یادداشت روز ورق پاره ی کیهان پنجشنبه 30 مهر ماه سال 1388

نقد و بررسی " سران فتنه در اتاق شيشه اي " (يادداشت روز)

" متهم به کودتای مخملین و تهدید به محاکمه کردن سران رقیب مغلوب دوم خردادی ها از سوی کودتاگرتان حاکم ، در برابر طرح پیشنهادی آشتی ملی رفسنجانی و شرکایش"

قلم بر دست یادداشت روز نویس غیر ایرانی که همکار سر بازجو حسین شریعتمداری در ورق پاره ی کیهان است . اکنون دست به معجزه گری زده است و با سبک هذیان و وارونه گوئی استادش شریعتمداری ثابت کرده است که چاقومی تواند دسته ی خود ش را به برد . زیرا که وی مدعی شده است پس از بر گزاری نمایش خیمه شب بازی کودتائی 22 خرداد که بر گردان کودتای مشابه 28 مرداد سال 32 است . مردم معترض و ناراضی و خشمگین که تعداد شان چندین برابر حامیان سیاست توزیع مجانی سیب زمینی دولتی پاسدارگماشته احمدی نژاد رئیس جمهور نا مشروع بود وارد خیابان ها شدند تا که علیه ی رأی خودشان دست به تظاهرات بزنند و فر یاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای و فرزندش مجتبی خامنه ای و احمدی نژاد سربه دهند . همینطور افزوده شده که این معترضین به کودتای تقلباتی پاسداری، خود متهم به طراحی کودتای مخملین شده اند که در اصل برگردان پوشش کودتای پاسداری با پشتیبانی لوطی جماران می باشد که قلم بر دست یادداشت روز نویس آن را به مثابه ی تهدید و فرصت نامیده است.

همچنین مدعی قلم بر دست در ادامه ی مأموریت قلم فرسائی کردن خود رهبران رقیب مغلوب را مورد هدف قرار داده است و گفته که اینان بودند که فراخوان حضور تظاهرات ومقاومت و شورش و ایستادگی به شهر وندان در برابر قانون را دادند تا که به مقصود و هدف خود برسند . البته این مدعی طلبکار توضیح نداده است که قانون چیست و جایگاهش در رژیم تروریستی فاشیستی وکودتائی و پاسداری کجاست؟ در صور تیکه لوطی جماران مثل آب خوردن و به سادگی نه می تواند قانون را دور می زند ، بلکه علیه ی آن نامه ی حکومتی یا فتوا صادر کند . طوریکه بر خلاف به حساب رسم قانونی این رژیم قانون گریز که شورای نگهبان ابتدا می بایست صحت و سقم نمایش خیمه شب بازی انتصاباتی – تقلباتی را تأئید می کرد. سپس لوطی جمارانآن را تأئید می نمود. اما این لوطی جماران بود که بنا بر فر مان کودتا گران پشت پرده که از وی خواسته شد تا سریع وارد صحنه شود و دست به اجرای نمایش نشان دادن جای دوست و دشمن بزند تا بتواند نتیجه اعلام شده ی آمار کودتای پاسداری پیروزی پاسدار گماشته ی احمدی نژاد و شکست رقبا را تأئید و اعلام نماید تا پس از آن مجوزسرکوب و باز داشت و شکنجه و کشتن و تجاوز نمودن معترضین خیابانی و غیرو در باز داشتگاه ها با اعتراف گیری و تشکیل نمایش بیداد گاه های نمایشی و فرمایشی تلویزیونی داده شود .

آنگاه قلم بر دست یادداشت روز در روند پرونده و سناریوی سازی زنجیره ای برای اینکه رقبای مغلوب را متهم و محکوم کند که چگونه بادشمن بیگانه در رابطه می باشد و همکاری می کند . اینان را به آماده باش برای تعیین تکلیف کردن در برابر پاسداران کودتاگر که نظام خوانده شده، چنین متهم کرده است :

