گزیده ها 13 مهر -95

 گزیده ها 13 مهر -95
رئیس هیات مدیره انجمن صنفی شرکت های حمل و نقل بین المللی خراسان رضوی گفت: تردد بیش از 800 کامیون حاوی کالا در مرز دوغارون به علت درخواست عوارض تردد از سوی افغانستان طی چند روز گذشته دچار اختلال شد.
به گزارش ایرنا ،احمد زمانیان یزدی روز دوشنبه در جمع خبرنگاران افزود: مسئولین افغانستانی به ازای ورود هر دستگاه خودرو به داخل این کشور 150 دلار مطالبه کردند.
وی اظهار کرد: طی چند روز گذشته انبوهی از کامیون ها در پشت مرز صف کشیدند تا اینکه این تعرفه ها پذیرفته شد.
وی گفت: هم اکنون روند خروج کامیون ها از مرز دوغارون به افغانستان در حال انجام است، درحالی که این مشکل قابل پیش بینی بود و باید زودتر حل می شد.
زمانیان افزود: ایران به ازای هر کامیونی که از افغانستان وارد خاک ایران می شود، 120 یورو دریافت می کرد و طی چند روز گذشته برای رفع مشکل، این هزینه را از خودروهای متعلق به افغانستان نگرفت، اما آنها این موضوع را نپذیرفتند و از هر کامیون ایرانی که به خاک افغانستان وارد می شود، 150 دلار درخواست کردند.
وی اظهار کرد: هم اکنون مرزهای خراسان رضوی به جز دوغارون که تردد در آن طی چند روز گذشته دچار اختلال شد، شرایط خوبی دارد و تردد خودروها در آنها عادی است.
رئیس انجمن صنفی شرکت های حمل و نقل بین المللی خراسان رضوی گفت: طی سالهای اخیر حجم ترانزیت کالا از مرزهای کشور به علت تحریم و وضعیت نامناسب اقتصادی 11 درصد کاهش داشته است.
زمانیان افزود: در نیمه اول امسال میزان کالای خروجی از چهار مرز باجگیران، لطف آباد، سرخس و دوغارون در این استان یک میلیون و 613 هزار تن بود که نسبت به مدت مشابه سال گذشته کاهش داشته است.
وی با بیان اینکه 9 درصد درآمد ناخالص ملی کشور از محل حمل و نقل بین المللی و ترانزیت کالاست، اظهار کرد: به ازای ترانزیت هر محموله به داخل کشور سودی نصیب کشور می شود که با درآمد نفتی برابری می کند.
وی ادامه داد: این انجمن با 25 سال سابقه فعالیت اکنون دارای 230 عضو است و یکی از بازوهای اجرایی بخش دولتی در حوزه حمل و نقل به شمار می رود.
زمانیان یزدی با بیان اینکه ایران در شاهراه و مسیر ترانزیتی بسیاری از کشورها قرار دارد، گفت: وجود چهار مرز مشترک با کشورهای همسایه نقطه قابل اهمیت برای حمل و نقل بین المللی و ترانزیت در خراسان رضوی است.
وی افزود: هم اکنون بیش از چهار هزار نفر در شرکت های حمل و نقل بین المللی و ترانزیتی خراسان رضوی اشتغال دارند.
*
از تفسیر سلیقه ای قانون در حوزه حمل و نقل باید پرهیز شود
نایب رئیس انجمن صنفی شرکت های حمل و نقل بین المللی خراسان رضوی نیز در این جلسه گفت: خراسان رضوی یکی از استان های واقع در مسیر جاده ابریشم است و برای احیای این مسیر باید مشکلات حوزه حمل و نقل برطرف شود.
علی روحی افزود: سیاستگزاری پیرامون ترانزیت و حمل و نقل در کشور باید به صورت واحد و در قالب تفکر جمعی صورت گیرد و قوانین وضع شده در این زمینه به صورت اصولی اجرا شود و از تفسیر سلیقه ای قانون در این بخش باید پرهیز گردد.
