نگاه بازجویانه اوین نامه کیهان به ديروز نامه هاي زنجيره اي جناح رقیب


نگاه بازجویانه اوین نامه ی کیهان سربازجو شریعت نداري به ديروز نامه هاي زنجيره اي جناح رقیب. 6 اسفند -96
شرق: روحاني به جاي عمل فقط حرف مي زند
    
سرويس سياسي-
    
با شروع کار دولت تدبير و اميد فرافکني به شکلي گسترده آغاز شد. فرافکني به قبل رايج ترين شکل از انواع فرافکني هايي است که دولتمردان و روزنامه هاي حامي ايشان دنبال مي کنند. ضمن آنکه موارد ديگري مانند وجود عده اي که جلوي کارهاي خير دولت را گرفته اند نيز ديده مي شود. اما در تازه ترين مورد يک فعال طيف موسوم به اصلاح طلب حتي اعتراض هاي اخير مردم را اعتراض هاي انباشته شده از قبل دانسته که از شانس بد اين دولت اکنون ابراز شده است
    
روزنامه شرق در سرمقاله شماره ديروز خود به مشکلات پيش روي دولت پرداخت و نوشت: «روحاني به جاي عمل فقط حرف مي زند!» در بخشي از اين يادداشت آمده است: «روحاني در يکي، دو سخنرانيِ ابتداي دوره دوم چند باري روايتي جزئي و واقع گرايانه از وضع موجود به دست داد که با اقبالي عمومي مواجه شد. اين اقبال عمومي به سخنان روحاني چنان مشروعيتي بخشيد که رئيس جمهوري مي توانست دست به عمل بزند اما چنين نشد. عمل روحاني منطبق با سخنانش نبود و اين عدم انطباق اين تصور را به وجود مي آورد که روحاني با اين سخنان بيش از آنکه قصدِ جراحي اقتصادي و اصلاحات ساختار را داشته باشد، در پي چانه زني و مذاکره و تعامل است. حتي اگر اين گونه نباشد، تصور غالب مردم چنين است و زدودنِ اين تصور از اذهان مردم، با روش هاي پوپوليستي، کاري بس دشوار است
    
نويسنده دولت را به عمل گرايي فراخوانده و نوشته است: «اين واقعيت انکارناپذير است که سخنان روحاني ديگر نمي تواند همچون گذشته مردم را خطاب قرار دهد و آنان را بسيج کند. با پذيرش اين واقعيت بخشي از مشکلات دولت حل وفصل خواهد شد. آنچه بيش از هر چيز دواي دردِ دولت روحاني است، عملگرايي است؛ عمل به بازتوزيع ثروت در زمان حال و نه احاله آن به آينده اي نامعلوم
    
گفتني است زماني که روزنامه هاي زنجيره اي از جمله شرق دست به بزک کردن اقدامات و عملکرد دولت مي زدند و منتقدين دولت را به شيوه هاي گوناگون مي کوبيدند و از هيچ گونه فحاشي به آنان دريغ نمي کردند بارها و بارها در روزنامه ها و رسانه ها گفته شد که دولت بايستي به جاي حرف زدن و اميد بستن به بيگانگان دست به عمل بزند و ديگر حرف زدن دردي را دوا نمي کند. لازم به ذکر است که مقصود جماعت موسوم به اصلاح طلب از «عمل نکردن و فقط حرف زدن» خواست هاي اقتصادي و حل مسايل معيشتي مردم نبوده بلکه اجابت درخواست هاي ساختارشکنانه اين طيف است
        
    
اعتراض به دولت هاي قبل در دي ماه 96!
    
روزنامه اعتماد در مصاحبه اي با يکي از فعالان اصلاح طلب به موضوعاتي پيرامون دولت دوم تدبير و اميد پرداخته است. نکته جالب توجه در اين گفت وگو انتساب هر موضوع يا کاستي به جناح مقابل است.
    
