گزیده ها 3 قسمت سوم آبان - 96
معاون میراث فرهنگی استان تهران:
شهرداری منطقه ١٢ بدون استعلام در حال ساخت این ساختمان است و این کار غیرقانونی
است با وجود پیگیری های فراوان، مسئولان شهرداری درباره ساختمان سازی در حریم
میدان مشق، هیچ پاسخی نمی دهند
به گزارش شهروند، از پشت دروازه «میدان
مشق» دیگر آسمان پیدا نیست؛ تیرآهنهای سیاه، دیوار پرنقشونگار «باغ ملی» را رد
کرده و بالا رفتهاند. نامههایی که در اعتراض به ساخت این غول آهنی از شهریور
سال پیش به شهرداری منطقه ١٢ روانه شد، به هیچ کجا نرسید؛ هیچکس تلاشی برای توقف
این ساختوساز نکرد و قد ساختمان بلندتر شد.
در بیخیالی میراث فرهنگی استان
تهران، شهرداری در عرض چند ماه در خیابان سپه (امامخمینی) ساختمانش را بالا برد و
روی حریم منظری بناهای تاریخی این خیابان خط کشید. اسفند سال پیش، اعتراض به ساخت
این ساختمان شدت گرفت اما صاحبان قدرت از جایشان جُم نخوردند.
اکنون سایه غولآسای اسکلتهای آهنی بر
سر یکی از بازماندههای قاجار در قلب پایتخت در خیابان امامخمینی بزرگتر شده و
اگر چه بر اساس قانون، هر دخل و تصرفی در عرصه و حریم آثار ثبت ملی ممنوع است،
حریم دو اثر ملی در بافت تاریخی منطقه ١٢مخدوش شده؛ یکی حریم منظری بنای قاجاری
باغ ملی و دیگری حریم بلافصل ساختمان ملی روزنامه اطلاعات. در حالی که با
وجود نامهنگاریهای اداره کل میراث فرهنگی استان تهران به شهرداری منطقه ١٢،
درخواستها برای توقف کار و ارایه اسناد ساختمان و مجوز ساختوساز بیپاسخ مانده است،
معاونت میراث فرهنگی از طرح یک شکایت علیه ساخت این غول آهنی خبر میدهد.
پرسوجوها معلوم میکند که این ساختمان
متعلق به شهرداری تهران است و این طور که مسئولان شهرداری میگویند، قرار است این
ساختمان خلافکار «پردیس شهرداری تهران» باشد.
سکوت شهرداری؛ وعده شورای شهر
در بنبست اطلاعات که در ضلع جنوبی میدان مشق قرار گرفته، تاورِ جرثقیل آسمان را شکافته است و ساختمانی بالا میرود که شهرداری تمایل ندارد درباره آن حرف بزند.
در بنبست اطلاعات که در ضلع جنوبی میدان مشق قرار گرفته، تاورِ جرثقیل آسمان را شکافته است و ساختمانی بالا میرود که شهرداری تمایل ندارد درباره آن حرف بزند.
شهرداری منطقه ١٢ که از اسفند ٩٥ به
سوالات «شهروند» پاسخ روشنی نداده بود، با وجود تغییر شهردار، رویه قبلی را در پیش
گرفته است. «این ساختمان مال کیست و هدف از ساختش چیست؟» هیچکس پاسخ دقیقی نمیدهد
و ساختمان میان معاونتهای مختلف شهرداری تهران پاسکاری میشود. شهرداری منطقه
١٢میگوید باید از معاونت منابع انسانی پیگیری کرد و معاون منابع انسانی که درست
روز سهشنبه تودیع شده، از پاسخ سر باز میزند.
دست آخر روابط عمومی معاونت منابع
انسانی شهرداری تهران توضیح میدهد که «ظاهرا ساخت این ساختمان در راستای طرحی است
برای تجمیع ساختمانهای شهرداری. به خاطر رفاه حال مردم به فکر تجمیع ساختمانها
افتادهاند تا اگر کسی با سازمان زیباسازی شهرداری کاری داشت، در ادارههای مختلف
سطح شهر سرگردان نشود. در هر صورت مرجع پاسخگویی درباره ساختوساز معاونت عمران
شهرداری است؛ چون هنوز این ساختمان به معاونت منابع انسانی تحویل داده نشده.»