"اما در عين حال وقتي عده اي از چهره ها و احزاب و دسته هاي سياسي آنچه را در دل نسبت به نظام ديني پنهان مي داشتند، آشكار كردند و براي «آزمودن» نظام، مردم و رهبري همه دار و ندار خود و پشتيبانان خارجي را به ميدان آوردند، يك فرصت را در اختيار نظام قرار دادند تا جمهوري اسلامي تكليف خود را با كساني كه با مباني نظام و خط امام سر دشمني دارند و در عين حال به تصرف مناصب مهم نظام چشم دوخته اند، روشن گرداند"

در دنباله مأمور قلم بر دست یادداشت روز نویس غیر ایرانی برای اینکه پرونده ی سنگین رهبران رقییب را بسته باشد . ضمن اشاره به کودتای حزب خلق مسلمان و قطب زاده کردن که خمینی شیاد گفته بود بیش از 20سال است که وی و بنی صدر و ابراهیم یزدی را می شناسد . (البته قطب زاده به خاطر پایمال شدن قانون اساسی و از بین رفتن آزادی تصریح شده در قانون اساسی تصمیم به برپائی اعتراض داشت که به اتهام کودتا دستگیر و اعدام شد .) سپس قلم بر دست به تحمل پذیری خمینی شیاد برابر بنی صدر و آقای منتظری پرداخته و نتیجه گرفته است که مجموعه ی این اقدامات در کودتای موسوی و ... این چنین دنبال و اجرا شده است :

انقلاب اسلامي در تجربه تاريخي خود يك بار در ماههاي اول پس از پيروزي، در مواجهه با فتنه حزب خلق مسلمان تا مدت ها روش مماشات را در پيش گرفت ولي با اين وجود رهبر اين جريان يكي دو سال بعد فتواي قتل امام و برچيدن نظام را صادر كرد و با گروه قطب زاده در كودتا هماهنگ شد. در نهايت نظام با برخورد قاطع اين فتنه را خنثي كرد. در غائله بني صدر نيز نظام تا مدت ها حداكثر مماشات را به خرج داد ولي زماني كه بني صدر با منافقين براي براندازي وارد عمل شد، نظام رودربايستي را كنار گذاشت و به برخورد قاطع روي آورد. در ماجراي آقاي منتظري نيز حضرت امام تا مدت ها حداكثر خويشتنداري را به خرج داد و به تعبير خودشان خون دلها خورد ولي وقتي پاي حفظ اساس نظام به ميان آمد، آقاي منتظري را فاقد صلاحيت اعلام و او را بركنار كرد. امروز نيز جرياني كه با چهره هايي نظير خاتمي، موسوي و كروبي شناخته مي شود، دوره مماشات و حوصله نظام را پشت سرگذاشته و كار را به نقطه اي رسانده كه راهي جز برخورد قاطع و بدون ملاحظه با آن باقي نگذاشته است. اين در حالي است كه جرم موسوي و... بدون ترديد از جرائم بني صدر ، رجوي و منتظري بسيار سنگين تر است چرا كه در كودتاي موسوي و... دست هائي در داخل و خارج، از عناصر كمونيست، منافق و ليبرال تا آمريكا، اروپا و رژيم صهيونيستي درهم گره خوردند در حالي كه در موارد گذشته چنين هم پيماني با اين شدت و حدت نبود اگرچه نتيجه آن اقدامات نيز تضعيف موضع انقلاب در مقابل موضع دشمنان خارجي بود. اين هم پيماني موسوي و... با دشمنان خارجي به تنهايي جرمي نابخشودني است كه به كودتا عليه نظام نيز گره خورده است"

بالاخره اینکه قلم بر دست یادداشت روز نویس غیر ایرانی برای اینکه مأموریت خویش را کامل کرده باشد. بنابراین پس از دراز کردن موسوی و خاتمی و کروبی که اینان را متهم به کودتای مخملین کرده است در دنباله به سراغ رفسنجانی بساز و بفروش و مکار و غارتگر رفته است و انتقاد به طرح آشتی ملی پیشنهادی وی نموده است که اکنون از سوی آخوند انگلیسی مهدودی کنی وعسگراولادی عضو با ند مافیائی غارتگرانگلیسی وحداد عادل و میر سلیم دنبال می شود و این طرح پیشنهادی را که تلاش مذبوحانه برای باز گرداندن رقیب مغلوب به صحنه قبل از شرایط 22 خرداد می داند و اینان را بدل کاران نا میده است و به شیوه ی سربازجو پاسدار شریعتمداری بند های تنظیم شده کیفر خواست بدلکاران را با عنوان شفاف سازی دو خط موازی اینگونه ردیف و تشریح کرده است :

