گزیده ها قسمت دوم 13 مهر -95
مشاور رئیسجمهور میگوید «برای آقای روحانی زود است درباره انتخابات ٩٦ فكر كند چون چند ماه بسیار پركار را در پیش دارد. آقای روحانی در این مدت زمان باقیمانده از عمر دولتش، تاكید و تصریح كرده كه حواس مدیران، مسئولان و دستاندركاران كشور هرگز نباید به سمت انتخابات برود.به گزارش روزنامه اعتماد، پس از خروج محمود احمدینژاد از بازی انتخابات ٩٦ خیلیها منتظر آن بودند تا واكنش حسن روحانی و دولتمردان را نسبت به این اتفاق ببینند. تا اینكه روز گذشته اكبر تركان مشاور ارشد حسن روحانی و دبیر شورای هماهنگی مناطق آزاد كه از اعضای مؤسس حزب اعتدال و توسعه هم هست، در گفتوگو با «اعتماد» اعلام كرد كه ذهن حسن روحانی و اعضای كابینه به هیچوجه درگیر انتخابات ٩٦ نیست.تحلیل شما از توصیه اخیر رهبری به احمدینژاد، چیست؟
بسیاری از دلسوزان نظام بارها بر این مساله مهم اشاره كرده بودند كه اشتباه راهبردیای بود كه اعتبارات جایگاههای مهم وحساس كشور در گذشته صرف آقای احمدینژاد شده بود. به حمدالله تصمیم هوشمندانه و حكیمانه مقام معظم رهبری نشان میدهد كه آقای احمدینژاد بر خلاف تصورشان كه گمان میكردند همچنان مورد تایید و حمایت مقام معظم رهبری است، دیگر مورد حمایت ایشان نیستند و رهبری نظام حضور احمدینژاد در انتخابات ٩٦ را به مصلحت كشور نمیدانستند. توصیه هوشمندانه رهبری این نتیجهگیری بسیار مهم را به ذهن متبادر میسازد كه دیگر جناب آقای احمدینژاد نمیتوانند از اعتبار رهبری مصرف كنند.با حذف آقای احمدینژاد، انتخابات ٩٦ چند قطبی خواهد بود؟
اینكه انتخابات ٩٦ چند قطبی خواهد شد اهمیتی ندارد. مهم این است كه فضای انتخابات و عرصه مدیریتی كشور هرگز به تفكرات پوسیدهای مانند تفكرات دولت سابق بر نمیگردد.مگر مبنای تفكری و مدیریتی دولت سابق چگونه بود؟
تفكرات اقتصاد چاوزی.اقتصاد چاوزی به چه معنا؟
اقتصادی كه در آن یارانه نقدی، محورتصمیمات و تدبیرها و مدیریتها قرار گرفت. اقتصادی كه در آن یارانه نقدی نهتنها موجب اتلاف منابع كشور شد كه موجبات همتشكنی نیروهای سیاسی كشور راهم به دنبال داشت. برخی از نیروهای مستعد و ظرفیتهای كاری كشور به جای اینكه در خدمت توسعه كشور قرار بگیرند زیر سایه یارانههای نقدی، همتشان شكست و ظرفیتهای خوب كاری به راحتی معطل ماند. این البته تنها یك گوشه از مصایب تفكر اقتصاد چاوزی است. سهام عدالت گوشه دیگری از تفكر اقتصاد چاوزی است. معتبرترین و بهترین شركتهای كشور در حال حاضر از نظر مدیریتی گرفتار چالشهای اساسی همچون عدم بهرهمندی از مدیریتهای حرفهای و كار بلدند. مسكن مهر هم، همچون یارانه نقدی و سهام عدالت ضلع دیگری از اقتصاد چاوزی است كه سرمایه ملی را به باد حراج داد. هرچند ساخت مسكن برای اقشار ضعیف جامعه، اقدام ارزشمند و مهمی است اما روشی كه دولت سابق برای پیشبرد این هدف داشت به نوعی بود كه از نظر متخصصان حرفه شهرسازی، مسكن و اقتصاددانها حركت به سمت بیراههها بود.انتقادهای ریز و درشتی كه كارشناسان در این زمینه به دولت سابق داشتند همه برگرفته از آیندهنگری آنان بود. آنان میدانستند كه با این دست فرمانی كه دولت برای ساخت مسكن مهر انتخاب كرده و منابعی كه از بانك مركزی گرفته چه تورمی پیش روی كشور و مردم خواهد بود. همین طور تصمیمات دیگری مانند غلبه واردات بر تولید ملی به اسمِ ثابت نگهداشتن قیمت ارز، در حالی كه تورم باعث شده بود قیمت تمام شده تولیدات داخلی روز به روز بالا برود یكی دیگر از سوء تدبیرها و سوء مدیریتهای تفكر اقتصاد چاوزی دولت سابق بود كه حل كردن این مشكل واقعا كار سختی بوده و هست. درآمدهای افسانهای ارزی به دلایل اتفاقات جهانی نصیب دولت سابق شد اما آنان، این ارزها را به عنوان سرمایه ملی به واردات اختصاص دادند كه همین امر منجر به برهم ریختگی بازار داخلی شد و این واردات بیدلیل، تولیدات داخلی را سركوب كرد.پس شما معتقدید كه توصیه رهبری نظام به آقای احمدینژاد به نوعی گرفتن شانس بازگشت چنین تفكری به عرصه مدیریتی كشور بوده است؟
بله. دورهای كه گذشت، دوره بسیار بدی برای كشور بود. با وجود درآمدهای افسانهای دستاوردهای خوبی برای كشور حاصل نشد. بر همین اساس آقای احمدینژاد مورد تایید مقام معظم رهبری قرار نمیگیرد.واكنش رئیسجمهور به حذف احمدینژاد چه بود؟
برای آقای روحانی زود است كه درباره انتخابات ٩٦ فكر كنند چرا كه چند ماه بسیار پركار را در پیش دارد. آقای روحانی در این مدت زمان باقیمانده از عمر دولتش، تاكید و تصریح كرده كه حواس مدیران، مسئولان و دستاندركاران كشور هرگز نباید به سمت انتخابات برود. آقای روحانی تاكید دارد كه مسائل كشور و حل مشكلات بسیار مهمتر از حرف و حدیثهای انتخاباتی است و مدیران كشور نباید حواسشان به مسائل فرعی پرت شود. آقای روحانی به دنبال این است تا كشور و مردم كشور از كوششهای انجام شده بهترین نتیجه را بگیرند. بر این اساس نه شخص آقای روحانی و نه همكاران آقای روحانی در دولت، فعلاً ذهنشان انتخاباتی نیست. با توجه به شناختی كه از آقای روحانی دارم ایشان به دنبال آن است تا كشور پس از برجام بهترین استفاده را ببرد و گره اقتصادی باز شود. به طور خلاصه باید بگویم كه فصل انتخابات شاید برای جریانهای سیاسی آغاز شده باشد اما برای آقای روحانی آغاز نشده و ایشان به دنبال اتخاذ بهترین تصمیمگیریها برای دولت در سال چهارم است.سبد رأی آقای احمدینژاد با عدم حضور او در انتخابات چه خواهد شد؟
همان رأیی كه در ٩٢ به رقبای روحانی دادند سبد رأی احمدینژاد است كه البته این رأی به دلیل توصیه رهبری بهشدت ریزش خواهد داشت.به نظر شما اصولگرایان میتوانند به كاندیدای واحدی برسند؟
من امیدوارم كه جناح اصولگرا بتواند با افرادی در حد و اندازه و اعتبار اصولگرایی به عرصه بیاید تا انتخابات سال ٩٦، انتخاباتی پرشور و رقابتی باشد.به عنوان فردی كه شرایط را رصد میكنید فكر میكنید اصولگرایان چهرهای برای رقابت با آقای روحانی دارند؟
من ارزیابیای از جریان اصولگرایی ندارم. تا جایی كه هم كه میدانم اعضای كابینه فرصت رصد فعل و انفعالات جریان اصولگرایی را ندارند.چرا؟
به این دلیل كه آقای روحانی رئیس دولت مستقر است و بر این اساس تلاش دارد تا وظایف قانونی خود را به بهترین وجه ممكن انجام دهد. همكاران ایشان در دولت هم همین نگاه و رفتار را دارند.چقدر احتمال دارد اصولگرایان سنتی از آقای روحانی در انتخابات ٩٦ حمایت كنند؟
واژه اصولگرایی مدتهاست كه برای من نام دقیقی نیست.به چه علت؟
