نقدو بررسی : سرمقاله روزی نامه ی حکومتی " پيروزي يا عقب ‌نشيني؟ "

"مچ گیری پیرامون بیانیه مشترک سه جانبه که چرا عقب نشینی پیروزی نامیده شده است"

مگر آنانی که اوایل انقلاب را به یاد دارند هنوز شکی برای شان وجود دارد تا که ندانند چگونه رژیم عوامفریب و دین فروش از همان زمان بنای تأسیس و شکل گیری اش فقط دروغ تحویل مردم ایران داده است و همراه با خیانت و جنایت و غارتگری وجنگ افروزی به حکومت ننگین خود ادامه داده است؟ زیرا که از همان آغاز وعده ی دروغ دادن حکومت مستضعفان و پا بر هنگان از سوی خمینی شیاد شروع شد تا اینکه جنگ خانمان بر انداز ویرانگر 8 ساله ی ایران و عراق را نعمت الهی نامید، دروغ گفتن چاشنی و مکمل دروغ شد . زیرا که مشتی آخوند عقده ای و فسیل غیر مولد ومتحجر مفت خور بقدرت رسیده بودند که در کنارشان عقب مانده ترین قشر حاشیه نشین های شهری و بخش روستائی بود که از نظر فرهنگی و فهم و درک وشعور و موقعیت اجتماعی جزو قشر های محروم و پائینی جامعه محسوب می شدند که سریع جذب ار گان های سرکوبگر از جمله کمیته ها و بسیج وسپاه پاسداران شدند و نیروهای مردمی پاک سازی شدند . چون بقول خمینی شیاد می بایست که اینان صاحب حکومت می شدند. پس اینان تبدیل به بازوی چماق و جنگ افروزی و سرکوب گری در خدمت آخوندهای حاکم شدند و برای کسب قدرت و ثروت و حفظ آن، حاکمان دین را بطور دربست تبدیل به ابزار تبلیغاتی و خفقان و سرکوب و حذف دیگران کردند . چونکه همه اهداف و جنایات و خیانات و غارتگری وجنگ افروزی های حاکمان فقط زیر چتر مذهب و اسلام پیگیریو توجیه شده است .

از سوی دیگر بموازات اینکه حاکمان از مردم فاصله گرفتند بر عمق دروغ گوئی و شدت سرکوب و خفقان خود افزودند. بطوریکه به جز تکیه زدن بر ارگان های گوناگون سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام و توطئه گری و پرونده سازی کردن و بحران آفرینی و جنگ افروزی دنبال شد که با چتر توجیه گری دین و ادا و اطوار های ضد آمریکائی اعمال و پیگیری می شد غیر از این هر گز بقای ننگین شان یک روز هم امکان پذیر نبوده است. در همین رابطه حاکمان نامشروع تهران برای اینکه مردم ایران را به گروگان بگیرند. همچنین رهبران کشور های منطقه را با تهدید به ترسانند واز رهبران جهان باج گیری کنند پس تلاش پنهانی برای دسترسی به سلاح هسته ای را در دستور کار خود قرار دادند و این سیاست را ادامه دادند تا اینکه از سوی مجاهدین این پروژه و اهدافش فاش شد . سپس بازی موش و گربه بازی و دروغ گفتن و پنهان کاری باسیاست باج دادن و فرصت سوزی این طرح دنبال شد تااینکه در زمان مدعی اصلاح طلبان توافق نامه ای با انگلیس و فرانسه با موافقت آمریکا در کاخ سعد آباد در تهران امضاء شد و در نهایت به تعلیق غنی سازی اورانیوم منتهی شد . اما چون جنگ قدرت و ثروت جناحی و باندی اوج گرفت . بنابراین برای کناری دوم خردادی ها موافقت کردن شان به تعلیق غنی سازی با غرب متهم به خیانت شدند و طرح کودتای پاسداری علیه شان تدارک دیده شد که مرحله ی اولش با کودتای سیاست چند لایه حرکت خاموش و خزنده در سوم تیر 84 اجرا و پاسدار گماشته احمدی نژاد رئیس جمهور و رفسنجانی کنار زده شد. مرحله ی دوم کودتای علنی در 22 خرداد 88 پیاده و دنبال شد . دوره دولت نامشروع نهم که همراه با تور سفر های استانی ومعرکه گیری دفاع ازاهداف پروژه ی هسته ای بود که با دادن خبر های خوش هسته ای آغاز شد که در دنباله به برگزاری جشن هسته ای تبدیل شد. بالاخره آنگونه که موضوع پروژه ی هسته ای در رأس همه مسائل قرار گرفت و اصل شد. طوری که نه مطالبات مردم بطور کلی فراموش شد ، بلکه مبدل به ارجحیت دادن این پروژه به صنعت ملی شدن نفت و فرا ملی نامیده شد . آنگونه که پاسدار گماشته احمدی نژاد با دهان کجی کردن به قطعنامه های تحریم های شورای امنیت سازمان ونادیده انگاشتن وضعیت اقتصادی کشور و تحمیل شرایط طاقت فرسای معیشتی به مردم محرومایران در تور سفرهای خود قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل آن را ورق پاره های بی ارزش می نامید و از موضع نماینده ملت مدعی می شد که از نظر ملت که پشتیبان پروژه و اهداف هسته ای هستنداینان نه سر و سوزنی از حق انرژی هسته ای کوتاه نمی آیند بلکه آن را حق مسلم خود می دانند.