وی بیان کرد: نبود رایزن اقتصادی متخصص از مهم ترین علل مشکلات بوجود آمده در مرزهای خراسان رضوی است که نمود آن را در توقف کامیون ها در مرز دوغارون شاهد هستیم.
وی تفاوت فاحش قیمت ناوگان خراسان رضوی با کشورهای همسایه و به ویژه عراق و افغانستان را یکی از مشکلات مهم در این زمینه دانست و گفت: فرسودگی ناوگان داخلی ایران یکی از چالشهای مربوطه در این زمینه است.
*
کاهش 30 درصدی کالاهای ترانزیتی از ایران به افغانستان
عضو هیات مدیره انجمن صنفی شرکت های حمل و نقل بین المللی خراسان رضوی نیز گفت: ایران ظرفیت های بسیار در زمینه صنعت ترانزیت به دلیل مبادی ورودی و دسترسی کشور به آبهای آزاد دارد که از این ظرفیت به خوبی استفاده نمی شود.
غلام مولا ابوبکری با اشاره به مشکلات صنعت ترانزیت در کشور افزود: در صنعت ترانزیت سه عامل امنیت، سرعت و قیمت از اهمیت بسزایی برخوردار است که هم اکنون عامل های سرعت و قیمت را از دست داده ایم.
وی از کاهش 30 درصدی کالاهای ترانزیتی به مقصد افغانستان طی سال جاری نسبت به مدت مشابه سال گذشته خبر داد و اظهار کرد: هم اکنون یک سوم از کالاهای ترانزیتی به افغانستان از بند 'گوادر' و توسط پاکستان ترانزیت می شود.
وی گفت: اگر این مشکل چاره اندیشی نشود 70 درصد مابقی ترانزیت ما در مسیر افغانستان نیز به علت عدم ثبات قیمت و عدم سرعت از دست می رود.
وی افزود: بندر چابهار که از سال 1362 عملیات اجرایی آن آغاز شده تاکنون راه اندازی نشده است در حالی که این بندر در صورت تقویت و رسیدن به جایگاه اصلی خود می تواند بندر گوادر را از صحنه رقابت خارج کند.
استان خراسان رضوی با کشور ترکمنستان حدود 540 کیلومتر و با افغانستان بیش از 320 کیلومتر مرز مشترک دارد.

يك فعال كارگري:330 هزار نفر در دولت يازدهم بيكار شدند
يک فعال کارگري گفت: با کاهش تعداد شاغلان از 22 ميليون و 191 هزار و 144 نفر در ابتداي دولت تدبير و اميد به 21 ميليون و 860 هزار و 836 نفر در سال 94، روند اشتغال زايي منفي شش درصد شده است.
    
فرامرز توفيقي در گفت وگو با خبرگزاري تسنيم، درباره عملکرد اشتغال زايي دولت يازدهم اظهار کرد: مرکز آمار ايران در آخرين گزارش خود، تعداد شاغلان در سال 94 را چيزي حدود 21 ميليون و 860 هزار و 836 نفر اعلام کرده است. اين رقم در ابتداي دولت تدبير و اميد چيزي حدود 22 ميليون و 191 هزار و 144 نفر بوده که نشان از بيکار شدن خالص چيزي حدود 330هزار نفر در دولت يازدهم را دارد. با يک حساب سرانگشتي درباره ميزان اشتغال زايي در دولت يازدهم مي توان متوجه شد 330هزار نفر بيکار شده شش درصد کل افراد شاغل جامعه هستند، بنابراين مي توان دريافت با توجه به روند منفي اشتغال در دولت تدبير و اميد وضعيت اشتغال زايي در دولت يازدهم چيزي حدود 6/6- درصد بوده است. عدد 6/6- درصد ميزان اشتغال خالص در دولت يازدهم است.