مسئولان شهرداری منطقه ١٢ هم همین را میگویند
«ساختمانی در راستای تجمیع.» اسفند سال پیش، درست وسط اعتراضات نسبت به بالارفتن
این ساختمان، وقتی عابد ملکی، شهردار وقت منطقه ١٢ به تماسها پاسخگو نبود، مدیر
روابط عمومی شهرداری منطقه ١٢ از قول او گفت: «این ساختمان متعلق به شهرداری تهران
است. مسأله این است که سردر باغ ملی با این ساختمان ۱۰۰ متر فاصله دارد و نکته
دیگر اینکه شهرداری تهران در حال مرمت سردر باغ ملی است و در نوروز
۹۶ با شرایط قدیمی افتتاح میشود، در این شرایط چطور امکان دارد که بخواهیم به
آثار فرهنگی و ملی لطمه وارد کنیم؟» تماسها با اعضای شورای شهر هم به جایی نمیرسد.
محمد سالاری، رئیس کمیسیون معماری و شهرسازی قول میدهد که روز جمعه از این
ساختمان و تخلفی که اتفاق میافتد، بازدید کند و بعد در شورا دربارهاش حرف بزند؛
اما این اتفاق نمیافتد.
تمام نامهها بیجواب ماند
ساختمان به جز مخدوشکردن حریم منظری
بنای قاجاری سردر باغ ملی، در حریم بلافصل بنای ملی روزنامه اطلاعات قرار گرفته
است. این تجاوز به حریم دو اثر ملی در حالی اتفاق افتاده که اداره میراث فرهنگی،
صنایع دستی و گردشگری استان تهران تا سال ٩٦ فقط به نامهنگاری با شهرداری اکتفا
کرده بود.
سپیده سیروسنیا، معاون میراث فرهنگی
استان میگوید: «شهرداری منطقه ١٢ بدون استعلام از میراث فرهنگی در حال ساخت این
مجتمع است و نامههایی که فرستادهایم را بیجواب گذاشته. ما درباره این ساختمان
بارها اعتراض کردهایم. در نامهها به شهرداری گفته بودیم که ساختوساز را متوقف
کنند و اگر مدارک مستدلی درباره داشتن مجوز دارند، برای ما بفرستند؛ اما
نفرستادند.»
نامه اول شهریور سال گذشته به شهرداری
منطقه ١٢ فرستاده شد و نامه دوم اسفند ماه. سیروسنیا میگوید: «زمانی که نامه اول
را زدیم، اسکلت ساختمان هنوز تا این حد بالا نرفته بود. الان حتی ساختمان اطلاعات
را هم رد کرده است. شهرداری تاکنون پاسخ قانعکنندهای به ما نداده و با وجود
اعتراضها جلوی ساختوساز را نگرفته است.» به گفته او درباره تخلف این ساختمان
میدان مشق تنها یک مسأله است؛ چرا که درست در مجاورت این ساختمان، روزنامه اطلاعات
قرار گرفته که در فهرست آثار ملی ثبت شده است. از طرف دیگر در این منطقه که بافت
تاریخی تهران است، محدودیت ارتفاعی وجود دارد و اگر هر بنایی از حدی بالاتر برود،
باید تخریب شود.
در اولين نامه که ٢٩ شهریور با
خسروآبادی، مدیرکل میراث فرهنگی تهران، خطاب به عابد ملکی، شهردار وقت منطقه
١٢نوشته شد، آمده: «احتراما، حسب گزارش واصله در خصوص ساختوساز در حال انجام واقع
در میدان امامخمینی، خیابان امامخمینی، بنبست روزنامه اطلاعات، با عنایت به
موقعیت بنای مذکور و قرارگیری در محدوده سردر باغ ملی و بنای ثبتی روزنامه اطلاعات
و یکی از محورهای مهم تاریخی شهر تهران، مقتضی است هر چه سریعتر نسبت به توقف
عملیات اجرایی اقدام و اسناد و مدارک مرتبط جهت بررسی به این ادارهکل ارسال شود.»
