اوین
نامه ی کیهان شنبه 6 خ داد ماه سال 1396
يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "رمزگشايي از
تبليغات عليه قطر"
جنجالي که
طي چهار روز گذشته در ميان مقامات و رسانه هاي سعودي، مصر، بحرين و امارات عليه
قطر راه افتاده است در واقع ماهيت سفر ترامپ به عربستان و نيز ماهيت اجلاسي که در
روزهاي شنبه و يکشنبه هفته پيش در رياض برگزار شد برملا کرد. چه کسي است که نداند
قطر از نظر وزن سياسي و سابقه در موضوعات بنيادي در نقطه مقابل آمريکا و عربستان
قرار ندارد تا حجم تبليغات عظيمي که اين روزها از سوي مقامات کشورهاي ياد شده
متوجه آن شده است، توجيهي داشته باشد. اما اظهارات اميرقطر که در آن گفته شده بود
تشديد تنش منطقه اي عليه ايران دور از عقلانيت است، از آنجا که اولين نشانه هاي
شکاف در ائتلاف ضدايراني را برملا کرد اهميت ويژه دارد و اين راز حمله گسترده به
قطر مي باشد. در اين خصوص گفتني هايي وجود دارد:
1- از زمان روي کار آمدن دونالد ترامپ، ادبيات مقامات سعودي عليه ايران به نحو محسوس و روبه تزايدي تندتر شده است. در اين بين مقامات سعودي و به خصوص محمدبن سلمان وليعهد و وزيردفاع و عادل الجبير وزير خارجه سعي کرده اند تا از سيطره مطلق صهيونيست ها بر دونالد ترامپ و اعضاي دولت او استفاده کرده و آمريکا را به در پيش گرفتن سياست هاي تندتر عليه ايران متقاعد نمايند. يک هفته پيش از سفر رئيس جمهور آمريکا به رياض، محمدبن سلمان در مصاحبه با شبکه ام بي سي اظهار اميدواري کرد که مقامات واشنگتن «متوقف کردن ايران» را در کانون سياست هاي خود در منطقه قرار دهند. پاسخ هاي اوليه مقامات آمريکايي به وضوح از پذيرش درخواست سعودي ها حکايت مي کنند. جيمز متيس وزير دفاع آمريکا که دو هفته پيش از ترامپ به رياض آمده بود پس از نشست با مسئولان ارشد سعودي گفت آمريکا به هر نقطه اي از منطقه که چشم مي دوزد ايران را در مرکزيت و مسئول مشکلات آن مي شناسد. عادل الجبير ضمن استقبال از موضع متيس گفت عربستان در صف مقدم کشورهايي ايستاده که با نفوذ ايران در منطقه مقابله مي کند. با اين وصف اين سوال مطرح مي شود که آيا بايد شاهد شکل گيري تنش هاي جديدي عليه ايران با محوريت آمريکا و رژيم سعودي باشيم. رژيم سعودي در اين ميان دو نقش را برعهده دارد؛ تحريک مقامات آمريکايي و پرداخت هزينه هاي هنگفتي که در مبارزه با نفوذ ايران لازم است. يک خبر بيان کننده آن است که رژيم سعودي نه تنها هزينه تنش نظامي عليه ايران را پذيرفته است بلکه براي تحريک هر چه بيشتر آمريکا، پرداخت همه هزينه هاي ارتش آمريکا در غرب آسيا را متقبل شده است.
2- قراردادهاي جديد رژيم سعودي با آمريکا در جريان سفر اخير ترامپ بين 150 تا 400 ميليارد دلار برآورد شده و بخش اعظم آنهم در خريد جنگ افزارهاي آمريکا هزينه مي شود. خريد جنگ افزار آمريکايي از سوي مقامات سعودي امر تازه اي نيست و طي دهه هاي گذشته هم از مرز 10 ميليارد دلار در سال عبور کرده است اما خريد يک جاي نزديک به 100ميليارد دلار جنگ افزار کاملا تازگي دارد. اين خريد علاوه بر آنکه بخش قابل ملاحظه اي از کسري بودجه آمريکا را جبران مي کنند و کارخانجات توليد سلاح در آمريکا را جان تازه اي مي بخشد، تحريک جنگ در منطقه نيز در پي مي آورد. پيش از روي کار آمدن دونالد ترامپ، يک نظرسنجي بيان کننده آن بود که نزديک به 70 درصد شهروندان آمريکايي با فروش سلاح هاي مدرن به رژيم سعودي مخالف بودند و فقط حدود 12درصد از آنان با روابط رو به گسترش نظامي واشنگتن و رياض موافق بودند و البته جمعي هم از اظهارنظر موافق يا مخالف اجتناب کرده بودند. توافق علني آمريکا و سعودي در مورد خريد بيش از 100 ميليارد دلار جنگ افزار که با قراردادهايي به ارزش نزديک به 300 ميليارد دلار ديگر توام گرديد، براي جامعه آمريکايي يک شوک مثبت اقتصادي به حساب مي آيد و طبعا از تعداد مخالفان روابط نظامي واشنگتن- رياض مي کاهد. خود اين مسئله در واقع به اين معناست که اکثريت مردم آمريکا از تحرک نظامي بيشتر آمريکا در منطقه و حتي ايجاد درگيري هاي تازه استقبال مي کنند.