به این علت كه بسیاری از اصولگرایان، نامشان اصولگرایی است و رسمشان، رسم اخباریگری است. این در حالی است كه اگر نگاهی به تبار مفهوم اصولگرایی در طول تاریخ بیندازیم، خواهیم دید كه اصولگرایان با اندیشههای پیشرفتهای در مقابل اخباریون قرار میگرفتند. اتكای اندیشههای اخباریون صرف نظر از میزان اعتبار، به روایات بوده اما اصولیون در حوزه تفكر شیعی اندیشههایی داشتند كه محور آن عقل گرایی بوده است. همیشه تاریخ، اخباریون كه اهل حدیث بودند در مقابل اصولیون كه عقل گرایی را محور میدانستند، قرار میگرفتند. اصولیون كسانی بودند كه عقل را یكی از مبانی فتوا میدانستند. به طوری كه در ١٥٠ سال پیش حاج آقا وحید بهبهانی در حوزه علمیه نجف مبنای اصولیون را تقویت كرد و مبنای حوزه نجف را بر پایه تفكرات اصولیون بنا كرد. شاید اینكه عقل یكی از مبانی افتا شد بعد از این دوره است. یعنی مبنای افتا، قرآن، سنت و عقل و اجماع شد. این تعریف اساسی است كه از اصولیون میشناسیم. نمیدانم آنچه امروز به عنوان اصولگرایی در جامعه ما مطرح شده است، چقدر با این موضوع منطبق است.من نمیخواهم همه اصولگرایان را بگویم اما متاسفانه برخی از كسانی كه نامشان اصولگرا است، رسمشان اصولی نیست و اخباری است. البته برخی از اصولگرایان امروز كشور باعث افتخار همیشه انقلاب اسلامی بوده و هستند كه از آن جمله میتوان به جامعه روحانیت مبارز اشاره كرد. جامعه روحانیت مبارز با نگاه تاریخی ادامهدهنده اصولیون هستند و به معنای واقعی كلمه، اصولگرایند. این دسته از اصولگرایان نیز سهم بسیار مهمی در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی داشتهاند. همه ما جامعه روحانیت مبارز را محترم میشماریم. خودمان هم به لحاظ عقل گرایی و اسلامی بودن خود را اصولی میدانیم اما برخی اصولگرایان هستند كه این طور عمل نكردهاند و درواقع با رصد رفتاریشان، ارزیابی اخباری بودن را در ذهن تداعی میكنند.به نظر شما چرا برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز معتقد به حمایت از آقای روحانی در انتخابات هستند؟
به این دلیل كه آقای روحانی یكی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران و یكی از مهمترین چهرههای این تشكل است. آقایان هاشمی و ناطق نوری و روحانی از چهرههای شاخص جامعه روحانیت مبارز هستند و من فكر میكنم خیلی طبیعی است كه عدهای در این تشكل بگویند كه در كنار آقای روحانی قرار میگیریم و از او حمایت میكنیم.آقای تركان استراتژی دولت برای انتخابات سال ٩٦ چیست؟
برگزاری انتخابات با مشاركت حداكثری راهبرد دولت در انتخابات ٩٦ خواهد بود. به همین دلیل است كه میگویم امیدوارم اصولگرایان با چهره معتبری وارد انتخابات شوند. چرا كه اگر عرصه انتخابات، رقابتی نباشد شاهد حضور پرشور مردم پای صندوقهای رای نخواهیم بود. بیتردید انتخابات حداكثری مطالبه نظام است و مشاركت كم مردمی هرگز مطلوب هیچ كسی در نظام نیست.حتما باید تعداد شركتكنندگان در انتخابات حداكثری باشد و مردم به صورت پرشور پای صندوقهای رای حاضر شوند. اگر انتخابات به گونهای باشد كه از ابتدا برنده آن معلوم باشد كه مشاركت حداكثری اتفاق نمیافتد. مشاركت حداكثری به این است كه رقابت انتخاباتی جدی باشد و مردم آرای خودشان را در تعیین سرنوشت انتخابات موثر بدانند.اگر مهمترین دستاورد دولت اول آقای روحانی را برجام و كنترل تورم بدانیم، به نظر شما در دوره دوم چه گامهایی باید برداشته شود؟
بعدها باید مفصل در این مورد صحبت شود اما نكته مهمی كه باید در نظر گرفت این است كه سال ٩٧، چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب است و باید كارنامه ٤٠ سالگی انقلاب اسلامی را به مردم ارایه دهیم و بگوییم كه در این ٤٠ سال، انقلاب اسلامی از كجا به كجا حركت كرده است. به اعتقاد من اگر سالهای آخر رژیم سابق، دورانی بود كه تولید نفت به رقمهای بالایی رسید، امروز كل صنعت گاز كشور را باید محصول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بدانیم. شاید محور اصلی و اصلیترین كاری كه در اقتصاد ایران در این ٤٠ سال اتفاق افتاده است، دوران گاز طبیعی است. همه میادین مستقل گازی بعد از انقلاب توسعه یافتند. گاز قبل از انقلاب هم بود اما گاز همراه نفت بود و میادین مستقل گازی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توسعه نیافته و به بهرهبرداری نرسیدند. همه آنچه میادین مستقل گازی است محصول تلاشهای بعد از انقلاب است. بنابراین مهمترین اتفاقی كه باید به صورت دقیق پیگیری شود و كارنامه ٤٠ ساله انقلاب اسلامی در سال ١٣٩٧ خواهد بود، شاید باید بر محور دوران گاز طبیعی باشد.
بسیاری از دلسوزان نظام بارها بر این مساله مهم اشاره كرده بودند كه اشتباه راهبردیای بود كه اعتبارات جایگاههای مهم وحساس كشور در گذشته صرف آقای احمدینژاد شده بود. به حمدالله تصمیم هوشمندانه و حكیمانه مقام معظم رهبری نشان میدهد كه آقای احمدینژاد بر خلاف تصورشان كه گمان میكردند همچنان مورد تایید و حمایت مقام معظم رهبری است، دیگر مورد حمایت ایشان نیستند و رهبری نظام حضور احمدینژاد در انتخابات ٩٦ را به مصلحت كشور نمیدانستند. توصیه هوشمندانه رهبری این نتیجهگیری بسیار مهم را به ذهن متبادر میسازد كه دیگر جناب آقای احمدینژاد نمیتوانند از اعتبار رهبری مصرف كنند.با حذف آقای احمدینژاد، انتخابات ٩٦ چند قطبی خواهد بود؟
اینكه انتخابات ٩٦ چند قطبی خواهد شد اهمیتی ندارد. مهم این است كه فضای انتخابات و عرصه مدیریتی كشور هرگز به تفكرات پوسیدهای مانند تفكرات دولت سابق بر نمیگردد.مگر مبنای تفكری و مدیریتی دولت سابق چگونه بود؟
تفكرات اقتصاد چاوزی.اقتصاد چاوزی به چه معنا؟
اقتصادی كه در آن یارانه نقدی، محورتصمیمات و تدبیرها و مدیریتها قرار گرفت. اقتصادی كه در آن یارانه نقدی نهتنها موجب اتلاف منابع كشور شد كه موجبات همتشكنی نیروهای سیاسی كشور راهم به دنبال داشت. برخی از نیروهای مستعد و ظرفیتهای كاری كشور به جای اینكه در خدمت توسعه كشور قرار بگیرند زیر سایه یارانههای نقدی، همتشان شكست و ظرفیتهای خوب كاری به راحتی معطل ماند. این البته تنها یك گوشه از مصایب تفكر اقتصاد چاوزی است. سهام عدالت گوشه دیگری از تفكر اقتصاد چاوزی است. معتبرترین و بهترین شركتهای كشور در حال حاضر از نظر مدیریتی گرفتار چالشهای اساسی همچون عدم بهرهمندی از مدیریتهای حرفهای و كار بلدند. مسكن مهر هم، همچون یارانه نقدی و سهام عدالت ضلع دیگری از اقتصاد چاوزی است كه سرمایه ملی را به باد حراج داد. هرچند ساخت مسكن برای اقشار ضعیف جامعه، اقدام ارزشمند و مهمی است اما روشی كه دولت سابق برای پیشبرد این هدف داشت به نوعی بود كه از نظر متخصصان حرفه شهرسازی، مسكن و اقتصاددانها حركت به سمت بیراههها بود.انتقادهای ریز و درشتی كه كارشناسان در این زمینه به دولت سابق داشتند همه برگرفته از آیندهنگری آنان بود. آنان میدانستند كه با این دست فرمانی كه دولت برای ساخت مسكن مهر انتخاب كرده و منابعی كه از بانك مركزی گرفته چه تورمی پیش روی كشور و مردم خواهد بود. همین طور تصمیمات دیگری مانند غلبه واردات بر تولید ملی به اسمِ ثابت نگهداشتن قیمت ارز، در حالی كه تورم باعث شده بود قیمت تمام شده تولیدات داخلی روز به روز بالا برود یكی دیگر از سوء تدبیرها و سوء مدیریتهای تفكر اقتصاد چاوزی دولت سابق بود كه حل كردن این مشكل واقعا كار سختی بوده و هست. درآمدهای افسانهای ارزی به دلایل اتفاقات جهانی نصیب دولت سابق شد اما آنان، این ارزها را به عنوان سرمایه ملی به واردات اختصاص دادند كه همین امر منجر به برهم ریختگی بازار داخلی شد و این واردات بیدلیل، تولیدات داخلی را سركوب كرد.پس شما معتقدید كه توصیه رهبری نظام به آقای احمدینژاد به نوعی گرفتن شانس بازگشت چنین تفكری به عرصه مدیریتی كشور بوده است؟