"اما در اين بين، ما در مواجهه با رخدادهاي خسارت بار پس از انتخابات شاهد دو خط موازي هستيم. يك خط را مي توانيم خط «اصلاح و شفافيت» و خط ديگري را با تسامح خط «وحدت و رجعت» بناميم.خط اصلاح و شفافيت مبتني بر حركت از وضع موجود و رسيدن به وضع مطلوب است بر اين اساس بايد قانون ستيزي ها و خودمحوري ها و هرچه كه ضدارزش است اصلاح شوند يعني تغيير در اين نگرش كنند. انقلاب به عقب باز نمي گردد و براساس راه و ريلي كه در اول كار، امام راحل عظيم الشأن بر مبناي اسلام ناب محمدي-ص- احداث كرده اند، به حركت ادامه مي دهد و به فتح افق هاي پيش رو چشم دارد. در اين نگرش «شفافيت» حرف اول را مي زند، ابهام پراكني، دو دوزه بازي، حصارهاي بلندي كه دور خودكامگان كشيده شده و به آنان مجال مي دهد تا به دروغ خود را معرف جامعه و رهبران آزادي و آگاهي بخوانند، همه بايد كنار روند تا مردم بتوانند در «اتاق هاي شيشه اي» به نظاره واقعيت و تميز بين سره و ناسره بنشينند. براساس اين نگرش در مواجهه با فتنه گران و دست هاي تنيده در دستان دشمن خارجي-آمريكا و صهيونيزم- بيش از همه «آگاهي» نياز است و اين است كه رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت الله خامنه اي روي عنصر بصيرت و تبيين اينهمه تاكيد دارند.اما برخي از افراد حاضر در جرياني كه با عنوان «وحدت و رجعت» خطاب مي شود به جاي اصلاح دنبال توجيه پلشتي ها و عادي دانستن آن ها و به جاي شفاف سازي و حقيقت گرايي دنبال بازگرداندن وضعيت گروههاي سياسي به شرايط قبل از خرداد 88 مي باشند. برخي از اين مناديان آشتي در حالي كه هيچ توجيهي براي اقدامات جنايتكارانه پس از انتخابات سران فتنه ندارند، مايلند اين اتفاقات يك سره به فراموشي سپرده شوند كه صد البته همراه با آن بايد دستاورد مهم مردم و نظام در انتخابات عظيم 22خرداد و معاني مشاركت 85 درصدي نيز پايمال گردند.در اين ميان «بدلكاران» وارد صحنه شده اند و از وحدت ملي تعبيري ساخته اند تا با حفظ موقعيت متجاوزان به حقوق مردم و حدود الهي و با حفظ منافع حيف و ميل كنندگان بيت المال سازگار باشد. بدلكاران در شعبده بازي خود، كشور را درگير بحران خوانده و وحدت مردم را مخدوش معرفي مي نمايند اما موضوع از اين قرار است كه عده اي پس از خيانت و همدستي با دشمن از قطار انقلاب پياده شده و بعد به فحاشي عليه مسافران و لوكوموتيوران روي آورده اند حالا عده اي از بدلكاران درصددند تا آنچه رخ داده را يك «سوءتفاهم» معرفي كرده، قطار را نگه دارند و هتاكان را بعنوان شهرونداني كه كماكان صلاحيت اداره امور را دارند معرفي نمايند! بدلكاران از قانون و لزوم نهادسازي- موازي با نهادهاي قانوني- حرف مي زنند در حالي كه قانون اساسي و نهادهاي مسئول برآمده از متن قانون و راي مردم را به قربانگاه برده اند. بدلكاران با چشم بندي، استوانه هاي مذهبي را نگران نحوه مواجهه دولت با شخصيت هاي مذهبي معرفي مي كنند و تلاش وافري دارند تا با استناد به عبارتي از يك شخصيت مذهبي وانمود كنند كه آنان در هيچ تاريخي به اندازه امروز از دولت آزرده نبوده اند و حال آنكه همه مي دانند هيچكدام از دولت ها به اندازه دولت فعلي بر مباني مذهبي ابتنا نداشته اگرچه پاره اي خطاهاي غيرقابل اغماض نيز در آن ديده مي شود. اما تردستان بدلكار سخني از رويكردهاي عمدتاً غيراسلامي دولت هاي سازندگي و توسعه سياسي در حوزه هاي سياست، اقتصاد و فرهنگ و بي اعتنايي رؤساي آن ها به دغدغه هاي علما- در امور بنيادي- به ميان نمي آورند. مراجع محترم در وضع طبيعي، حتماً از روي كار آمدن دولتي كه به تعبير حضرت آيت ا... خامنه اي ارزش هاي مورد تاكيد حضرت امام خميني و ارزش هاي بومي را سر دست دارد و در مجامع بين المللي نيز از آن ها دفاع مي كند، خشنودند. چنين دولتي حتماً با استقبال زايدالوصف مراجع مواجه مي باشد. بدلكاراني كه شب و روز در كار بدبين كردن استوانه هاي مذهبي به نظام و دولت هستند از نوميدي علما نسبت به دولت سخن مي گويند!بدلكاران با تردستي مدعي اند كه نظام مشكل دارد وقتي مي پرسي به چه دليل؟ مي گويند چون موسوي نتيجه را نپذيرفته است و چند نفري از مسئولان سابق نيز با او همراهند. از نظر اين ها موضوعات مملكتي تا اين حد سخيف شده اند كه موافقت يا عدم موافقت يك كانديداي شكست خورده با يك جريان، نظام را با بحران مواجه مي كند!بدلكاران با لاپوشاني ارتباط وسيع و پردامنه موسوي، خاتمي و... با كانون هاي ضدايراني و ضدانقلابي، مسايل اين فتنه گران را در حد اختلاف نظر دو يا چند كانديداي انتخابات تنزل داده و چنين وانمود مي كنند كه اگر دو نفر از آنان طي بيانيه يا گفت وگوي رسانه اي التزام خود را به رهبري و قانون اعلام كنند، همه چيز حل و فصل مي شود. اين در حالي است كه يك جريان سياسي اگرچه با استفاده از مجال و مجراي قانون وارد ميدان رقابت سياسي شده ولي با نفي قانون و نهادهاي منبعث از آن، عليه نظام كودتا كرده و اتفاقاً اين كودتا توأم با خونريزي و خشونت هم بوده است- يعني كودتايي از جنس شديد- اين كودتاگران را چگونه مي توان با يك بيانيه كه براي آنان زير پا گذاشتن آن حتماً آسانتر از زير پا گذاشتن مباني ناب مذهبي، راه روشن حضرت امام و قانون اساسي است به عنوان بخشي از نيروهاي نظام پذيرفت؟بسياري از خوانندگان محترم حتماً به ياد دارند كه از حدود نيمه دوم آذرماه 1359 كه ماشين جنگي صدام به گل نشست و متوقف شد و آثار شكست آن ظاهر شد عده اي در داخل و خارج به اسم اينكه اين يك جنگ «برادركشي» است! ببينيد دو طرف جبهه مسلمانند و خون هر دو محترمند! تبليغات وسيعي را به راه انداختند در آن روز بدلكاران با سرپوش گذاشتن بر ماهيت صدام حسين و جبهه اي كه عليه انقلاب اسلامي و اسلام ناب محمدي(ص) با مشاركت آمريكا، اسرائيل، اروپا، ارتجاع عرب، منافقين و.... شكل گرفته بود، درصدد بودند گريبان صدام حسين را از دستان پرقدرت انقلاب اسلامي و رزمندگان برهانند. در اين ماجرا نيز بدلكاران مي خواهند هم دستي كفار، منافقين و منحرفين را با پارچه اي مخملين از انظار دور نگه دارند و دو طرف را نيروي انقلاب و نظام خطاب نمايند!نظام جمهوري اسلامي براي دفع فتنه هزينه هاي سنگيني پرداخته و كودتاگران را در اتاق هاي شيشه اي قرار داده و واقعيت وجودي آنان را برملا كرده است بدلكاران مي خواهند با تردستي نظام را بار ديگر گرفتار فتنه گران زياده خواه و ديكتاتور نمايند اما اين امر از توانايي و اختيار آنان خارج است. بدلكاران نه در نظام و نه در ميان مردم آنچنان جاي پايي ندارند"

