نگاه بازجویانه اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت نداري به ديروزنامه هاي
زنجيره اي 3 آبان – 96
ما اصلاح
طلبان چاره ديگري جز حمايت از روحاني نداشتيم
سرويس سياسي روزنامه شرق در گزارشي به اظهارات اخير بهزاد نبوي درباره سهم خواهي اصلاح طلبان از دولت دوازدهم پرداخت و به نقل از وي نوشت: ما چاره اي جز حمايت از روحاني نداشتيم و حتي اگر او مي گفت به هيچ يک از سياست هاي شما پايبند نبوده و هيچ سهمي به شما نمي دهم کاري از دستمان بر نمي آمد و کاري جز حمايت از روحاني نمي شد انجام داد!
در مقدمه اين گفت وگو آمده است: [خبرنگار] از او درباره انفعال اصلاح طلبان در مقابل روحاني مي پرسيد. از اينکه در ائتلافي که بين اصلاحات و اعتدال شکل گرفته، جريان اصلاحات منفعلانه ظاهر شده است و اين آغاز يک جدال بود در پايان نشستي که حزب «ندا» با حضور بهزاد نبوي ترتيب داده بود تا درباره جريان شناسي اصلاحات صحبت کند.
چاره اي جز حمايت از روحاني نداشتيم، هر کاري بخواهد مي تواند انجام دهد!
پاسخ بهزاد نبوي به سوال خبرنگار در نوع خود جالب توجه است. او مي گويد «شما بر اساس فرضياتي صحبت مي کنيد که وجود ندارد...مگر در انتخابات ٩٢، ٩٤ و ٩٦ جنبش اصلاحي که در راس آن شوراي عالي سياست گذاري اصلاح طلبان است، با روحاني وارد ائتلاف شده؟ يا خاتمي با روحاني در ازاي حمايت در انتخابات، شرط بيع گذاشته است؟ در هيچ کدام از اين انتخابات، اصلاحات شرايط بيع براي حمايت نداشت بلکه اصلاح طلبان به تشخيص خودشان عمل کردند. نه اينکه با توافقي با روحاني وارد عمل شده باشند و حالا بگويند از آن توافق تخلفي صورت گرفته است.»
وي ادامه مي دهد: «ما نه به خاطر اينکه بخشي از کابينه در اختيار اصلاحات باشد و نه به خاطر مزايا بلکه به خاطر مصلحت به جاي رئيسي به روحاني راي داديم... اينکه مي گويم اجرتان را ضايع نکنيد، اين است که شما که براي وزارت و پست نرفتيد پشت روحاني. ما به خاطر منافع کشور از او حمايت کرديم.»
نبوي تلويحا از اجبار اصلاح طلبان در حمايت از روحاني سخن مي گويد و ادامه مي دهد: «اگر روحاني مي گفت حتي يک پست و يک امتياز يا يک سياست شما را اجرا نمي کنم، من اگر بودم ترجيحم اين بود به روحاني راي بدهيم. مي خواهم بگويم به همين دليل کسي نرفت دنبال ائتلاف. بله، روحاني خيرالموجودين بود. اگر شما روحاني را انتخاب نمي کرديد، مي خواستيد به چه کسي راي بدهيد. مرد و مردانه اگر روحاني با شرط هاي ما موافقت نمي کرد، ما چه مي خواستيم انجام دهيم؟»
سهم خواهي اصلاح طلبان از روحاني مسئله اي نيست که بشود آن را انکار کرد، در روزها و ماه هاي گذشته بارها اصلاح طلبان سهم خود را مطالبه کرده اند. نبوي موضوعي را انکار مي کند که چندي پيش در ديدار اعضاي انجمن انديشه و قلم بر آن تاکيد کرده بود. وي تصريح کرده بود که «متاسفانه اين روزها اعتراضات به آقاي روحاني ريشه در سهم خواهي ها دارد!»