در بخشي از اين گفت وگو اعتماد موضوع ايجاد بحران براي دولت را مطرح مي کند که مصاحبه شونده در تشريح آن مي گويد: «مشكل عمومي در كشور، انباشت اعتراضات است. موارد كوچكي كه در گذشته وجود داشته و در زمان خود به آنها پاسخ داده نشد، امروز انباشته شده و به صورت تجمع هاي اعتراضي در جامعه نمود پيدا مي كند. دولت نيز اين موضوعات را به صورت يكپارچه مديريت نمي كند. متاسفانه مديريت دولت جزيره اي است و يكي از دلايل آن، كنار گذاشتن جهانگيري از دولت است
    
چنان که در اين سطرها ديديم طيف موسوم به اصلاح طلب حتي اعتراض هاي مردم نسبت به وضعيت اقتصادي را ماحصل انباشت مواردي در گذشته مي داند! آن هم پس از گذشت قريب به پنج سال از دولت. به عبارتي اينها مي گويند حتي اعتراض هاي اخير مردم نيز به خاطر اقدامات گذشتگان بود.
    
در ادامه اين فعال اصلاح طلب گفته است: «از طرفي جناح مقابل از هر فرصتي براي تضعيف دولت استفاده مي كند. همين دلايل سبب مي شود شاهد اين وضعيت نابسامان از نظر اداره امور باشيم. به نظر من مشكلات خيلي پيچيده نيست بلكه ناتواني در هماهنگ سازي اعضاي دولت است كه مشكلات را اين گونه بزرگ مي كند. نتيجه اصرار برخي از اعضاي دولت بر غيرسياسي كردن كابينه، مشكلات امروز كشور است. استانداران غيرسياسي توان كنترل مناطق را ندارند و فردي هم در دولت نيست كه اين استانداران را هماهنگ كند، بنابراين مشكلات به صورت گسترده بروز مي كند
    
در اين باره لازم به يادآوري است که اکثريت زماني شوراي شهر از آن اصولگرايان بود اين طيف موسوم به اصلاح طلب بر طبل غيرسياسي بودن شورا مي کوبيدند، حالا که اين شورا يکدست اصلاح طلب شده ديگر از آن حرف ها خبري نيست. اکنون نيز طرح اين نکته که غيرسياسي بودن کابينه دليل مشکلات است در راستاي تز اصلاح طلبان است؛ به اين مضمون که وارد کردن فشار بيشتر به دولت براي گرفتن امتياز بيشتر. نکته بعدي آن است که جماعت اصلاح طلب نقد دولت را تضعيف آن مي خوانند در حالي که فراموش کرده اند ايامي را که دولت غيرهمسو با ايشان بر سر کار بود. حتي برخي در اين طيف به دشمنان گراي تحريم ايران را دادند!
    
اين فعال اصلاح طلب در بخش ديگري گفته است: «در كشور ما به اندازه كافي نخبه اقتصادي هست كه برنامه ريزي اقتصادي انجام دهند منتها دولت گوش شنوايي براي آنها ندارد. از نظرات كارشناسان نيز به صورت جدي استفاده نمي شود يا حداقل ما خبر نداريم. اگر اين گونه است لااقل بيان كنند. دانشگاهيان هيچ گونه مشاركتي در تصميم سازي هاي دولت ندارند. بنابراين اگر دولت مشكلي دارد بايد با مردم در ميان بگذارد نه اينكه خود نقش منتقد و مخالف را ايفا كند. به نظر من اين اتفاق براي پوشش ناكارآمدي مسئولان است
    
        
تقلا براي دستاورد سازي از برجام
    
روزنامه آرمان در مطلبي نوشت: «برنامه هسته اي ايران به اين دليل مهم است که ظالمانه و به طور مشخص با نقش آفريني آمريکا، آن را زير فصل هفتم منشور ملل متحد بردند؛ اين مهم بدين مفهوم است که موضوع هسته اي ايران تهديدي عليه صلح و امنيت بين المللي بود».
    
بي دستاوردي برجام، مدعيان اصلاحات را وادار کرده است که همچنان به دستاوردسازي موهوم براي توافق هسته اي ادامه دهند.
    
مدعيان اصلاحات و برخي دولتمردان بارها مدعي شده اند که به واسطه برجام بدون بروز جنگ و تخاصم بين المللي از ذيل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد خارج شديم.
    