ولی اکنون مشخص نیست که چه اتفاقی افتاده یا معجزه ای رخ داده است که شیپور از در گشادش نواخته شده است . یعنی آنگونه تناقض و وارونه گوئی شده است که سر مقاله نویس پیرامون بیایه مشترک 3 جانبه که در حاشیه ی اجلاس دو روزه ی گروه 15 در تهران امضاء و منتشر شد تناقضات همراه سئوالات در این مورد رابر جسته نموده است و درباره توافق سه‌جانبه حاکمان تهران براي مبادله سوخت اتمي به چند نكته بقول خودش قابل تأمل اشاره کرده است که در اصل یامچ گیری یا فاش کردن دو روئی و دروغ گوئی های محور این بیانیه ی 3 جانبه است که آن را چنین بیان کرده است :

" ديروز، در پي انجام مذاكرات سه‌جانبه تركيه، برزيل و جمهوري اسلامي ايران در تهران درباره چگونگي تبادل سوخت هسته‌اي، بيانيه‌اي منتشر شد كه مهمترين فراز آن، اعلام موافقت جمهوري اسلامي ايران با مبادله سوخت در خارج از ايران است. ماده 5 اين بيانيه مقرر ميدارد جمهوري اسلامي ايران 1200 كيلوگرم سوخت اورانيوم كمتر غني شده را در تركيه به امانت مي‌گذارد كه در مالكيت ايران خواهد بود و ايران و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي امكان نظارت بر آن را خواهند داشت. در ماده 6 اين بيانيه آمده است: جمهوري اسلامي ايران موافقت خود را با موارد فوق (موافقت‌ با تبادل سوخت هسته‌اي در خاك تركيه، به امانت گذاشته شدن 1200 كيلوگرم سوخت اورانيوم كمتر غني شده در تركيه و اينكه تبادل سوخت يك گام مثبت و رو به جلو تلقي شود و همكاري صلح‌آميز هسته‌اي جايگزين هرگونه تقابل و تهديد گردد) به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ظرف 7 روز اعلام مي‌كند و متناسب با درخواست گروه وين (روسيه، فرانسه، آمريكا و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي) جزئيات بيشتري درباره تبادل سوخت از طريق توافق‌نامه خطي و ترتيبات مربوط به توافقنامه ايران و وين كه متعهد به تحويل 120 كيلوگرم سوخت اورانيوم مورد نياز راكتور مي‌باشند، شرح داده خواهد شد "