اما با این حساب، می بایست به رفسنجانی مکار و بساز و بفروش و غارتگر و رهبران رقیب مغلوب دوم خردادی ها گفت تا که بدانند که بیان طرح پیشنهادی آشتی ملی از سوی رفسنجانی و شرکای بد نام و غارتگرش برای عبور از بحران کنونی وبا بازی گرفتن رقیب مغلوب از سوی پاسداران کودتا گر که پشتیبانش لوطی جماران است .امکان پذیر نمی باشد. زیرا که بیش از 12 سال است که ستاد کودتاگران پاسدار طرح لحظه به لحظه از هر 9روز یک بحران در دولت مدعی اصلاح طلبان شروع کرد و تا سرکوب قیام دانشجوئی در تیر ماه سال 78 و تهاجم وحشیانه شبانه به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران و توقیف کردن مطبوعات و ترور نمودن سعید حجاریان را ادامه داد . سپس با اشغال کردن فرود گاه خمینی شیاد در روزافتتاح آن تا طرح سقوط هواپیمای مسافری حامل وزیر راه و 6 نماینده ی مدعی اصلاح طلب مجلس ششم تعمیم و بسط داد تا برتوی دره جاده ی چالوس – تهران فرستادن علیر ضا نوری بر ادر شیخ عبدالله نوری و کشتن وی تا .... طراحی کودتای خاموش و خزنده ی 4 تیر ماه سال 84 که موفق شد پاسدار احمدی نژادرئیس جمهور کند و رفسجانی را از صحنه حذف کرد تا اینکه در نهایت به تکرار کودتای علنی پاسداران در 22 خرداد 88 وحذف کردن کامل رقیب دوم خردادی منتهی شد .