کسی به این نامه جواب نداد. در نامه دوم
بار دیگر خطاب به ملکی پیرو نامه قبلی درباره توقف عملیات اجرایی هشدار داده شد که
«در اسرع وقت عملیات اجرایی متوقف شود و نسبت به ارسال اسناد و مدارک مرتبط در
خصوص صدور پروانه تخریب و نوسازی به این اداره کل اقدام لازم به عمل آید.» در این
نامه همچنین گفته شد که در صورت متوقفنشدن عملیات اجرایی «حق هرگونه پیگیری
قضائی» برای این اداره کل محفوظ است؛ نامه سوم هم به همین روال بود اما شهرداری
پاسخ نداد.
از شهرداری شکایت کردیم
سیروسنیا پیش از این گفته بود که «اگر
زودتر جوابمان را ندهند، مجبوریم از طریق حقوقی اقدام کنیم و ببینیم قانون در اینباره
چه میگوید.» حالا او میگوید: «با بیجواب ماندن نامهها، از شهرداری منطقه ١٢
شکایت کردیم.»
میراث فرهنگی میخواست موضوع را با
مکاتبه حل کند. آنها در سال ٩٦ بار دیگر در نامه سومی از شهرداری خواستند ساختوساز
متوقف شود، اسناد و مدارکی که نحوه صدور پروانه ساخت را نشان بدهند و دلیل استعلامنکردن
از میراث فرهنگی را توضیح بدهند اما طبق معمول انجام نشد. «میتوانستند همانطور
که به خبرنگاران توضیح دادهاند این ساختمان مال ما نیست، در نامهای به ما هم
جواب بدهند.»
اکنون معاون میراث فرهنگی تهران میگوید:
«بخش حقوقی میراث فرهنگی تهران پیگیر این تخلف است. این سومین نامه ما بود که بیجواب
ماند. این ساختمان به هر کسی مربوط باشد شهرداری منطقه ١٢ باید پاسخ بدهد که چرا
از میراث فرهنگی اجازه نگرفته و با وجود اعتراض و شکایت ما به اقدام غیرقانونیاش
ادامه داده است.»
این تعرض به هویت شهر است
اسکندر مختاری، عضو شورای فنی ادارهکل
میراث فرهنگی استان تهران که در طرح بازسازی و ساماندهی سردر باغ ملی و فضای میدان
مشق مشارکت داشته، قدکشیدن این ساختمان را از نزدیک دیده است.
او میگوید دو سه روزی است چو افتاده که
شورای فنی میراث فرهنگی هم از ساخت این ساختمان خبر داشته: «اینطور نیست، ما نه
مجری هستم و نه ناظر. شورای فنی فقط نقش مشورتی دارد. تنها جایی که ناظر ساختوساز
است شهرداری منطقه است. به من البته به طور غیر رسمی گفتند این ساختمان به
شهرداری منطقه ١٢ هم ربطی ندارد. وقتی به آنها اعتراض کردم که حریم باغ ملی و تمام
آثار این خیابان نقض شده است، گفتند که مجوز ساختوساز را آنها ندادهاند.»
محوطه میدان مشق از نگاه مدیر پیشین
محور فرهنگی ــ تاریخی تهران قدیم یکی از فاخرترین فضاهای شهری و مبین سیر تحولات
شهری تهران معاصر است: «اینجا آثار معماری متعددی را در خود جا داده، چنان که
کلکسیونی است از آثار معماران صاحبنام؛ آندره گدار، گابریل گیرگیان، قلیچ
باقلیان، استاد جعفر کاشی، استاد ابوالحسن معمارباشی، محسن فروغی و نیکلای مارکوف؛
این ساختمان تعرض به سازههای بازمانده این معماران و هویت این شهر است.»
مختاری که کارشناس پیشکسوت میراث فرهنگی
است، از دشواری ثبت ملی این مجموعه یاد میکند: «مجموعه باغ ملی که نام اصلی آن
مجموعه میدان مشق است، ١٣٧٧ بهعنوان میراث معماری معاصر در فهرست آثار ملی کشور
ثبت شد. آن زمان به دلیل وجود ساختمانهای نظامی داخل مجموعه مثل کاخ شهربانی و
ساختمانهای ارتش، به میراث فرهنگی اجازه عکسبرداری و مستندنگاری نمیدادند؛ این
شد که میراث فرهنگی تصمیم گرفت کل محدوده را ثبت تا آیندهاش را مدیريت کند
و از خطرات توسعه لجامگسیخته در تهران در امانش بدارد.»