وي گفته بود: «اين روزها بدترين حرفي که من مي شنوم، اين است که زحماتش را ما کشيديم، پست و مقامش به ديگران رسيد. بزرگ و کوچک هم اين حرف را مي زنند. طرح اين قبيل مطالب، در واقع ضايع کردن اجر کار عزيزان است. آيا حمايت از روحاني به اميدگرفتن پست و مقام بود؟ يا اينکه انتخاب ايشان براي اداره کشور بهتر از رقبا تلقي مي شد؟ متاسفانه اين روزها اعتراضات به آقاي روحاني ريشه در سهم خواهي ها دارد!»
تنفس مصنوعي به جسد برجام!
روزنامه آفتاب يزد در مطلبي نوشت: «اين روزها دلواپسان در پي زنده به گور کردن برجام هستند. نق و ناله هايشان هم براي همين است. آنان مي خواهند برجام را زنده زنده در قبر نموده، فاتحه آن را نيز خوانده و مراسم ختم آن را هم خيلي سريع برگزار کنند.»
اين روزنامه زنجيره اي در بخش ديگري از اين مطلب نوشت: «آنطور که بايد و شايد مردم از قِبل برجام منتفع نشده اند اما قاطبه آنان بر روي يک پرسش کليدي و راه گشا متفق القول هستند؛ اگر توافق هسته اي نبود چه مي شد؟ همين پرسش است که آنان را و حتي بسياري از مسئولان را مجاب ساخته که به جاي آنکه برجام را داخل قبر بيندازند و سنگي بر روي آن بگذارند تلاش نمايند تا حد امکان از آن سود ببرند.»
برجام آن قدر بي فايده و حتي پرضرر بوده که حتي بزک کنندگان آن هم به آن اعتراف کرده و در برابر اين پرسش که «چرا برجام باعث لغو تحريم ها و بهتر شدن شرايط نشد؟» به جاي پاسخ سعي کرده اند با طرح اين پرسش که «تصور کنيد اگر برجام نبود چه مي شد؟ «از برجام دفاع کرده و اينطور القا کنند که» اگر برجام فايده اي هم نداشته حداقل توانست از بدتر شدن شرايط جلوگيري کند!
در سال ۹۲ قرار بود مشکلات در ۱۰۰ روز اول حل شود، بعد از انتخابات قرار شد با توافق ژنو اين مشکلات حل شود، بعد از توافق ژنو همه چيز به توافق لوزان گره خورد و بعد از لوزان قرار بود «فتح الفتوح برجام»! مشکلات را ريشه کن کند. بعد از آن نيز گفته شد در روز اجراي برجام-دي ماه ۹۴- مشکلي در کشور باقي نخواهد ماند و حالا که حدود ۲1 ماه از اجراي برجام گذشته و دستاورد تقريبا هيچ، بيش از پيش نمايان شده، مدعيان اصلاحات همچنان مشغول تنفس مصنوعي به جسد برجام هستند.
گفتني است روزنامه هاي زنجيره اي در طول مذاکرات هسته اي، براي تحت فشار قرار دادن نهادهاي تصميم گير و همچنين ايجاد نگراني در افکار عمومي، هشدار مي دادند. براي مثال ادعا مي شد که هر روز تاخير در رسيدن به توافق و اجراي آن بيش از ۱۰۰ ميليون دلار ضرر به کشور وارد مي کند. بعدها مدير مسئول روزنامه زنجيره اي شرق اذعان کرد که براي عبور از سد افکار عمومي، برجام را بزک کرديم.
سرمايه هاي اسرائيل، پاي کار خدمت و انجام وظيفه!