در دنباله سرمقاله نویس برای اینکه ثابت کند که انتشار بیانیه ی 3 جانبه چقدر با مواضع رهبر و سایر مسئولان با گذشه ی نه چندان دور تناقض و اختلاف دار
د؟ از روند مخالفت با تأکید انتقال 1200 کیلو اورانیوم غنی شده 5 /3% از سوی گروه 5+1 و تبدیل به 20% نقل کردهو نتیجه گرفته است که در بیانیه ی 3 جانبه این چنین خلاف این ادعای گذشته توافق شده است :


"مهمترين نكته اينست كه تا قبل از اجلاس گروه 15 در تهران و اجلاس سه جانبه تركيه، برزيل و ايران، سياست محوري نظام جمهوري اسلامي ايران اين بود كه "مبادله سوخت اتمي فقط در ايران". اين نكته را آقاي منوچهر متكي وزيرامورخارجه كشورمان هفته گذشته براي چندمين بار مورد تأكيد قرار داد و نكته‌ايست كه با سياست اعلام شده توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه‌اي منطبق است. ايشان، سال گذشته تبادل سوخت با كشورهاي گروه 1+5 را مشروط به سه شرط دانستند كه عبارت بودند از: 1 - تبادل همزمان سوخت 20 درصد در برابر اورانيوم 5/3 درصد 2 - انجام مبادله فقط در خاك ايران .3 - تعيين ميزان اورانيومي كه مبادله مي‌شود براساس نياز ايران متأسانه در بيانيه ديروز تهران، هيچيك از اين سه شرط رعايت نشده و ايران پذيرفته است 1200 كيلوگرم سوخت 5/3 درصدي اورانيوم خود را قبل از آنكه چيزي تحويل بگيرد از كشور خارج نمايد وظرف يكسال بعد مقدار 120 كيلوگرم سوخت 20 درصد غني شده تحويل بگيرد. اين، نه تنها رعايت شرط‌هاي مذكور نيست، بلكه يك عقب‌نشيني آشكار در همه زمينه‌هاي اعلام شده قبلي مي‌باشد."

همچنین سرمقاله نویس در بستر مقایسه ی پیشنهادات هسته ای و سیاست مخالفت های اتخاذ شده گذشته با توافق بیانیه ی 3 جانبه پذیرفته شده شرایط کنونی اینگونه با نقل قول کردن مواضع مسئولان دست به روشنگری متنناقض مقایسه ای زده است :


"در تاريخ 17/2/89 يعني فقط 10 روز قبل از صدور بيانيه تهران، سخنگوي وزارت امورخارجه در بيان جزئيات مورد نظر جمهوري اسلامي ايران براي مبادله سوخت اتمي، برروي تناسب مقدار مورد نظر براي مبادله تأكيد كرد. در اين زمينه، گروه 1+5 در تاريخ 27 مهر سال 88 خواستار ارسال75 درصد اورانيوم ايران با غناي 5/3 درصد به روسيه و سپس فرانسه براي تبديل شدن به ميله‌هاي سوخت با غناي 20 درصد شد. اين پيشنهاد گروه 1+5 مورد پذيرش ايران قرار نگرفت زيرا ايران معتقد بود درصورتي كه شرايطي مانند همزماني و ساير تضمين‌ها داده شوند، در آنصورت نيز بايد جانب احتياط رعايت گردد و ايران ابتدا مقدار كمي از اورانيوم 5/3 درصد خود را با سوخت 20 درصد مبادله نمايد و در صورت انجام بدون مشكل آن، در مراحل بعدي براي مبادله بقيه اورانيوم تا 75 درصد نيز اقدام نمايد. اما در توافقنامه ديروز تهران صحبت از اينست كه ايران 1200 كيلوگرم اورانيوم 5/3 درصد خود را به تركيه ارسال نمايد كه اين مقدار حدود 80 درصد موجودي ايران را شامل مي‌شود. 3 - در گذشته، در برابر 75 درصد اورانيوم 5/3درصد غني شده ايران قرار بود 200 كيلوگرم سوخت 20درصد تحويل ايران شود، ولي در توافق ديروز صحبت از اينست كه در مقابل همان مقدار، فقط 120 كيلوگرم سوخت 20 درصد به ايران تحويل شود. معلوم نيست اين كاهش 80 كيلوئي چرا؟ "