بله. دورهای كه گذشت، دوره بسیار بدی برای كشور بود. با وجود درآمدهای افسانهای دستاوردهای خوبی برای كشور حاصل نشد. بر همین اساس آقای احمدینژاد مورد تایید مقام معظم رهبری قرار نمیگیرد.واكنش رئیسجمهور به حذف احمدینژاد چه بود؟
برای آقای روحانی زود است كه درباره انتخابات ٩٦ فكر كنند چرا كه چند ماه بسیار پركار را در پیش دارد. آقای روحانی در این مدت زمان باقیمانده از عمر دولتش، تاكید و تصریح كرده كه حواس مدیران، مسئولان و دستاندركاران كشور هرگز نباید به سمت انتخابات برود. آقای روحانی تاكید دارد كه مسائل كشور و حل مشكلات بسیار مهمتر از حرف و حدیثهای انتخاباتی است و مدیران كشور نباید حواسشان به مسائل فرعی پرت شود. آقای روحانی به دنبال این است تا كشور و مردم كشور از كوششهای انجام شده بهترین نتیجه را بگیرند. بر این اساس نه شخص آقای روحانی و نه همكاران آقای روحانی در دولت، فعلاً ذهنشان انتخاباتی نیست. با توجه به شناختی كه از آقای روحانی دارم ایشان به دنبال آن است تا كشور پس از برجام بهترین استفاده را ببرد و گره اقتصادی باز شود. به طور خلاصه باید بگویم كه فصل انتخابات شاید برای جریانهای سیاسی آغاز شده باشد اما برای آقای روحانی آغاز نشده و ایشان به دنبال اتخاذ بهترین تصمیمگیریها برای دولت در سال چهارم است.سبد رأی آقای احمدینژاد با عدم حضور او در انتخابات چه خواهد شد؟
همان رأیی كه در ٩٢ به رقبای روحانی دادند سبد رأی احمدینژاد است كه البته این رأی به دلیل توصیه رهبری بهشدت ریزش خواهد داشت.به نظر شما اصولگرایان میتوانند به كاندیدای واحدی برسند؟
من امیدوارم كه جناح اصولگرا بتواند با افرادی در حد و اندازه و اعتبار اصولگرایی به عرصه بیاید تا انتخابات سال ٩٦، انتخاباتی پرشور و رقابتی باشد.به عنوان فردی كه شرایط را رصد میكنید فكر میكنید اصولگرایان چهرهای برای رقابت با آقای روحانی دارند؟
من ارزیابیای از جریان اصولگرایی ندارم. تا جایی كه هم كه میدانم اعضای كابینه فرصت رصد فعل و انفعالات جریان اصولگرایی را ندارند.چرا؟
به این دلیل كه آقای روحانی رئیس دولت مستقر است و بر این اساس تلاش دارد تا وظایف قانونی خود را به بهترین وجه ممكن انجام دهد. همكاران ایشان در دولت هم همین نگاه و رفتار را دارند.چقدر احتمال دارد اصولگرایان سنتی از آقای روحانی در انتخابات ٩٦ حمایت كنند؟
واژه اصولگرایی مدتهاست كه برای من نام دقیقی نیست.به چه علت؟
به این علت كه بسیاری از اصولگرایان، نامشان اصولگرایی است و رسمشان، رسم اخباریگری است. این در حالی است كه اگر نگاهی به تبار مفهوم اصولگرایی در طول تاریخ بیندازیم، خواهیم دید كه اصولگرایان با اندیشههای پیشرفتهای در مقابل اخباریون قرار میگرفتند. اتكای اندیشههای اخباریون صرف نظر از میزان اعتبار، به روایات بوده اما اصولیون در حوزه تفكر شیعی اندیشههایی داشتند كه محور آن عقل گرایی بوده است. همیشه تاریخ، اخباریون كه اهل حدیث بودند در مقابل اصولیون كه عقل گرایی را محور میدانستند، قرار میگرفتند. اصولیون كسانی بودند كه عقل را یكی از مبانی فتوا میدانستند. به طوری كه در ١٥٠ سال پیش حاج آقا وحید بهبهانی در حوزه علمیه نجف مبنای اصولیون را تقویت كرد و مبنای حوزه نجف را بر پایه تفكرات اصولیون بنا كرد. شاید اینكه عقل یكی از مبانی افتا شد بعد از این دوره است. یعنی مبنای افتا، قرآن، سنت و عقل و اجماع شد. این تعریف اساسی است كه از اصولیون میشناسیم. نمیدانم آنچه امروز به عنوان اصولگرایی در جامعه ما مطرح شده است، چقدر با این موضوع منطبق است.من نمیخواهم همه اصولگرایان را بگویم اما متاسفانه برخی از كسانی كه نامشان اصولگرا است، رسمشان اصولی نیست و اخباری است. البته برخی از اصولگرایان امروز كشور باعث افتخار همیشه انقلاب اسلامی بوده و هستند كه از آن جمله میتوان به جامعه روحانیت مبارز اشاره كرد. جامعه روحانیت مبارز با نگاه تاریخی ادامهدهنده اصولیون هستند و به معنای واقعی كلمه، اصولگرایند. این دسته از اصولگرایان نیز سهم بسیار مهمی در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی داشتهاند. همه ما جامعه روحانیت مبارز را محترم میشماریم. خودمان هم به لحاظ عقل گرایی و اسلامی بودن خود را اصولی میدانیم اما برخی اصولگرایان هستند كه این طور عمل نكردهاند و درواقع با رصد رفتاریشان، ارزیابی اخباری بودن را در ذهن تداعی میكنند.به نظر شما چرا برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز معتقد به حمایت از آقای روحانی در انتخابات هستند؟
به این دلیل كه آقای روحانی یكی از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران و یكی از مهمترین چهرههای این تشكل است. آقایان هاشمی و ناطق نوری و روحانی از چهرههای شاخص جامعه روحانیت مبارز هستند و من فكر میكنم خیلی طبیعی است كه عدهای در این تشكل بگویند كه در كنار آقای روحانی قرار میگیریم و از او حمایت میكنیم.آقای تركان استراتژی دولت برای انتخابات سال ٩٦ چیست؟
برگزاری انتخابات با مشاركت حداكثری راهبرد دولت در انتخابات ٩٦ خواهد بود. به همین دلیل است كه میگویم امیدوارم اصولگرایان با چهره معتبری وارد انتخابات شوند. چرا كه اگر عرصه انتخابات، رقابتی نباشد شاهد حضور پرشور مردم پای صندوقهای رای نخواهیم بود. بیتردید انتخابات حداكثری مطالبه نظام است و مشاركت كم مردمی هرگز مطلوب هیچ كسی در نظام نیست.حتما باید تعداد شركتكنندگان در انتخابات حداكثری باشد و مردم به صورت پرشور پای صندوقهای رای حاضر شوند. اگر انتخابات به گونهای باشد كه از ابتدا برنده آن معلوم باشد كه مشاركت حداكثری اتفاق نمیافتد. مشاركت حداكثری به این است كه رقابت انتخاباتی جدی باشد و مردم آرای خودشان را در تعیین سرنوشت انتخابات موثر بدانند.اگر مهمترین دستاورد دولت اول آقای روحانی را برجام و كنترل تورم بدانیم، به نظر شما در دوره دوم چه گامهایی باید برداشته شود؟
بعدها باید مفصل در این مورد صحبت شود اما نكته مهمی كه باید در نظر گرفت این است كه سال ٩٧، چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب است و باید كارنامه ٤٠ سالگی انقلاب اسلامی را به مردم ارایه دهیم و بگوییم كه در این ٤٠ سال، انقلاب اسلامی از كجا به كجا حركت كرده است. به اعتقاد من اگر سالهای آخر رژیم سابق، دورانی بود كه تولید نفت به رقمهای بالایی رسید، امروز كل صنعت گاز كشور را باید محصول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بدانیم. شاید محور اصلی و اصلیترین كاری كه در اقتصاد ایران در این ٤٠ سال اتفاق افتاده است، دوران گاز طبیعی است. همه میادین مستقل گازی بعد از انقلاب توسعه یافتند. گاز قبل از انقلاب هم بود اما گاز همراه نفت بود و میادین مستقل گازی در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی توسعه نیافته و به بهرهبرداری نرسیدند. همه آنچه میادین مستقل گازی است محصول تلاشهای بعد از انقلاب است. بنابراین مهمترین اتفاقی كه باید به صورت دقیق پیگیری شود و كارنامه ٤٠ ساله انقلاب اسلامی در سال ١٣٩٧ خواهد بود، شاید باید بر محور دوران گاز طبیعی باشد.