روزنامه زنجيره اي بهار در گزارش تيتر يک خود با عنوان «موسم جدايي همسايه ها؟» با ذوق زدگي خاصي سفر حيدرالعبادي نخست وزير عراق به عربستان را بهانه اي براي عقده گشايي عليه سياست هاي اصولي کشورمان در حمايت از محور مقاومت در برابر تروريسم و حفظ ثبات و تماميت ارضي کشورهاي منطقه قرار داده و نوشت: «سفر حيدرالعبادي، نخست وزير کشور عراق به عربستان سعودي و شرکت در نشست مشترک با رکس تيلرسون، وزير امور خارجه آمريکا و عادل الجبير، وزير امور خارجه عربستان سعودي يک بار ديگر اين پرسش را پيش روي ناظران عرصه سياست و مسائل منطقه اي قرار داده است که آيا سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نسبت به همسايگانش سياستي مبتني بر منافع ملي بوده است؟»
اين روزنامه افراطي اصلاح طلب نوشت: «در زماني که معترضان به دولت سوريه خواهان اصلاحاتي در اين کشور به جهت عبور از شرايط بسته سياسي بودند مسئولان کشورمان ترجيح دادند که به جاي کمک به وحدت ملي و آغاز مذاکرات ميان معارضان غير مسلح و دولت سوريه طرف بشار اسد بايستند و مسئولان وقت سياست خارجي بر خلاف آنچه جامعه جهاني با توجه به روابط ايران و سوريه انتظار داشت گام مثبتي در روزهاي ابتدايي بحران سوريه برنداشتند. برخي بر اين اعتقادند که اگر نوع واکنش رژيم اسد به آنچه معترضان خواهان آن بودند نوع ديگري بود احتمال تقويت گروه هاي تروريستي همچون داعش و جبهه النصره کاهش مي يافت.»
اين روزنامه زنجيره اي در ادامه بدون اشاره به بحران آفريني غربي ها در خاورميانه در کنار برخي کشورهاي مرتجع عربي با ايجاد، تجهيز و تسليح گروهک هاي تروريستي در اطراف کشورمان، به طور تلويحي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ناجي کشورهاي منطقه از خطر اشغال توسط تروريست ها را به دخالت در سياست خارجي متهم کرد و نوشت: «با نگاهي به اظهارنظرهاي گاه و بيگاه مقامات دولتي شاهد آن هستيم که آنان برخي ناهماهنگي ها را به عنوان يکي از دلايل عدم کارايي مورد نياز براي تاثيرگذاري بر تحولات منطقه مي دانند. هنگامي که به ساختارهاي تصميم گيري در کشور به خصوص در حوزه سياست خارجي نگاهي مي اندازيم شاهد آن هستيم که اين نکته مطرح شده از سوي مسئولان دولتي چندان هم بيراه و يا براي توجيه تراشي نيست و مي توان به آنان حق داد که مسئوليت کامل تصميم گيري ها را بر عهده نگرفته و بر اين عقيده باشند که نمي توانند تمامي برنامه هاي خود در اين بخش را به اجرا در بياورند.»
اين روزنامه که پس از بزک برجام و غالب کردن اين خسارت محض به ملت در ازاي نابودي دستاوردهاي ارزشمند هسته اي کشور، اين بار مامور زمينه چيني براي تئوريزه کرده تسليم به جاي مقاومت و قرباني کردن توان دفاعي و اقتدار منطقه اي کشور است، در پايان کنار گذاشتن ساير نهادها (منظور سپاه) از پرونده هسته اي، کنار گذاشتن اصول اساسي انقلاب اسلامي در حمايت از جريان مقاومت اسلامي و در نهايت جايگزيني الگوي منطقه قدرتمند به جاي قدرت منطقه اي را به عنوان «راهکار» حل مشکلات منطقه اي پيشنهاد داده است.
بدون ترديد مقصود اين جريان از بافتن چنين لاتائلاتي مقدمه چيني براي برجاميزه کردن توان موشکي و اقتدار منطقه اي، نرماليزاسيون انقلاب اسلامي و هضم و هدم آن در جهاني سازي است و نيز تلاش براي تغيير هويت انقلاب اسلامي (ترميدور انقلاب) جرياني که حقيقتا سرمايه هاي آمريکا و اسرائيل در داخل ايران محسوب مي شوند و پاي کار خدمت و مصمم به انجام وظيفه است!
