روز نامه کیهان یکشنبه 26 مهر ماه سال 1388

نقد و بررسی " مذاكره بي سقف و كف ! " (يادداشت روز)


"تلاش سربازجو شریعتمداری برای انکار زد و بند پشت پرده با آمریکا با متهم کردن رقیب مغلوب دوم خردادی ها و مچ گیری کردن تناقض گوئی پاسدار گماشته احمدی نژاد "

ضرب المثلی است که گفته می شود که هر چه با چوب چیز بد بو بر هم زده شود نه اینکه موجب محو شدنش آثار بوی گندش نمی شود ، بلکه بیشتر موجب در آمدن بوی گندش می شود . بنابراین سر بازجو حسین شریعتمداری با زیرآبی رفتن و جا خالی دادن نپرداختن به دلیل سفر وزیر آدم ربای وزارت جاسوسی امور خارجه منوچهر متکی به آمریکا که یک رئوز قبل از نشست مذاکرات هسته ای گروه 5+1 در ژنو انجام شد ودیدار های پنهانی که با بر خی از مقامات آمریکا ئی از جمله دوتن از اعضای کنگره ی آمریکا داشت که پیش مقدمه ی هموار سازی دیدار ویلیام برنز معاون وزیر امور با پاسدار سعید جلیلی بود .

همینطور سربازجو حسین شریعتمداری بدون اشاره کردن به شرکت پاسدار سعید جلیلی در میز گرد گفتگو با کریستین امانپور در شبکه ی ماهواره ای سی ان ان که با مقامات آمریکائی داشت و از قلم انداختن عمدی آن خواسته تا با پنهانکاری زیاد موجب گند و گلاب زدن به موضع ضد آمریکائی رژیم کودتائی پاسداری فاشیستی مذهبی حاکم بر ایران نشود. به خصوص اینکه سالروز اشغال سفارت آمریکا در 13 آبان هم در پیش است که معتر ضان و منتقدان و حامیان رقیب مغلوب دوم خردادی ها اعلام کرده اند که در چنین روزی قصد حضور و تظاهرات دارند که می توان حدس زد که این روز هم تبدیل به مشابه روز اعتراضی روز قدس شود .

بهمین دلیل می بایست پس از هشدار دادن بسیج و آماده باش برای چنین روزی که از سوی پاسدار عراقی فرمانده سپاه سرکوبگر محمد رسول الله در تهران داده شده است . همچنین با تهدید کردن و اتهام زدن به رقیب مغلوب که از سوی آخوندی جنتی امام جمعه ی تهران بمناسبت فراخوان حضور و تظاهرات برای چنین روزی در خطبه ی نمازجمعه ی تهران دنبال شد. اکنون نوبت وارد صحنه شدن سربازجو پاسدار حسین شریعتمداری فرا رسیده است تا که هم تلافی حضور در دادگاه نمایشی مطبوعات در برابر 30 شاکی را جبران کرده باشد. هم دست به ماستمالی کردن در آمدن تق دیدار پاسدار ترکشی و موجی سعید جلیلی با ویلیام برنز در نشست مذاکرات هسته ای ژنو زده باشد تا توانسته باشد ضمن صحنه سازی کردن تحمیلی برای پاسدار ترکشی و موجی و مترسک بی اراده و فرمانبر سعید جلیلی باتبرئه کردن مدعیان اصول گرایان نگران از این صحنه سازی و مذاکره با آمریکا ، در دنباله فرصت خراب کردن کاسه و کوزه بر سر رقیب مغلوب مدعی اصلاح طلب را فراهم کند تا اینکه بتواند این چنین اینان را متهم به آمریکائی بودن نماید :

