گزیده ها قسمت ششم
13 مهر -95
خبر ويژه
چرا خود را فريب مي دهيد /از تكرار ادبيات دشمن خسته نشديد؟!
چرا خود را فريب مي دهيد /از تكرار ادبيات دشمن خسته نشديد؟!
در حالي
که آمريکا روح برجام را تغيير رفتار کلي ايران مي داند هاشمي رفسنجاني گفت روح
برجام، اعتماد جامعه بين المللي است.
وي در مصاحبه با سايت شخصي خود گفت: روح برجام اين است که اعتماد بين المللي به وجود آمد که ايران درصدد آزار جامعه بين المللي نيست و اين تبليغاتي که شده، دروغ است و اگر غير از اين بود، حاضر نمي شد وضع فعلي کارهاي هسته اي خودش را به اين صورت کند. البته اين کاري که کرديم، بيشتر به نفع ماست تا آنها. چون ما الان به چيزهايي دست مي يابيم که در آن شرايط نمي توانستيم. الان ما در خيلي جاها مي توانيم وارد شويم. الان ما مي توانيم اورانيوم توليد کنيم و بفروشيم. مواد اوليه نداريم، مي توانيم وارد و توليد کنيم و با سود زياد بفروشيم. مي توانيم آب سنگين را توليد و بفروشيم. مي توانيم تحقيقات خود را تا آنجايي که لازم است، پيش ببريم و اگر خواستيم جهشي در هسته اي بکنيم، انجام بدهيم.
وي در پاسخ اين سوال که «راجع به «چه بايد نکرد» هاي ما، اشاره اي نمي کنيد؟ اينکه ما و طرف مقابل ما چه کارهايي را نبايد بکنيم؟» گفت: با اين هياهويي که در کشور مي کنند و يک جنگ رواني بيخودي را راه انداختند، ما براي جذب سرمايه و تکنولوژي مشکل پيدا مي کنيم. چون طرف هاي ما نمي دانند و با معيارهاي خودشان عمل مي کنند. ما بايد طبق قانون اساسي عمل کنيم و هر کسي اکثريت را در يک انتخابات سالم آورد، بگذاريم کارش را انجام بدهد و حمايت کنيم.
يادآور مي شود پيش از اين اوباما در فروردين 1395 و ضمن يک کنفرانس خبري با بيان اينکه روح برجام تغيير رفتار ايران است، در واشنگتن گفته بود: «من نمي توانم قول بدهم که ايران از فرصت فراهم شده در اين رهگذر براي ورود مجدد به جامعه بين الملل استفاده کند. ايران تاکنون متن توافق را رعايت کرده است، اما روح توافق، مستلزم اين است که ايران به جامعه جهاني و شرکت ها سيگنال هايي بفرستد مبني بر اينکه اقدام به انجام طيفي از اقدامات تحريک آميز نخواهد کرد.» وي انجام آزمايشات موشکي و حمايت از حزب الله را از جمله اين اقدامات توصيف کرده بود حال آن که همان موقع بسياري از شرکت هاي اروپايي آماده همکاري و شراکت بودند و صرفا از تهديد آمريکا به تحريم هراس و نگراني داشتند.
از سوي ديگر بايد گفت «جامعه بين المللي» جا زدن آمريکا و دو سه کشور اروپايي توسط هاشمي، يک خلاف گويي بزرگ است؛ چنان که جنبش غيرمتعهدها از برنامه هسته اي ايران دفاع مي کرد نه اينکه آن را آزار جامعه بين المللي! بداند. همچنين در حالي که برجام، برنامه هسته اي ايران را ايزوله کرده، اظهاراتي مانند امکان توليد و فروش اورانيوم يا آب سنگين، خلاف واقع و تحريف واقعيت مسئله برجام است. در حالي که حق نداريم از سقف 300 کيلوگرم اورانيوم غني شده بيشتر نداشته باشيم، امکان جهش يعني چه؟! در عين حال مي توان پرسيد چرا با وجود حلول چنان روحي که آقاي هاشمي مدعي است، چرا به تصريح وزراي اقتصاد و خارجه و رئيس بانک مرکزي، تحريم هاي اصلي مالي و بانکي که طبق برجام بايد لغو مي شد، عينا باقي مانده است؟ آيا روح برجام با آمريکا نقد و با ما نسيه حساب نمي کند؟! آيا نقض برجام و بدعهدي آمريکا، يک مسئله مهم ملي است که بايد مورد اعتراض قرار گيرد يا به تعبير آقاي هاشمي هياهو و جنگ رواني بيخودي است؟ آيا طبق قانون اساسي هر دولتي سرکار آمد مي تواند منافع ملي را به حراج بگذارد يا پيگير حقوق ملي در توافقات انجام گرفته نباشد؟ امروز با امضا و اجراي برجام، ادبيات آقاي هاشمي براي القاي «نمي گذارند دولت کار کند» مسموع نيست بلکه ايشان بايد درباره اين مواخذه و مطالبه افکار عمومي پاسخگو باشد که پس از آن ادعاي گزاف «تابوي مذاکره با آمريکا شکست» و «برجام، پيروزي بزرگ تر از فتح خرمشهر بود»، تکليف امتيازات داده شده و وعده هاي بر زمين مانده حريف چه مي شود؟!