اين ادعا در حالي است که از نظر حقوقي، يک قطعنامه هنگامي ذيل فصل ۷ منشور سازمان ملل قرار مي گيرد که در بخش مربوط به اجرايي آن، عبارت «Acting under Chapter VII of the Charter of the United Nations» بدون هيچ قيد و شرطي، مندرج باشد. با بررسي قطعنامه هاي صادرشده عليه جمهوري اسلامي ايران پي مي بريم که اساساً هيچ يک از قطعنامه هاي صادرشده عليه کشورمان ذيل فصل ۷ قرار نداشته است و هرگاه آمريکا و متحدان غربي اش به دنبال کشاندن قطعنامه هاي ضدايراني به ذيل فصل ۷ بودند، روسيه و چين با اين استدلال صحيح که ايران هيچ گاه امنيت جهان را به مخاطره نينداخته مانع از اين کار شده اند. با اين حال با اصرار و فشار آمريکا و برخي کشورهاي غربي عضو شوراي امنيت، در نهايت قطعنامه ها عليه ايران صرفاً ذيل بند ۴۱ اين فصل (و نه کلّيت فصل ۷) به تصويب رسيد تا صرفاً «الزام آور» بودن آن مشخص و موکد باشد. بنابراين برخلاف اين ادعا، نه در گذشته و نه الان هيچ گاه ايران ذيل «کليت» فصل هفت يا «ماده ۴۲» فصل هفت که اجازه حمله نظامي را صادر مي کند نبوده، بلکه تنها تفاوت گذشته با الان اينجاست که قبلاً ايران قرار داشتن ذيل ماده ۴۱ فصل هفت و محدوديت هاي اقتصادي آن را به رسميت نمي شناخت ولي امروز به واسطه برجام و به دست خودمان به قرار گرفتن ذيل ماده ۴۱ فصل هفت در قطعنامه ۲۲۳۱ اقرار کرده و به آن رسميت هم داده ايم.
       
    
ميوه برجام: بيکاري 500 هزار نفر در آذر ماه
    
روزنامه زنجيره اي بهار در مطلبي به جديدترين گزارش مرکز آمار درباره بيکاري 500 هزار نفر در پاييز گذشته پرداخت و نوشت: «در حالي جمعيت شاغل کشور در تابستان امسال بيش از ۲۳ميليون و ۸۳۰هزار نفر بوده که اين رقم در پاييز امسال به ۲۳ميليون و ۳۳۱هزار نفر کاهش يافته است. جديدترين گزارش مرکز آمار حکايت از افزايش نرخ بيکاري به ميزان 2درصد در پاييز 96 نسبت به تابستان 96 دارد
    
اين روزنامه در ادامه به بيکاري 50 درصدي فارغ التحصيلان اشاره کرد و نوشت: «بيکاري فارغ التحصيلان در سال هاي اخير از اهميت خاصي برخوردار شده و تبديل به يک چالش اساسي شده است. اين موضوع زماني به يک چالش اساسي تبديل شد که کشور با رشد روز افزون جمعيت داراي تحصيلات عالي که به نوبه خود نتيجه افزايش بيش از حد ظرفيت دانشگاه ها و مراکز آموزش عالي بود، مواجه شد
    
اذعان روزنامه حامي دولت به بيکاري 500 هزار نفري در پاييز گذشته در حالي است که دي ماه گذشته دومين سالگرد اجراي برجام بود، برجامي که به تعبير رئيس جمهور محترم قرار بود تحريم هاي ظالمانه را بردارد، سرمايه بياورد تا مشکل اشتغال، محيط زيست و حتي آب خوردن مردم ما را حل کند. روحاني آبان ماه گذشته با تشبيه برجام به درخت سيب و گلابي، از مردم خواسته بود براي ديدن نتايج اقتصادي توافق هسته اي صبر کنند تا درخت به ثمر بنشيند. گزارش جديد مرکز آمار درباره بيکاري 500 هزار نفري در پاييز نشان مي دهد که ظاهرا درخت گلابي برجام به ثمر نشسته و دارد ميوه مي دهد!