"ديدار «صحنه سازي شده» ويليام برنز معاون وزير خارجه آمريكا و نماينده اين كشور در گروه 1+5 با دكتر جليلي دبير شوراي عالي امنيت ملي و رئيس هيئت مذاكره كننده ايراني كه در حاشيه اجلاس ژنو صورت پذيرفت، «گمانه»هاي برخاسته از ابهام و «تفسير»هاي بي پايه و اساسي را در داخل و خارج كشور به دنبال داشت. مقامات آمريكايي و متحدان اروپايي آنها، از اين ديدار به عنوان اولين گام ايران براي «مذاكره مستقيم با آمريكا» ياد كردند و آن را «بزرگترين دستاورد» اجلاس ژنو ناميدند كه به گفته آنان، اگرچه «غيرهسته اي» بود ولي اهميتي بارها فراتر از پيروزي هسته اي بر ايران داشت! در داخل كشور اما، اين ديدار با دو نگاه متفاوت- بخوانيد متضاد- روبرو شد. جريان موسوم به اصلاحات كه اين روزها هويت آمريكايي مهره هاي اصلي آن برملا شده است و طي چند سال گذشته نيز «مذاكره ايران و آمريكا» را به عنوان يكي از محورهاي استراتژيك خود دنبال مي كردند، اگرچه مي دانستند آنچه در ژنو اتفاق افتاده است فقط يك «صحنه سازي تحميلي» است ولي با آمريكايي ها در تفسير اين رخداد همصدا بودند و تنها اعتراضشان اين بود كه چرا اين امتياز!! از دولت اصلاحات دريغ شده و به دولت دهم داده شده است! اصولگرايان به معناي واقعي كلمه كه توده هاي عظيم وفاداران به نظام را شامل مي شود- و در اطلاق آن به برخي از مدعيان جاي ترديد است- از ديدار ژنو نگران بودند چرا كه مي دانستند و مي دانند «مذاكره با آمريكا» دام خطرناكي است كه برخلاف ظاهر «دوستانه»! و «آشتي جويانه»! آن، براي مقابله با اقتدار نظام اسلامي طراحي شده است و از اين روي همواره با مخالفت جدي امام راحل(ره) و خلف حاضر او روبرو بوده و هست. برخي از اين طيف نيز دولت را به سرپيچي از نظر صريح رهبر معظم انقلاب متهم مي كردند و...."

سربازجو حسین شریعتمداری در دنباله پس از صغرا و کبرا چیدن های حوزوی پیرامون تعریف و تفسیر و ترسیم و تعمیم و بسط شرایط مذاکره با آمریکا بالاخره چنین نتیجه گیری کرده است :

"بديهي است كه با اين تعريف پذيرفته شده، ديدار ويليام برنز با دكتر جليلي در حاشيه اجلاس ژنو را نمي توان «مذاكره» ناميد، مذاكره دو كشور، آنهم ايران و آمريكا از نوع بازي «قايم باشك» كودكان نيست كه يك طرف خود را از نگاه ديگري پنهان كند و طرف ديگر به محض ديدن او فرياد «سك سك» برآورد و چند كودك تماشاچي هم با ذوق زدگي كف بزنند و بازي را تمام شده تلقي كنند!. بديهي است كه اين رخداد نه فقط مذاكره- به مفهوم تعريف شده آن- نيست، بلكه برخورد دكتر جليلي حرفي براي در ميان گذاشتن با نماينده آمريكا ندارم» را مي توان حركتي «ضد مذاكره» تلقي كرد، اگرچه با توجه به شرايط حساس كنوني اين گفت وگوي چند دقيقه اي نيز مي توانست به حداقل يك دقيقه آنهم براي اعلام مخالفت كاهش يابد. در اين صورت، صحنه سازي آمريكايي ها درهم مي ريخت و خبر گفت وگوي 04 دقيقه اي نماينده آمريكا با نماينده ايران به خبر «خودداري صريح نماينده ايران از گفت وگو با نماينده آمريكا» تبديل شده و ضمن آن كه قابليت سوءاستفاده تبليغاتي آمريكا و متحدانش از اين صحنه سازي به صفر مي رسيد، هرگونه گزارش از رخداد ياد شده نيز به سود خط قرمز استراتژيك ايران كه ممنوعيت مذاكره با آمريكاست رقم مي خورد."