وي در مصاحبه با سايت شخصي خود گفت: روح برجام اين است که اعتماد بين المللي به وجود آمد که ايران درصدد آزار جامعه بين المللي نيست و اين تبليغاتي که شده، دروغ است و اگر غير از اين بود، حاضر نمي شد وضع فعلي کارهاي هسته اي خودش را به اين صورت کند. البته اين کاري که کرديم، بيشتر به نفع ماست تا آنها. چون ما الان به چيزهايي دست مي يابيم که در آن شرايط نمي توانستيم. الان ما در خيلي جاها مي توانيم وارد شويم. الان ما مي توانيم اورانيوم توليد کنيم و بفروشيم. مواد اوليه نداريم، مي توانيم وارد و توليد کنيم و با سود زياد بفروشيم. مي توانيم آب سنگين را توليد و بفروشيم. مي توانيم تحقيقات خود را تا آنجايي که لازم است، پيش ببريم و اگر خواستيم جهشي در هسته اي بکنيم، انجام بدهيم.
وي در پاسخ اين سوال که «راجع به «چه بايد نکرد» هاي ما، اشاره اي نمي کنيد؟ اينکه ما و طرف مقابل ما چه کارهايي را نبايد بکنيم؟» گفت: با اين هياهويي که در کشور مي کنند و يک جنگ رواني بيخودي را راه انداختند، ما براي جذب سرمايه و تکنولوژي مشکل پيدا مي کنيم. چون طرف هاي ما نمي دانند و با معيارهاي خودشان عمل مي کنند. ما بايد طبق قانون اساسي عمل کنيم و هر کسي اکثريت را در يک انتخابات سالم آورد، بگذاريم کارش را انجام بدهد و حمايت کنيم.
يادآور مي شود پيش از اين اوباما در فروردين 1395 و ضمن يک کنفرانس خبري با بيان اينکه روح برجام تغيير رفتار ايران است، در واشنگتن گفته بود: «من نمي توانم قول بدهم که ايران از فرصت فراهم شده در اين رهگذر براي ورود مجدد به جامعه بين الملل استفاده کند. ايران تاکنون متن توافق را رعايت کرده است، اما روح توافق، مستلزم اين است که ايران به جامعه جهاني و شرکت ها سيگنال هايي بفرستد مبني بر اينکه اقدام به انجام طيفي از اقدامات تحريک آميز نخواهد کرد.» وي انجام آزمايشات موشکي و حمايت از حزب الله را از جمله اين اقدامات توصيف کرده بود حال آن که همان موقع بسياري از شرکت هاي اروپايي آماده همکاري و شراکت بودند و صرفا از تهديد آمريکا به تحريم هراس و نگراني داشتند.
از سوي ديگر بايد گفت «جامعه بين المللي» جا زدن آمريکا و دو سه کشور اروپايي توسط هاشمي، يک خلاف گويي بزرگ است؛ چنان که جنبش غيرمتعهدها از برنامه هسته اي ايران دفاع مي کرد نه اينکه آن را آزار جامعه بين المللي! بداند. همچنين در حالي که برجام، برنامه هسته اي ايران را ايزوله کرده، اظهاراتي مانند امکان توليد و فروش اورانيوم يا آب سنگين، خلاف واقع و تحريف واقعيت مسئله برجام است. در حالي که حق نداريم از سقف 300 کيلوگرم اورانيوم غني شده بيشتر نداشته باشيم، امکان جهش يعني چه؟! در عين حال مي توان پرسيد چرا با وجود حلول چنان روحي که آقاي هاشمي مدعي است، چرا به تصريح وزراي اقتصاد و خارجه و رئيس بانک مرکزي، تحريم هاي اصلي مالي و بانکي که طبق برجام بايد لغو مي شد، عينا باقي مانده است؟ آيا روح برجام با آمريکا نقد و با ما نسيه حساب نمي کند؟! آيا نقض برجام و بدعهدي آمريکا، يک مسئله مهم ملي است که بايد مورد اعتراض قرار گيرد يا به تعبير آقاي هاشمي هياهو و جنگ رواني بيخودي است؟ آيا طبق قانون اساسي هر دولتي سرکار آمد مي تواند منافع ملي را به حراج بگذارد يا پيگير حقوق ملي در توافقات انجام گرفته نباشد؟ امروز با امضا و اجراي برجام، ادبيات آقاي هاشمي براي القاي «نمي گذارند دولت کار کند» مسموع نيست بلکه ايشان بايد درباره اين مواخذه و مطالبه افکار عمومي پاسخگو باشد که پس از آن ادعاي گزاف «تابوي مذاکره با آمريکا شکست» و «برجام، پيروزي بزرگ تر از فتح خرمشهر بود»، تکليف امتيازات داده شده و وعده هاي بر زمين مانده حريف چه مي شود؟!
