمیم گرفتم سحرخیز شومذاتاً سحرخیز نبودم. زمانی که باید برای کار یا جلسه‌ای صبح زود بیدار می‌شدم، شبیه توصیفات بالا بودم. به‌زور از تخت بلند می‌شدم. اما مجذوب پتانسیلِ صبح زود بودم. ساعات اولیه روز همانند یک هدیه بود، چند ساعت که می‌توانست برایم مفید باشد و برای روز آماده شوممن یک فرد شب‌زنده‌دار بودم و می‌دانستم برای تغییر این روند نیاز به یک برنامه دارم. برای همین تحقیقات و تجربیانت دیگران را مطالعه کردم و چند تا آزمایش ساده روی خودم انجام دادم. برنامه را از بیدار ماندن تا دیروقت به زود خوابیدن و زود بیدار شدم تغییر دادم و در ساعات آرام ِاول صبح، کلی کار مفید انجام می‌دهم. تجربیاتم برای افرادی که می‌خواهند سحرخیز شوند:قهوه، نور و کاری برای انجام دادن
این‌ها ابزارهای من برای یک صبح موفق است. قهوه به‌طور فریب آمیزی مهم است. بدون شک کافئین خیلی خوب است، اما درست کردن قهوه حدود پانزده دقیقه طول می‌کشد. این کار مرا مشغول نگه می‌دارد تا دوباره به باتلاق بی‌ثمری برنگردم. در عوض، در آشپزخانه می‌مانم، کم‌کم بیدار می‌شوم و به‌روزی که پیش رو دارم فکر می‌کند. اهمیت نور در بیدار شدن را دست‌کم نگیرید. ما به‌گونه‌ای تنظیم‌شده‌ایم که در تاریکی بخوابیم و در روشنایی بیدار شدیم. نمی‌توانید برای بیدار شدن منتظر طلوع خورشید بمانید. بنابراین به نور مصنوعی نیاز دارید. زمانی که بیدار می‌شوم تمام چراغ‌های آپارتمانم را روشن می‌کنم. سعی می‌کنم همیشه طلوع آفتاب را تماشا کنم. حتی اگر یک یا دو ساعت بعد از بیدار شدن باشدبرای بیدار ماندن به یک فعالیت نیاز دارید. ورزش کردن یک فعالیت عالی برای اول صبح است. همچنین ظرف شستن، اتو کردن لباس‌ها یا مرتب کردن آپارتمان کمک می‌کند بیدار شوم و قبل از شروع روز احساس مفید بودن کنم. اما حتی باوجوداین چیزها، بازهم بیدار شدن دشوار است و باید برنامه‌ی عصر و شب خود را نیز تغییر دهیدشب‌های قبل
ببینید که به چند ساعت خواب در روز نیاز دارید. من بعد از هفت یا هشت ساعت خواب احساس خوبی دارد (گاهی اوقات 9 ساعت، به‌خصوص در زمستان). اکثر روزها ساعت 5:45 از خواب بیدار می‌شوم؛ پس ساعت 9:45 می‌خوابمبه تأثیرات غذا و نوشیدنی در خواب توجه کنید. شواهد زیادی وجود دارد که الکل کیفیت خواب را بهتر نمی‌کند. شکلات تلخ نیز حاوی کافئین است و خواب را مختل می‌کند. همچنین یاد گرفته‌ام که چگونه محیطم را آرام کنم تا سیگنال "خواب" به بدنم فرستاده شود. با کم کردن نور شروع می‌کنم. هر شب ساعت 7 پرده‌ها را می‌کشماز صبح‌های خود لذت ببریدمنبعmottoترجمهوبسایت فرادید

زن جوان که پس از 9 ماه بارداری بی‌دردسر، در یک عمل سزارین نوزاد پسری به دنیا آورده بود، ساعاتی پس از تولد فرزندش به کما رفت و بعد هم جان سپرد.پرونده مرگ مرموز این زن در حالی در دادسرای نظام پزشکی تهران در دست بررسی قرار دارد که پزشک معالج، سلامت زن جوان را پیش از عمل تأیید کرده است.به گزارش «ایران»، اول مرداد امسال زن جوانی به نام «خدیجه» در صحت و سلامت کامل به همراه همسر و خانواده‌اش به بیمارستانی  درتهران رفت. خدیجه که برای دیدار پسر دوست داشتنی‌اش لحظه شماری می‌کرد خوشحال بود اما نگرانی از بیهوشی او را کمی مضطرب نشان می‌داد. همه چیز خوب بود و همه خوشحال بودند که زن جوان پس از اقدامات قبل از عمل و خداحافظی با خانواده‌اش وارد اتاق عمل شد. لحظات انتظار برای خانواده خدیجه به کندی می‌گذشت تا اینکه سرانجام در اتاق باز شد و پرستار که نوزادی هم درآغوش داشت با مژده تولد پسر کوچولو، از سلامت کامل مادر و کودک خبرداد.دقایقی بعد زن جوان که هنوز آثار بیهوشی در وجودش بود به بخش منتقل شد و  سراغ نوزادش را گرفت. پسرک سالم و قوی بود و همه از دیدنش خوشحال بودند. خدیجه که درد زیادی داشت کودک را در آغوش گرفت و به او شیر داد. ساعاتی گذشته بود اما درد زن جوان از ناحیه کمر هر لحظه بیشتر می‌شد. با وجود شکایت خانواده خدیجه به وضعیت عجیب زن جوان، پرستار بخش این دردها را طبیعی و از عوارض عمل سزارین دانست و به ناله‌های زن جوان توجهی نداشت. 