7 گل زديم 3 تا خورديم
روزنامه ايران ديروز در يادداشتي به قلم محمدرضا باهنر ضمن وارد دانستن انتقاداتي به برجام، نوشت: «دشمنان ايران اسلامي همچنان که روي خوشي به پيشرفت هاي ايران نشان نخواهند داد، حتماً گوشه چشمي هم به دامن زدن به اختلافات داخلي دارند تا با اوج گرفتن اين اختلافات بهتر به اهداف ضدايراني خود برسند...بيراه نيست که ترامپ علاوه بر مسئله برجام ادعاهاي واهي نيز نسبت به مسائل داخلي ايران دارد. حال در چنين شرايطي اگر جريان هايي در داخل کشور نيز به بهانه انتقاد، در مسير تخريب يکديگر برآيند و به خصوص دولت را- که اين روزها در مصاف ديپلماتيک با طرف هاي خارجي است- مستقيم يا به تلويح متهم به صفت هاي نادرست کنند، بدون ترديد در جهت خدمت به مردم و منافع ملي گام برنداشته اند.»
در ادامه اين يادداشت آمده است: «من از خيلي وقت پيش گفته ام که در بحث توافق هسته اي يک تيم خوب داشتيم که تلاش هاي زيادي کردند اما بيشتر از اين زورشان نرسيد. قرار بود ۱۰ گل بزنيم و هيچ گل نخوريم اما توانستيم هفت گل بزنيم و البته سه گل هم خورديم.»
ايران همچنين نوشت: «تندروي ها و برخي واکنش هاي هيجاني يا غرض ورزانه جناحي در اين مقطع بدون ترديد آب در آسياب دشمن ريختن است.»
تخريب هر دولتي گرچه کنشي نسنجيده و نکوهيده و خلاف مصلحت و عقلانيت است اما آنچه از اين نوشته بر مي آيد، ممنوعيت نقد به بهانه سوءاستفاده دشمن است. درحالي که آدرس صحيح گسترش خباثت هاي آمريکا را بايد در جاي ديگري جست. آنچه دشمن را در رسيدن به «اهداف ضدايراني» تشجيع و تشويق مي کند، گزاره هاي ضد امنيت ملي نظير «خزانه خالي است»، «نه تنها خزانه است بلکه صندوق ها هم خالي است» و «آمريکا مي تواند با يک بمب تمام سيستم دفاعي ما را از کار بيندازد» است که اتفاقا از سوي رئيس جمهور و مسئولان بلندپايه دولت گفته شد آن وقت با تاکيد بر عدم تخريب به بهانه نقد، انتقاد به دولت را زير سوال مي بريد؟! آنچه ترامپ را گستاخ تر کرد و آب به آسياب دشمن ريخت، انفعال، وادادگي، عدم واکنش قاطعانه و مواضع آبکي مسئولان ارشد دولت روحاني بود. وقتي پاسخ به نقض برجام و تهديدهاي مکرر ترامپ به جاي اجراي شروط 29گانه، پيام توييتري و محکوميت لفظي مي شود، بديهي است که دشمن افزايش تهديد و فشار را در دستور کار خود قرار مي دهد.
طرف مقابل در توافق هسته اي نه تنها به تعهدات خود پايبند نبوده بلکه برجام به اهرمي کارآمد براي زياده خواهي و خباثت ورزي عليه ايران تبديل شده است، علاوه بر اين اروپا قصد فشار بر ايران بر سر توانمندي موشکي و نقش آفريني منطقه اي را دارد. در اين شرايط جاي تاسف است که نويسنده محترم مدعي است که «توانستيم هفت گل بزنيم و البته سه گل هم خورديم.» هفت گل زديم که امروز با غول بيکاري و رکود مواجهيم و معاون اول رئيس جمهور بيکاري را ابرچالش کشور عنوان مي کند؟ هفت گل زديم که به تصريح ظريف حتي يک حساب بانکي هم در انگليس نمي توانيم باز کنيم؟ اين هفت گل کجاست که به گفته عراقچي تحريم ها تنها روي کاغذ برداشته شده است و به تصريح سيف در توافق هسته اي تقريبا هيچ چيز عايد ايران نشده است؟
سرويس سياسي روزنامه شرق در گزارشي به اظهارات اخير بهزاد نبوي درباره سهم خواهي اصلاح طلبان از دولت دوازدهم پرداخت و به نقل از وي نوشت: ما چاره اي جز حمايت از روحاني نداشتيم و حتي اگر او مي گفت به هيچ يک از سياست هاي شما پايبند نبوده و هيچ سهمي به شما نمي دهم کاري از دستمان بر نمي آمد و کاري جز حمايت از روحاني نمي شد انجام داد!