پيش از اين برخي از تحليلگران ارشد نظامي معتقد بودند از آنجا که ترامپ و تيم او علاقه دارند که «بسياري از امور را خود بيازمايند»، بايد در انتظار حوادثي عليه ايران باشيم. روند اقدامات نظامي و سرعت تصميم گيري هاي ترامپ در اين حوزه به اين گمانه زني ها اعتبار بيشتري بخشيده است. البته کاملا واضح است که اگر رژيم آمريکا با ميدان داري منطقه اي سعودي درصدد زخم زدن به ايران باشند، زخم هاي بزرگتري را دريافت خواهند کرد چرا که استراتژي دفاعي ايران اگر چه بر مبناي استقبال از جنگ تنظيم نشده است اما در بردارنده «پاسخ قاطع» خواهد بود.
3- از اظهارات مقامات آمريکا برمي آيد که «بازسازي اعتبار» و «بازتوليد اقتدار» آمريکا را در دستور کار قرار داده اند و باز از سخنان آنان پيداست که مهمترين عامل ضعف اعتبار و کاهش اقتدار خود را ايران مي دانند. وقتي متيس وزير دفاع مي گويد به هر نقطه اي چشم مي دوزد، تصوير بزرگ ايران را مي بيند از آن مي فهميم که از منظر مقامات آمريکايي بازسازي اعتبار و باز توليد اقتدار آمريکا با تضعيف موقعيت منطقه اي ايران گره خورده و اين دقيقاً همان نقطه مشکل در حل مسئله آمريکا مي باشد. دو هفته پيش يک تاجر ايراني که با يک سناتور ارشد آمريکايي رفت و آمد دارد از قول او نقل مي کند که متيس مرا به اطاقش دعوت کرد من با تعجب ديدم او نقشه بزرگي از ايران را پشت سر خود نصب کرده است وقتي پرسيدم اين چيست پاسخ داد بزرگترين مشکل ما در پيشبرد سياست خارجي و پس از آن گفت تا اين حل نشود قادر به حل هيچ معادله اي در سياست خارجي نخواهيم بود. پس کاملاً طبيعي است که يک سخنگوي کاخ سفيد در آستانه سفر ترامپ به رياض هدف اصلي اين سفر را مقابله با ايران و هماهنگ کردن کشورهاي عربي در مقابله با ايران اعلام کند.
4- اظهارات تند عليه ايران که روندي فزاينده در بين مقامات اصلي سعودي پيدا کرده، بدون شک بيان کننده مشکلات عمده اي است که اين کشور عليرغم آنهمه بذل و بخشش با آن درگير است. رژيم عربستان 27 ماه است که درگير جنگ با مردم مظلوم و تنگدست يمن شده و عليرغم آنهمه اقدامات نتوانسته است بر يمني هاي مظلوم فايق آيد. بعضي از مقامات سعودي وانمود کرده اند که از آنجا که به کارگيري سلاح هاي جديدي که در سفر ترامپ توافق شده قادر به تصرف بندر بزرگ الحديده در سواحل درياي سرخ است، به زودي بر مشکلي که انصارالله يمن پديد آورده اند غلبه مي کند اما همزمان با آن يک مقام سعودي با اشاره به بيانيه ضد ايراني اجلاس هفته پيش رياض گفت اين توافقات و اظهارات نشان داد که عربستان مايل است با مشکل اصلي خود يعني ايران که جنگ يمن يکي از تبعات آن است مواجه شود و مقامات آمريکايي و بعضي از دولت هاي منطقه اي قول داده اند که در اين رويارويي به سعودي کمک نمايند. سياست هماهنگ سازي ديگران براي غلبه بر «مشکل ايران» تاکنون راه به جايي نبرده است عربستان در همراه سازي جدي مصر، ترکيه و پاکستان موفقيتي نداشته و بعيد به نظر مي رسد اين سه کشور در شرايط پيش رو نيز کار عمده اي به نفع عربستان انجام دهند. عصبانيت شديد مقامات سعودي از اظهارات نه چندان صريح امير قطر که بلافاصله هم پس گرفته شد، نشان مي دهد که عربستان بشدت از فروپاشي زودهنگام ائتلاف جديد ضد ايراني هراس دارد.