یک قاضی با اشاره به پرونده قتل «ستایش» گفت: «در مواردی مانند این پرونده قاضی میتواند به طور عمده با نظر پزشکی قانونی رشد و کمال عقلی متهمان زیر 18 سال را تشخیص دهد.»روزنامه «ایران» مینویسد: اواخر فروردین امسال خبر قتل فجیع «ستایش» دختر خردسال افغان در ورامین پس از یک هفته سکوت خبری ازسوی مسئولان مربوطه در رسانهها مانند بمبی منفجر شد.سناریوی شوم این جنایت در اتاق پسر 17 ساله همسایه خانه پدری دخترک کلید خورده بود. قاتل که زمان ارتکاب قتل 17 ساله بود در جلسات دادگاه به نوشیدن مشروبات الکلی، فریفتن، آزار و اذیت و قتل ستایش 6 ساله اعتراف کرده بود.او حتی اظهار داشته برای خلاصی از جسد روی آن اسید ریخته و بدینترتیب پس از 5 ماه در شعبه هفتم دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد وبا رأی قضات این شعبه به قصاص، پرداخت دیه و حبس محکوم شد. در حال حاضر نیز این رأی برای بررسی نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده شده و باید منتظر اعلام نظر قضات عالیرتبه بود.این درحالی است که قبل و پس از صدور حکم، این حکم با اما و اگرهایی از سوی کارشناسان و صاحبنظران حقوقی و قضایی همراه شده است.در همین حال قاضی اصغر عبداللهی یکی از قضات باسابقه دادگاه کیفری استان تهران در اینباره «ایران» گفت: «در بررسی کارشناسی این پرونده، توجه به مهمترین تغییرات در قانون جدید مجازات اسلامی حائز اهمیت است. تا پیش از تغییرات این قانون، حکم قاتلان زیر 18 سال قصاص بود اما با افزوده شدن ماده و تبصرههای جدید بویژه ماده 90 قانون مجازاتها و اقدامات تأمینی و تربیتی اطفال و نوجوانان مسائل دیگری مطرح شده است که در بررسی رأی صادر شده این پرونده میتواند برای اذهان عمومی قابل توجه باشد. براساس این ماده قانونی، اطفالی که به سن بلوغ شرعی رسیدهاند (دختران 9 سال و پسران 15 سال) اما زیر 18 سال هستند، چنانچه در کمال عقلی و رشد آنها شبههای وجود داشته باشد، حدود و قصاص برای آنها اجرا نمیشود.»وی افزود: «همچنین بر اساس این مصوبه مجازاتهای تعزیری برای بزهکاران زیر 18 سال با مجازاتهای تعزیری متهمان بزرگسال متفاوت است. در واقع میتوان گفت این بزهکاران کم سن و سال به زندان محکوم نمیشوند و به مراکز تربیتی همچون کانون اصلاح و تربیت انتقال مییابند و پس از گذراندن دوران تربیتی چنانچه والدین صلاحیت نگهداری از آنها را نداشته باشند، برای تربیت به شخص حقیقی یا حقوقی صالحی سپرده میشوند.»قاضی عبداللهی در تشریح چگونگی تشخیص رشد عقلی بزهکاران در قانون نیز گفت: «در مواردی مانند این پرونده قاضی میتواند به طور عمده با نظر پزشکی قانونی رشد و کمال عقلی متهمان زیر 18 سال را تشخیص دهد. مجازات اعدام برای کودکان زیر 18 سال غیرقانونی است و دولت ایران پیماننامه جهانی حقوق کودک را در سال 1370 امضا کرده و در پایان سال 1372 این تعهدنامه بینالمللی به تصویب مجلس رسیده و در حکم قوانین داخلی قرار گرفته است. طبق ماده 37 این تعهدنامه اجرای مجازات اعدام و حبسهای طولانی مدت و ابد بدون امکان آزادی برای کودکان زیر 18 سال ممنوع است.»به گفته این قاضی عالیرتبه جنایی، «قانون سابق مجازات اسلامی تا پیش از تصویب لوایح جدید با مفاد این تعهدنامه که در حکم قانون داخلی است، فرق داشته و به همین خاطر تغییراتی در آن اعمال شده است. بنابراین میتوان گفت قانون جدید مجازات اسلامی با اینکه در مرز تشخیص بلوغ شرعی و عرفی قرار گرفته بر قانون قدیم برتری دارد. آنچه در قانون مجازات جدید اسلامی حائز اهمیت است بخشبندی افراد زیر 18 سال به افراد زیر 9 سال، 9 تا 15 سال و 15 تا 18 سال است که این امر از مهمترین ویژگیهای این قانون به شمار میرود. به همین دلیل میتوان برای هرکدام مجازاتی در نظر گرفت و افراد زیر 9 سال هم که بهطور کلی مسئولیت کیفری ندارند.»وی با استناد بر این تغییرات درباره حکم پرونده قاتل 17 ساله دختر افغان گفت: «با جمعبندی مطالب مطرح شده و نگاهی به پرونده قاتل نوجوان ستایش 6 ساله میتوان نتیجه گرفت که رأی صادر شده درباره این قاتل نوجوان با تشخیص رشد و کمال عقلی او در زمان وقوع جنایت بوده و قضات با استناد به همین امر متهم را به قصاص محکوم کردهاند.»
عضو هیأت نظارت بر برجام گفت: آمریکاییها در اجرای برجام بدعهدی کردند و همچنین به وظایفشان در رابطه با گشایش اقتصادی که قول داده بودند، عمل نکردند.به گزارش فارس، علی اکبر ولایتی رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه باتوجه به نقض برجام خصوصا از طرف آمریکا آیا هیات نظارت بر برجام جلسهای برای اتخاذ تصمیمی دراین باره داشته است؟ اظهارداشت: هیات نظارت بر برجام بصورت منظم با ریاست آقای رییس جمهور تشکیل میشود و موضوع برجام را پیگیری میکند.وی افزود: رئیس جمهور بصورت خلاصه جمع بندی هیات نظارت را در نطق سالیانه شان در سازمان ملل بیان و از بدعهدی آمریکاییها شکوه کردند. جمهوری اسلامی ایران بر عهد خود استوار است اما آمریکاییها بدعهدی کردند و اگر بخواهند این مسیر به درستی پیش برود باید به آنچه تعهد کردند عمل کنند.ولایتی در واکنش به سخنان جان کری مبنی بر اینکه آمریکا به عهد خود وفا کرده بلکه بیشتر، گفت: این سخن آقای کری سخن درستی نیست و درست نمیگوید و از باب تبلیغات چنین سخنی می گوید. همه میدانند که آمریکاییها بدعهدی کردند و به وظایفشان در رابطه با گشایش اقتصادی که قول داده بودند عمل نکردند.عضو هیأت نظارت بر برجام رئیس مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام پیرامون بهانه جوییهای آمریکا برای مداخله نظامی در سوریه گفت: آمریکاییها شانس خود را در افغانستان و عراق امتحان کردند و در هر دو جا شکست خوردند و این مردمان کشور افغانستان و عراق بودند که پیروز شدند. وی افزود: سوریه که نزدیک به 6 سال در برابر بیگانگان و در راس آن آمریکا در منطقه رژیم صهیونیستی مقاومت کند حتما توان این را در برابر دخالتهای آمریکاییها ایستادگی کنند.ولایتی با بیان اینکه آمریکاییها دست به این کار نخواهند زد، گفت: اگر این کار را انجام دهند یک کار انتحاری برای آمریکاییهاییها است، برای اینکه شکست سوم آمریکاییها در منطقه بعد از افغانستان و عراق شکستی سختتر خواهد بود. رئیس مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام اضافه کرد: مردم سوریه 6 سال است که دارند علیه بیگانگان که از حدود 80 کشور از جمله آمریکا و بلژیک امروز با یکی از مقاماتشان دیدار داشتند میجنگند. ولایتی افزود: خود بلژیکیها در این دیدار اقرار کردند که بلژیکیها در سوریه دارند علیه بشار اسد میجنگند بنده گفتم مشروعیت این ها از کجاست. در هر حال سوریه سر پا ایستاده است و بشار اسد از منافع مردم سوریه دفاع میکند.وی خاطرنشان کرد: اگر آمریکاییها عقل داشته باشند حتما چنین کاری را نخواهند کرد زیرا شکست آنان در سوریه سختتر از شکستشان در عراق خواهد بود. رئیس مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه مقامات آلمانی روابط خود با جمهوری اسلامی را مشروط به ارتباط ما با اسرائیل کردهاند نظرتان در این خصوص چیست گفت: متاسفانه دولت آلمان بعد از جنگ جهانی دوم سیاست مستقلی نداشت، با کمال تاسف آثار شکست آنان در جنگ جهانی دوم را آمریکاییها دنبال میکنند.وی افزود: مردم آلمان با عزتی که طالب آن هستند به این سیاست دولتمردانشان که تبعیت حقیرانهای از سیاست شکست خورده آمریکا است مخالف میکنند.وی افزود: این ها برای خوشایند صهیونیستها و آمریکاییها چنین سخنی میرانند ما نیازی به این نوع رابطه با آلمانیها نداریم و آنها بخواهند بر سر ما منتی بگذارند که در صوریت با ایران رابطه برقرار خواهند کرد که ما با رژیم صهیونیستی ارتباط برقرار کنیم.وی تاکید کرد: این آرزو را هر کسی که دارد به گور خواهد برد جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه این رژیم غاصب را به رسمیت نخواهد شناخت آلمان اگر با ایران رابطه نداشته باشد منافع خودش را از دست میدهد وگرنه ما دستمان کوتاه نیست که بتوانیم با هر کشوری که منافعمان اقتضا میکند رابطه داشته باشیم.