در مقدمه اين گفت وگو آمده است: [خبرنگار] از او درباره انفعال اصلاح طلبان در مقابل روحاني مي پرسيد. از اينکه در ائتلافي که بين اصلاحات و اعتدال شکل گرفته، جريان اصلاحات منفعلانه ظاهر شده است و اين آغاز يک جدال بود در پايان نشستي که حزب «ندا» با حضور بهزاد نبوي ترتيب داده بود تا درباره جريان شناسي اصلاحات صحبت کند.
چاره اي جز حمايت از روحاني نداشتيم، هر کاري بخواهد مي تواند انجام دهد!
پاسخ بهزاد نبوي به سوال خبرنگار در نوع خود جالب توجه است. او مي گويد «شما بر اساس فرضياتي صحبت مي کنيد که وجود ندارد...مگر در انتخابات ٩٢، ٩٤ و ٩٦ جنبش اصلاحي که در راس آن شوراي عالي سياست گذاري اصلاح طلبان است، با روحاني وارد ائتلاف شده؟ يا خاتمي با روحاني در ازاي حمايت در انتخابات، شرط بيع گذاشته است؟ در هيچ کدام از اين انتخابات، اصلاحات شرايط بيع براي حمايت نداشت بلکه اصلاح طلبان به تشخيص خودشان عمل کردند. نه اينکه با توافقي با روحاني وارد عمل شده باشند و حالا بگويند از آن توافق تخلفي صورت گرفته است.»
وي ادامه مي دهد: «ما نه به خاطر اينکه بخشي از کابينه در اختيار اصلاحات باشد و نه به خاطر مزايا بلکه به خاطر مصلحت به جاي رئيسي به روحاني راي داديم... اينکه مي گويم اجرتان را ضايع نکنيد، اين است که شما که براي وزارت و پست نرفتيد پشت روحاني. ما به خاطر منافع کشور از او حمايت کرديم.»
نبوي تلويحا از اجبار اصلاح طلبان در حمايت از روحاني سخن مي گويد و ادامه مي دهد: «اگر روحاني مي گفت حتي يک پست و يک امتياز يا يک سياست شما را اجرا نمي کنم، من اگر بودم ترجيحم اين بود به روحاني راي بدهيم. مي خواهم بگويم به همين دليل کسي نرفت دنبال ائتلاف. بله، روحاني خيرالموجودين بود. اگر شما روحاني را انتخاب نمي کرديد، مي خواستيد به چه کسي راي بدهيد. مرد و مردانه اگر روحاني با شرط هاي ما موافقت نمي کرد، ما چه مي خواستيم انجام دهيم؟»
سهم خواهي اصلاح طلبان از روحاني مسئله اي نيست که بشود آن را انکار کرد، در روزها و ماه هاي گذشته بارها اصلاح طلبان سهم خود را مطالبه کرده اند. نبوي موضوعي را انکار مي کند که چندي پيش در ديدار اعضاي انجمن انديشه و قلم بر آن تاکيد کرده بود. وي تصريح کرده بود که «متاسفانه اين روزها اعتراضات به آقاي روحاني ريشه در سهم خواهي ها دارد!»