5- اظهارات مقامات قطر و بخصوص آنچه «شيخ تميم» گفت از يک سو بيانگر اختلاف نظرهاي جدي بين کشورهايي که اوايل هفته پيش تحت عنوان «همکاري براي مهار ايران» در رياض گردهم آمدند مي باشد و از سوي ديگر نشان مي دهد که خطر اقدامات نظامي به گونه اي که بيش از همه به «کشورهاي کوچک» آسيب بزند وجود دارد. کنار هم قرار گرفتن سي سي و ملک سلمان که پس از يک دوره قهر صورت گرفته است، مقامات قطر و بالتبع ترکيه را ناراحت کرده است چرا که در فرمول عربستان- آمريکا ذيل عنوان تاسيس «مرکز جهاني مبارزه با افراط گرايي»، اخواني ها جايگاهي ندارند و از فرداي آن روز به موازات فشار بر ايران، فشارهايي متوجه دوستان اخواني منطقه شامل دولت هاي قطر و ترکيه و جنبش هاي حماس در فلسطين و اخوان المسلمين در مصر خواهد شد و اين موضوعي است که نتيجه آن خواه ناخواه گرايش به حل مسئله با ايران را در منطقه تقويت مي کند. در واقع مقامات عربستان به گمان اينکه قادر خواهند بود منطقه و جهان اسلام را در يک جبهه ضدايراني قرار دهند، بخش عمده اي از منطقه را به سمت همکاري بيشتر با ايران سوق داده اند.
اين مهم نيست که سرنوشت قطر در اين منازعه چه مي شود، قطر آن طرف بماند هم اتفاقي نمي افتد مهم اين است که درگير شدن عربستان و قطر در عرصه هاي سياسي و رسانه اي از ناتواني عربستان از شکل دهي عملياتي به ائتلافي ضد ايراني خبر مي دهد. اين درگيري بيان کننده آن است که عربستان اگر پيش از درگير شدن با ايران بتواند همراهي کشورهايي نظير مصر و امارات و بحرين را در کنار خود داشته باشد، بعد از درگير شدن با ايران کاملاً تنها خواهد شد. حال سوال اين است که آيا پشتگرمي آمريکايي ها براي پذيرش ريسک اقدام عليه ايران کفايت مي کند؟ نويسنده: سعدالله زارعي
1- از زمان روي کار آمدن دونالد ترامپ، ادبيات مقامات سعودي عليه ايران به نحو محسوس و روبه تزايدي تندتر شده است. در اين بين مقامات سعودي و به خصوص محمدبن سلمان وليعهد و وزيردفاع و عادل الجبير وزير خارجه سعي کرده اند تا از سيطره مطلق صهيونيست ها بر دونالد ترامپ و اعضاي دولت او استفاده کرده و آمريکا را به در پيش گرفتن سياست هاي تندتر عليه ايران متقاعد نمايند. يک هفته پيش از سفر رئيس جمهور آمريکا به رياض، محمدبن سلمان در مصاحبه با شبکه ام بي سي اظهار اميدواري کرد که مقامات واشنگتن «متوقف کردن ايران» را در کانون سياست هاي خود در منطقه قرار دهند. پاسخ هاي اوليه مقامات آمريکايي به وضوح از پذيرش درخواست سعودي ها حکايت مي کنند. جيمز متيس وزير دفاع آمريکا که دو هفته پيش از ترامپ به رياض آمده بود پس از نشست با مسئولان ارشد سعودي گفت آمريکا به هر نقطه اي از منطقه که چشم مي دوزد ايران را در مرکزيت و مسئول مشکلات آن مي شناسد. عادل الجبير ضمن استقبال از موضع متيس گفت عربستان در صف مقدم کشورهايي ايستاده که با نفوذ ايران در منطقه مقابله مي کند. با اين وصف اين سوال مطرح مي شود که آيا بايد شاهد شکل گيري تنش هاي جديدي عليه ايران با محوريت آمريکا و رژيم سعودي باشيم. رژيم سعودي در اين ميان دو نقش را برعهده دارد؛ تحريک مقامات آمريکايي و پرداخت هزينه هاي هنگفتي که در مبارزه با نفوذ ايران لازم است. يک خبر بيان کننده آن است که رژيم سعودي نه تنها هزينه تنش نظامي عليه ايران را پذيرفته است بلکه براي تحريک هر چه بيشتر آمريکا، پرداخت همه هزينه هاي ارتش آمريکا در غرب آسيا را متقبل شده است.
