يادداشت روز اوین نامه ی کیهان "رقص با برجام اشك با دلار"

 اوین نامه ی کیهان 4 شنبه 3 آبان ماه سال 1396
يادداشت روز  اوین نامه ی کیهان "رقص با برجام اشك با دلار"
جاچیان و گماشتگان قلم بردست درخدمت پاسداران که از 25 خرداد 92  یعنی روز بعداز اینکه  روحانی رئیس جمهور شد .به خصوص پس از برجام تاحال برطبل ضدآمریکایی کوبیده وبا برجام و دولت روحانی با شدت مخالفت کرده اند به امیدآنکه برجام منجر به لغو گردد  یا بن بست  برسد و دولت روحانی سقوط کند تا فضا برای رئیس جمهور شدن مهره دژخیمی همچون ابراهیم رئیسی هموار شود .تا زیر چتراین مترسک دولت با تفنگ وموشک و رسانه واقتصاد پاسداران موفق شوند به غارتگری های نجومی وجنگ افروزی های برون مرزی  خود ادامه دهند. درنهایت به آرزوی دست یابی خود به سلاح هسته ای نایل آیند . باید گفت که خواب خوش رؤیایی پنبه دادنه ولف لف خوردن است .برای اینکه تاکتیک تبلیغاتی شان  تداعی کننده بر شاخ نشستن وبن بریدن است.

دو تصوير از شب توافق هسته اي ايران و 1+5 که عده اي در تهران به خيابان ريخته و به جشن و پايکوبي پرداختند، بيش از همه ماندگار و قابل تامل است. اولي جواني که بر تي شرت خود تصويري از پرچم آمريکا به شکل قلب داشت و شادمان در حال رقص بود و ديگري جواني که دو اسکناس در دست داشت؛ هزار توماني و يک دلاري، مي خنديد و انگار از شوق اشک در چشمانش حلقه زده بود!
    
آن رقص ها و اشک شوق ها و اميد به کاهش قيمت دلار به هزار تومان، البته چندان دوام نياورد. هر چه گذشت بيشتر و بيشتر مشخص شد که آن حرف ها درباره دنياي پسابرجام تنها حرف بوده است و البته حرف هم که هزينه اي ندارد. اشک ها و حسرت هاي برجام اگر مايه سرخوردگي و نااميدي از آينده شود بي شک خسران دوچندان است اما اگر عامل تفکر و عبرت شود، شايد بتوان حتي به اين خسارت محض نيز به ديده خير نگريست. عبرت آن است که با برجام و بي برجام آمريکا دشمن جمهوري اسلامي و ملت ايران است. ابزار اعمال اين دشمني نيز چيزي نيست جز تحريم اقتصادي و مرکز ثقل اين ابزار و فشار نيز همان اسکناسي بود که آن جوان با چشم نمناک در دست داشت؛ دلار.
    
هژموني جهاني دلار از سال 1944 آغاز و عملاً از سال 1971 رسمي و فراگير شد. زماني که ريچارد نيکسون رئيس جمهور وقت آمريکا پشتوانه طلا را کنار گذاشت و دلار را به عنوان پشتوانه ذخاير ارزي جهان انتخاب کرد. قرارداد اقتصادي-امنيتي واشنگتن و رياض در همان اوايل دهه 70 ميلادي يکي ديگر از عوامل تاثيرگذار بود. عربستان به عنوان رئيس وقت اوپک تضمين داد که تمام معاملات نفتي خود را با دلار انجام دهد و آمريکا نيز در عوض حمايت نظامي و امنيتي از رژيم آل سعود را تضمين کرد. نفت عربستان راهي آمريکا شد و تسليحات آمريکا راهي عربستان
    
با رشد سلطه دلار در اقتصاد جهان، آمريکايي ها بيش از پيش دريافتند براي اعمال سياست هاي خود و اجبار کشورهاي غيرهمسو به تغيير رفتار خود، لزوماً نيازي به لشکرکشي نظامي نيست و مي توان جنگ اقتصادي را با ابزار دلار به راه انداخت. هزينه هاي کمتر و ظاهري موجه تر از بمباران و کشتار با توپ و تانک دارد و در نهايت نتايج آن نيز در مجموع نسبت به جنگ نظامي مفيدتر است
    