نتیجه این مدیریت ناکام اما ساختوسازهای
بسیاری است که هویت تهران را تهدید میکند. «تجربه نشان داده توسعه شهری تهران
ارزشی در این شهر خلق نکرده. ثروتهای شهری ما همینهاست و اگر شهر باهویتی میخواهیم
چارهای نداریم جز اینکه اینجا را نگه داریم.»
میدان مشق در زمان فتحعلیشاه قاجار بنا
شد تا قشون نظامی فنون مدرن را مشق کنند و شکستهای مدام از ارتش روسیه را جبران.
اعتراض به ساختوساز در حریم مکانی است که نخستین هواپیما در دوران جنگ جهانی اول
بر زمین آن فرود آمد. سال ۱۳۱۴ درست میان همین میدان میرزا رضا کرمانی، ضارب
ناصرالدینشاه پیش چشم پنج هزار نفر از اهالی شهر اعدام شد و جسدش دو روز تمام بر
دار ماند و حتی شیخ فضلالله نوری هم همینجا به دار آویخته شد.
از سال ١٣٠١ که «جعفرخان کاشانی» با
همکاری آلمانیها و دستور رضاشاه بنای ساخت میدان مشق را گذاشت، حریم شمالی میدان
مشق تقریبا همان است؛ که بود اما حریم منظری جنوب این نماد قاجاری تهران در تمام
این سالها با ساختوسازهای مختلف مخدوش شده است، یک بار با ساختمان ثبت اسناد و
املاک کشور، بار دیگر با غولی آهنی که هیچکس مسئولیتش را به گردن نمیگیرد.
بازپرس ویژه وزیر آموزش و پرورش نتایج
آخرین بررسیها از حوادث مدرسه اسلام آبادِ ارومیه را تشریح کرد.
به گزارش ایلنا، شب گذشته وزیر آموزش و پرورش، برای بررسی ادعاهای مطرح شده در خصوص آزار و اذیت یک دختر دانشآموز توسط سرایدار مدرسه در اسلام آباد ارومیه، به حسین بزرگی زاده؛ بازپرس ویژه خود ماموریت داد. حسین بزرگی زاده که هم اکنون در ارومیه حضور دارد، درباره آخرین پیگیریهای حوادث شب گذشته، گفت: هنوز به جمعبندی صریح و مشخصی درباره این حوادث نرسیدهایم و بنده از دیشب تاکنون در همین راستا پیگیریهایی را انجام دادم.
بازپرس ویژه وزیر آموزش و پرورش افزود: گفته شده که از سوی سرایدار مدرسه، مسایل غیراخلاقی رخداده که اصلا این موضوع به اثبات نرسیده است.
بزرگی زاده با بیان این مطلب که تبعاتِ حوادث رخداده در کردستان عراق را در منطقه شاهد هستیم، گفت: اتفاقات کردستان عراق در منطقه ما اثر گذاشته و عدهای به دنبال این بودند که آشوب و بلوایی به راه بیندازند و این موضوع را بهانه کردند.
مشاور وزیر آموزش و پرورش اضافه کرد: با معاون سیاسی استانداری جلسه داشتم و نظارتهای ایشان را جویا شدم که همچنان موضوع در دست بررسی است.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر مسئله پیشآمده مدیریت شده است، تصریح کرد: در حال حاضر شرایط در منطقه عادی است. منتها 2 مدرسه آسیب دیدهاند که یکی خسارت کمتری داشته و از شنبه کارش را شروع میکند و مدرسه دیگر به علت حجم خسارات وارده، حدود 10 روز کار دارد و زمان شروع به کارش، بسته به نظر شورای تامین استان دارد.