سعید حجاریان، در ارتباط با وجود فساد در ساختارهای سیاسی و اقتصادی ایران میگوید: فساد در ایران یک موضوع ساختاری است؛ یعنی از قدیم بوده و به بعد از انقلاب یا قبل آن هم ربطی ندارد. فساد از سالها قبل مشروطه، در ایران وجود داشته است و تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است. اینکه الان میخواهند ببینند فساد از چه زمانی آغاز شده و توسط چه کسانی رونق گرفته به درد دعوای سیاسی میخورد؛ مبارزه ریشه ای فساد با این چالشها که فقط جدال سیاسی را رونق می دهد، امکانپذیر نیست.وی با بیان اینکه «ابتدا باید دانست که فساد به معنای دقیق کلمه چیست؟»، تصریح کرد: استفاده از منافع ملی در جهت منافع خصوصی و گروهی را فساد می خوانند. تعریف منافع خصوصی یا منفعت جناح و حزب است و یا حتی سوق دادن منافع ملی به سمت یک شهر یا استان را هم در بر میگیرد. هرکجا که منفعتی باشد مگسان دور شیرینی هم وجود دارند و هر کجا رانت وجود دارد عده ای سمتش میروند.وی ادامه داد: سازمان UNDP به این تعریف از فساد میگوید شفافیت علیه علنیت. یعنی این سازمان برای چنین مفهومی تعریف متفاوتی ارائه میدهد؛ چرا که فساد را کلمه تندی میداند ؛ از این رو با استفاده از واژه های شفافیت و علنیت به ضرورت وجود شفافیت ارزش می دهد، یعنی اهمیت را بر وجود شفافیت گذاشتهاند.این فعال سیاسی اصلاح طلب با اشاره به فسادزا بودن اقتصاد نفتی در ایران گفت: نفت برای ایران پول مفت بوده و باعث ایجاد فساد شده است. اما در کشوری مشابه مثل نروژ که مانند ما نفت داشته اینگونه نبوده است. برای ما بد بود چون همانطور که ابتدای این بحث گفتم فساد در ایران معضلی ریشهای بوده است. حالا جواب این سوال را که چرا قبل از آنکه اقتصاد ایران جان بگیرد فساد در آن وجود داشت، را باید در مبحث اولویت فساد سیاسی بر فساد اقتصادی پیدا کنیم.وی در همین رابطه خاطرنشان کرد: فساد ایران فقط فساد اقتصادی نیست، مشکل اساسی ما وجود فساد سیاسی است که بوجود آورنده فساد اقتصادی شده است. فساد سیاسی «ام الخبائث» است و فسادهای دیگر را پروش میدهد. در همین رابطه باز تاکید میکنم که رانت نفتی یکی از مشکلات اساسی ایران است.وی با تاکید برضرورت رشد شاخصههای دموکراسی برای مقابله با فساد گفت: شاخصههای دموکراسی را در نظر بگیرید. هر اندازه که این شاخصه ها در یک کشور بالاتر باشد، فساد در آن کشور کمتر است. رابطه معکوسی میان شاخصهای توسعه و دموکراسی با رشد و رواج انواع فساد وجود دارد. دموکراسی لوازمی دارد و بحث دامنهداری است اما تا همین جا برای این مبحث دانستنش کافی است که اگر کسی واقعا قصد مبارزه با فساد را دارد باید برای رشد شاخصههای دموکراسی تلاش کند.راه حل ریشه کن کردن فساد رعایت عدالت توسط دولت است
در بخش دیگری از این گفتوگو تئوریسین اصلاحات به تبیین رابطه دولت-ملت پرداخت و یادآور شد: چند سال پیش میگفتیم ادب مرد به ز دولت اوست. دولت به معنی مکنت است. هر دولت ادبی دارد. ادب دولت چیست؟ به نظر من مهمترین تعبیر از ادب دولت عدالتش است. اگر دولتی نتواند عدالت را رعایت کند و تبعیض ایجاد کرد به دولت ظالم تبدیل میشود. نمیگویم دولتهای اخیر بی ادب بودهاند، این بی عدالتی از زمان های قدیم برای جامعه ما عادی شده است.وی افزود: از سوی دیگر باید به رابطه مردم و دولت ها بپردازیم، در ادبیات عرفانی به رابطه ی مرید و مراد می گویند ارادت. نمی شود که دولت ادب نداشته باشد اما از مردم انتظار ارادت داشته باشیم. حالا نمود ارادت را کجا متوجه می شویم؟ آنجایی که به جای چک کردن بلیط مترو یک روز به مردم بگوییم بر اساس اراده خودشان از مترو استفاده کنند و آن روز شاهد فساد یا حق خوری نباشیم.وی همچنین ابراز عقیده کرد: اینجاست که متاسفانه پی میبریم تا چه اندازه فضیلت شهروندی در میان ما مرده است. در چنین آزمونی متوجه می شویم حتما باید کنترلی از بیرون صورت بگیرد و ما نمی توانیم امور دولت ها را به وجدان شهروندان بسپاریم.
حجاریان مجددا در ادامه همین بحث به ضرورت عدالتورزی دولتها برای جلوگیری از رواج فساد اشاره کرد و گفت: البته باید گفت همانقدر که رواج فساد امری دور از کنترل است، ریشهکن کردن آن آسان است. راه حل آن است که عدالت توسط دولت رعایت شود، سپس همان دولت عدالت پرور مردم را از بیرون کنترل کند و در ادامه کم کم آن ها را به وجدان خود واگذارند. حتما در جامه ای که عدالت توسط دولتش رعایت می شود کنترلهای بیرونی هم به کنترل درونی تبدیل میشود.مبارزه با فساد سیاسی تنها از راه دموکراسی محقق می شود
سعید حجاریان با بیان اینکه «مبارزه با فساد سیاسی تنها از راه دموکراسی محقق میشود» اظهار کرد: مشکل ما ضعف دموکراسی است . رسیدن به دموکراسی راه و روش خودش را دارد. ساخت قدرت ما خلاء دارد، قانونسازی ما خلاء دارد به طور کلی فرهنگ سیاسی ما مشکل دارد و از همین رو است که میبینیم رفتار سیاسی مردم هم مشکل دارد.وی ادامه داد: باید قبول کرد پروسه تصمیمگیری در ایران مشکل دارد. نه در مدرسه نه در مدت خدمت هیچ جا آموزش سیاسی به مردم نمیدهیم. یک کارمند یا یک دانشجو نباید بداند فساد از کجا میآید و فساد در قوانین یعنی چه؟
این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: از طرف دیگر قوانین روی هم انباشته شده و متناقض هم زیاد داریم. مگر همین تناقض در قوانین باعث ایجاد معضل فیشهای حقوقی نشد؟ هر کسی از قانون موجود یک برداشتی به نغفع خودش کرد و در نهایت پرداختهای کلان برایشان دردسر ساز شد.وی با اشاره به توجه کشورهای غربی به قوانین وضع شده گفت: کتاب قانون مالیات در آمریکا یک کتاب 2000 صفحه ای است که هر چند وقت یک بار هم به روز می شود؛ همه کارمندان موظف هستند تا تمام آن کتاب را به دقت مطالعه کنند. همه مردم آمریکا به راحتی می توانند از حقوق خود آگاه شوند و کسی به راحتی نمیتواند از مالیات فرار کند. مالیات در غرب بخش مهم درآمد دولت است که در ایران به راحتی می شود از آن فرار کرد.وی همچنین یادآور شد: زمانی از همین روش فرار استفاده کردیم و خواستیم تحریمها را دور بزنیم ، به جای انتخاب راهی که به صلاح کشور باشد راه های فرعی را انتخاب کردیم و از دلش بابک زنجانیها سر بر آوردند. حالا نمی دانیم با آن ها چه کنیم.حجاریان در بخش دیگری از این مصاحبه از سیستم مالی و ارزی کشور انتقاد کرد و آن را بستری امن برای رواج فساد دانست.