نظام پولي غرب در واقع ابزاري اقتصادي براي پيشبرد اهداف سياسي است. اين نظام توسط دو نهاد کنترل مي شود؛ FED بانک مرکزي فدرال آمريکا و BIS «بانک تسويه حساب هاي بين المللي» يا همان بانک مرکزيِ بانک مرکزي ها که در سوئيس مستقر است. کنترل آمريکا بر اجزاي اين نظام جهاني و سلطه دلار، اين قابليت را به اين کشور داده است که کشورهاي غيرهمسو با خود را به بهانه هاي مختلف تحت فشار و تحريم قرار دهد. ويليام کلارک در کتاب «پترو دلار» پشت پرده برخي مداخلات و تجاوزهاي نظامي اخير آمريکا در منطقه غرب آسيا را تلاش براي حفظ سلطه دلار معرفي مي کند و معتقد است واشنگتن براي حفظ اين سلطه، از به راه انداختن جنگ و کشتن هزاران هزار شهروند بي گناه و غيرنظامي هم ابايي ندارد.
    
تحريم اولين و پرکاربردترين ابزار در کيف ديپلماسي آمريکاست تا جايي که به قول آقاي ظريف وزير امور خارجه کشورمان، کاخ سفيد به استفاده از تحريم عادت کرده است. مارس سال ميلادي گذشته روزنامه وال استريت ژورنال در مقاله اي تحت عنوان «دلاريزه کردن آيت الله ها» به سياست اوباما در برخورد با جمهوري اسلامي پرداخت و هشدار داد به هيچ عنوان نبايد اجازه دسترسي تهران به سيستم جهاني دلار را داد. اين مقاله را مارک دوبوويتز از نمايندگان آمريکايي که نقشي پررنگ در طراحي و تصويب طرح هاي ضدايراني کنگره دارد، نوشته بود.
    
اعتياد مزمن کاخ سفيد به تحريم و سلاح دلار براي تهديد دشمنان خود، در حال تبديل ماجرا به وضعيتي بومرنگي است چرا که دلار در حال از دست دادن ارزش و جايگاه شماره يک خود در اقتصاد جهاني است و يکي از دلايل اصلي آن نيز موضوع تحريم هاست. کشورها مي بينند که وابستگي به دلار مي تواند خطر تحريم را در پي داشته باشد. پس عاقلانه نيست که همه تخم مرغ هاي ارزي خود را در سبد دلار بگذارند.
    
روزنامه واشنگتن پست در مقاله اي درباره کند شدن تيغ تحريم ها در اثر استفاده زياد و نابجا مي نويسد؛ «پزشک ها مي دانند که حتي موثرترين داروها هم مي تواند به علت استفاده بيش از حد بي تاثير شوند. اين قضيه، به طور قطع درباره استفاده از آنتي بيوتيک ها براي مقابله با بيماري هاي عفوني نيز صدق مي کند. آنتي بيوتيک هايي که داراي طيف اثربخشي گسترده تر هستند و باکتري هاي خوب و بد را به يک ميزان از بين مي برند، خطرناک هستند. خطر بزرگ تر آن است که استفاده بيش از حد از آنتي بيوتيک ها باعث مي شود بدن در برابر دارو مقاومت نشان دهد و مصونيت ايجاد کند. اين فشارهاي قوي و فزاينده تقريباً مي تواند غيرقابل علاج باشند. پزشکان ياد گرفته اند که تجويز بيش از اندازه مناسب نيست. بنابراين سياستمداران هم بايد (در استفاده از ابزار تحريم) به همين شيوه عمل کنند.» 
    
آدام زوبين معاون سابق وزير خزانه داري آمريکا در امور تروريسم و جرائم مالي که از او به عنوان سزار تحريم هاي ايران ياد مي شود در مقاله اي مي نويسد؛ «ما مي توانيم از اهرم تشديد فشار استفاده کنيم. اما نمي توانيم اروپا، روسيه و چين را ترغيب کنيم از اقتصاد ايران فاصله بگيرند.اگر آمريکا جهان را با عدم دسترسي به دلار تهديد کند، در واقع برتري دلار را تهديد کرده است و موجب تضعيف بازارها و اهرم قدرت خود مي شود
    
پيش بيني و هشدارها در اين باره درست است. شهريورماه اعلام شد که چين به عنوان يکي از بزرگ ترين واردکننده نفت به زودي واردات نفت خود را بر اساس يوآن –پول ملي چين- انجام خواهد داد. پکن با ايجاد امکان مبادله آسان يوآن با طلا به دنبال تحکيم و تضمين اين سياست کلان اقتصادي است.
    