بزرگی زاده با بیان اینکه در حال حاضر نیروی خدماتی که 28 سال سن دارد، در بازداشت به سر میبرد، عنوان کرد: والدین آن دانشآموز رضایت داده است. پلیس هم بلافاصله در محل حضور پیدا کرد و گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است. البته پلیس سرایدار را در بازداشت نگه داشته تا بررسی عمیقتری داشته باشند؛ ولی تا این لحظه به این نرسیدند که تخلف یا جرمی اتفاق افتاده است.
بازپرس ویژه وزیر آموزش و پرورش درباره خسارات وارده به تعدادی از خودروهای اطراف مدرسه، گفت: به تعدادی از ماشینهای همکاران خسارت وارد شده که در این رابطه با استانداری هماهنگ کردیم تا اقدامات لازم صورت گیرد. همچنین خانه سرایدار را آتش زدند که تمام وسایلش سوخته است؛ قرار شده با کمک استانداری و معاون امنیتی استان این مساله نیز حل شود.
به گزارش ایلنا، شب گذشته وزیر آموزش و پرورش، برای بررسی ادعاهای مطرح شده در خصوص آزار و اذیت یک دختر دانشآموز توسط سرایدار مدرسه در اسلام آباد ارومیه، به حسین بزرگی زاده؛ بازپرس ویژه خود ماموریت داد. حسین بزرگی زاده که هم اکنون در ارومیه حضور دارد، درباره آخرین پیگیریهای حوادث شب گذشته، گفت: هنوز به جمعبندی صریح و مشخصی درباره این حوادث نرسیدهایم و بنده از دیشب تاکنون در همین راستا پیگیریهایی را انجام دادم.
بازپرس ویژه وزیر آموزش و پرورش افزود: گفته شده که از سوی سرایدار مدرسه، مسایل غیراخلاقی رخداده که اصلا این موضوع به اثبات نرسیده است.
بزرگی زاده با بیان این مطلب که تبعاتِ حوادث رخداده در کردستان عراق را در منطقه شاهد هستیم، گفت: اتفاقات کردستان عراق در منطقه ما اثر گذاشته و عدهای به دنبال این بودند که آشوب و بلوایی به راه بیندازند و این موضوع را بهانه کردند.
مشاور وزیر آموزش و پرورش اضافه کرد: با معاون سیاسی استانداری جلسه داشتم و نظارتهای ایشان را جویا شدم که همچنان موضوع در دست بررسی است.
وی با اشاره به اینکه در حال حاضر مسئله پیشآمده مدیریت شده است، تصریح کرد: در حال حاضر شرایط در منطقه عادی است. منتها 2 مدرسه آسیب دیدهاند که یکی خسارت کمتری داشته و از شنبه کارش را شروع میکند و مدرسه دیگر به علت حجم خسارات وارده، حدود 10 روز کار دارد و زمان شروع به کارش، بسته به نظر شورای تامین استان دارد.
بزرگی زاده با بیان اینکه در حال حاضر نیروی خدماتی که 28 سال سن دارد، در بازداشت به سر میبرد، عنوان کرد: والدین آن دانشآموز رضایت داده است. پلیس هم بلافاصله در محل حضور پیدا کرد و گویا هیچ اتفاقی نیفتاده است. البته پلیس سرایدار را در بازداشت نگه داشته تا بررسی عمیقتری داشته باشند؛ ولی تا این لحظه به این نرسیدند که تخلف یا جرمی اتفاق افتاده است.
بازپرس ویژه وزیر آموزش و پرورش درباره خسارات وارده به تعدادی از خودروهای اطراف مدرسه، گفت: به تعدادی از ماشینهای همکاران خسارت وارد شده که در این رابطه با استانداری هماهنگ کردیم تا اقدامات لازم صورت گیرد. همچنین خانه سرایدار را آتش زدند که تمام وسایلش سوخته است؛ قرار شده با کمک استانداری و معاون امنیتی استان این مساله نیز حل شود.
ژولیت بینوش
«ژولیت بینوش» هنرپیشه معروف فرانسوی در
رابطه با پرونده رسواییهای جنسی «هاروی واینستین» تهیهکننده جنجالی هالیوود
اظهار نظر کرد.
به گزارش تسنیم، « ژولیت بینوش» در مصاحبه با نشریه لوموند درباره تجربه خود از آزار جنسی در محیط کار و همچنین رسواییهای جنسی "هاروی واینستین"، تهیه کننده آمریکایی سخن گفت.