خبر ويژه
ديوان محاسبات خبرگزاري نيست 400 متخلف نجومي كي مجازات مي شوند؟!
ديوان محاسبات خبرگزاري نيست 400 متخلف نجومي كي مجازات مي شوند؟!
ديوان محاسبات، خبرگزاري نيست که فقط درباره تخلفات انجام گرفته
در ماجراي حقوق هاي نجومي گزارش بدهد بلکه بايد به مجازات قانوني و قضايي مجرمان
بينجامد.
روزنامه رسالت در اين زمينه نوشت: رئيس ديوان محاسبات عملکرد نظارتي و بررسي هاي اين نهاد در مورد حقوق هاي غيرقانوني را به مجلس گزارش داد، گزارشي که با وظايف ذاتي آن منطبق نبود. فيش هاي نجومي اوايل امسال با رونمايي در فضاي مجازي و صفحه اول روزنامه ها در دستور کار نهادهاي نظارتي قرار گرفت، در حالي که پيش از آن حسابرسان بخشي از اين تخلفات را به مبادي ذيربط گزارش کرده بودند اما نتيجه برخورد قانوني با آن، اطلاع رساني نشد. رهبر انقلاب اسلامي در نماز عيد فطر فرمودند: «دريافت هاي نامشروع نتيجه اشرافي گري است، اين دريافت ها بايد به بيت المال برگردانده شود، افرادي که مرتکب بي قانوني شده اند مجازات و افرادي هم که از قانون سوء استفاده کرده اند برکنار شوند، زيرا آنان لياقت حضور در مراکز و مسئوليت ها را ندارند.»
ايشان تاکيد کردند: «افکار عمومي به اين موضوع حساس است اگر پيگيري نشود از اعتماد مردم به نظام اسلامي کاسته مي شود، کاهش اعتماد مردم فاجعه است.» ايشان همچنين تاکيد کردند: «مسئله عزل و برکناري و بازگرداندن اموال به بيت المال بايد در دستور کار مسئولان باشد.»
محمدکاظم انبارلويي در اين تحليل با اشاره به معرفي حداقل 400 مدير متخلف در زمينه دريافت حقوق و پاداش هاي نجومي خاطرنشان کرد: آيا گزارش ديوان را مي توان نشانه کارآمدي اين نهاد نظارتي دانست؟ مطالبه مردم و رهبري و دلسوزان جامعه، محاکمه، مجازات و برکناري متخلفين است. پس از گذشت 5 ماه از افشاي فيش هاي نجومي آيا يک مدير متخلف توسط محاکم ديوان عزل يا به تعبير حقوقي انفصال دائم از مناصب دولتي شده است؟ گزارش رئيس ديوان پاسخي به اين پرسش نمي دهد. برخي از وجوهي که رئيس ديوان محاسبات فرمودند؛ «به بيت المال برگشت»، همان ابتداي افشاي فيش هاي نجومي داوطلبانه از سوي متخلفين به بيت المال برگشت، برخي هم استعفا دادند و رفتند. آيا معناي اين کار ختم دعوا و منع تعقيب است؟
آيا نبايد حتي يک دادخواست و يا راي از سوي هيئت مستشاري و تجديدنظر عليه مديران متخلف صادر شده باشد و در گزارش به آن اشاره شود؟ در اين گزارش نام هيچ متخلفي ذکر نشده است در حالي که در رسانه هاي کشور نام و مشخصات آنها آمد و برخي ذخاير ملت معرفي شدند! متاسفانه ديوان در اين گزارش به مثابه يک خبرگزاري ظاهر شد، شجاعت يک نهاد خبري را هم نداشت که بگويد متخلف يا متخلفان اين پرونده ها چه کساني بودند. در حالي که مردم برخي از نجومي بگيرها را به نام و سمت مي شناسند.
