روز نامه ی جمهوری اسلامی شنبه 2 آبان ماه سال 1388

نقد و بررسی سرمقاله " بسترهاي تدوين برنامه توسعه"

مگر با بیش از 30 سال تجربه ی ویرانی موتوان امید به آبادی معجزه آسا داشت؟! یا بقول معروف آخر کوسه و ریش پهن ! "

اصطلاحی هست که گفته می شود کوسه و ریش پهن که منظور این است کسی که صورتش ریش ندارد چگونه می توان توقع داشت که دارای ریش پر پشت باشد . اکنون گذشته از ادعای توسعه در 9 برنامه ی گذشته که از سوی سرمقاله نویس شده که نتایج آن منجر به شرایط کنونی شده است که 80% جمعیت کشور بر زیر خط فقر اقتصادی بسر می برند و رشد لجام گسیخته ی تورم و گرانی و فقر و بیکاری در جامعه بیداد می کند . مهمتر اینکه هر روز شکاف عمیق طبقاتی میان غنی و فقیر گسترده تر می گردد و طبق گزارشات آماری بانک مرکزی واردات 3 برابر صادرات است و کسی هم پاسخگو نیست که در آمد 300 میلیارد دلار در آمد نفت در 4 سال گذشته کجا رفته و چگونه هزینه شده است ؟ البته با ارائه ی تناقضات آماری ارقام این رقم بیان می شود که میان 220 میلیارد دلار تا 300 میلیار دلار نوسان دارد که بیشتر گواه بر اوضاع آشفته باز و دزدی و غارتگری های کلان حاکمان دزد و غارتگر است که طبق همه قول و وعده های داده شدن به مردم بصورت متناقض ووارونه اجرا شده و می شود.

عجیب تر اینکه جائیکه دولت مدعی امام زمانی و اصول گرائی و ساده زیست عاشق خدمت گزاری به مردم ایران در ابتدای همان تشکیل کابینه ی نهم پاسدار گماشته احمدی نژاد ساز مان مدیریت و برنامه ریزی بودجه بندی را منحل نمود تا که دست غارتگران و چپاول کنندگان با دست برد زدن به خزانه ی ارزی دولت هیچگونه بدون نظارت و سئوال کردن و جواب دادنی باز باشد. سپس رئیس دولت اعتراف کرد که باور به تئوری اقتصادی ندارد. اکنون در شرایطی که 4 سال است از منحل کردن سازمان مدیریت بر نامه و بودجه و عدم اعتقاد به تئوری های اقتصادی می گذرد که تار وپود اقتصاد واسطه و انگلی واردات وواسطه گری بازار را اشغال کرده و جایگزین بر نامه ریزی اقتصادی و حمایت از تولید کنند گان داخلی شده است . به اضافه افزایش کسری بودجه و کاهش ارزش ریال و افزایش تورم و گرانی ادامه دارد که منتهی به تعطیلی کار خانجات تولیدی و صنعتی و حتی کشاورزی و کار خانه های چای و یکاری کار گران و ضرر دهی کشاورزان شده است. صحبت از طرح توسعه تدوین شده کردن خیلی بیش از شوخی بیمزه نیشدار شباهت دارد تا اینکه به واقعیت و ادعای برنامه ی توسعه ی اقتصادی کردن با سیاست های کلان ادعا شده نزدیک باشد که از سوی سرمقاله نویس مطرح شده و از مسئولان و مدیران رژیم پاسداری کودتائی تقاضای اجرا شدنش را نموده است. که اینان صرفاً برای قضبه و انحصاری کردن قدرت و ثروت و حذف رقیب دست به کودتا زده اند. جالب تر اینکه خود سرمقاله نویس اعتراف کرده است که با این اوضاع و شرایط کنونی هیچگونه آینده ای متصور نیست که تشریح و بیان این اعتراف چنین است :

" يكي از اساسي ترين اين موانع نبود ديدگاهي روشن در زمينه مسير و هدف تعيين شده براي آينده كشور است . به عبارت ديگر اهداف و چشم اندازهاي تعيين شده براي آينده از شفافيت و قطعيت لازم برخوردار نيست تا بتوان براساس آن مسير حركت مورد نياز را ترسيم كرد و پيمود . اگرچه اين خلا و نقصان تا حدود زيادي با تدوين و تصويب سند چشم انداز 20 ساله جمهوري اسلامي ايران برطرف شد ولي در خرده برنامه هاي زير مجموعه اين سند بالادستي كه مقاطع زماني كوتاهتر رسيدن به افق 1404 را تشكيل مي دهند شاهد وحدت رويه اي براي هدفگذاري كلان صورت گرفته نيستيم اين درحالي است كه به علت ناهمخواني دوره فعاليت نهادهاي تدوين كننده تصويب كننده و مجري اين برنامه با تغيير افراد و تركيب اين نهادها برنامه هاي تدوين شده و يا حتي آغاز شده نيز با تغييرات بنيادين مواجه مي شوند. به عنوان مثال مي توان به حساب ذخيره ارزي اشاره كرد كه يكي از نهادهاي تاسيس شده در برنامه سوم توسعه است . اين نهاد در طول سالهاي برنامه سوم و برنامه چهارم به دفعات دستخوش تغييرات و تحولات شد و سرانجام در سالهاي مياني برنامه چهارم نيز با انحلال هيات امنا از جايگاه و كاركرد اوليه و اصلي خود خارج گرديد."