بر اساس گزارش یورونیوز، این هنرپیشه فرانسوی در ابتدا «هاروی واینستن» را «پیچیده» توصیف کرد. شخصی که گاهی اوقات «بخشنده» است و گاهی «دروغگو»؛ میتواند بهراحتی گریه کند و «بهطرز عجیبی دلسوز» است.
او میگوید که همیشه میدانسته که «چیز غریبی» در «هاروی واینستین» وجود دارد.
«ژولیت بینوش» در پاسخ به سوال خبرنگار لوموند درباره اینکه «آیا خود او شخصاً مورد آزار جنسی توسط هاروی واینستین قرار گرفته است؟»، گفت:"به شخصه نه. اما فکر میکنم بدلیل شرایطی که از کودکی با آن مواجه شدم، احساس خطری (نسبت به او) داشتم."
این هنرپیشه فرانسوی با اشاره آزار جنسی توسط معلم خود در سن هفت سالگی میگوید: "برای محافظت از خودم شروع کردم به پوشیدن شلوار؛ یکی از دوستانم هم از تجربه خود با من صحبت کرد؛ من البته توانستم همه چیز را به مادرم بگویم و همه چیز سریعاً متوقف شد." با پشت سر گذاشتن این تجربیات و شنیدن تجربیات دوستان ژولیت جوان برای خود و دیگران حد و مرزهایی قرار داد و از گفتن «نه» باکی نداشت، شرایط را بسرعت تحلیل میکرد تا واکنشی سریع و مناسب داشته باشد. اما او میافزاید: «متاسفانه همه این حاضر جوابی (واکنش سریع) را ندارند. و برخی شرایط میتواند به سرعت وخامت یابد."
«بینوش» در این مصاحبه قدرت را در سینما نکتهای کلیدی میداند و میگوید: "تهیه کنندگان، کارگردانان و هنرپیشههای مرد قدرت زیادی دارند؛ نزدیک شدن به این قدرت کمی شبیه به نزدیک شدن به سیاهچالههای فضایی است؛ انرژی بر است و تا حدودی میتوان به آن نزدیک شد اما باید حد و حدود را رعایت کرد."
"ژولیت بینوش" که با بازی در فیلمی به با نام «بیمار انگلیسی» به تهیه کنندگی هاروی واینستین در سال 1997 موفق به دریافت جایزه اسکار شد، درباره او میگوید:"زمانی که من با هاروی واینستین کار میکردم میدانستم که او شخصیتی دارد که برای من هیچگاه جالب نخواهد بود؛ یکبار با او در سوئیت شخصیاش ناهار خوردم؛ احساس خطر نمیکردم اما نمیفهمیدم که چرا میخواست مرا ببیند."
این هنرپیشه فرانسوی می افزاید: "بازیگر مردی بود که نیمههای شب به من تلفن میزد یا سرزده به خانه من میآمد تا اینکه یکبار زمان آرایش و گریم در مقابل گریمورها از او پرسیدم چرا نصفه شب به من زنگ میزند و همین باعث شد که او این حرکت را متوقف کند."
"بینوش" معتقد است که "در چنین شرایطی باید از خود پرسید که من اینجا چکار میکنم؟ در این موقعیت؟ و چه چیزی میخواهم؟ و سپس به سرعت واکنش نشان داد."
به گزارش تسنیم، « ژولیت بینوش» در مصاحبه با نشریه لوموند درباره تجربه خود از آزار جنسی در محیط کار و همچنین رسواییهای جنسی "هاروی واینستین"، تهیه کننده آمریکایی سخن گفت.
بر اساس گزارش یورونیوز، این هنرپیشه فرانسوی در ابتدا «هاروی واینستن» را «پیچیده» توصیف کرد. شخصی که گاهی اوقات «بخشنده» است و گاهی «دروغگو»؛ میتواند بهراحتی گریه کند و «بهطرز عجیبی دلسوز» است.
او میگوید که همیشه میدانسته که «چیز غریبی» در «هاروی واینستین» وجود دارد.