2- قراردادهاي جديد رژيم سعودي با آمريکا در جريان سفر اخير ترامپ بين 150 تا 400 ميليارد دلار برآورد شده و بخش اعظم آنهم در خريد جنگ افزارهاي آمريکا هزينه مي شود. خريد جنگ افزار آمريکايي از سوي مقامات سعودي امر تازه اي نيست و طي دهه هاي گذشته هم از مرز 10 ميليارد دلار در سال عبور کرده است اما خريد يک جاي نزديک به 100ميليارد دلار جنگ افزار کاملا تازگي دارد. اين خريد علاوه بر آنکه بخش قابل ملاحظه اي از کسري بودجه آمريکا را جبران مي کنند و کارخانجات توليد سلاح در آمريکا را جان تازه اي مي بخشد، تحريک جنگ در منطقه نيز در پي مي آورد. پيش از روي کار آمدن دونالد ترامپ، يک نظرسنجي بيان کننده آن بود که نزديک به 70 درصد شهروندان آمريکايي با فروش سلاح هاي مدرن به رژيم سعودي مخالف بودند و فقط حدود 12درصد از آنان با روابط رو به گسترش نظامي واشنگتن و رياض موافق بودند و البته جمعي هم از اظهارنظر موافق يا مخالف اجتناب کرده بودند. توافق علني آمريکا و سعودي در مورد خريد بيش از 100 ميليارد دلار جنگ افزار که با قراردادهايي به ارزش نزديک به 300 ميليارد دلار ديگر توام گرديد، براي جامعه آمريکايي يک شوک مثبت اقتصادي به حساب مي آيد و طبعا از تعداد مخالفان روابط نظامي واشنگتن- رياض مي کاهد. خود اين مسئله در واقع به اين معناست که اکثريت مردم آمريکا از تحرک نظامي بيشتر آمريکا در منطقه و حتي ايجاد درگيري هاي تازه استقبال مي کنند.
پيش از اين برخي از تحليلگران ارشد نظامي معتقد بودند از آنجا که ترامپ و تيم او علاقه دارند که «بسياري از امور را خود بيازمايند»، بايد در انتظار حوادثي عليه ايران باشيم. روند اقدامات نظامي و سرعت تصميم گيري هاي ترامپ در اين حوزه به اين گمانه زني ها اعتبار بيشتري بخشيده است. البته کاملا واضح است که اگر رژيم آمريکا با ميدان داري منطقه اي سعودي درصدد زخم زدن به ايران باشند، زخم هاي بزرگتري را دريافت خواهند کرد چرا که استراتژي دفاعي ايران اگر چه بر مبناي استقبال از جنگ تنظيم نشده است اما در بردارنده «پاسخ قاطع» خواهد بود.
3- از اظهارات مقامات آمريکا برمي آيد که «بازسازي اعتبار» و «بازتوليد اقتدار» آمريکا را در دستور کار قرار داده اند و باز از سخنان آنان پيداست که مهمترين عامل ضعف اعتبار و کاهش اقتدار خود را ايران مي دانند. وقتي متيس وزير دفاع مي گويد به هر نقطه اي چشم مي دوزد، تصوير بزرگ ايران را مي بيند از آن مي فهميم که از منظر مقامات آمريکايي بازسازي اعتبار و باز توليد اقتدار آمريکا با تضعيف موقعيت منطقه اي ايران گره خورده و اين دقيقاً همان نقطه مشکل در حل مسئله آمريکا مي باشد. دو هفته پيش يک تاجر ايراني که با يک سناتور ارشد آمريکايي رفت و آمد دارد از قول او نقل مي کند که متيس مرا به اطاقش دعوت کرد من با تعجب ديدم او نقشه بزرگي از ايران را پشت سر خود نصب کرده است وقتي پرسيدم اين چيست پاسخ داد بزرگترين مشکل ما در پيشبرد سياست خارجي و پس از آن گفت تا اين حل نشود قادر به حل هيچ معادله اي در سياست خارجي نخواهيم بود. پس کاملاً طبيعي است که يک سخنگوي کاخ سفيد در آستانه سفر ترامپ به رياض هدف اصلي اين سفر را مقابله با ايران و هماهنگ کردن کشورهاي عربي در مقابله با ايران اعلام کند.
