نكته به اميرالمومنين (ع) هم اعتراض مي كرديد؟!

نكته 
به اميرالمومنين (ع) هم اعتراض مي كرديد؟!  12 آذر – 96
نويسنده: سربازجوی  حسين شريع نداري

سربازجو شریعت نداری دردفاع از چرخش فرصت طلبانه مصباح یزدی نسبت به احمدی واکنش انتقادی به منتقدان مصباح یزدی نشان داده است چون   مصباح یزدی همچون سربازجو شریعت نداری که قبلاً اطرافیان نزدیک احمدی نژاد را متهم به جریان انحرافی کرده بود اکنون وی ا حمدی نژادرامتهم کرده که به سمت انحراف کشیده است چون احمدی نژاد افشاگری ازقوه فاسد قضاییه که درخدمت خامنه ای وپاسداران است کرده وخامنه ای را آشمز کرده است. اما سربازجو شریعت نداری برای اینکه پاچه مطبوعات رقیب مدعی اصلاح طلب را گرفته باشد که چرا انتقاد به مصباح یزدی کرد ه اند  برای چه مصباح یزدی  نسبت به احمدی نژاد دچاردگرد یسی شده و فلاموش کرده چگونه مقابل منتقدان احمدی نژاد شتاخ وشانه می کشید و فتواهای عجیب وغریب می داد ؟ پس سربازجو شریعت  نداری  براساس تجربه بازجویی واتهام زنی ودروغ نویسی  که روزانه در اوین نامه اش دارد مدعی شده کی گفته حرف مرد یکیست . همانگونه که خمینی نظرش را عوض می کرد به حضرت علی هم اعتراض می کردند. مصباح یزدی هم درمورد احمدی نژاد تغییر داده است درحالی که ماهیت احمدی نژاد قبل ازرئیس جمهور وپس ازر ئیس جمهور بودنش تغییر نکرده است.
ديروز، روزنامه هاي زنجيره اي با تيترهاي درشت در صفحه اول خود و يادداشت و گزارش در صفحات ديگر به سراغ آيت الله مصباح يزدي رفته بودند و کينه هاي ديرينه اي که از روشنگري هاي ايشان در سينه داشتند را يکجا بيرون ريخته بودند. مدعيان اصلاحات با اشاره به مواضع اخير احمدي نژاد و تيم همراه وي، به آيت الله مصباح اعتراض کرده اند که چرا از او حمايت کرده بود؟! ماجراي اين اعتراض به اندازه اي مضحک و خنده دار است که فقط در چنته زنجيره اي ها که به تحليل هاي قهوه خانه اي عادت دارند، و فقط به فرموده مي نويسند يافت مي شود. بخوانيد؛ 
     اين دو حالت را در نظر بگيريد و سپس قضاوت کنيد که برخورد کدام طيف با هر يک از اين دو حالت، عاقلانه و برخاسته از شعور بوده و کداميک کم شعوري کرده اند؟!

    حالت اول- شخص يا جرياني را در نظر آوريد که مواضع پسنديده و مردمي دارد و تمام تلاش خود را در خدمت به خلق الله، دفاع از محرومان، مقابله با ستمگران و دشمنان ملت و... به کار مي گيرد. در اين حالت آيا کساني که از او حمايت مي کنند قابل سرزنش و ملامت هستند يا کساني که به دشمني با وي بر مي خيزند؟!

    احمدي نژاد در آغاز کار اينچنين بود و به همين علت مورد حمايت اردوگاه انقلاب قرار گرفته بود و افراد و جرياناتي که با انقلاب اسلامي زاويه داشتند و زندگي هاي اشرافي و رانت خواري هاي خود را در خطر مي ديدند و نيز جماعتي که با قدرت هاي بيگانه زد و بند داشتند به مقابله و دشمني با او برخاستند. حالا، کدام طيف بايد از اقدام خود شرمنده باشند؟ بديهي است که اردوگاه انقلاب به اقدامي عاقلانه و منطقي و خدا پسندانه دست زده است و مدعيان اصلاحات و کاسه ليسان غرب بايد به خاطر دشمني آن روز خود از خجالت آب شوند! البته اگر مفهوم خجالت را بشناسند!

    حالت دوم- همان شخص يا جريان سياسي را در نظر بگيريد که تغيير مسير داده و به انحراف کشيده شده است. در اين حالت آيا عقل و شرع و منطق و شعور حکم نمي کند که با روش و منش انحرافي و خسارت آفرين او مقابله شود؟ و اين دقيقا راهبردي بود که اردوگاه انقلاب در مقابل آن مسير زشت و پلشت به کار گرفت و نشان داد که قبيله گرا نيست و تابع حق است.