    
در حالي که عدد بيکاران کشور بيش از پنج ميليون برآورد شده، آگاهي از اينکه هر ساعت حدود 150 نفر به جمعيت بيکاران افزوده مي شود، نگراني را صدچندان مي کند. با وجود اين، اگر در هر ساعت، 150 نفر کار پيدا کنند، تازه توانسته ايم سطح موجود را حفظ کنيم. اگر امسال بتوانيم هر ساعت 150 شغل ايجاد کنيم عملاتنها توانسته ايم از رشد و افزايش بيکاري جلوگيري کنيم و اگر بخواهيم طي پنج سال آينده بيکاري را به عدد صفر نزديک کنيم، بايد دو برابر اين ميزان يعني 300 شغل در ساعت و پنج شغل در هر دقيقه ايجاد کنيم.
    
وي ادامه داد: طبق آمار بررسي وضعيت تغييرات نرخ بيکاري استان هاي کشور در سال 94 و مقايسه آن با سال 93 نشان مي دهد که در دوره مورد بررسي، نرخ بيکاي در 22 استان دو رقمي و بالاي 10 درصد بوده است. اين تعداد در سال 93، به ميزان 19 استان بوده است.
    
اين فعال کارگري با بيان اينکه دولت يازدهم حمايت از اشتغال را در دستور نداشته است، گفت: بنابراين نه تنها در حوزه اشتغال و حمايت از کارگران اقدامي عملياتي و جدي از سوي مسئولان وزارت کار مشاهده نشد بلکه طرفداري از نظام بانکي و رها کردن نظام سرمايه و بنگاه دار شدن وزارتخانه ها وضعيت را هر روز وخيم تر کرد.
    
توفيقي درباره تناقض هاي آماري گفت: در حالي که مرکز آمار در آخرين گزارش هاي خود شمار بيکاري را دو ميليون و 729 هزار نفر اعلام کرد و عيسي منصوري معاون وزير کار هم در اظهارات اخير خود گفت که طبق آخرين آمار دو ميليون و 500 هزار نفر بيکار در کشور وجود دارد و مرجع رسمي نيز آمارهاي مرکز آمار ايران است که کاظم جلالي، رئيس مرکز پژوش هاي مجلس شوراي اسلامي از بيکاري 11 ميليون نفري در صورت عدم تحقق برنامه ها تا سال 1400 خبر داده و گفته نرخ بيکاري سال 94 از سوي دولت 11 درصد عنوان شده که اگر اين ميزان را بپذيريم نشان مي دهد وضعيت اشتغال گروه هاي سني، جنسي و تحصيلي مختلف در حوزه بيکاري خوب نيست.
    
وي ادامه داد: بر اساس گزارش جديد و رسمي مرکز پژوهش هاي مجلس در سال 94، دو ميليون و 700 هزار بيکار داريم که با احتساب شاغلان ناقص اين ميزان به 4 ميليون و 800 هزار نفر و با احتساب جمعيت فعال دلسرد از اشتغال اين ميزان به هفت ميليون نفر مي رسد که رقم فوق تا سال 1400 به 11 ميليون بيکار خواهد رسيد که بايد توجه داشت تبعات بيکاري صرفا اقتصادي نبوده و بحران هاي زيادي مثل طلاق و اعتياد را به دنبال دارد و بايد به اين موضوع توجه ويژه اي شود.

اعتمادآنلاین نوشت: وزیر پست و تلگراف و تلفن دولت سازندگی گفت: احمدی‌نژاد برای خود ستاد و بدنه‌ای دارد که در حال حاضر ستادش دچار مشکل حکومتی است اما بدنه او در جامعه هنوز حضور دارد.