4- اظهارات تند عليه ايران که روندي فزاينده در بين مقامات اصلي سعودي پيدا کرده، بدون شک بيان کننده مشکلات عمده اي است که اين کشور عليرغم آنهمه بذل و بخشش با آن درگير است. رژيم عربستان 27 ماه است که درگير جنگ با مردم مظلوم و تنگدست يمن شده و عليرغم آنهمه اقدامات نتوانسته است بر يمني هاي مظلوم فايق آيد. بعضي از مقامات سعودي وانمود کرده اند که از آنجا که به کارگيري سلاح هاي جديدي که در سفر ترامپ توافق شده قادر به تصرف بندر بزرگ الحديده در سواحل درياي سرخ است، به زودي بر مشکلي که انصارالله يمن پديد آورده اند غلبه مي کند اما همزمان با آن يک مقام سعودي با اشاره به بيانيه ضد ايراني اجلاس هفته پيش رياض گفت اين توافقات و اظهارات نشان داد که عربستان مايل است با مشکل اصلي خود يعني ايران که جنگ يمن يکي از تبعات آن است مواجه شود و مقامات آمريکايي و بعضي از دولت هاي منطقه اي قول داده اند که در اين رويارويي به سعودي کمک نمايند. سياست هماهنگ سازي ديگران براي غلبه بر «مشکل ايران» تاکنون راه به جايي نبرده است عربستان در همراه سازي جدي مصر، ترکيه و پاکستان موفقيتي نداشته و بعيد به نظر مي رسد اين سه کشور در شرايط پيش رو نيز کار عمده اي به نفع عربستان انجام دهند. عصبانيت شديد مقامات سعودي از اظهارات نه چندان صريح امير قطر که بلافاصله هم پس گرفته شد، نشان مي دهد که عربستان بشدت از فروپاشي زودهنگام ائتلاف جديد ضد ايراني هراس دارد.
5- اظهارات مقامات قطر و بخصوص آنچه «شيخ تميم» گفت از يک سو بيانگر اختلاف نظرهاي جدي بين کشورهايي که اوايل هفته پيش تحت عنوان «همکاري براي مهار ايران» در رياض گردهم آمدند مي باشد و از سوي ديگر نشان مي دهد که خطر اقدامات نظامي به گونه اي که بيش از همه به «کشورهاي کوچک» آسيب بزند وجود دارد. کنار هم قرار گرفتن سي سي و ملک سلمان که پس از يک دوره قهر صورت گرفته است، مقامات قطر و بالتبع ترکيه را ناراحت کرده است چرا که در فرمول عربستان- آمريکا ذيل عنوان تاسيس «مرکز جهاني مبارزه با افراط گرايي»، اخواني ها جايگاهي ندارند و از فرداي آن روز به موازات فشار بر ايران، فشارهايي متوجه دوستان اخواني منطقه شامل دولت هاي قطر و ترکيه و جنبش هاي حماس در فلسطين و اخوان المسلمين در مصر خواهد شد و اين موضوعي است که نتيجه آن خواه ناخواه گرايش به حل مسئله با ايران را در منطقه تقويت مي کند. در واقع مقامات عربستان به گمان اينکه قادر خواهند بود منطقه و جهان اسلام را در يک جبهه ضدايراني قرار دهند، بخش عمده اي از منطقه را به سمت همکاري بيشتر با ايران سوق داده اند.
اين مهم نيست که سرنوشت قطر در اين منازعه چه مي شود، قطر آن طرف بماند هم اتفاقي نمي افتد مهم اين است که درگير شدن عربستان و قطر در عرصه هاي سياسي و رسانه اي از ناتواني عربستان از شکل دهي عملياتي به ائتلافي ضد ايراني خبر مي دهد. اين درگيري بيان کننده آن است که عربستان اگر پيش از درگير شدن با ايران بتواند همراهي کشورهايي نظير مصر و امارات و بحرين را در کنار خود داشته باشد، بعد از درگير شدن با ايران کاملاً تنها خواهد شد. حال سوال اين است که آيا پشتگرمي آمريکايي ها براي پذيرش ريسک اقدام عليه ايران کفايت مي کند؟ نويسنده: سعدالله زارعي