اعضاي بريکس(قدرت هاي اقتصادي نوظهور) و سازمان همکاري شانگهاي به سرعت در حال عبور از هژموني دلار و دلارزدايي از مبادلات و اقتصاد خود هستند. اين کشورها نيمي از جمعيت جهان و يک سوم توليد ناخالص ملي را در اختيار دارند. اعضاي شانگهاي از 5 سال پيش معاملات نفتي خود را بر اساس ارزهاي ملي يا طلا کليد زده اند. بريکس نيز سال گذشته اقدام به راه اندازي بانک بريک کرد. پکن وامي هنگفت در اختيار اين بانک قرار داد. ماموريت اصلي اين بانک تسهيل روابط اقتصادي بين اعضا بدون نياز به دلار و سيستم مالي جهاني-تحت سلطه آمريکا و صندوق بين المللي پول و بانک BIS- است.
    
قراردادهاي دوجانبه و چندجانبه براساس ارزهاي ملي يا طلا بر هژموني دلار تاثيري مستقيم مي گذارند. 20 سال پيش بيش از 90 درصد ذخاير ارزي جهان دلار آمريکا بود و اين ميزان امروز به کمتر از 60 درصد رسيده است. کارشناسان اقتصادي معتقدند چنانچه اين ميزان به کمتر از 50 درصد برسد، سقوط و افول دلار سرعتي تصاعدي به خود مي گيرد.
    
سقوط دلار چنان محتوم و غيرقابل اجتناب است که حتي کارشناسان اقتصادي براي سرمايه گذاران خرد و کلان دستورالعمل هايي براي محافظت از خود در برابر غرق کشتي شکسته دلار ارائه کرده اند؛ «براي پاسخ دادن به اين تهديد بايد داراي قابليت هاي متحرک باشيد. دارايي خود را به شکل شناور نگهداري کنيد تا در زمان موعود به سرعت قابل جابه جايي باشد. مهارت هاي شغلي خود را نيز به شکل قابل انتقال درآوريد و بالاخره گذرنامه خود را به روز نگه داريد
    
ايران اصلي ترين هدف و کشور تحت تحريم آمريکا بوده و هست. چشم انداز سياست هاي آمريکا – اعم از دولت و کنگره و فارغ از دموکرات يا جمهوريخواه- نشان مي دهد تحريم با اهرم دلار، همچنان نقطه کانوني استراتژي واشنگتن عليه جمهوري اسلامي ايران است. در حالي که بسياري از کشورها وضعيت ايران و نوع معامله آمريکا با ما را سرلوحه عبرت خود قرار داده و مشغول آماده سازي خود براي دوران پسادلار هستند، پيچيدن برخي نسخه هاي داخلي که بوي همه چيز مي دهد جز دلارزدايي از اقتصاد، آگاهانه يا ناآگاهانه خيانت در حق کشور و ملت است
    
سفر اخير آقاي جهانگيري معاون اول رئيس جمهور به ترکيه و توافق براي حذف دلار از مبادلات دو کشور اگرچه نشانه اي مثبت و ارزنده است اما به هيچ عنوان کافي نيست. سياستمداران، دست اندرکاران اقتصادي و همه مردم بايد بدانند و اين واقعيت کليدي را درک کنند که دلار دشمن استقلال، امنيت و اقتصاد کشور و معيشت مردم است. مردم بايد روزي به خيابان بريزند و جشن بگيرند که دلار از اقتصاد و مبادلات حذف شده باشد. روز لغو واقعي همه تحريم ها – به هر بهانه اي- آن روز است و تضمين آن نيز استقلال اقتصادي است نه امضاي فلان ديپلمات کلاهبردار آمريکايي. نويسنده: محمد صرفي