درخاتمه اینکه شرایط حاکم شده ی کنونی ادامه ی همان سیاست و اهداف طراحی شده ای می باشد که سر باز جو پاسدار حسین شریعتمداری در همین ورق پاره ی کیهان قبل از برگزاری نمایش خیمه شب بازی ریاست جمهوری دوره ی نهم نوید آن را داد . زیرا که نوشت و تأکید کرد که اصول گرایان مکتبی پیرو خط امام شیاد خمینی و عاشق خدمت 26 سال است که در نوبت انتظار باز گشت بقدرت علیه ی شیفتگان قدرت و ثروت رقیب دوم خردادی ها می باشند . بنابراین اکنون که به اینان بقدرت رسیده اند و نظام را یک پایه نموده و قدرت را قبضه و چنگ اندازی بر انباشت ثروت انداخته و دارند آن را انحصاری می کنند .به خصوص در شرایطی که نا مشروع بودن رژیم کودتائی پاسداری و فاشیستی مذهبی عریان شده است و آنگونه در بن بست فرو رفته و بی اعتبار شده است که اقشار گوناگون مردم ناراضی و خشمگین هر فرصتی که بدست می آورند . خیلی سریع دست به تظاهرات می زنند و فریاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای و احمدی نژاد سر می دهند . خلاصه بدلیل اینکه کودتا گران پاسدار در موقعیت متزلزل قرار گرفته اند . لذا بر اساس محتوای یادداشت روز ها و سابر بخش های دیگر ورق پاره ی کیهان که بلند گوی پاسداران کودتاگر است که پیوسته تأکید بر دستگیری رهبران رقیب مغلوب دوم خردادی ها می کند. هر گز امکان ندارد که در چنین شرایطی باند مافیائی کودتائی حاکم تن به پیشنهاد طرح آشتی ملی ر فسنجانی و شرکایش بدهد تا که موجب شتاب بخشیدن به تغییرات دمکراتیک در ایران شود . زیرا که کودتا گران بدرستی متوجه شده اند که مردم معترض و ناراضی و خشمگین به خصوص دانشجویان معترض چه خواست و اهدافی را دنبال و خواهان آن می باشند؟

هوشنگ – بهداد

http://www.kayhannews.ir/880730/2.htm#other200

پنجشنبه 30 مهر ماه سال 1388