3 ساعتی از عمل گذشت اما درد غیرقابل تحمل شده بود. خانواده خدیجه که ناآرامی‌های او را می‌دیدند بی‌تاب شده بودند اما هیچ راهی برای آرام کردنش نداشتند. این شرایط سخت ادامه داشت تا اینکه حال خدیجه رو به وخامت رفت و پرستاران او را به سی سی یو منتقل کردند.پزشک بیهوشی و پزشک معالج که پس از عمل بیمارستان را ترک کرده بودند خیلی سریع احضار شده و بربالین بیمار حاضرشدند. شوهر خدیجه که از این شرایط به خشم آمده بود و پاسخ درستی از وضعیت همسرش نمی‌شنید، شروع به داد و فریاد کرد. مسئولان بیمارستان که شرایط را ناآرام می‌دیدند اعلام کردند که باید زن جوان برای ادامه درمان به بیمارستانی که در نزدیکی همان بیمارستان قرار داشت، انتقال یابد . به این ترتیب خانواده بیمار آمبولانس گرفتند و خدیجه را با یک دستگاه تنفس به بیمارستان دوم منتقل کردند. در آنجا بود که مسئولان بیمارستان پس از پذیرش بیمار با هزینه میلیونی، اعلام کردند زن جوان علائم حیاتی ندارد و تنها با دستگاه نفس می‌کشد. با اعلام این موضوع و تماس خانواده خدیجه با پزشک معالج، اقدامات لازم برای انتقال بیمار به بیمارستان دیگری انجام و سرانجام ساعت 12 شب مرگ زن جوان اعلام شد.تشکیل پرونده در دادسرای نظام پزشکی
امیر- همسر خدیجه 23 ساله- که پس از 2 ماه هنوز با آوردن نام زن جوانش صدایش می‌لرزد پس از تشریح اتفاقاتی که برای همسرش رخ داد به خبرنگار «ایران» گفت: «به هیچ عنوان نمی‌توانم آن روز شوم و بلایی که بیمارستان سر همسرم آورد را فراموش کنم. آنها ابتدا سعی می‌کردند مرگ همسرم را به خاطر مشکلات قلبی اعلام کنند اما وقتی مدارک سلامت او در دوران بارداری را ارائه کردم و شکایتی به نظام پزشکی داشتم مشخص شد قصور پزشکی در زمان عمل، مرگ زودهنگام همسرم و تنهایی من و فرزندم را باعث شده است
 
مرد داغدار ادامه داد: «آنچه  در این اتفاق هولناک آزارم می‌دهد، بی‌مسئولیتی برخی پزشکان بیمارستان است. زیرا با اینکه می‌دانستند همسر من فوت کرده اما ما را در بیمارستان‌های دیگر سرگردان کردند و دست آخر ساعت 12 شب خبر فوت همسرم را دادند. مسئولان بیمارستان، فقط برای اینکه گناه خودشان را کم کرده و ما را سرگردان کنند بیمار را با هزینه خودمان به بیمارستان دیگری منتقل کردند. نکته وحشتناک‌تر اینکه وقتی به بیمارستان دوم رسیدیم در حالی که همسرم وضعیت اورژانس داشت اما تا 3 میلیون هزینه بستری را واریز نکردیم اقدامی نکردندهمسر خدیجه که چندی قبل در نخستین جلسه دادسرای نظام پزشکی حاضر شده بود، گفت: «با اینکه پس از مرگ همسرم اعلام شد او بیماری قلبی داشته و سلامت او را زیر سؤال بردند اما من با اطمینان از سلامت او و قصور پزشکی به دادسرای نظام پزشکی و جرایم پزشکی شکایت کردم و اصل پرونده همسرم نیز در کمیسیون پزشکی بررسی شد. در نخستین جلسه رسیدگی در دادسرای نظام پزشکی حاضر شدم که بازپرس پرونده پزشک معالج، پزشک بیهوشی و یکی از پرستاران را احضار کرده بود.البته پزشک بیهوشی که به ادعای پزشک معالج همسرم در وخامت حال او مقصر بود، به دلیل سفر به خارج از کشور نیامده بود. حالا هم نمی‌دانم اگر او برنگردد چه کسی پاسخگوست. اینها درحالی است که پزشک معالج همسرم سلامت کامل او را پیش از عمل تأیید و به گفته خودش در مدارکی که به دادسرا ارائه کرده نیز قصور پزشک بیهوشی را اعلام کرده است. من حتی پزشک قلب بیمارستان را هم پیدا کردم اما او نیز مدعی شد خیلی دیر به او خبر داده‌اند به همین خاطر نتوانسته کاری برای همسرم انجام دهدامیر که حالا دوماه ونیم است با پسرش تنها مانده‌اند در پایان گفت: «از وقتی همسرم رفته دیگر نمی‌توانم به خانه خودم بروم و با پسرم در خانه پدری زندگی می‌کنم. همسر من هیچ مشکلی نداشت و تولد یک نوزاد سالم نیز این موضوع را ثابت می‌کند. من از هیچ کاری برای اثبات این قصور پزشکی کوتاهی نمی‌کنم. امیدوارم رسیدگی به این پرونده نیز بدرستی پیش برود و عاملان مرگ خدیجه مشخص شوند تا خون همسر جوانم پایمال نشود