محمد غرضی درباره نحوه ورود اصولگرایان به انتخابات سال 96 گفت: اصولگراها اگرچه زحمت زیادی برای وحدت می کشند اما همچون رقیب خود اصلاح طلبان از انسجام لازم برخوردار نیستند و در میان چهره ها و احزاب آنها نظرات مختلفی وجود دارد. در این جریان افراد و بزرگانش همچون حضرات آیات موحدی کرمانی، محمد یزدی و مصباح یزدی  هم در نحوه اداره و مدیریت کشور و فعالیت حزبی و جریانی با یکدیگر متفق القول نیستند و در روش چینش افراد و مهره های سیاسی مورد نظر برای اداره کشور هم اختلاف نظر فاحش وجود دارد. با این وجود نمی توان این سه بزرگ را با همدیگر در یک جا جمع کرد اگرچه با این اوصاف نمی توان گفت که آنها از دایره اصولگرایی خارج شدند.
وی افزود: اگر چنانچه از سوی این جریان سیاسی برای انتخابات آینده اتفاق خاصی هم بیافتد جاذبه وسیع تری از طیف اصولگرایی نمی توانند داشته باشند و مجموعه آرای این جریان در یک سبد رای مختص به خود،  بیشتر نخواهد شد.
اهم سخنان غرضی به شرح زیر است:
*
استنباط من از نامه احمدی نژاد این است که به نوعی اعلام کرده "چشم ایندفعه نمی آیم اما دفعات بعد هستم"! و بدین طریق سهم خود را از اداره کشور خط نزده است. درواقع احمدی ن‍ژاد گفته من اطاعت می کنم اما هستم.این هم دلیل دارد از زمان مطرح شدن توصیه رهبری به احمدی نژاد تا ارسال نامه  به حضرت آقا برخی از اصولگراها  هشدارهایی دادند . در واقع احمدی نژاد به صورت مشروط دستور آقا را پذیرفت.
*
طی هشت سال شاهد بودیم که احمدی نژاد با تمام ارگان های سیاسی و انتظامی و مجلس و دیگر نهادها در تعارض قرار گرفت و یکه تاز میدان تمام تصمیم گیری ها شد. الان که بخواهد شکاف های ایجاد شده را ترمیم کند کار بسیار سختی در پیش دارد. در این میان فقط شخص رهبری نیستند که به این رفتارها و عملکردها انتقاد داشته باشند. ایشان اعلام کردند آمدن احمدی نژاد به صلاح کشور نیست تحلیل این نکته با توجه به مسایل موجود به راحتی قابل فهم است.
*
احمدی نژاد در این مدت و در اطراف خود، هیچ گروه و مجموعه ای را به جز مجموعه نزدیک به خودش نگه نداشته است و در واقع می خواهد که در آینده سهمی برای خود داشته باشد.
*
در مورد شخص احمدی نژاد هم می توان قائل به این موضوع شد که او هم برای خود ستاد و بدنه ای دارد که در حال حاضر ستادش دچار مشکل حکومتی است و مورد اعتراض. اما بدنه او در جامعه هنوز حضور دارد و سعی دارد که رای خود را داشته باشد و با نظام هم تعارض نداشته باشد اگرچه این ستاد هم به مقدار زیادی دچار افت شده و بدنه هم کم و بیش متفرق شده است اما هستند کسانیکه در جامعه به نفع او حضور داشته باشند که با تصمیم ستاد و نفی بدنه هم از بین نمی رود.
*
اگر وضعیت هواداران را هم با این دو تعریف ببینیم باید به تقسیم  دو طیف سیاسی و اعتقادی در میان دوستداران و هوادارانش قایل شویم.که طیف سیاسی کم کم بیشتر از این متفرق خواهد شد و طیف دیگر یعنی اعتقادی  در حالتی قرار می گیرند که نه زیر چتر او اما در زیر چترهای دیگر جمع خواهند شد.
*
من به شخصه عمر احزاب سیاسی در ایران را طولانی نمی بینم و گروه های سیاسی مختلف براساس مصادیق گروهی عمل می کنند و همدیگر را نمی پسندیم.