نمايندگان مجلس هيچ اعتراضي به اين گزارش نکردند و گزارش با استقبال رئيس مجلس روبه رو شد. آيا فکر مي کنند اين گزارش پاسخگوي افکار عمومي ملتهب در اين باره است؟! اگر ديوان يک خبرگزاري است و کارکرد گزارشگري دارد پس اين همه احکام آمره قانوني در قانون ديوان محاسبات براي تعقيب متخلفين چيست؟ پس تبصره يک و دو ماده 23 قانون ديوان محاسبات که اين نهاد نظارتي را موظف به احراز تخلف و مجازات رد وجوه و انفصال دائم از خدمات دولتي مي کند، چه مي شود.
در اين گزارش نه نام يک متخلف و نه اعلام يک راي دادگاه وجود دارد. آيا اين گزارش را مي توان از نظر ملت ايران مسموع دانست؟ سکوت نمايندگان در برابر اين گزارش خبري چه معني دارد؟! آيا اين گزارش در راستاي انجام وظايف ذاتي ديوان و ماموريت پاسداري از بيت المال است؟
روزنامه رسالت در اين زمينه نوشت: رئيس ديوان محاسبات عملکرد نظارتي و بررسي هاي اين نهاد در مورد حقوق هاي غيرقانوني را به مجلس گزارش داد، گزارشي که با وظايف ذاتي آن منطبق نبود. فيش هاي نجومي اوايل امسال با رونمايي در فضاي مجازي و صفحه اول روزنامه ها در دستور کار نهادهاي نظارتي قرار گرفت، در حالي که پيش از آن حسابرسان بخشي از اين تخلفات را به مبادي ذيربط گزارش کرده بودند اما نتيجه برخورد قانوني با آن، اطلاع رساني نشد. رهبر انقلاب اسلامي در نماز عيد فطر فرمودند: «دريافت هاي نامشروع نتيجه اشرافي گري است، اين دريافت ها بايد به بيت المال برگردانده شود، افرادي که مرتکب بي قانوني شده اند مجازات و افرادي هم که از قانون سوء استفاده کرده اند برکنار شوند، زيرا آنان لياقت حضور در مراکز و مسئوليت ها را ندارند.»
ايشان تاکيد کردند: «افکار عمومي به اين موضوع حساس است اگر پيگيري نشود از اعتماد مردم به نظام اسلامي کاسته مي شود، کاهش اعتماد مردم فاجعه است.» ايشان همچنين تاکيد کردند: «مسئله عزل و برکناري و بازگرداندن اموال به بيت المال بايد در دستور کار مسئولان باشد.»
محمدکاظم انبارلويي در اين تحليل با اشاره به معرفي حداقل 400 مدير متخلف در زمينه دريافت حقوق و پاداش هاي نجومي خاطرنشان کرد: آيا گزارش ديوان را مي توان نشانه کارآمدي اين نهاد نظارتي دانست؟ مطالبه مردم و رهبري و دلسوزان جامعه، محاکمه، مجازات و برکناري متخلفين است. پس از گذشت 5 ماه از افشاي فيش هاي نجومي آيا يک مدير متخلف توسط محاکم ديوان عزل يا به تعبير حقوقي انفصال دائم از مناصب دولتي شده است؟ گزارش رئيس ديوان پاسخي به اين پرسش نمي دهد. برخي از وجوهي که رئيس ديوان محاسبات فرمودند؛ «به بيت المال برگشت»، همان ابتداي افشاي فيش هاي نجومي داوطلبانه از سوي متخلفين به بيت المال برگشت، برخي هم استعفا دادند و رفتند. آيا معناي اين کار ختم دعوا و منع تعقيب است؟
آيا نبايد حتي يک دادخواست و يا راي از سوي هيئت مستشاري و تجديدنظر عليه مديران متخلف صادر شده باشد و در گزارش به آن اشاره شود؟ در اين گزارش نام هيچ متخلفي ذکر نشده است در حالي که در رسانه هاي کشور نام و مشخصات آنها آمد و برخي ذخاير ملت معرفي شدند! متاسفانه ديوان در اين گزارش به مثابه يک خبرگزاري ظاهر شد، شجاعت يک نهاد خبري را هم نداشت که بگويد متخلف يا متخلفان اين پرونده ها چه کساني بودند. در حالي که مردم برخي از نجومي بگيرها را به نام و سمت مي شناسند.
