دروغ نامه ی کیهان شنبه 23 بهمن ماه سال 1389

نقد و بررسی : (يادداشت روز) دروغ نامه ی کیهان " تبعيد آمريكا به حاشيه "

" شک نیست که حاکمان رژیم فاشیستی مذهبی کودتایی و تروریستی بشدت از تغییر و تحولات منطقه وحشت زده شده اند . زیرا که از یک طرف بسیار نگران محتوا و سمت و سوی شعار و خواست قیام کنند گان منطقه به خصوص در مصر می باشند که نکند غیر مذهبی و سکولار و دمکراتیک باشد . به ویژه در صورت بسط و تعمیم آن در منطقه بدون شک موجب امتداد آن به ایران منتهی می شود . از طرف دیگر نگرانی و اضطراب حاکمان کودتاگر تهران و ولی وقیح این است که دامنه ی قیام آزادی خواهانه دمکراتیک مردم مصر به دمشق و بیروت وبغداد برسد و موقعیت هم پیمانان و دست نشاندگان حاکمان دیکتاتور در منطقه مورد تهدید جدی واقع شود و این متزلزل شدن شان موجب تضعیف قدرت پوشالی و دکوری پاسداران کود تاگر و ولی وقیح نا مشروع ایران منجر می شود"

قلم بر دستان بی اراده ی وارونه گو که در خدمت ولی وقیح و کودتا گران پاسدار هستند . آنگونه قلم فرسائی و لغز خوانی می کنند که گویا ایران مهد دمکراسی و آزادی خواهی نه در منطقه که در جهان می باشد . زیراکه بر اساس ادعای قلم بر دستان وارونه گوی تصویر مار کش و مار قالب کن نه هیچ اثری از اختناق و سرکوب و سانسور و اعزاضان مردمی در ایران وجود ندارد ، بلکه انقلاب سال 57 تبدیل به الگوی انگیزانده ی مبارزه و الهام بخش موج ی اعتراضی ملت های منطقه علیه ی حاکمان دیکتاتور شده است. آنگونه که ملت های منطقه با جهد و تلاش مبارزه می کنند تا پس از سرنگون کردن دیکتاتوری در کشورشان الگوی رژیم ولایت وقیح ایران را جانشین کنند . در صورتی که 32 سال است مردم ایران تلاش های پیگیر برای تغییرات دمکراتیک و حکومت سکولار در ایران می کنند که هزینه ی بس سنگین آن مواجه بودن مخالفان و منتقدان با ضرب و شتم و سرکوب و گلوله و باز داشت و شکنجه و اعدام بوده است . از طرف دیگر مگر در کشور های غیر اسلامی مبارزات ترقی و آزادیخواهانه رخ نداده است که منجر به حکومت های دمکراتیک سکولار غیر مذهبی شده است . حال بگذریم که انقلابات روسیه و چین و ویتنام و کوبا ... نه مذهبی که غیر مذهبی بودند . ضمن اینکه انقلاب مردم ایران ابتدا انقلاب مردمی و آادیخواهانه بود . ولی برای اینکه منحرف و کنترل شود . با وعده و قول های گذاشته شده و زد و بند های پشت پرده با از ما بهتران به پسوند اسلامی آذین بند شد تا خمینی شیاد و پیروانش تسمه از گرده ی مردم ایران به ویژه مخالفان و منتقدان دگر اندیش انقلاب کرده بکشند. عجیب است که یک مسئول یا مدعی قلم بر دست در این رژیم عوامفریب و وارونه گوی دین فروش هم یافت نمی شود تا رو راست و بدون لکنت زبان به مردم ایران بگوید یا اینکه بیلان دهد که مگر رژیم فاشیستی مذهبی کودتائی در 32 سال گذشته چه ار مغانی برای ملت ایران آورده و یا چه دستآوردی برای شان داشته است که اکنون قرار است این حکومت ضد مردمی نا مشروع الگوی قیام کنندگان منطقه شود؟ مهمتر اینکه مگر وضعیت حکومت تنها هم پیمانش سوریه در منطقه چگونه می باشد . طوریکه اگر اختناق و دیکتاتوری در این کشور بیشتر از تونس و مصر بیشتر نباشد کمتر هم نیست . همچنین عملگرد سر کوبگرانه ی دست نشاندگان حاکمان تهران و پاسداران در عراق و لبنان و نوار غزه هم آنگونه شفاف است که مشخص است که هیچ نیازی به توضیح و تشریح نمی باشد که محتوایش چگونه می باشد که مشابه ی آن می بایست به منطقه صادر شود که وعده اش داده می شود.بهر حال قلم بر دست یادداشت روز نویس برای اینکه فقر و مشکلات اقتصادی و بیکاری و عدم آزادی مدم مصر را منکر شده باشد تا که بتواند قیام مردم مصر را مذهبی و اسلامی جا زند. همچنین در دنباله وحشت قیام 88 پس از کودتا وترس از شعله وری و تکرار آن در ایران را با نگرش خود نشان داده باشد . این چنین ادعا کرده و تحلیل پاسداری – حوزوی داده است :