وي گفته بود: «اين روزها بدترين حرفي که من مي شنوم، اين است که زحماتش را ما کشيديم، پست و مقامش به ديگران رسيد. بزرگ و کوچک هم اين حرف را مي زنند. طرح اين قبيل مطالب، در واقع ضايع کردن اجر کار عزيزان است. آيا حمايت از روحاني به اميدگرفتن پست و مقام بود؟ يا اينکه انتخاب ايشان براي اداره کشور بهتر از رقبا تلقي مي شد؟ متاسفانه اين روزها اعتراضات به آقاي روحاني ريشه در سهم خواهي ها دارد!»
تنفس مصنوعي به جسد برجام!
روزنامه آفتاب يزد در مطلبي نوشت: «اين روزها دلواپسان در پي زنده به گور کردن برجام هستند. نق و ناله هايشان هم براي همين است. آنان مي خواهند برجام را زنده زنده در قبر نموده، فاتحه آن را نيز خوانده و مراسم ختم آن را هم خيلي سريع برگزار کنند.»
اين روزنامه زنجيره اي در بخش ديگري از اين مطلب نوشت: «آنطور که بايد و شايد مردم از قِبل برجام منتفع نشده اند اما قاطبه آنان بر روي يک پرسش کليدي و راه گشا متفق القول هستند؛ اگر توافق هسته اي نبود چه مي شد؟ همين پرسش است که آنان را و حتي بسياري از مسئولان را مجاب ساخته که به جاي آنکه برجام را داخل قبر بيندازند و سنگي بر روي آن بگذارند تلاش نمايند تا حد امکان از آن سود ببرند.»
برجام آن قدر بي فايده و حتي پرضرر بوده که حتي بزک کنندگان آن هم به آن اعتراف کرده و در برابر اين پرسش که «چرا برجام باعث لغو تحريم ها و بهتر شدن شرايط نشد؟» به جاي پاسخ سعي کرده اند با طرح اين پرسش که «تصور کنيد اگر برجام نبود چه مي شد؟ «از برجام دفاع کرده و اينطور القا کنند که» اگر برجام فايده اي هم نداشته حداقل توانست از بدتر شدن شرايط جلوگيري کند!
در سال ۹۲ قرار بود مشکلات در ۱۰۰ روز اول حل شود، بعد از انتخابات قرار شد با توافق ژنو اين مشکلات حل شود، بعد از توافق ژنو همه چيز به توافق لوزان گره خورد و بعد از لوزان قرار بود «فتح الفتوح برجام»! مشکلات را ريشه کن کند. بعد از آن نيز گفته شد در روز اجراي برجام-دي ماه ۹۴- مشکلي در کشور باقي نخواهد ماند و حالا که حدود ۲1 ماه از اجراي برجام گذشته و دستاورد تقريبا هيچ، بيش از پيش نمايان شده، مدعيان اصلاحات همچنان مشغول تنفس مصنوعي به جسد برجام هستند.
گفتني است روزنامه هاي زنجيره اي در طول مذاکرات هسته اي، براي تحت فشار قرار دادن نهادهاي تصميم گير و همچنين ايجاد نگراني در افکار عمومي، هشدار مي دادند. براي مثال ادعا مي شد که هر روز تاخير در رسيدن به توافق و اجراي آن بيش از ۱۰۰ ميليون دلار ضرر به کشور وارد مي کند. بعدها مدير مسئول روزنامه زنجيره اي شرق اذعان کرد که براي عبور از سد افکار عمومي، برجام را بزک کرديم.
سرمايه هاي اسرائيل، پاي کار خدمت و انجام وظيفه!