*
این حق طبیعی هر گروه و فردی است که به انتخابات ورود پیدا کند و نباید آنها را در این راه به این دلیل که جز بدنه تندروها هستند مایوس کنیم.اما آنچه که هست اینکه  همه گرایش ها و گروه های سیاسی و فکری در جامعه اصل مدیریت کشوری را نمی بینند و  متاسفانه دائما از مدیریت ها تراوشاتی می آید  که زهر است و برای جامعه و کشور ضرر دارد.
*
اگر برخی بزرگانی همچون حجت الاسلام ناطق نوری و ایات امامی کاشانی و هاشمی رفسنجانی از یک فکر با هم طیفان خود منسجم نیستند تحلیل این است که این عدم انسجام ناشی از عدم انسجام قاعده جامعه است و نه اینکه نخواهند با هم اتحاد کنند در واقع این موضوعات باعث شده که اینها از هم جدا بیافتند.
مشاور رئیس‌جمهور می‌گوید «برای آقای روحانی زود است درباره انتخابات ٩٦ فكر كند چون چند ماه بسیار پركار را در پیش دارد. آقای روحانی در این مدت زمان باقیمانده از عمر دولتش، تاكید و تصریح كرده كه حواس مدیران، مسئولان و دست‌اندركاران كشور هرگز نباید به سمت انتخابات برود.
به گزارش روزنامه اعتماد،  پس از خروج محمود احمدی‌نژاد از بازی انتخابات ٩٦ خیلی‌ها منتظر آن بودند تا واكنش حسن روحانی و دولتمردان را نسبت به این اتفاق ببینند. تا اینكه روز گذشته اكبر تركان مشاور ارشد حسن روحانی و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد كه از اعضای مؤسس حزب اعتدال و توسعه هم هست، در گفت‌وگو با «اعتماد» اعلام كرد كه ذهن حسن روحانی و اعضای كابینه به هیچ‌وجه درگیر انتخابات ٩٦ نیست.
تحلیل شما از توصیه اخیر رهبری به احمدی‌نژاد، چیست؟
بسیاری از دلسوزان نظام بارها بر این مساله مهم اشاره كرده بودند كه اشتباه راهبردی‌ای بود كه اعتبارات جایگاه‌های مهم وحساس كشور در گذشته صرف آقای احمدی‌نژاد شده بود. به حمد‌الله تصمیم هوشمندانه و حكیمانه مقام معظم رهبری نشان می‌دهد كه آقای احمدی‌نژاد بر خلاف تصورشان كه گمان می‌كردند همچنان مورد تایید و حمایت مقام معظم رهبری است، دیگر مورد حمایت ایشان نیستند و رهبری نظام حضور احمدی‌نژاد در انتخابات ٩٦ را به مصلحت كشور نمی‌دانستند. توصیه هوشمندانه رهبری این نتیجه‌گیری بسیار مهم را به ذهن متبادر می‌سازد كه دیگر جناب آقای احمدی‌نژاد نمی‌توانند از اعتبار رهبری مصرف كنند.
با حذف آقای احمدی‌نژاد، انتخابات ٩٦ چند قطبی خواهد بود؟
اینكه انتخابات ٩٦ چند قطبی خواهد شد اهمیتی ندارد. مهم این است كه فضای انتخابات و عرصه مدیریتی كشور هرگز به تفكرات پوسیده‌ای مانند تفكرات دولت سابق بر نمی‌گردد.
مگر مبنای تفكری و مدیریتی دولت سابق چگونه بود؟
تفكرات اقتصاد چاوزی.