"اين بحث كه آيا انقلاب مردم مصر و پيش از آن انتفاضه مردم تونس، يك حركت اسلامي است و از انقلاب اسلامي مردم ايران و نظامي كه 30 سال است بر مبناي آن پايه گذاري شده الگو گرفته اگرچه بسيار كليدي است ولي جاي بحث و جدل چنداني ندارد. روشن است كه مردم مصر و تونس براي آغاز حركت نياز به يك عامل بسيار نيرومند برانگيزاننده در ذهن خود داشته اند و پس از آغاز حركت هم براي آنكه رنج ها و فشارهاي ناشي از مبارزه با ديكتاتورهايي بي رحم را تاب بياورند محتاج آن بوده اند كه دائما به مدلي آرماني در ذهن خود مراجعه كنند. تاريخ معاصر به ياد ندارد كه گرسنگي و رنج اقتصادي يا طلب زندگي مرفه بي آنكه يك ايدئولوژي محكم آن را پشتيباني كند، باعث شعله ور شدن يك انقلاب شده باشد. نگاهي به ابعاد حركتي كه اكنون در مصر آغاز شده و در شرف به نتيجه رسيدن است جاي شبهه اي باقي نمي گذارد كه خيزشي چنين عظيم را جز نيروي ايمان و باور ديني نمي تواند به وجود بياورد و به پيش ببرد"

عجیب است با وجود اینکه گفتگو وگزارش های خبری که از قیام چندین روزه ی مردم مصر از سوی خبرنگاران به سراسر جهان مخابره شده است که شکوه و شکایت شان از سرکوب و خفقان دیکتاتوری 30 ساله همراه با فقر و بیکاری تحمیل شده می باشد . ولی قلم بر دست برای اینکه بار مذهبی نه اقتصادی و سیاسی و نه حکومت دمکراتیک سکولار به قیام مردم مصر داده باشد تا که بتواند وانمود کند که منبع و سر چشمه ی این قیام تهران و رهبر ولی وقیح جماران نشین است. زیرا که وی رهبر خود خوانده ی ام القرای جهان اسلام است که جانشین خمینی شیاد توانسته است این چنین عامل انگیزاننده ی حرکت و قیام ملتت ها در منطقه به خصوص در مصر شود :