روزنامه زنجيره اي بهار در گزارش تيتر يک خود با عنوان «موسم جدايي همسايه ها؟» با ذوق زدگي خاصي سفر حيدرالعبادي نخست وزير عراق به عربستان را بهانه اي براي عقده گشايي عليه سياست هاي اصولي کشورمان در حمايت از محور مقاومت در برابر تروريسم و حفظ ثبات و تماميت ارضي کشورهاي منطقه قرار داده و نوشت: «سفر حيدرالعبادي، نخست وزير کشور عراق به عربستان سعودي و شرکت در نشست مشترک با رکس تيلرسون، وزير امور خارجه آمريکا و عادل الجبير، وزير امور خارجه عربستان سعودي يک بار ديگر اين پرسش را پيش روي ناظران عرصه سياست و مسائل منطقه اي قرار داده است که آيا سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نسبت به همسايگانش سياستي مبتني بر منافع ملي بوده است؟»
اين روزنامه افراطي اصلاح طلب نوشت: «در زماني که معترضان به دولت سوريه خواهان اصلاحاتي در اين کشور به جهت عبور از شرايط بسته سياسي بودند مسئولان کشورمان ترجيح دادند که به جاي کمک به وحدت ملي و آغاز مذاکرات ميان معارضان غير مسلح و دولت سوريه طرف بشار اسد بايستند و مسئولان وقت سياست خارجي بر خلاف آنچه جامعه جهاني با توجه به روابط ايران و سوريه انتظار داشت گام مثبتي در روزهاي ابتدايي بحران سوريه برنداشتند. برخي بر اين اعتقادند که اگر نوع واکنش رژيم اسد به آنچه معترضان خواهان آن بودند نوع ديگري بود احتمال تقويت گروه هاي تروريستي همچون داعش و جبهه النصره کاهش مي يافت.»
اين روزنامه زنجيره اي در ادامه بدون اشاره به بحران آفريني غربي ها در خاورميانه در کنار برخي کشورهاي مرتجع عربي با ايجاد، تجهيز و تسليح گروهک هاي تروريستي در اطراف کشورمان، به طور تلويحي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و ناجي کشورهاي منطقه از خطر اشغال توسط تروريست ها را به دخالت در سياست خارجي متهم کرد و نوشت: «با نگاهي به اظهارنظرهاي گاه و بيگاه مقامات دولتي شاهد آن هستيم که آنان برخي ناهماهنگي ها را به عنوان يکي از دلايل عدم کارايي مورد نياز براي تاثيرگذاري بر تحولات منطقه مي دانند. هنگامي که به ساختارهاي تصميم گيري در کشور به خصوص در حوزه سياست خارجي نگاهي مي اندازيم شاهد آن هستيم که اين نکته مطرح شده از سوي مسئولان دولتي چندان هم بيراه و يا براي توجيه تراشي نيست و مي توان به آنان حق داد که مسئوليت کامل تصميم گيري ها را بر عهده نگرفته و بر اين عقيده باشند که نمي توانند تمامي برنامه هاي خود در اين بخش را به اجرا در بياورند.»
اين روزنامه که پس از بزک برجام و غالب کردن اين خسارت محض به ملت در ازاي نابودي دستاوردهاي ارزشمند هسته اي کشور، اين بار مامور زمينه چيني براي تئوريزه کرده تسليم به جاي مقاومت و قرباني کردن توان دفاعي و اقتدار منطقه اي کشور است، در پايان کنار گذاشتن ساير نهادها (منظور سپاه) از پرونده هسته اي، کنار گذاشتن اصول اساسي انقلاب اسلامي در حمايت از جريان مقاومت اسلامي و در نهايت جايگزيني الگوي منطقه قدرتمند به جاي قدرت منطقه اي را به عنوان «راهکار» حل مشکلات منطقه اي پيشنهاد داده است.
بدون ترديد مقصود اين جريان از بافتن چنين لاتائلاتي مقدمه چيني براي برجاميزه کردن توان موشکي و اقتدار منطقه اي، نرماليزاسيون انقلاب اسلامي و هضم و هدم آن در جهاني سازي است و نيز تلاش براي تغيير هويت انقلاب اسلامي (ترميدور انقلاب) جرياني که حقيقتا سرمايه هاي آمريکا و اسرائيل در داخل ايران محسوب مي شوند و پاي کار خدمت و مصمم به انجام وظيفه است!