این فعال سیاسی اصلاح طلب در تصریح عقیدهاش قیمت های دو نرخی بنزین در چند سال گذشته و یا دو نرخی بودن خوار و بار در زمان جنگ را مثال زد و گفت: اصلا دونرخی بودن ارز در کشور ما خودش فساد زا است . مثالی می زنم که متوجه منظورم از رشد فساد در میان خود مردم بشوید، زمان جنگ قیمت شیر دو نرخی بود، آیا بقالی را نمی شناختید که نرخ ارزان تر را به فامیل خودش بدهد و گران ها را برای مردم بگذارد؟
وی ادامه داد: این اتفاق زمانی میافتاد که در عصر ایثار و از خود گذشتگی قرار داشتیم ، حالا همین موضوع را به عصر امروز منتقل کنید . فسادهای آن زمان خرده فساد بود و فساد های امروز کلان و ریشه دار است، با مقایسه این مثال ها متوجه قدمت فساد در ایران می شوید. در همان دوران جنگ هم کسانی بودند که با فساد بار خود را بستند، به آن ها در اصطلاح می گویند "اردو بازارچی"، "اردو بازارچی های" زمان جنگ میلیاردرهای امروز هستند. البته این مثال ها را در مورد کسانی زدم که خدا و معاد را قبول ندارند همه افراد هم این گونه که گفتم نیستند.اگر جلوی فساد گرفته نشود نظام میبازد
حجاریان در پاسخ به این سوال که پیروز مبارزه با فساد در ایران کدام جناح خواهد بود، گفت: اینکه پیروز واقعی عرصه مبارزه با فساد، آن هم در زمانی که هر دوجناح یکدیگر را در ایجاد و رواج فساد متهم میکنند، کیست را نمی دانم. اما می دانم اگر جلوی آن گرفته نشود، نظام میبازد. اصطلاحی تحت عنوان اجماع مرکب وجود دارد، همه میگویند گروه مقابل دزدی کرده است، پس آن کسی که از بیرون دارد ما را تماشا میکند میتواند بگوید نظام دزد است.وی با اشاره به برخورد سلیقهای برخی دستگاه ها با مفسدان اقتصادی یادآور شد:« در نماز جمعه چند هفته پیش صدا و سیما آن قسمتی که آقای جنتی از حقوقهای نجومی انتقاد کرد را بازتاب داد، اما زمانی که همان آقا از فساد شهرداری نام برد، حرفشان را سانسور کردند. همین برخورد سلیقهای خودش یک نمود از فساد سیاسی است.این فعال سیاسی افزود: باید توجه کرد ادامه ی این روش به ضرر نظام است و باید هرکسی که مدرکی علیه دیگری دارد بدون تهمت زدن به قوه قضاییه بسپارد تا آن ها به شکایتش رسیدگی کنند؛ در ادامه هر جناحی هم به همان اندازه که مقصر بوده اشتباهش را قبول کند.
اصلاحطلبان پرچمدار مبارزه با فساد باشند
حجاریان در پاسخ به این پرسش که آیا طرح فسادها و حقوقهای نجومی در مقابل هم یک بازی سیاسی برای انتخابات نیست، گفت: اگر این قصه را بخواهند کش بدهند، عدهای از مردم میگویند ما در انتخاباتی که هر دو جناحش در فسادها دست داشته، شرکت نمیکنیم. چنین رویهای معمولا خواست جناح راست است. آنها میخواهند مشارکت انتخاباتی را پایین بیاورند و خوب مشخص است که با کاهش مشارکت ما ضرر میکنیم. نقشهی راستها همین است نمیخواهند مبارزه کنند بلکه میخواهند با ایجاد هیاهو صحنه را به نفع خود تغییر می دهند.وی در ادامه خطاب به اصلاح طلبان گفت: بهترین کاری که اصلاح طلبان میتوانند در این فرصت انجام دهند این است که نشان دهند نیروهای قابل اطمینان نظام و مردم هستند. بدون شک اگر در داخل خودشان نمونهای از فساد و فاسد را دیدند، سریعا بدون در نظر گرفتن مصالح جناحی باید اعلام کنند و از او برائت جویند.حجاریان در ادامه به اصلاحطلبان پیشنهاد داد تا پرچمدار مبارزه با فساد باشند، فیشهای حقوقی خود را منتشر کنند و در آزمون قانون از کجا آوردهاید شرکت کنند.وی در همین راستا گفت: بد نیست که در این میان اصلاح طلبان فیش های حقوقی خود را منتشر کنند. اعلام کنند که قوه قضاییه قانون از کجا آورده اید را از آنها شروع کند. من معتقد هستم اکثریت غریب به اتفاق اصلاح طلبان از این آزمون سربلند بیرون می آیند. جوان های اصلاح طلب که تازه وارد صحنه شده اند و چیزی از خودشان ندارند ، بزرگترها و قدیمیها پیش قدم شوند و در این آزمون شرکت کنند، نکته اینجاست که اگر از میانشان کسی وجود داشت که از رانتها استفاده کرده بود و در اموراتش فساد مشاهده شد را هم باید معرفی کنند و به هیچ وجه از او حمایت نکنند. من مطمئن هستم اصلاح طلبان رو سفید از این امتحان بیرون میآیند.این تئوریسن اصلاح طلب بار دیگر بر تقدم مبارزه با فساد سیاسی در مقابل مبارزه با فساد اقتصادی تاکیدکرد و گفت: قبلا هم گفتم در این مصاحبه هم میگویم ، مبارزه با فساد سیاسی بر مبارزه با فساد اقتصادی اولویت دارد. اگر شرایط سیاسی برای اصلاح طلبان خوب پبش میرفت، حتما امروز افراد دیگری به عنوان کاندیدهای لیست اصلاح طلب وارد مجلس میشدند، بعد از آنها بهتر میشد خواست که با فساد اقتصادی مبارزه کنند. حالا در همین لیست هم افرادی قوی و با تجربه هستند، ما بقیشان هم مدت زمان لازم را دارند تا کار و راه را یاد بگیرند. نکته در همین مثالی است که زدم؛ اگر فساد سیاسی نباشد راه برای ورود فاسد اقتصادی و یا راه برای دست اندازی فاسدان به اقتصاد بسته میشود.وی افزود: مردم بعد از تشکیل فراکسیون امید انتقادات جدی به اصلاح طلبان وارد کردند اما باید در جواب آنها گفت اگر اصلاح طلبان رد صلاحیت نمی شدند امروز افراد قوی تری وارد مجلس شده بودند و عملکرد فراکسیون اصلاح طلبان هم به گونه دیگری بود.این فعال سیاسی همچنین گفت: مبارزه با فساد سیاسی یعنی اینکه نظارت شورای نگهبان در چارچوب قانون باشد و اگر با ماده یا تبصره ای خواستند، نظارتشان را فراتر ببرند یا شرایط را به نفع فرد یا جناح خاصی تغییر دهند، بر اساس قانون با آنها برخورد کنند. این چه وضعیتی است که می گویند شورای نگهبان می تواند بر صلاحیت کاندید رای آورده هم نظارت کند؟ یعنی اگر همه ی مردم به یک فردی که توسط همین شورا تائید صلاحیت شده رای بدهند، ولی شورا نخواهد ، آن فرد بدون در نظر گرفتن رای مردم بر کنار شود.اصلاحات نه از سر اجبار بلکه با میل از کاندیداتوری روحانی حمایت میکند
در بخش دیگری از این گفتوگو حجاریان درباره سطح تمایل جریان اصلاحطلبی نسبت به حمایت از کاندیداتوری حسن روحانی در انتخابات پیش رو، با تاکید بر اینکه" اصلاح طلبان اجباری برای حمایت از روحانی ندارند، بلکه مایل به این کار هستند" گفت: برای انتخابات آینده گزینه ای بهتر از روحانی وجود ندارد.از سوی دیگر روند اوضاع به گونهای شده که در بیشتر مواقع عملکرد روحانی با خواست اصلاح طلبان یکی بوده است و از این رو میتوان با قاطعیت گفت گزینه ی اصلاح طلبان برای انتخابات آینده همین آقای روحانی است. این نکته را فراموش نکنیم که اصلاحات مجبور نیست از روحانی حمایت کند، بلکه مایل هستیم از او حمایت کنیم.وی در پاسخ به برخی انتقادات مبنی بر فاصله گرفتن روحانی از جریان اصللاحات اظهار کرد: روحانی از اصلاح طلبان فاصله نمی گیرد؛ چراکه به طور کل پایگاه رایش در میان ما قرار دارد. درست است که نتوانسته به صد در صد خواست اصلاح طلبان جامه عمل بپوشاند اما کارهای حداقلی را برای ادامه راه انجام داده است.حجاریان با اشاره به جایگاه اصلاح طلبان در انتخابات آتی یادآور شد: تا انتخابات سال 96 اتفاقات زیادی در سیاست ایران رخ خواهد داد و اوضاع متغیر است ، اما با قاطعیت می توان گفت وحدت اصلاح طلبان حفظ خواهد شد. با اینکه جناح مقابل به دنبال ایجاد شکاف میان آن ها است، اما این اتفاق رخ نخواهد داد. به هر حال اختلاف نظر میان همه کسانیکه حتی در یک طیف فکری قرار دارند هم طبیعی است و به زودی این اختلافات میان اصلاح طلبان حل میشود و جای خود را به انسجام میدهد.این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین خاطرنشان کرد: رد صلاحیت شدن آقای روحانی با عقل سلیم جور در نمی اید این کار بعید به نظر می رسد. بالاخره عده ی زیادی هستند که با ایشان مخالف هستند و تلاش خود را هم انجام می دهند که او مجدد به عرصه انتخابات باز نگردد. در زمانه ای هستیم که در جریان اصلاحطلب قحط الرجال نیست و افراد مناسبی برای حضور در مقام ریاست جمهوری داریم اما نکته آنجاست که تایید صلاحیت آن ها مشکل است.حجاریان همچنین با تکذیب نقش خود در مطرح کردن بحث عبور از خاتمی که در ابتدای دهه 80 مطرح شد، گفت: در برخی مواقع به غلط از من به عنوان تئوریسین طرح عبور از خاتمی یاد میکنند . من این موضوع را تکذیب میکنم . این طرح توسط دفتر تحکیم وحدت آن مقطع زمانی ارائه شد و من آن زمان در دفاع از آقای خاتمی سخنرانیها و مقالاتی در نقد عبور از خاتمی داشتم؛ حالا با گذر زمان آن دوستان هم متوجه شدند که نظرشان اشتباه بوده است.وی در پایان گفت: هنوز آقای خاتمی فردی اثر گذار است و در میان اصلاح طلبان حرف آخر را میزند، نه به این معنا که دیکتاتور است، بلکه او توانایی ایجاد اجماع میان اصلاحطلبان را دارد و با توجه به اینکه از مشورتهای اطرافیانش استفاده میکند بهترین راه حل را ارائه میدهند.