اقتصاد چاوزی به چه معنا؟
اقتصادی كه در آن یارانه نقدی، محورتصمیمات و تدبیرها و مدیریت‌ها قرار گرفت. اقتصادی كه در آن یارانه نقدی نه‌تنها موجب اتلاف منابع كشور شد كه موجبات همت‌شكنی نیروهای سیاسی كشور راهم به دنبال داشت. برخی از نیروهای مستعد و ظرفیت‌های كاری كشور به جای اینكه در خدمت توسعه كشور قرار بگیرند زیر سایه یارانه‌های نقدی، همت‌شان شكست و ظرفیت‌های خوب كاری به راحتی معطل ماند. این البته تنها یك گوشه از مصایب تفكر اقتصاد چاوزی است. سهام عدالت گوشه دیگری از تفكر اقتصاد چاوزی است. معتبرترین و بهترین شركت‌های كشور در حال حاضر از نظر مدیریتی گرفتار چالش‌های اساسی همچون عدم بهره‌‍مندی از مدیریت‌های حرفه‌ای و كار بلدند. مسكن مهر هم، همچون یارانه نقدی و سهام عدالت ضلع دیگری از اقتصاد چاوزی است كه سرمایه ملی را به باد حراج داد. هرچند ساخت مسكن برای اقشار ضعیف جامعه، اقدام ارزشمند و مهمی است اما روشی كه دولت سابق برای پیشبرد این هدف داشت به نوعی بود كه از نظر متخصصان حرفه شهرسازی، مسكن و اقتصاددان‌ها حركت به سمت بیراهه‌ها بود.
انتقادهای ریز و درشتی كه كارشناسان در این زمینه به دولت سابق داشتند همه برگرفته از آینده‌نگری آنان بود. آنان می‌دانستند كه با این دست فرمانی كه دولت برای ساخت مسكن مهر انتخاب كرده و منابعی كه از بانك مركزی گرفته چه تورمی پیش روی كشور و مردم خواهد بود. همین طور تصمیمات دیگری مانند غلبه واردات بر تولید ملی به اسمِ ثابت نگهداشتن قیمت ارز، در حالی كه تورم باعث شده بود قیمت تمام شده تولیدات داخلی روز به روز بالا برود یكی دیگر از سوء تدبیرها و سوء مدیریت‌های تفكر اقتصاد چاوزی دولت سابق بود كه حل كردن این مشكل واقعا كار سختی بوده و هست. درآمد‌های افسانه‌ای ارزی به دلایل اتفاقات جهانی نصیب دولت سابق شد اما آنان، این ارزها را به عنوان سرمایه ملی به واردات اختصاص دادند كه همین امر منجر به برهم ریختگی بازار داخلی شد و این واردات بی‌دلیل، تولیدات داخلی را سركوب كرد.
پس شما معتقدید كه توصیه رهبری نظام به آقای احمدی‌نژاد به نوعی گرفتن شانس بازگشت چنین تفكری به عرصه مدیریتی كشور بوده است؟
بله. دوره‌ای كه گذشت، دوره بسیار بدی برای كشور بود. با وجود درآمد‌های افسانه‌ای دستاوردهای خوبی برای كشور حاصل نشد. بر همین اساس آقای احمدی‌نژاد مورد تایید مقام معظم رهبری قرار نمی‌گیرد.
واكنش رئیس‌جمهور به حذف احمدی‌نژاد چه بود؟
برای آقای روحانی زود است كه درباره انتخابات ٩٦ فكر كنند چرا كه چند ماه بسیار پركار را در پیش دارد. آقای روحانی در این مدت زمان باقیمانده از عمر دولتش، تاكید و تصریح كرده كه حواس مدیران، مسئولان و دست‌اندركاران كشور هرگز نباید به سمت انتخابات برود. آقای روحانی تاكید دارد كه مسائل كشور و حل مشكلات بسیار مهم‌تر از حرف و حدیث‌های انتخاباتی است و مدیران كشور نباید حواس‌شان به مسائل فرعی پرت شود. آقای روحانی به دنبال این است تا كشور و مردم كشور از كوشش‌های انجام شده بهترین نتیجه را بگیرند. بر این اساس نه شخص آقای روحانی و نه همكاران آقای روحانی در دولت، فعلاً ذهنشان انتخاباتی نیست. با توجه به شناختی كه از آقای روحانی دارم ایشان به دنبال آن است تا كشور پس از برجام بهترین استفاده را ببرد و گره اقتصادی باز شود. به طور خلاصه باید بگویم كه فصل انتخابات شاید برای جریان‌های سیاسی آغاز شده باشد اما برای آقای روحانی آغاز نشده و ایشان به دنبال اتخاذ بهترین تصمیم‌گیری‌ها برای دولت در سال چهارم است.