نمايندگان مجلس هيچ اعتراضي به اين گزارش نکردند و گزارش با استقبال رئيس مجلس روبه رو شد. آيا فکر مي کنند اين گزارش پاسخگوي افکار عمومي ملتهب در اين باره است؟! اگر ديوان يک خبرگزاري است و کارکرد گزارشگري دارد پس اين همه احکام آمره قانوني در قانون ديوان محاسبات براي تعقيب متخلفين چيست؟ پس تبصره يک و دو ماده 23 قانون ديوان محاسبات که اين نهاد نظارتي را موظف به احراز تخلف و مجازات رد وجوه و انفصال دائم از خدمات دولتي مي کند، چه مي شود.
در اين گزارش نه نام يک متخلف و نه اعلام يک راي دادگاه وجود دارد. آيا اين گزارش را مي توان از نظر ملت ايران مسموع دانست؟ سکوت نمايندگان در برابر اين گزارش خبري چه معني دارد؟! آيا اين گزارش در راستاي انجام وظايف ذاتي ديوان و ماموريت پاسداري از بيت المال است؟
سربازجو شریعت نداری در گفت وگو با فارس: آقاي رئيس جمهور، دولت را نفرين
نكنيد!
مدير مسئول روزنامه کيهان در واکنش به سخنان رئيس جمهور در
قزوين که گفته بود «خدا نيامرزد کساني را که در قلوب مردم ياس و نااميدي تزريق مي
کنند» گفت: متاسفانه بايد گفت نفرين رئيس جمهور محترم خداي نخواسته دامن گير دولت
ايشان مي شود.
حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه کيهان در گفت وگو با فارس و در واکنش به سخنان رئيس جمهور در قزوين که گفته بود «خدا نيامرزد کساني را که در قلوب مردم ياس و نااميدي تزريق مي کنند»، گفت: ياس و نااميدي را دولتمردان محترم به مردم تزريق کرده و متاسفانه هنوز هم مي کنند.
مديرمسئول کيهان توضيح داد: آيا اظهارات معاون آقاي رئيس جمهور که مي گويد توان توليد ايرانيان در حد تهيه خورشت قورمه سبزي و آبگوشت بزباش است تزريق ياس و نااميدي نيست؟! و يا وقتي آقاي نعمت زاده توصيه مي کند که بايد از خارج کشور مدير وارد کنيم به مردم اهانت نکرده و باعث ياس و نااميدي آنان نشده است؟!
وي ادامه داد: آقاي ظريف ادعا مي کند که آمريکا با يک بمب مي تواند تمام تاسيسات نظامي ما را از کار بيندازد! آيا اين اظهارنظر از سوي وزير خارجه مصداق بزرگ نمائي دشمن و مايوس کردن ملت نيست؟! آيا کساني که برجام را فتح الفتوح و آفتاب تابان مي ناميدند و وعده مي دادند که با اجراي آن در همان روز اول همه تحريم ها لغو مي شود و گشايش اقتصادي پديد مي آيد و حالادستاوردهاي آن را تقريباً هيچ معرفي مي فرمايند عامل تزريق ياس و نااميدي نبوده اند؟!
مديرمسئول روزنامه کيهان ادامه داد: وقتي در اوج مذاکرات که بايد اعضاي تيم بااقتدار در مقابل حريف ظاهر شوند، آقاي رئيس جمهور خزانه دولت را خالي اعلام مي کند، مردم را با ياس روبرو نکرده است؟ ياس و نااميدي را کساني تزريق مي کنند که بيش از ۶۰ درصد توليد کشور را تعطيل کرده اند و باوجود بيکاري آسيب رسان داخلي که به قول وزير کار هر ۵ دقيقه يک نفر بيکار مي شود، ساخت آزادراه تهران شمال را به ايتاليايي ها مي سپارند، تهيه غذا در قطارهاي مسافربري را به فلان شرکت اتريشي مي دهند، ساخت نيروگاه را به ترکيه پيمان مي دهند و… اگر اين موارد مصداق تزريق ياس و نااميدي در قلوب مردم نيست، پس نام آن چيست؟!
شريعتمداري در پايان گفت: متاسفانه بايد گفت نفرين رئيس جمهور محترم خداي نخواسته دامن گير دولت ايشان مي شود.
حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه کيهان در گفت وگو با فارس و در واکنش به سخنان رئيس جمهور در قزوين که گفته بود «خدا نيامرزد کساني را که در قلوب مردم ياس و نااميدي تزريق مي کنند»، گفت: ياس و نااميدي را دولتمردان محترم به مردم تزريق کرده و متاسفانه هنوز هم مي کنند.
مديرمسئول کيهان توضيح داد: آيا اظهارات معاون آقاي رئيس جمهور که مي گويد توان توليد ايرانيان در حد تهيه خورشت قورمه سبزي و آبگوشت بزباش است تزريق ياس و نااميدي نيست؟! و يا وقتي آقاي نعمت زاده توصيه مي کند که بايد از خارج کشور مدير وارد کنيم به مردم اهانت نکرده و باعث ياس و نااميدي آنان نشده است؟!
وي ادامه داد: آقاي ظريف ادعا مي کند که آمريکا با يک بمب مي تواند تمام تاسيسات نظامي ما را از کار بيندازد! آيا اين اظهارنظر از سوي وزير خارجه مصداق بزرگ نمائي دشمن و مايوس کردن ملت نيست؟! آيا کساني که برجام را فتح الفتوح و آفتاب تابان مي ناميدند و وعده مي دادند که با اجراي آن در همان روز اول همه تحريم ها لغو مي شود و گشايش اقتصادي پديد مي آيد و حالادستاوردهاي آن را تقريباً هيچ معرفي مي فرمايند عامل تزريق ياس و نااميدي نبوده اند؟!
مديرمسئول روزنامه کيهان ادامه داد: وقتي در اوج مذاکرات که بايد اعضاي تيم بااقتدار در مقابل حريف ظاهر شوند، آقاي رئيس جمهور خزانه دولت را خالي اعلام مي کند، مردم را با ياس روبرو نکرده است؟ ياس و نااميدي را کساني تزريق مي کنند که بيش از ۶۰ درصد توليد کشور را تعطيل کرده اند و باوجود بيکاري آسيب رسان داخلي که به قول وزير کار هر ۵ دقيقه يک نفر بيکار مي شود، ساخت آزادراه تهران شمال را به ايتاليايي ها مي سپارند، تهيه غذا در قطارهاي مسافربري را به فلان شرکت اتريشي مي دهند، ساخت نيروگاه را به ترکيه پيمان مي دهند و… اگر اين موارد مصداق تزريق ياس و نااميدي در قلوب مردم نيست، پس نام آن چيست؟!
شريعتمداري در پايان گفت: متاسفانه بايد گفت نفرين رئيس جمهور محترم خداي نخواسته دامن گير دولت ايشان مي شود.
ثروتي: دولت يازدهم 2برابر دولت قبل از پول نفت برداشت كرده است
عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس نهم تاکيد کرده دولت روحاني 2
برابر آخرين رقم درآمدي دولت قبل از پول نفت استفاده کرده ولي هنوز به رشد اقتصادي
مورد نظر نرسيده است.
موسي الرضا ثروتي در گفت وگو با تسنيم درباره عملکرد اقتصادي دولت يازدهم گفت: براي بررسي عملکرد اقتصادي يک دولت به چند شاخص بايد توجه شود؛ يکي از آنها رشد اقتصادي است که متاسفانه اين دولت در آن نمره خوبي نمي گيرد. براي سال 94 رشد يک درصد را مطرح کردند در حالي که گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي رشد منفي 0/4 درصد را گزارش کرده است.
صندوق بين المللي پول و بانک جهاني نيز رشد بين يک تا صفر را براي ايران در سال 94 مطرح کردند. براي چهار ماه نخست سال 95 نيز آقاي رئيس جمهور رشد 4/4 درصد را مطرح کردکه البته اين ادعا را تا زماني که مراجع رسمي آمار اعلام نکردند نمي توان پذيرفت. برآيند رشد اقتصادي در دولت يازدهم عملاآن چيزي که مورد نظر بود اتفاق نيفتاد.
وي در پاسخ به اين سوال که يکي از موانعي که دولتمردان براي پيشبرد اهداف توسعه و رشد خود مطرح مي کنند، کاهش قيمت نفت نسبت به دولت گذشته است؛ گفت: آخرين رقم درآمدي دولت قبل از فروش نفت 45 هزار ميليارد تومان بوده است اما اکنون 90 هزار ميليارد تومان از نفت استفاده مي کنند که 75 هزار ميليارد آن از نفت به بودجه آمده است و مابقي آن از برداشت صندوق توسعه ملي است و اين بالاترين برداشت از نفت است که صورت مي گيرد ولي باز به آن رشد اقتصادي مورد نظر دست پيدا نکرديم.