جالب است سر مقاله نویس بازهم برای اینکه تناقضات مواضع گذشته و پس از انتشار بیانیه ی 3 جانبه که از اجلاس دو روزه ی تهران انتشار یافت را بیشتر برجسته کرده باشد . ابتدا اذعان کرده است که مواضع مسئولان پیرامون زیاده خواهانه ی گروه 5+1 که تلاش کردند رژیم را تهدیدبه تسلیم و عقب نشینی کنند. ولی رئیس جمهور موافقت نکرد و با مسئولان دیگر بر ضرورت غنی سازی در ایران تأکید کردند که این نظرها مکمل مترادف موضع ولی فقیه یا رهبر لوطی جماران خامنه ای بود ولی اکنون مچ گیری کرده است که با توافق بیانیه ی 3 جانبه درست رو در روی ادعاهای گذشته مسئولان و مخالف نظر و ولی فقیه توافق و اقدام کرده اند . بهرحال سر مقاله نویس برخی ازمواضع گذشته ی مسئولان را نقل قول کرده است تا با توافق مفاد بیانیه ی سه جانبه با سئوالاتی که مطرح کرده ثابت کند که اینگونه بعینه بر خلاف نظر ولی فقیه همکاره است:


"در اظهارات سخنگوي وزارت امورخارجه در تاريخ 17 ارديبهشت، علاوه بر ضرورت همزماني مبادله، درباره مكان مبادله نيز اظهارنظر شده و وي در همين اظهارات تاكيد نمود از نظر ايران هيچ مكاني غير از ايران براي مبادله قابل پذيرش نيست. اين نكته و ساير نكاتي كه در اظهارات سخنگوي وزارت خارجه مورد تاكيد قرار گرفته، همگي بر سياست اعلام شده توسط رهبر معظم انقلاب در زمينه مبادله سوخت اتمي منطبق است درحالي كه در توافق‌نامه ديروز تهران هيچيك ازآنها رعايت نشده‌اند. در بهمن ماه سال گذشته بعد از آنكه آمريكا و بعضي اعضاي گروه 1+5 بر نقطه نظر زياده‌خواهانه خود مبني بر عقب‌نشيني ايران در موضوع هسته‌اي اصرار ورزيدند و ايران را به تحريم‌هاي بيشتر تهديد كردند، رئيس جمهور كشورمان اعلام كرد دستور غني سازي 20 درصدي را توسط ايران صادر كرده تا نيازي به مبادله سوخت نداشته باشيم. بلافاصله بعد از صدور اين دستور، رئيس سازمان انرژي اتمي كشورمان نيز اعلام كرد غني‌سازي 20 درصدي در تاسيسات هسته‌اي ايران شروع شده است. با توجه به اين اعلام و اين اقدام، ايران چه نيازي به امضاي توافق‌نامه‌اي دارد كه در آن اينهمه عقب‌نشيني وجود دارد؟ اگر اخبار مربوط به توان ايران براي غني‌سازي 20درصد صحت داشته باشد، تازماني كه سوخت رآكتور تهران به پايان برسد ما مي‌توانيم سوخت جايگزين را تأمين نمائيم و نيازي به ارسال 1200 كيلوگرم اورانيوم خود به خارج از خاك ايران و دريافت سوخت 20 درصد غني شده تا يكسال ديگر نداريم. با توجه به اين واقعيت، اين سئوال مطرح است كه توافقنامه تهران چرا؟ جالب است كه رئيس سازمان انرژي اتمي در تاريخ18 فروردين سال جاري گفت: "ايران، اورانيوم 20 درصدي توليد كرده است" و در اول ارديبهشت همين امسال نيز گفته است: "توليد سوخت 20 درصدي به خوبي پيش مي‌رود" با اينحال، ما چه نيازي به چنين توافقنامه‌اي داريم؟ "