در بخش دیگری از این گفتوگو تئوریسین اصلاحات به تبیین رابطه دولت-ملت پرداخت و یادآور شد: چند سال پیش میگفتیم ادب مرد به ز دولت اوست. دولت به معنی مکنت است. هر دولت ادبی دارد. ادب دولت چیست؟ به نظر من مهمترین تعبیر از ادب دولت عدالتش است. اگر دولتی نتواند عدالت را رعایت کند و تبعیض ایجاد کرد به دولت ظالم تبدیل میشود. نمیگویم دولتهای اخیر بی ادب بودهاند، این بی عدالتی از زمان های قدیم برای جامعه ما عادی شده است.وی افزود: از سوی دیگر باید به رابطه مردم و دولت ها بپردازیم، در ادبیات عرفانی به رابطه ی مرید و مراد می گویند ارادت. نمی شود که دولت ادب نداشته باشد اما از مردم انتظار ارادت داشته باشیم. حالا نمود ارادت را کجا متوجه می شویم؟ آنجایی که به جای چک کردن بلیط مترو یک روز به مردم بگوییم بر اساس اراده خودشان از مترو استفاده کنند و آن روز شاهد فساد یا حق خوری نباشیم.وی همچنین ابراز عقیده کرد: اینجاست که متاسفانه پی میبریم تا چه اندازه فضیلت شهروندی در میان ما مرده است. در چنین آزمونی متوجه می شویم حتما باید کنترلی از بیرون صورت بگیرد و ما نمی توانیم امور دولت ها را به وجدان شهروندان بسپاریم.
حجاریان مجددا در ادامه همین بحث به ضرورت عدالتورزی دولتها برای جلوگیری از رواج فساد اشاره کرد و گفت: البته باید گفت همانقدر که رواج فساد امری دور از کنترل است، ریشهکن کردن آن آسان است. راه حل آن است که عدالت توسط دولت رعایت شود، سپس همان دولت عدالت پرور مردم را از بیرون کنترل کند و در ادامه کم کم آن ها را به وجدان خود واگذارند. حتما در جامه ای که عدالت توسط دولتش رعایت می شود کنترلهای بیرونی هم به کنترل درونی تبدیل میشود.مبارزه با فساد سیاسی تنها از راه دموکراسی محقق می شود
سعید حجاریان با بیان اینکه «مبارزه با فساد سیاسی تنها از راه دموکراسی محقق میشود» اظهار کرد: مشکل ما ضعف دموکراسی است . رسیدن به دموکراسی راه و روش خودش را دارد. ساخت قدرت ما خلاء دارد، قانونسازی ما خلاء دارد به طور کلی فرهنگ سیاسی ما مشکل دارد و از همین رو است که میبینیم رفتار سیاسی مردم هم مشکل دارد.وی ادامه داد: باید قبول کرد پروسه تصمیمگیری در ایران مشکل دارد. نه در مدرسه نه در مدت خدمت هیچ جا آموزش سیاسی به مردم نمیدهیم. یک کارمند یا یک دانشجو نباید بداند فساد از کجا میآید و فساد در قوانین یعنی چه؟
این فعال سیاسی اصلاح طلب افزود: از طرف دیگر قوانین روی هم انباشته شده و متناقض هم زیاد داریم. مگر همین تناقض در قوانین باعث ایجاد معضل فیشهای حقوقی نشد؟ هر کسی از قانون موجود یک برداشتی به نغفع خودش کرد و در نهایت پرداختهای کلان برایشان دردسر ساز شد.وی با اشاره به توجه کشورهای غربی به قوانین وضع شده گفت: کتاب قانون مالیات در آمریکا یک کتاب 2000 صفحه ای است که هر چند وقت یک بار هم به روز می شود؛ همه کارمندان موظف هستند تا تمام آن کتاب را به دقت مطالعه کنند. همه مردم آمریکا به راحتی می توانند از حقوق خود آگاه شوند و کسی به راحتی نمیتواند از مالیات فرار کند. مالیات در غرب بخش مهم درآمد دولت است که در ایران به راحتی می شود از آن فرار کرد.وی همچنین یادآور شد: زمانی از همین روش فرار استفاده کردیم و خواستیم تحریمها را دور بزنیم ، به جای انتخاب راهی که به صلاح کشور باشد راه های فرعی را انتخاب کردیم و از دلش بابک زنجانیها سر بر آوردند. حالا نمی دانیم با آن ها چه کنیم.حجاریان در بخش دیگری از این مصاحبه از سیستم مالی و ارزی کشور انتقاد کرد و آن را بستری امن برای رواج فساد دانست.
این فعال سیاسی اصلاح طلب در تصریح عقیدهاش قیمت های دو نرخی بنزین در چند سال گذشته و یا دو نرخی بودن خوار و بار در زمان جنگ را مثال زد و گفت: اصلا دونرخی بودن ارز در کشور ما خودش فساد زا است . مثالی می زنم که متوجه منظورم از رشد فساد در میان خود مردم بشوید، زمان جنگ قیمت شیر دو نرخی بود، آیا بقالی را نمی شناختید که نرخ ارزان تر را به فامیل خودش بدهد و گران ها را برای مردم بگذارد؟
وی ادامه داد: این اتفاق زمانی میافتاد که در عصر ایثار و از خود گذشتگی قرار داشتیم ، حالا همین موضوع را به عصر امروز منتقل کنید . فسادهای آن زمان خرده فساد بود و فساد های امروز کلان و ریشه دار است، با مقایسه این مثال ها متوجه قدمت فساد در ایران می شوید. در همان دوران جنگ هم کسانی بودند که با فساد بار خود را بستند، به آن ها در اصطلاح می گویند "اردو بازارچی"، "اردو بازارچی های" زمان جنگ میلیاردرهای امروز هستند. البته این مثال ها را در مورد کسانی زدم که خدا و معاد را قبول ندارند همه افراد هم این گونه که گفتم نیستند.اگر جلوی فساد گرفته نشود نظام میبازد
حجاریان در پاسخ به این سوال که پیروز مبارزه با فساد در ایران کدام جناح خواهد بود، گفت: اینکه پیروز واقعی عرصه مبارزه با فساد، آن هم در زمانی که هر دوجناح یکدیگر را در ایجاد و رواج فساد متهم میکنند، کیست را نمی دانم. اما می دانم اگر جلوی آن گرفته نشود، نظام میبازد. اصطلاحی تحت عنوان اجماع مرکب وجود دارد، همه میگویند گروه مقابل دزدی کرده است، پس آن کسی که از بیرون دارد ما را تماشا میکند میتواند بگوید نظام دزد است.وی با اشاره به برخورد سلیقهای برخی دستگاه ها با مفسدان اقتصادی یادآور شد:« در نماز جمعه چند هفته پیش صدا و سیما آن قسمتی که آقای جنتی از حقوقهای نجومی انتقاد کرد را بازتاب داد، اما زمانی که همان آقا از فساد شهرداری نام برد، حرفشان را سانسور کردند. همین برخورد سلیقهای خودش یک نمود از فساد سیاسی است.این فعال سیاسی افزود: باید توجه کرد ادامه ی این روش به ضرر نظام است و باید هرکسی که مدرکی علیه دیگری دارد بدون تهمت زدن به قوه قضاییه بسپارد تا آن ها به شکایتش رسیدگی کنند؛ در ادامه هر جناحی هم به همان اندازه که مقصر بوده اشتباهش را قبول کند.