«ژولیت بینوش» در پاسخ به سوال خبرنگار لوموند درباره اینکه «آیا خود او شخصاً مورد آزار جنسی توسط هاروی واینستین قرار گرفته است؟»، گفت:"به شخصه نه. اما فکر میکنم بدلیل شرایطی که از کودکی با آن مواجه شدم، احساس خطری (نسبت به او) داشتم."
این هنرپیشه فرانسوی با اشاره آزار جنسی توسط معلم خود در سن هفت سالگی میگوید: "برای محافظت از خودم شروع کردم به پوشیدن شلوار؛ یکی از دوستانم هم از تجربه خود با من صحبت کرد؛ من البته توانستم همه چیز را به مادرم بگویم و همه چیز سریعاً متوقف شد." با پشت سر گذاشتن این تجربیات و شنیدن تجربیات دوستان ژولیت جوان برای خود و دیگران حد و مرزهایی قرار داد و از گفتن «نه» باکی نداشت، شرایط را بسرعت تحلیل میکرد تا واکنشی سریع و مناسب داشته باشد. اما او میافزاید: «متاسفانه همه این حاضر جوابی (واکنش سریع) را ندارند. و برخی شرایط میتواند به سرعت وخامت یابد."
«بینوش» در این مصاحبه قدرت را در سینما نکتهای کلیدی میداند و میگوید: "تهیه کنندگان، کارگردانان و هنرپیشههای مرد قدرت زیادی دارند؛ نزدیک شدن به این قدرت کمی شبیه به نزدیک شدن به سیاهچالههای فضایی است؛ انرژی بر است و تا حدودی میتوان به آن نزدیک شد اما باید حد و حدود را رعایت کرد."
"ژولیت بینوش" که با بازی در فیلمی به با نام «بیمار انگلیسی» به تهیه کنندگی هاروی واینستین در سال 1997 موفق به دریافت جایزه اسکار شد، درباره او میگوید:"زمانی که من با هاروی واینستین کار میکردم میدانستم که او شخصیتی دارد که برای من هیچگاه جالب نخواهد بود؛ یکبار با او در سوئیت شخصیاش ناهار خوردم؛ احساس خطر نمیکردم اما نمیفهمیدم که چرا میخواست مرا ببیند."
این هنرپیشه فرانسوی می افزاید: "بازیگر مردی بود که نیمههای شب به من تلفن میزد یا سرزده به خانه من میآمد تا اینکه یکبار زمان آرایش و گریم در مقابل گریمورها از او پرسیدم چرا نصفه شب به من زنگ میزند و همین باعث شد که او این حرکت را متوقف کند."
"بینوش" معتقد است که "در چنین شرایطی باید از خود پرسید که من اینجا چکار میکنم؟ در این موقعیت؟ و چه چیزی میخواهم؟ و سپس به سرعت واکنش نشان داد."
مرد سنگدلی که پسر 9 ساله اش را از
بالاترین نقطه تقاطع غیرهمسطح امام حسین(ع) معروف به پل کابلی در مشهد به پایین
پرت کرد و او را به طرز دلخراشی کشت با صدور حکم دادگاه به 10 سال زندان محکوم شد.
به گزارش روزنامه خراسان، ماجرای این
جنایت هولناک 29 شهریور سال گذشته زمانی در دستور کار پلیس و دستگاه قضایی قرار
گرفت که رانندگان عبوری در زیرگذر پل کابلی بزرگراه فجر مشهد، پیکر کودکی را دیدند
که از بالای پل به وسط بزرگراه سقوط کرد.
رانندگان، خودروها را به حاشیه بزرگراه
کشیدند و بدین ترتیب تحقیقات قضایی درباره ماجرای سقوط مرگبار این کودک آغاز شد.
بررسی های مقدماتی حاکی از آن بود که احتمالا پسر بچه 9 ساله به دلیل نامعلومی از
بالای پل سقوط کرده است بنابراین به دستور قاضی احمدی نژاد (قاضی ویژه قتل عمد در
زمان حادثه) تحقیقات برای شناسایی هویت کودک ادامه یافت. تا این که چند روز بعد
مردی با مراجعه به کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی، مدعی شد فرزندش از چند روز
قبل گم شده و او با خواندن ماجرای سقوط مرگبار یک کودک از بالای پل در شبکه های
اجتماعی، احتمال می دهد که این کودک فرزند او باشد.