بالاخره سرمقاله نویس برای اینکه مچ گیری و افشاگری خود را کامل کرده باشد و از موضع رو کم کنی با مدعیان همیشه طلبکار بر خورد کرده و شیر فهم شان کرده باشد . ابتدا سئوال کرده چه فرقی میان سایر کشورها با ترکیه می باشد ؟ البته منظور این است که چرا با انتقال اورانیوم غنی شده 3/5% به فرانسه و روسیه با تحویل گیری 20% غنی شده موافقت نشد که مقدار دریافتی هم بیش از آن میزانی است که قرار است از طریق ترکیه و برزیل دریافت شود.؟درنهایت اینکه سرمقاله نویس خواسته است این پیام مهم رامنتقل کند چرا با وارونه گوئی ضعف ناشی از عقب نشینی و تسلیم شدن شان اینگونه به پیروزی دروغین تبدیل شده است :


"ميان تركيه و ساير كشورها چه تفاوتي وجود دارد كه آقايان مبادله در خاك تركيه را بي‌اشكال ميدانند؟ اگر آمريكا و ساير اعضاي گروه 1+5 درصدد خيانت به ايران باشند و نخواهند به تعهدات خود در توافقنامه عمل كنند، مي‌توانند در خاك تركيه نيز چنين كنند. بنابر اين، تأكيد بر مبادله در خاك ايران، سياست درستي است كه بايد بر آن پاي فشرد. اين واقعيت‌هاي آشكار، بر اين نكته تأكيد مي‌كنند كه برخلاف آنچه در تبليغات رسمي اعلام مي‌شود، توافق ديروز تهران نبايد يك پيروزي قلمداد شود، زيرا يك عقب‌نشيني در برابر زياده‌ خواهي‌هاي غرب است و جمهوري اسلامي ايران نبايد به آن تن دهد"

.

در خاتمه اینکه این بیانیه ی 3 جانبه بطور علنی نشان داد که حاکمان مفلوک و نا مشروع کودتائی فقط زور را می فهمند و می بایست با زبان و سیاست خودش یعنی گفتمان زور و تهدید مذاکره نمود . برای اینکه اکنون که در نهایت ضعف و در ماندگی ووحشت از تصویب قطعنامه ی تحریم ها قرار گرفته است طبق افشاگری و تناقض گوهائی که سر مقاله نویس نقل قول کرده است که چگونه پیرامون پیشنهادات بسته هسته ای مناسب تری که قبلاً از سوی غرب داده ولی رد شده بود. چرا اکنون تن به شرایط بدتر از آن داده شده است ؟ آنهم در فاصله ای 10 روزه موضع جدید پذیرفته شده است. هر چند که اینترفند می تواند یک سیاست تاکتیکی و وقت کشی جدید باشد . ولی آنچه مهم است توافق مفاد بیانیه ی 3 جانبه عریان سازی ضعف تناقض آمیز مسئولان رژیم ضد بشری می باشد که نشان می دهد هر زمان که احساس ترس و ضعف کنند پای بند هیچ صول و پر نسیبی نمی باشند وبه سادگی زیرآب همه ادعاهای پوشالی و قدرت نمائی های کاذب خود را می زنند. زیرا که بسادگی اتخا ذ سیاست و اقدام گماشته پاسداراحمدی نژاد و منوچهر متکی وزیر آدم ربای امور خارجه ی جاسوسی و ترور و مترسک مهماندوست سخنگوی این دستگاه جاسوسی و ترور ش بر خلاف ادعای ولی فقیه خامنه ای می باشد. ضمن اینکه فاش شده است که مشخص نیست در رژیم بربرمنش و قرون وسطائی ملوک الطوایفی قدرت در اختیارکیست و تصمیم گیر نهائی کیست ؟ زیرا که تناقض گوئی های آشکار و برجسته شده گواه بر اوضاع بس آشفته و خرت وخر رژیم کودتائی متزلزل شده می باشد.

هوشنگ - بهداد

روزی های حکومتی جمهوری اسلامی سه شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1389

پيروزي يا عقب‌نشيني؟

http://www.jomhourieslami.com/1389/13890228/13890228_01_jomhori_islami_sar_magaleh_0001.html