ثروتي همچنين گفت: متاسفانه دولت از صندوق ملي براي توسعه و رونق اقتصادي استفاده نکرده است بلکه در اين سه سال بيشترين برداشت از اين صندوق براي هزينه هاي جاري دولت صورت گرفته است. اکنون بايد حدود 34 درصد به صندوق واريز شود در حالي که فقط بيست درصد به اين صندوق واريز شده است.
هشت ميليارد دلار به جهت بحران کم آبي از صندوق برداشته شده است. دو ميليون دلار هم به جهت اعطاي سبد کالابرداشته شده است که هنوز اين مبالغ بازپس داده نشده است و بدهي دولت به صندوق همچنان باقي است. اين رويه باعث شده است که آن وام هايي که از صندوق توسعه ملي انتظار مي رود براي سرمايه گذاري در توليد پرداخت کند عملامنتفي شود، به ويژه در استان هاي محروم توزيع عادلانه تسهيلات صورت نمي گيرد و فقط يک عده از افراد خاص مي توانند از تسهيلات صندوق توسعه ملي استفاده کنند. مي توان گفت که در اين دولت عملااهداف صندوق توسعه ملي محقق نشد.
عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس نهم درباره حقوق هاي نجومي هم اظهار داشت: صددرصد در تحقق بحث حقوق هاي نجومي دولت فعلي مسئول است. در دولت فعلي حقوق کارمندان حدود 12 درصد افزايش يافت در صورتي که حقوق مديران افزايش صددرصدي داشت با اين وضعيت تعرفه گذاري که در دولت فعلي نهادينه شده است، به عنوان مثال تعرفه هاي پزشکي در اين دولت از 50 تا 400 درصد افزايش داشت. اکنون شما به دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف نگاه کنيد؛ تعدادي از دانشجويان فني مجددا کنکور دادند تا پزشکي قبول شوند. استقبال از پزشکي اخيرا به ميزان معناداري از رشته هاي فني مهندسي پيشي گرفته است.
با توجه به تعرفه هاي جديدي که دولت وضع کرد؛ اکنون يک پروفسوري که در دانشگاه شريف به تدريس مکانيک، برق و... مشغول است؛ حقوقش به بيست ميليون نمي رسد اما يک جراحي که در بيمارستان فارابي مشغول است حقوقش دويست ميليون تومان در ماه است.
اين نوع وضع تعرفه، گذشته از مباحث اسلامي و عدالت محوري در هيچ کجاي دنيا سابقه ندارد. حتي اگر قانون کشورهاي ليبراليستي نيز در اين زمينه اجرا مي شد به مراتب وضعيت عادلانه تر از شرايط فعلي مي بود.
وزير بهداشت کشور هندوستان 6 برابر، فرانسه 7/5، انگلستان 9 برابر، آمريکا 13/5 برابر حداقل دستمزد دريافت مي کنند در صورتي که وزير بهداشت ما 24/5 برابر حداقل دستمزد دريافت مي کند در صورتي که قانون آن براي جمهوري اسلامي 7 برابر است. متاسفانه اکنون يک وزير وجود ندارد که زير بيست ميليون حقوق دريافت کند و اين اتفاق در دولت فعلي صورت گرفته است.
ثروتي در پايان با اشاره به روحيه ضد قانوني دولت روحاني گفت: متاسفانه روحيه ضد قانوني و بي توجهي به قانون در دولتمردان فعلي نسبت به دولت هاي گذشته بيشتر است؛ قانون هدفمندي يارانه ها را که مجلس تصويب کرده بود اجرا نکرد، قانون الزامات اصل 43 و 44 را اجرا نکرد.
موسي الرضا ثروتي در گفت وگو با تسنيم درباره عملکرد اقتصادي دولت يازدهم گفت: براي بررسي عملکرد اقتصادي يک دولت به چند شاخص بايد توجه شود؛ يکي از آنها رشد اقتصادي است که متاسفانه اين دولت در آن نمره خوبي نمي گيرد. براي سال 94 رشد يک درصد را مطرح کردند در حالي که گزارش مرکز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي رشد منفي 0/4 درصد را گزارش کرده است.
صندوق بين المللي پول و بانک جهاني نيز رشد بين يک تا صفر را براي ايران در سال 94 مطرح کردند. براي چهار ماه نخست سال 95 نيز آقاي رئيس جمهور رشد 4/4 درصد را مطرح کردکه البته اين ادعا را تا زماني که مراجع رسمي آمار اعلام نکردند نمي توان پذيرفت. برآيند رشد اقتصادي در دولت يازدهم عملاآن چيزي که مورد نظر بود اتفاق نيفتاد.