اصلاحطلبان پرچمدار مبارزه با فساد باشند
حجاریان در پاسخ به این پرسش که آیا طرح فسادها و حقوقهای نجومی در مقابل هم یک بازی سیاسی برای انتخابات نیست، گفت: اگر این قصه را بخواهند کش بدهند، عدهای از مردم میگویند ما در انتخاباتی که هر دو جناحش در فسادها دست داشته، شرکت نمیکنیم. چنین رویهای معمولا خواست جناح راست است. آنها میخواهند مشارکت انتخاباتی را پایین بیاورند و خوب مشخص است که با کاهش مشارکت ما ضرر میکنیم. نقشهی راستها همین است نمیخواهند مبارزه کنند بلکه میخواهند با ایجاد هیاهو صحنه را به نفع خود تغییر می دهند.وی در ادامه خطاب به اصلاح طلبان گفت: بهترین کاری که اصلاح طلبان میتوانند در این فرصت انجام دهند این است که نشان دهند نیروهای قابل اطمینان نظام و مردم هستند. بدون شک اگر در داخل خودشان نمونهای از فساد و فاسد را دیدند، سریعا بدون در نظر گرفتن مصالح جناحی باید اعلام کنند و از او برائت جویند.حجاریان در ادامه به اصلاحطلبان پیشنهاد داد تا پرچمدار مبارزه با فساد باشند، فیشهای حقوقی خود را منتشر کنند و در آزمون قانون از کجا آوردهاید شرکت کنند.وی در همین راستا گفت: بد نیست که در این میان اصلاح طلبان فیش های حقوقی خود را منتشر کنند. اعلام کنند که قوه قضاییه قانون از کجا آورده اید را از آنها شروع کند. من معتقد هستم اکثریت غریب به اتفاق اصلاح طلبان از این آزمون سربلند بیرون می آیند. جوان های اصلاح طلب که تازه وارد صحنه شده اند و چیزی از خودشان ندارند ، بزرگترها و قدیمیها پیش قدم شوند و در این آزمون شرکت کنند، نکته اینجاست که اگر از میانشان کسی وجود داشت که از رانتها استفاده کرده بود و در اموراتش فساد مشاهده شد را هم باید معرفی کنند و به هیچ وجه از او حمایت نکنند. من مطمئن هستم اصلاح طلبان رو سفید از این امتحان بیرون میآیند.این تئوریسن اصلاح طلب بار دیگر بر تقدم مبارزه با فساد سیاسی در مقابل مبارزه با فساد اقتصادی تاکیدکرد و گفت: قبلا هم گفتم در این مصاحبه هم میگویم ، مبارزه با فساد سیاسی بر مبارزه با فساد اقتصادی اولویت دارد. اگر شرایط سیاسی برای اصلاح طلبان خوب پبش میرفت، حتما امروز افراد دیگری به عنوان کاندیدهای لیست اصلاح طلب وارد مجلس میشدند، بعد از آنها بهتر میشد خواست که با فساد اقتصادی مبارزه کنند. حالا در همین لیست هم افرادی قوی و با تجربه هستند، ما بقیشان هم مدت زمان لازم را دارند تا کار و راه را یاد بگیرند. نکته در همین مثالی است که زدم؛ اگر فساد سیاسی نباشد راه برای ورود فاسد اقتصادی و یا راه برای دست اندازی فاسدان به اقتصاد بسته میشود.وی افزود: مردم بعد از تشکیل فراکسیون امید انتقادات جدی به اصلاح طلبان وارد کردند اما باید در جواب آنها گفت اگر اصلاح طلبان رد صلاحیت نمی شدند امروز افراد قوی تری وارد مجلس شده بودند و عملکرد فراکسیون اصلاح طلبان هم به گونه دیگری بود.این فعال سیاسی همچنین گفت: مبارزه با فساد سیاسی یعنی اینکه نظارت شورای نگهبان در چارچوب قانون باشد و اگر با ماده یا تبصره ای خواستند، نظارتشان را فراتر ببرند یا شرایط را به نفع فرد یا جناح خاصی تغییر دهند، بر اساس قانون با آنها برخورد کنند. این چه وضعیتی است که می گویند شورای نگهبان می تواند بر صلاحیت کاندید رای آورده هم نظارت کند؟ یعنی اگر همه ی مردم به یک فردی که توسط همین شورا تائید صلاحیت شده رای بدهند، ولی شورا نخواهد ، آن فرد بدون در نظر گرفتن رای مردم بر کنار شود.اصلاحات نه از سر اجبار بلکه با میل از کاندیداتوری روحانی حمایت میکند
در بخش دیگری از این گفتوگو حجاریان درباره سطح تمایل جریان اصلاحطلبی نسبت به حمایت از کاندیداتوری حسن روحانی در انتخابات پیش رو، با تاکید بر اینکه" اصلاح طلبان اجباری برای حمایت از روحانی ندارند، بلکه مایل به این کار هستند" گفت: برای انتخابات آینده گزینه ای بهتر از روحانی وجود ندارد.از سوی دیگر روند اوضاع به گونهای شده که در بیشتر مواقع عملکرد روحانی با خواست اصلاح طلبان یکی بوده است و از این رو میتوان با قاطعیت گفت گزینه ی اصلاح طلبان برای انتخابات آینده همین آقای روحانی است. این نکته را فراموش نکنیم که اصلاحات مجبور نیست از روحانی حمایت کند، بلکه مایل هستیم از او حمایت کنیم.وی در پاسخ به برخی انتقادات مبنی بر فاصله گرفتن روحانی از جریان اصللاحات اظهار کرد: روحانی از اصلاح طلبان فاصله نمی گیرد؛ چراکه به طور کل پایگاه رایش در میان ما قرار دارد. درست است که نتوانسته به صد در صد خواست اصلاح طلبان جامه عمل بپوشاند اما کارهای حداقلی را برای ادامه راه انجام داده است.حجاریان با اشاره به جایگاه اصلاح طلبان در انتخابات آتی یادآور شد: تا انتخابات سال 96 اتفاقات زیادی در سیاست ایران رخ خواهد داد و اوضاع متغیر است ، اما با قاطعیت می توان گفت وحدت اصلاح طلبان حفظ خواهد شد. با اینکه جناح مقابل به دنبال ایجاد شکاف میان آن ها است، اما این اتفاق رخ نخواهد داد. به هر حال اختلاف نظر میان همه کسانیکه حتی در یک طیف فکری قرار دارند هم طبیعی است و به زودی این اختلافات میان اصلاح طلبان حل میشود و جای خود را به انسجام میدهد.این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین خاطرنشان کرد: رد صلاحیت شدن آقای روحانی با عقل سلیم جور در نمی اید این کار بعید به نظر می رسد. بالاخره عده ی زیادی هستند که با ایشان مخالف هستند و تلاش خود را هم انجام می دهند که او مجدد به عرصه انتخابات باز نگردد. در زمانه ای هستیم که در جریان اصلاحطلب قحط الرجال نیست و افراد مناسبی برای حضور در مقام ریاست جمهوری داریم اما نکته آنجاست که تایید صلاحیت آن ها مشکل است.حجاریان همچنین با تکذیب نقش خود در مطرح کردن بحث عبور از خاتمی که در ابتدای دهه 80 مطرح شد، گفت: در برخی مواقع به غلط از من به عنوان تئوریسین طرح عبور از خاتمی یاد میکنند . من این موضوع را تکذیب میکنم . این طرح توسط دفتر تحکیم وحدت آن مقطع زمانی ارائه شد و من آن زمان در دفاع از آقای خاتمی سخنرانیها و مقالاتی در نقد عبور از خاتمی داشتم؛ حالا با گذر زمان آن دوستان هم متوجه شدند که نظرشان اشتباه بوده است.وی در پایان گفت: هنوز آقای خاتمی فردی اثر گذار است و در میان اصلاح طلبان حرف آخر را میزند، نه به این معنا که دیکتاتور است، بلکه او توانایی ایجاد اجماع میان اصلاحطلبان را دارد و با توجه به اینکه از مشورتهای اطرافیانش استفاده میکند بهترین راه حل را ارائه میدهند.