سبد رأی آقای احمدی‌نژاد با عدم حضور او در انتخابات چه خواهد شد؟
همان رأیی كه در ٩٢ به رقبای روحانی دادند سبد رأی احمدی‌نژاد است كه البته این رأی به دلیل توصیه رهبری به‌شدت ریزش خواهد داشت.

به نظر شما اصولگرایان می‌توانند به كاندیدای واحدی برسند؟
من امیدوارم كه جناح اصولگرا بتواند با افرادی در حد و اندازه و اعتبار اصولگرایی به عرصه بیاید تا انتخابات سال ٩٦، انتخاباتی پرشور و رقابتی باشد.
به عنوان فردی كه شرایط را رصد می‌كنید فكر می‌كنید اصولگرایان چهره‌ای برای رقابت با آقای روحانی دارند؟
من ارزیابی‌‌ای از جریان اصولگرایی ندارم. تا جایی كه هم كه می‌دانم اعضای كابینه فرصت رصد فعل و انفعالات جریان اصولگرایی را ندارند.
چرا؟
به این دلیل كه آقای روحانی رئیس دولت مستقر است و بر این اساس تلاش دارد تا وظایف قانونی خود را به بهترین وجه ممكن انجام دهد. همكاران ایشان در دولت هم همین نگاه و رفتار را دارند.
چقدر احتمال دارد اصولگرایان سنتی از آقای روحانی در انتخابات ٩٦ حمایت كنند؟
واژه اصولگرایی مدت‌هاست كه برای من نام دقیقی نیست.
به چه علت؟
به این علت كه بسیاری از اصولگرایان، نام‌شان اصولگرایی است و رسم‌شان، رسم اخباریگری است. این در حالی است كه اگر نگاهی به تبار مفهوم اصولگرایی در طول تاریخ بیندازیم، خواهیم دید كه اصولگرایان با اندیشه‌های پیشرفته‌ای در مقابل اخباریون قرار می‌گرفتند. اتكای اندیشه‌های اخباریون صرف نظر از میزان اعتبار، به روایات بوده اما اصولیون در حوزه تفكر شیعی اندیشه‌هایی داشتند كه محور آن عقل گرایی بوده است. همیشه تاریخ، اخباریون كه اهل حدیث بودند در مقابل اصولیون كه عقل گرایی را محور می‌دانستند، قرار می‌گرفتند. اصولیون كسانی بودند كه عقل را یكی از مبانی فتوا می‌دانستند. به طوری كه در ١٥٠ سال پیش حاج آقا وحید بهبهانی در حوزه علمیه نجف مبنای اصولیون را تقویت كرد و مبنای حوزه نجف را بر پایه تفكرات اصولیون بنا كرد. شاید اینكه عقل یكی از مبانی افتا شد بعد از این دوره است. یعنی مبنای افتا، قرآن، سنت و عقل و اجماع شد. این تعریف اساسی است كه از اصولیون می‌شناسیم. نمی‌دانم آنچه امروز به عنوان اصولگرایی در جامعه ما مطرح شده است، چقدر با این موضوع منطبق است.