با این ادعا تحقیقات وارد مرحله جدیدی
شد و بررسی ها نشان داد که کودک 9 ساله «علی. ط» نام دارد و فرزند مرد 31 ساله است
اما این مرد وقتی در حضور قاضی ویژه قتل عمد پای میز بازجویی نشست به تناقض گویی
پرداخت و داستان های ساختگی را برای چگونگی گم شدن فرزندش بر زبان راند. این در
حالی بود که مرد سنگدل نتوانست بیشتر از این به قصه گویی های خود ادامه دهد و
ناگهان در حالی که چهره اش را با دستانش پوشانده بود به گریه افتاد و راز قتل
فرزندش را فاش کرد.
او پس از چند لحظه سکوت حزن انگیز گفت:
پسرم را خودم از بالای پل کابلی پایین انداختم ... مرد 31 ساله افزود: از وقتی
همسرم را طلاق دادم فرزندم که با من زندگی می کرد همواره با سوال هایش ذهن مرا آشفته
می کرد. او مدام بهانه می گرفت و می گفت: چرا مادرم را طلاق دادی؟ این چه زندگی
است که برای ما درست کردی؟ و ... از این حرف های او آزرده خاطر می شدم و رنج می
کشیدم تا این که تصمیم گرفتم او را به قتل برسانم. آن روز (29 شهریور 95) حدود
ساعت 2 بعدازظهر پسرم را به بهانه گردش سوار موتورسیکلت کردم و از بولوار دانشجو
وارد بزرگراه فجر شدم چون قبلا پیک موتوری بودم همه نقاط شهر را مانند کف دستم میشناختم
به همین دلیل هم پل کابلی بزرگراه را برای پایینانداختن پسرم انتخاب کردم.چون
احتمال نداشت بعد از سقوط زنده بماند!
روی پل که رسیدم در مکان خلوتی
موتورسیکلت را روی جک گذاشتم و به پسرم گفتم به آن سوی نرده های فلزی برود و عبور
و مرور خودروها را تماشا کند!او هم به آرامی و خوشحالی پا به آن سوی نرده ها گذاشت
که ناگهان من پاهایش را بلند کردم و او را به وسط بزرگراه انداختم! سپس سوار بر
موتورسیکلت به خانه بازگشتم تا این که روز بعد ماجرای گم شدن فرزنم را به خانواده
همسر سابقم اطلاع دادم و ...
گزارش اختصاصی خراسان حاکی است: پس از
اعترافات صریح متهم، کیفرخواست این پرونده در دادسرای مشهد صادر شد و متهم در شعبه
پنجم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی پای میز محاکمه نشست.این مرد سنگدل در آخرین
دفاعیات خود نیز به صراحت قتل پسر 9 ساله اش را پذیرفت و بدین ترتیب قضات شعبه
پنجم دادگاه کیفری یک وارد شور شدند و رای خود را در این باره صادر کردند.بنا به
رای صادر شده از دادگاه که به امضای قاضی مجتبی علیزاده و قاضی بنده ای رسیده است،
«متهم به قتل» با توجه به اقاریر صریح، محتویات پرونده، گزارش ماموران و نظریه
پزشکی قانونی به تحمل 10 سال زندان محکوم می شود. همچنین در رای مذکور تاکید شده
است که رای صادر شده از دادگاه قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم دیوان عالی کشور است.
قاضی مجتبی علیزاده که به زودی فعالیت
قضایی خود را در دادگاه تجدیدنظر خراسان رضوی آغاز خواهد کرد در تماس خبرنگار
خراسان و درباره محکومیت 10 سال زندان برای پدر سنگدل گفت: با توجه به این که طبق
قانون، در این گونه پرونده ها، قصاص پدر منتفی است اما دادگاه با بررسی همه جوانب
این پرونده و همچنین چگونگی ارتکاب قتل و جریحه دار شدن اذهان عمومی، رای اشد
مجازات قانونی یعنی 10 سال زندان از جنبه عمومی جرم را صادر کرد.