7 گل زديم 3 تا خورديم
روزنامه ايران ديروز در يادداشتي به قلم محمدرضا باهنر ضمن وارد دانستن انتقاداتي به برجام، نوشت: «دشمنان ايران اسلامي همچنان که روي خوشي به پيشرفت هاي ايران نشان نخواهند داد، حتماً گوشه چشمي هم به دامن زدن به اختلافات داخلي دارند تا با اوج گرفتن اين اختلافات بهتر به اهداف ضدايراني خود برسند...بيراه نيست که ترامپ علاوه بر مسئله برجام ادعاهاي واهي نيز نسبت به مسائل داخلي ايران دارد. حال در چنين شرايطي اگر جريان هايي در داخل کشور نيز به بهانه انتقاد، در مسير تخريب يکديگر برآيند و به خصوص دولت را- که اين روزها در مصاف ديپلماتيک با طرف هاي خارجي است- مستقيم يا به تلويح متهم به صفت هاي نادرست کنند، بدون ترديد در جهت خدمت به مردم و منافع ملي گام برنداشته اند.»
در ادامه اين يادداشت آمده است: «من از خيلي وقت پيش گفته ام که در بحث توافق هسته اي يک تيم خوب داشتيم که تلاش هاي زيادي کردند اما بيشتر از اين زورشان نرسيد. قرار بود ۱۰ گل بزنيم و هيچ گل نخوريم اما توانستيم هفت گل بزنيم و البته سه گل هم خورديم.»
ايران همچنين نوشت: «تندروي ها و برخي واکنش هاي هيجاني يا غرض ورزانه جناحي در اين مقطع بدون ترديد آب در آسياب دشمن ريختن است.»
تخريب هر دولتي گرچه کنشي نسنجيده و نکوهيده و خلاف مصلحت و عقلانيت است اما آنچه از اين نوشته بر مي آيد، ممنوعيت نقد به بهانه سوءاستفاده دشمن است. درحالي که آدرس صحيح گسترش خباثت هاي آمريکا را بايد در جاي ديگري جست. آنچه دشمن را در رسيدن به «اهداف ضدايراني» تشجيع و تشويق مي کند، گزاره هاي ضد امنيت ملي نظير «خزانه خالي است»، «نه تنها خزانه است بلکه صندوق ها هم خالي است» و «آمريکا مي تواند با يک بمب تمام سيستم دفاعي ما را از کار بيندازد» است که اتفاقا از سوي رئيس جمهور و مسئولان بلندپايه دولت گفته شد آن وقت با تاکيد بر عدم تخريب به بهانه نقد، انتقاد به دولت را زير سوال مي بريد؟! آنچه ترامپ را گستاخ تر کرد و آب به آسياب دشمن ريخت، انفعال، وادادگي، عدم واکنش قاطعانه و مواضع آبکي مسئولان ارشد دولت روحاني بود. وقتي پاسخ به نقض برجام و تهديدهاي مکرر ترامپ به جاي اجراي شروط 29گانه، پيام توييتري و محکوميت لفظي مي شود، بديهي است که دشمن افزايش تهديد و فشار را در دستور کار خود قرار مي دهد.
طرف مقابل در توافق هسته اي نه تنها به تعهدات خود پايبند نبوده بلکه برجام به اهرمي کارآمد براي زياده خواهي و خباثت ورزي عليه ايران تبديل شده است، علاوه بر اين اروپا قصد فشار بر ايران بر سر توانمندي موشکي و نقش آفريني منطقه اي را دارد. در اين شرايط جاي تاسف است که نويسنده محترم مدعي است که «توانستيم هفت گل بزنيم و البته سه گل هم خورديم.» هفت گل زديم که امروز با غول بيکاري و رکود مواجهيم و معاون اول رئيس جمهور بيکاري را ابرچالش کشور عنوان مي کند؟ هفت گل زديم که به تصريح ظريف حتي يک حساب بانکي هم در انگليس نمي توانيم باز کنيم؟ اين هفت گل کجاست که به گفته عراقچي تحريم ها تنها روي کاغذ برداشته شده است و به تصريح سيف در توافق هسته اي تقريبا هيچ چيز عايد ايران نشده است؟