من نمی‌خواهم همه اصولگرایان را بگویم اما متاسفانه برخی از كسانی كه نام‌شان اصولگرا است، رسم‌شان اصولی نیست و اخباری است. البته برخی از اصولگرایان امروز كشور باعث افتخار همیشه انقلاب اسلامی بوده و هستند كه از آن جمله می‌توان به جامعه روحانیت مبارز اشاره كرد. جامعه روحانیت مبارز با نگاه تاریخی ادامه‌دهنده اصولیون هستند و به معنای واقعی كلمه، اصولگرایند. این دسته از اصولگرایان نیز سهم بسیار مهمی در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی داشته‌اند. همه ما جامعه روحانیت مبارز را محترم می‌شماریم. خودمان هم به لحاظ عقل گرایی و اسلامی بودن خود را اصولی می‌دانیم اما برخی اصولگرایان هستند كه این طور عمل نكرده‌اند و درواقع با رصد رفتاری‌شان، ارزیابی اخباری بودن را در ذهن تداعی می‌كنند.
به نظر شما چرا برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز معتقد به حمایت از آقای روحانی در انتخابات هستند؟
به این دلیل كه آقای روحانی یكی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران و یكی از مهم‌ترین چهره‌های این تشكل است. آقایان هاشمی و ناطق نوری و روحانی از چهره‌های شاخص جامعه روحانیت مبارز هستند و من فكر می‌كنم خیلی طبیعی است كه عده‌ای در این تشكل بگویند كه در كنار آقای روحانی قرار می‌گیریم و از او حمایت می‌كنیم.
آقای تركان استراتژی دولت برای انتخابات سال ٩٦ چیست؟
برگزاری انتخابات با مشاركت حداكثری راهبرد دولت در انتخابات ٩٦ خواهد بود. به همین دلیل است كه می‌گویم امیدوارم اصولگرایان با چهره معتبری وارد انتخابات شوند. چرا كه اگر عرصه انتخابات، رقابتی نباشد شاهد حضور پرشور مردم پای صندوق‌های رای نخواهیم بود. بی‌تردید انتخابات حداكثری مطالبه نظام است و مشاركت كم مردمی هرگز مطلوب هیچ كسی در نظام نیست.
حتما باید تعداد شركت‌كنندگان در انتخابات حداكثری باشد و مردم به صورت پرشور پای صندوق‌های رای حاضر شوند. اگر انتخابات به گونه‌ای باشد كه از ابتدا برنده آن معلوم باشد كه مشاركت حداكثری اتفاق نمی‌افتد. مشاركت حداكثری به این است كه رقابت انتخاباتی جدی باشد و مردم آرای خودشان را در تعیین سرنوشت انتخابات موثر بدانند.
اگر مهم‌ترین دستاورد دولت اول آقای روحانی را برجام و كنترل تورم بدانیم، به نظر شما در دوره دوم چه گام‌هایی باید برداشته شود؟
بعدها باید مفصل در این مورد صحبت شود اما نكته مهمی كه باید در نظر گرفت این است كه سال ٩٧، چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب است و باید كارنامه ٤٠ سالگی انقلاب اسلامی را به مردم ارایه دهیم و بگوییم كه در این ٤٠ سال، انقلاب اسلامی از كجا به كجا حركت كرده است. به اعتقاد من اگر سال‌های آخر رژیم سابق، دورانی بود كه تولید نفت به رقم‌های بالایی رسید، امروز كل صنعت گاز كشور را باید محصول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بدانیم. شاید محور اصلی و اصلی‌ترین كاری كه در اقتصاد ایران در این ٤٠ سال اتفاق افتاده است، دوران گاز طبیعی است. همه میادین مستقل گازی بعد از انقلاب توسعه یافتند. گاز قبل از انقلاب هم بود اما گاز همراه نفت بود و میادین مستقل گازی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توسعه نیافته و به بهره‌برداری نرسیدند. همه آنچه میادین مستقل گازی است محصول تلاش‌های بعد از انقلاب است. بنابراین مهم‌ترین اتفاقی كه باید به صورت دقیق پیگیری شود و كارنامه ٤٠ ساله انقلاب اسلامی در سال ١٣٩٧ خواهد بود، شاید باید بر محور دوران گاز طبیعی باشد.