طنز
راههای پرفشار غلبه بر آلودگی هوا 13بهمن-96
«میخواهیم
آلودگی هوا را بدون کمک و دخالت دولت، خودمان حلش کنیم برود پی کارش ولی ...»
به گزارش ایسنا، روزنامه ایران در
ستون طنز خود نوشت: «متأسفانه عادت کردهایم که کنج خانه لم بدهیم و پا روی پا
بیندازیم یا توی تشت شیر بگذاریم و منتظر بنشینیم تا دولت همه کار برایمان انجام
بدهد. از دادن یارانه گرفته تا پیدا کردن شغل دوم و سوم برای خودمان و شغل اول
برای فرزندانمان و باز کردن راهها و فرودگاهها و تأمین بیمه و سایر امکانات و
مایحتاج زندگی. اصلاً دولت ما را تنبل بار آورده است، از بس نگذاشته خودمان روی
پای خودمان بایستیم.
مگر دولت چه گناهی کرده که از آب
و نان گرفته تا تخم مرغ و بنزین و کفش و کلاه و کانکس و برف و باران و دلار مردم
را باید تأمین کند؟ یک جایی باید این روند قطع شود و چه موردی بهتر از همین معضلی
که این روزها کل مردم کشور درگیرش هستند، یعنی آلودگی هوا. میخواهیم این یک مورد
را بدون کمک و دخالت دولت، خودمان حلش کنیم برود پی کارش، ولی با فشار. هر چند
الان با این بارندگیها یک مقداری اوضاع درست شد، ولی آش و کاسه که عوض نشده و دو
روز دیگر باز همین بساط است.
در قدم اول بهترین راه حل این است
که خودمان راه بیفتیم و هرچه خودروی فرسوده میبینیم پنچر کنیم تا نتوانند حرکت
کنند. هزینهای هم ندارد، فقط کمی فشار میخواهد و یک میخ. این طوری تا صاحب خودرو
بخواهد پنچریاش را بگیرد یا زاپاس عوض کند، وقت تلف میشود و یکی از عوامل
آلاینده حذف میشود. برای رونق سیستم حمل و نقل عمومی هم چون وسعمان نمیرسد از
جیب بگذاریم و اتوبوس و مترو و تاکسیها را اضافه کنیم، این بار هم باید کمی فشار
بدهیم و فشردهتر سوار اینها بشویم تا وقتی که پول دستمان بیاید و بتوانیم بدون
کمک دولت تعداد وسایل نقلیه عمومی شهرهایمان را افزایش بدهیم. یک کم دیگر که پسانداز
کنیم حتی میتوانیم خودروهای استاندارد خارجی و هیبریدی هم وارد کنیم.
مورد بعدی کارخانجات و صنایع
آلاینده هستند. خب این هم کمی فشار لازم دارد تا خودمان حلش کنیم. فشار اول به
مدیران صنایع است تا در کارخانه هایشان را تخته کنند و بروند جایی که ورشکسته نمیشوند
و بیمه و مالیات و فلان و بهمان پا بیخ خرشان نمیگذارند. فشار دوم هم به کارگران
آن کارخانههاست تا توانشان را بالا ببرند و بتوانند در برابر فشار گرسنگی و فشار
صاحبخانه و قسط و قبض و شهریه و... طاقت بیاورند.
با این حساب تقریباً عوامل اصلی
آلودگیها از بین رفتند. میماند چند مورد جزئی مانند فشرده کردن خاک دشتها و
بیابانها و مرطوب کردنشان تا بلند نشوند، فشار دادن ماسک جلوی دهان و بینی،
خوردن پرفشار شیر، وارد آوردن فشار به اهالی شهرها و روستاهایی که خیلی اوضاعشان
خراب است تا نقل مکان کنند یا کمی به خودشان فشار بیاورند تا به جای شش، خاکشش
دربیاورند و چند مورد خرده ریز دیگر.
در آخر هم یک فشار کوچولو کافی
است تا صدا و سیما چند تا برنامه و مصاحبه درباره مزایای خاک خوردن و تأثیر دود بر
سلامتی جسم و روان و اهمیت آلودگی هوا در گرم شدن کانون خانوادهها بسازد و خلاص.
انصافاً دیدید کاری نداشت و نباید برای هر موضوع پیش پاافتادهای مزاحم دولت شد؟
اینم از این.»