" توجيهات سكولار براي تبيين اين حركت عظيم بسيار فقير و كم مايه است. اينكه ميليون ها نفر جان خود را كف دست بگيرند، 16 شبانه روز در محاصره تانك ها كف خيابان بمانند و شعار خود را از «مبارك برو» به «مرگ بر مبارك» تغيير بدهند، مسلما هدفي بزرگتر و ارجمندتر از طلب نان دارد و اين حقيقتي است كه اگر چشم بر آن بسته شود تنها اتفاقي كه افتاده اضافه شدن يك اشتباه محاسباتي جديد به خروارها اشتباه محاسباتي آمريكايي ها و همدستانشان درباره حال و روز منطقه است. همان اشتباهي كه روز پنج شنبه جيمز كلاپر مدير اطلاعات ملي آمريكا و لئون پانتا رييس سازمان سيا در مقابل اعضاي كميته اطلاعاتي مجلس نمايندگان به آن اعتراف كردند اما هنوز معلوم نيست از آن به اندازه كافي درس گرفته باشند.نگاه به تحولات خاورميانه از منظر راهبردي روش ديگري است كه به دقت نشان مي دهد منشا اين زلزله بزرگ كجاست. لئون پانتا رييس سيا گفته است سال گذشته بيش از 400 گزارش اطلاعاتي مطالعه كرده كه همه آنها مي گفته اند منطقه خاورميانه در شرف تغيير است. اما او نگفته كه پس چرا نتوانسته حادثه اي چنين عظيم را كه امام خميني بيش از 30 سال پيش با جزئيات از آن خبر داده بود پيش بيني كند. مورد دوم هم فتنه سال 88 در ايران است. جوزف فيتساناكيس گزارشگر ويژه فارين پاليسي در امور اطلاعاتي در همان هفته هاي اول بعد از 22 خرداد 88 در مقاله اي بسيار مهم كه متاسفانه كم مورد توجه قرار گرفته است نوشت تحليلگران سازمان سيا با شنيدن صداي الله اكبر از پشت بام برخي خانه ها در ايران به اين تحليل رسيده اند كه اتفاقات سال 57 در حال تكرار است و نظام جمهوري اسلامي رفتني است! اگرچه اين خوش خيالي خيلي زود زايل شد اما همين كه تحليلگران سيا باز هم نتوانسته بودند الله اكبر واقعي را از نوع بدلي و قلابي آن تشخيص بدهند نشان مي داد كه از 30 سال پيش تا حالا پيشرفتي نكرده اند. نمونه مصر آخرين موردي است كه نشان مي دهد آمريكايي ها در فهم وقايع خاورميانه تا چه حد كودن هستند. تلاش براي تبديل انقلاب به رفورم و جايگزين كردن يك مهره با مهره ديگر، و بعد همراه نشان دادن خود با مردم (كاري كه اوباما ديشب انجام داد)چنان كه گويي در اين 30 سال همه كور و كر بوده اند و هيچ كس نديده است كه چگونه آمريكا روي مبارك به عنوان يك سرمايه استراتژيك حساب مي كرد همه نشان دهنده اين است كه آمريكايي ها نتوانسته اند به عمق آنچه در مصر مي گذرد و از اين پس به سراسر منطقه سرايت خواهد كرد، پي ببرند."

در بخشی پایانی یادداشت روز دیگر قلم بر دست عضو حزب الله چماقدار که همکار یادداشت روز نویس دروغ نامه ی کیهان سرباز جو پاسدار کودتا گر می باشد. برای اینکه ثابت کند تغییر و تحولات منطقه موجب شده است که پارامتر جدیدی وارد صحنه شود که همان انقلاب اسلامی رژیم فاشیستی مذهبی کودتائی ایران است که پس از سقو دیکتاتور ها در منطقه جای شکست آمریکا و پایان کار اسرائیل در منطقه را این چنین پر خواهد نمود:

"نخست اينكه بدون شك خاورميانه ديگر هرگز چنان نخواهد بود كه پيش از اين بود. جغرافياي سياسي خاورميانه به سرعت دگرگون خواهد شد و انقلاب مصر به همه ديكتاتوري هاي وابسته منطقه سرايت خواهد كرد. اعضاي تيم امنيت ملي اوباما احتمالا 15 روز است كه نخوابيده اند اما بايد خود را براي بي خوابي هاي بسيار بيشتر از اين آماده كنند. اگر يك جرقه كوچك در تونس آتشي چنين عظيم در مصر برانگيخته بدون شك اين آتش به طوفاني مهيب در سراسر خاورميانه تبديل خواهد شد. كابوس ديكتاتورها تازه آغاز شده است. منافع حياتي آمريكا دچار چنان آسيبي خواهد شد كه بعيد است تا سال هاي طولاني بتوانند ابعاد آن را حتي برآورد كنند چه رسد به اينكه راه چاره و درماني بيابند. هنوز معلوم نيست كه آمريكايي ها با مصيبتي به نام سقوط رژيم مبارك چه خواهند كرد. بهترين كار اين است كه اسراييل را به حال خود رها كنند و بار كنند و از خاورميانه بروند. دوم اينكه اسراييل به پايان كار نزديك مي شود. تا همين جا هم اسراييل يك پروژه شكست خورده است كه مدتهاست هزينه هاي آن بر فوايدش غلبه كرده اما از اين به بعد بحران موجوديت اسراييل به يك گرفتاري دائمي براي آمريكا تبديل خواهد شد. اسراييلي ها تازه از اين به بعد است كه مزه محاصره واقعي را خواهند چشيد و خواهند دانست كه قلدري كردن و دست اندازي به سرزمين هاي اسلامي چه تبعاتي مي تواند داشته باشد.و سوم اينكه نقش بازيگردان ها در منطقه جابجا خواهد شد. آمريكايي ها از اين بعد نقشي جز مديريت حاشيه ها در منطقه نخواهد داشت. مديريت متن تحولات خاورميانه در اختيار ايران به عنوان يگانه منبع الهام و تغذيه حركت هاي ضد آمريكايي در منطقه خواهد بود كه مي تواند الگوهاي آينده سياسي منطقه را ايجاد و مديريت كند. تبعيد آمريكا به حاشيه مهم ترين حادثه ژئوپلتيكي است كه بايد در انتظار آن بود"

در خاتمه اینکه شک نیست که حاکمان رژیم فاشیستی مذهبی کودتایی و تروریستی بشدت از تغییر و تحولات منطقه وحشت زده شده اند . زیرا که از یک طرف بسیار نگران محتوا و سمت و سوی شعار و خواست قیام کنند گان منطقه به خصوص در مصر می باشند که نکند غیر مذهبی و سکولار و دمکراتیک باشد . به ویژه در صورت بسط و تعمیم آن در منطقه بدون شک موجب امتداد آن به ایران منتهی می شود . از طرف دیگر نگرانی و اضطراب حاکمان کودتاگر تهران و ولی وقیح این است که دامنه ی قیام آزادی خواهانه دمکراتیک مردم مصر به دمشق و بیروت وبغداد برسد و موقعیت هم پیمانان و دست نشاندگان حاکمان دیکتاتور در منطقه مورد تهدید جدی واقع شود و این متزلزل شدن شان موجب تضعیف قدرت پوشالی و دکوری پاسداران کود تاگر و ولی وقیح نا مشروع ایران منجر می شود . برای همین از موضع فرار به جلو و فرافکنی تلاش مذبوحانه ی تبلیغتی می کنند تا هر طوری شده است قیام مردم مصر را با رنگ و لعاب اسلامی متمایل به حاکمان تهران پوشش و جلوه دهند . از طرف دیگر بشدت در حال تلاش برای یافتن مهره هایی از درون جنبش اعتراضی و آ زادی خواهانه ی مردم مصر هستند تا از طریق سازمان دادن شان سمت و سوی مبارزه ی مردم مصر رادیکال و قهر آمیز شود به امید آنکه با تجربه ی آزمون شده در عراق و لبنان و فلسطین بتوانند اهداف پلید خود را اینگونه در مصر و منطقه دنبال نمایند . برای اینکه با ملتهب و نا آرام و بی ثبات کردن مصر و منطقه بهتر می توانند با باز کردن جا پا برای خود و تقویت آن ، اهداف خبیث پشت پرده شان را دنبال نمایند .در نهایت بتوانند هم خطر ناشی از بازتاب و تأثیر گذاری تحولات دمکراتیک منطقه در ایران را خنثی سازند . هم اینکه فرصتی حاصل شود تا امکان عضو گیری یا هم پیمان جدید در منطقه فراهم گردد . بالاخره روزنه ای برای عبور از بحران تحریم و هسته ای دست و پا کنند.

هوشنگ بهداد

http://www.kayhannews.ir/891123/2.htm#other200

دروغ نامه ی کیهان شنبه 23 بهمن ماه سال 1389

تبعيد آمريكا به حاشيه (يادداشت روز)