    اما مدعيان اصلاحات هيچيک از اعضاي حزب خود - بخوانيد قبيله خود- را حتي بعد از آنکه دست به فساد آشکار اقتصادي، دزدي اموال عمومي، جاسوسي و دهها خيانت و جنايت ديگر زده بودند، نه فقط طرد نکردند بلکه با کمال وقاحت به حمايت از آنها نيز پرداختند که فهرست آن هم به درازا مي کشد. فلان مفسد اقتصادي محکوم به اعدام شده را « کارآفرين»! و نابغه اقتصادي که بايد از وجود او استفاده!! شود ناميدند، از جاسوساني که به جرم خود نيز اعتراف داشتند حمايت کردند، دريافت کنندگان حقوق هاي نجومي را ذخيره نظام!! معرفي کردند و...

     بايد از مدعيان اصلاحات و حمله کنندگان به حضرت آيت الله مصباح پرسيد؛ برخورد حق طلبانه ايشان در حمايت از مسير مردمي اوليه احمدي نژاد و طرد و نفي مسير انحرافي بعدي و کنوني وي قابل ملامت است يا برخورد قبيله گرايانه شما که غير از منافع حزبي و قبيله اي و آلاف و اولوف هاي خود به هيچ مسئله ديگري نمي انديشيد؟!

    خداي متعال بر درجات حضرت امام(ره)- همان امامي که اصرار داريد نظرات ايشان را تحريف کنيد- بيفزايد که در همين زمينه مي فرمودند «چه کسي گفته حرف مرد يکي است»؟! و توضيح مي دادند که همواره حق ملاک گفتار و عمل است، يعني دقيقا همان که آيت الله مصباح يزدي به آن عمل کرده اند و نيز دقيقا برعکس آنچه که مدعيان قبيله گراي اصلاحات عمل کرده و مي کنند

    نمونه هايي از اين دست در تاريخ اسلام به فراواني ديده مي شود و فقط به عنوان مثال؛ حضرت امير المومنين عليه السلام در معرفي زبيربن عوام، يعني همان کسي که باتفاق طلحه جنگ جمل را عليه حضرتش بر پا کردند مي فرمايد :«مَا زَالَ الزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنَّا اَهْلَ الْبَيْتِ... زبير يکي از مردان ما اهل البيت بود». يعني حضرت امير عليه السلام در آن هنگام که طلحه و زبير در جبهه حق بودند از آنها دفاع جانانه- و نه عادي و معمولي- مي فرمودند و پس از آنکه از اردوگاه حق خارج شدند با آنان به مقابله و مقاتله نيز پرداختند. حالا بايد از مدعيان اصلاحات پرسيد؛ شما اگر در دوران امام علي عليه السلام بوديد به حضرت اعتراض نمي کرديد که چرا در آغاز از طلحه و زبير حمايت کرده اند؟! با اين ديدگاهي که امروز داريد به يقين آن روز هم به اميرالمومنين عليه السلام اعتراض مي کرديد! نمي کرديد؟! مگر نه اينکه حق هميشه حق و باطل هميشه باطل است؟

    همين جا اشاره به يکي از مواضع سخت آيت الله مصباح عليه جريان انحرافي و فرقه گونه احمدي نژاد را که بعد از مشخص شدن انحراف آنان مطرح کرده اند ضروري مي دانيم:

    « اگر يک روز ديديم که سيدعلي محمدباب ديگري به دست خودمان و با ثمره خون شهيدان و مقاومت هاي فراوان به وجود آمده است، تعجب نکنيم. حال اگر کسي رياست، پول و سوابق داشته باشد و خدمات دولت نهم و دهم نيز در اختيار او قرار گيرد و چه بسا رئيس جمهور هم بگويد؛ هر چه دارم از او بوده است! چه تاثيراتي مي تواند داشته باشد...امروز يک مقام رسمي کشور، بيايد و مطرح کند که ديگر دوران تعريف از اسلام و شعار اسلامي گذشته است، پلوراليسمي مي باشد که در گذشته سايه آن را نيز با تير مي زديم...» -22 ارديبهشت 1390

     و بالاخره اين نکته نيز گفتني است که مگر احمدي نژاد امروزه - و نه ديروز که شما در عمران و آباداني و خدمت به مردم انگشت کوچک او هم نمي شديد- چه مواضعي دارد که شما مدعيان اصلاحات نداريد؟! و آيا در ميان مواضع امروز او مي توانيد به موضعي اشاره کنيد که با مواضع شما تفاوت و اختلاف اساسي داشته باشد؟! آيا نبايد به خاطر مواضع ديروزتان خجالت بکشيد و براي اعتراض امروزتان به اردوگاه انقلاب و حق جويان- و نه قبيله گرايان- شرمنده باشيد؟!