سرمقله نویس در ادامه بیشتر به حاکم شدن تشتت و بی قانونی و اوضاع خرت و خری و بی قانونی و باری بهر جهت با عملکرد های مصوبه های متناقض و متضاد وکیل لدوله ای بازار مکاره های گوناگون اشاره کرده که ادامه ی درگیری جنگ قدرت باندی و جناحی می باشد تا اینکه دارای برنامه ی علمی و منطقی تدوین شده که در راستای پیشرفت و توسعه ی اقتصادی کشور و رفاه عمومی باشد که این فضای طی شده ی ضد قانونی و جنگ و گریز باند های ما فیائی در گیر قدرت را ترسیم کرده و این چنین به نمایش گذاشته است:

"نمونه جالب توجه تر در اين زمينه نيز ماده سوم برنامه چهارم است كه به نوعي با مسائل پيرامون هدفمندسازي يارانه ها نيز در ارتباط است ; دولت هشتم در اين ماده خواستار افزايش پلكاني قيمت حاملهاي انرژي و آزادسازي تدريجي قيمت آنها و اجراي سياستهاي حمايتي غيرنقدي شده بود پس از تصويب اين برنامه در مجلس ششم نمايندگان مجلس هفتم با ملغي كردن اين ماده در برنامه چهارم حكم به تثبيت قيمت حاملهاي انرژي داد و از اين تصميم به عنوان هديه به ملت ياد شد اما چند صباحي نگذشت كه دولت نهم با ارائه لايحه اي خواستار حذف تمامي يارانه هاو آزادسازي كلي قيمتها شد و مجلس هشتم نيز با اين پيشنهاد موافقت كرد. نتيجه اي كه از اين بررسي مي توان به دست آورد اينست كه فقدان نگاهي واحد و يكسان نسبت به افقهاي ترسيم شده در قالب سند چشم انداز كشور تصميمات كوتاه مدت و برنامه هاي بلند مدت را به شدت دچار تشتت و سردرگمي كرده است كه پيامد آن هم اتلاف انرژي فراوان فكري بي اعتباري نزد جامعه و مرگ تدريجي اعتقاد به چشم انداز كشور است . ريشه هاي اين مسئله را كه در نهايت به تضعيف جايگاه نهادهاي تهيه كننده آمار منجر خواهد شد بايد در وجود برخي تناقض ها در آمارهاي ارائه شده و عدم تطابق آمارها با واقعيت هاي ملموس جستجو كرد"

در خاتمه اینکه با دسترس بودن بیش از تجربه ی حکومت و دولت مردان که به شریط استفبار کنونی منتهی شده است . همچنین با در نظر گرفتن تأکید لوطی جماران پشتیبان پاسداران کودتا گر در جمع بسیجیان تأکید نمود که شما افسران جوان فرهنگی می باشید که می بایست در سطح دانشگاه حضور داشته و فعالانه برای مبارزه با لوم انسانی کنند که 2 میلیون دانشجورا در بر می گیرد تا که بیش از این مدرک بی دین گرائی تولید نشود . همینطور وقتی آخوند متحجر و غلام حلقه به گوش صدیقی که جایگزین امام جمعه ی موقت تهران رفسنجانی شده است در خطبه ی این هفته یخود به استناد گفته ی لوطی جماران گفت که دانشگاه ها نیاز به ضد انقلاب فرهنگی دیگر دارد . اکنون در چنین شرایطی که پاسداران کودتا گر حاکم شده اند و سخت در گیر ضرب و شتم و حذف کردن رقیب مغلوب در تمام سطوح می باشد وعجیب همچون گذشته دشمنی با دانشگاه ها و دانشجویان که مرکزعلم و دانش و پژوهش و مدیریت و برنامه ریزی علمی می باشند این چنین بر خورد می شود . مشخص است که در چنین فضائی چگونه می توان انتظار توسعه تدوین شده برای آینده را داشت؟

هو شنگ – بهداد

http://www.jomhourieslami.com/1388/13880802/index.html

شنبه 2 آبان ماه سال 1388