وي در پاسخ به اين سوال که يکي از موانعي که دولتمردان براي پيشبرد اهداف توسعه و رشد خود مطرح مي کنند، کاهش قيمت نفت نسبت به دولت گذشته است؛ گفت: آخرين رقم درآمدي دولت قبل از فروش نفت 45 هزار ميليارد تومان بوده است اما اکنون 90 هزار ميليارد تومان از نفت استفاده مي کنند که 75 هزار ميليارد آن از نفت به بودجه آمده است و مابقي آن از برداشت صندوق توسعه ملي است و اين بالاترين برداشت از نفت است که صورت مي گيرد ولي باز به آن رشد اقتصادي مورد نظر دست پيدا نکرديم.
ثروتي همچنين گفت: متاسفانه دولت از صندوق ملي براي توسعه و رونق اقتصادي استفاده نکرده است بلکه در اين سه سال بيشترين برداشت از اين صندوق براي هزينه هاي جاري دولت صورت گرفته است. اکنون بايد حدود 34 درصد به صندوق واريز شود در حالي که فقط بيست درصد به اين صندوق واريز شده است.
هشت ميليارد دلار به جهت بحران کم آبي از صندوق برداشته شده است. دو ميليون دلار هم به جهت اعطاي سبد کالابرداشته شده است که هنوز اين مبالغ بازپس داده نشده است و بدهي دولت به صندوق همچنان باقي است. اين رويه باعث شده است که آن وام هايي که از صندوق توسعه ملي انتظار مي رود براي سرمايه گذاري در توليد پرداخت کند عملامنتفي شود، به ويژه در استان هاي محروم توزيع عادلانه تسهيلات صورت نمي گيرد و فقط يک عده از افراد خاص مي توانند از تسهيلات صندوق توسعه ملي استفاده کنند. مي توان گفت که در اين دولت عملااهداف صندوق توسعه ملي محقق نشد.
عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس نهم درباره حقوق هاي نجومي هم اظهار داشت: صددرصد در تحقق بحث حقوق هاي نجومي دولت فعلي مسئول است. در دولت فعلي حقوق کارمندان حدود 12 درصد افزايش يافت در صورتي که حقوق مديران افزايش صددرصدي داشت با اين وضعيت تعرفه گذاري که در دولت فعلي نهادينه شده است، به عنوان مثال تعرفه هاي پزشکي در اين دولت از 50 تا 400 درصد افزايش داشت. اکنون شما به دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف نگاه کنيد؛ تعدادي از دانشجويان فني مجددا کنکور دادند تا پزشکي قبول شوند. استقبال از پزشکي اخيرا به ميزان معناداري از رشته هاي فني مهندسي پيشي گرفته است.
با توجه به تعرفه هاي جديدي که دولت وضع کرد؛ اکنون يک پروفسوري که در دانشگاه شريف به تدريس مکانيک، برق و... مشغول است؛ حقوقش به بيست ميليون نمي رسد اما يک جراحي که در بيمارستان فارابي مشغول است حقوقش دويست ميليون تومان در ماه است.
اين نوع وضع تعرفه، گذشته از مباحث اسلامي و عدالت محوري در هيچ کجاي دنيا سابقه ندارد. حتي اگر قانون کشورهاي ليبراليستي نيز در اين زمينه اجرا مي شد به مراتب وضعيت عادلانه تر از شرايط فعلي مي بود.
وزير بهداشت کشور هندوستان 6 برابر، فرانسه 7/5، انگلستان 9 برابر، آمريکا 13/5 برابر حداقل دستمزد دريافت مي کنند در صورتي که وزير بهداشت ما 24/5 برابر حداقل دستمزد دريافت مي کند در صورتي که قانون آن براي جمهوري اسلامي 7 برابر است. متاسفانه اکنون يک وزير وجود ندارد که زير بيست ميليون حقوق دريافت کند و اين اتفاق در دولت فعلي صورت گرفته است.
ثروتي در پايان با اشاره به روحيه ضد قانوني دولت روحاني گفت: متاسفانه روحيه ضد قانوني و بي توجهي به قانون در دولتمردان فعلي نسبت به دولت هاي گذشته بيشتر است؛ قانون هدفمندي يارانه ها را که مجلس تصويب کرده بود اجرا نکرد، قانون الزامات اصل 43 و 44 را اجرا نکرد.
.