وقتی جنگ ویرانه 8 ساله موهبت الهی
نامیده شد و آثار این موهبت الهی در عراق وسوریه ویمن ولبنان و... ادامه دارد چرا
نباید تیغ کشی بردستان دختران وپسران دانش با عنوان خون بازی همچنین مبارزه خروس های جنگی وخون
بازی شان لذت بخش نباشد؟
کاغذی چند روز پیش دستبهدست چرخید،
کاغذی که ظاهر آن نشان میداد یک معاملۀ مهم با چندین امضاء است؛ اما وقتی آن را
میخواندی متوجه میشدی این معامله خانه و باغ نیست، بلکه قراردادی است برای اینکه
حیوانات را بهجانِ یکدیگر انداخته و از تماشای آن لذت ببرند.
کاغذی چند
روز پیش دستبهدست چرخید، کاغذی که ظاهر آن نشان میداد یک معاملۀ مهم با چندین
امضاء است؛ اما وقتی آن را میخواندی متوجه میشدی این معامله خانه و باغ نیست،
بلکه قراردادی است برای اینکه حیوانات را بهجانِ یکدیگر انداخته و از تماشای
آن لذت ببرند.
به گزارش ایسنا، سگدعوا، خروسدعوا و... یکی از نمودهای حیوانآزاری است. افرادی که از این برنامهها لذت میبرند و آن را سرگرمی خود و حتی در بعضی مواقع راهی برای درآمد میبینند، حیوانات را به جان یکدیگر انداخته تا زبانبستهها تا پای مرگ بساط شادی آنان را بچینند. در ابتدا گفتوگو با یکی از افرادی که پیش از این در فضای این حیوانآزاریها قرار داشته را میخوانید و سپس نظر فعالان محیط زیست آورده میشود.
سعید 20 سال پیش یک خروس داشته و با آن جنگها کرده است. او مدتهاست دست از این کار کشیده و فرد تحصیلکردهای شده است. از او درباره انگیزه افرادی که به این کار میپرداختند، پرسیدم.
خروس مبارز شاخصی از میزان قدرت صاحبش در محله بود
وی گفت: هدف ما تفریح بود. این که دو موجود زنده باهم درگیر شوند و اتفاقات غیرقابلپیشبینی را رقم بزنند، حس جالبی بود. بهعلاوه که حس خشونت درون هر انسانی هست و ما به این طریق، احساس نیاز به خشونتمان را ارضاء میکردیم. خروسبازی از جنبههای مختلف به یک بازی فوتبال شبیه بود. تربیت خروسی که در یک زمانِ مشخص بتواند از پس حریفش بربیاید و تا آخرین لحظه بجنگد هیجانی را در آدم ایجاد میکرد که انگیزه پیروزی و غلبه بر حریف و همچین قابل برنامهریزینبودن اتفاقاتِ حین مسابقه، عوامل اصلی این هیجان بهشمار میآمدند.
به گزارش ایسنا، سگدعوا، خروسدعوا و... یکی از نمودهای حیوانآزاری است. افرادی که از این برنامهها لذت میبرند و آن را سرگرمی خود و حتی در بعضی مواقع راهی برای درآمد میبینند، حیوانات را به جان یکدیگر انداخته تا زبانبستهها تا پای مرگ بساط شادی آنان را بچینند. در ابتدا گفتوگو با یکی از افرادی که پیش از این در فضای این حیوانآزاریها قرار داشته را میخوانید و سپس نظر فعالان محیط زیست آورده میشود.
سعید 20 سال پیش یک خروس داشته و با آن جنگها کرده است. او مدتهاست دست از این کار کشیده و فرد تحصیلکردهای شده است. از او درباره انگیزه افرادی که به این کار میپرداختند، پرسیدم.
خروس مبارز شاخصی از میزان قدرت صاحبش در محله بود
وی گفت: هدف ما تفریح بود. این که دو موجود زنده باهم درگیر شوند و اتفاقات غیرقابلپیشبینی را رقم بزنند، حس جالبی بود. بهعلاوه که حس خشونت درون هر انسانی هست و ما به این طریق، احساس نیاز به خشونتمان را ارضاء میکردیم. خروسبازی از جنبههای مختلف به یک بازی فوتبال شبیه بود. تربیت خروسی که در یک زمانِ مشخص بتواند از پس حریفش بربیاید و تا آخرین لحظه بجنگد هیجانی را در آدم ایجاد میکرد که انگیزه پیروزی و غلبه بر حریف و همچین قابل برنامهریزینبودن اتفاقاتِ حین مسابقه، عوامل اصلی این هیجان بهشمار میآمدند.