سر بازجو پاسدار حسین شریعتمداری برای جا انداختن موضع آمریکائی ناچار به اعتراف صدور سیاست صدور تروریسم و ارتجاع به برون مرز شدهاست. همچنین مهر تأئید بر سیاست دخالت گری آشکار در سایر کشور های منطقه علیه ی آمریکا زده است و آشکارا چنین فریاد زده است . چونکه در راستای دفاع و تلاش برای دسترسی به سلاح هسته ایمی باشد که با تا کتیک و سنگر مبارزه و دشمنی با آمریکا رژیم پاسداری – کودتائی - فاشیستی – مذهبی حاکم بر ایران تبدیل به الگو و پیشتاز مبارزه با آمریکا در منطقه دنبال شده است . طوریکه فاش کرده که عامل اصلی بحران آفرینی و جنگ افروزی و ناامن سازی وبی ثبات کردن منطقه رژیم پاسداری کودتائی می باشد که تحلیل و تشریح و بیان و اعتراف نمودنش را چنین این سرباز جو به عریان نموده است :

"مقاومت 30 ساله جمهوري اسلامي ايران در برابر باج خواهي و زورگويي آمريكا و متحدانش، ايران اسلامي را به پرچمدار مبارزه با سلطه جهاني و يك الگوي موفق براي حركت هاي آزاديخواهانه و استقلال طلبانه تبديل كرده است به گونه اي كه امروزه، نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام با الهام گرفتن از ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي به حركت خود ادامه مي دهند و جمهوري اسلامي ايران را عقبه استراتژيك و نمونه موفق و پيشتاز براي جنبش هاي مقاومت مي دانند، انتفاضه فلسطين از مقاومت ايران در مقابل آمريكا و متحدانش ريشه گرفته، حزب الله لبنان، حركت اسلامي در بحرين، پيروزي اسلامگرايان در تركيه و الجزاير، مقاومت اسلامي در افغانستان، رويكرد به مباني اسلام انقلابي در عراق و... كه امروزه عرصه را بر آمريكا و متحدانش تنگ كرده اند، همگي با نگاه به الگوي ايران اسلامي شكل گرفته و به حركت خود ادامه مي دهند... هدف آمريكا از مذاكره با ايران، ابلاغ اين پيام- بخوانيد توهم- به حركت هاي اسلامي در تمامي جهان است كه ايران نيز بعد از سال ها مقاومت چاره اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشته است!»به بيان ديگر مذاكره با آمريكا «نياز» آمريكاست كه سعي دارد آن را با عنوان «امتياز» بفروشد! مقصود نهايي از اين مذاكره، تضعيف اقتدار ايران اسلامي و نهايتاً باج خواهي پس از تضعيف است. به قول رهبر معظم انقلاب: «ما با ملاحظه همه جوانب، با مطالعه همه تجربه هاي كشور خود و كشورهاي همسايه و با مشورت با صاحب نظران عمده و داراي رأي، به اين نتيجه مي رسيم كه نه فقط رابطه با آمريكا، بلكه مذاكره با دولت آمريكا امروز برخلاف مصالح ملي و منافع ملت است، اين يك نظر متعصبانه نيست؛ اين يك انديشه و فكر است، بررسي شده و با ملاحظه همه جوانب است. مذاكره با آمريكا به معناي باز كردن باب توقعات و طلبكاري هاي آمريكاست.»

به نظر می رسد که علائم آغاز پایا ن مصرف پاسدار گماشته احمدی نژاد رئیس جمهور نا مشروع از سوی پا سداران کود تاگر شروع شده است . زیرا که پاسدار سر باز جو حسین شریعتمداری با یک فقره شگرد مچ گیری یا سر پل خر بگیری تناقض گوئی پاسدار گماشته احمدی نژاد پیرامون مذاکره ی خوب پاسدار ترکشی و موجی سعید جلیلی با وزیر امور خارجه ی آمریکارا با مخاطب قرا دادن پاسدارگماشته احمدی نژاد اینگونه در پایان یادداشت روز خود به نمایش گذاشته است :

"روز چهارشنبه 15 مهرماه جاري و بعد از جلسه هيئت دولت، رئيس جمهور محترم در پاسخ به خبرنگاري كه از ايشان درباره ملاقات دكتر جليلي و برنز در حاشيه اجلاس ژنو سؤال كرده بود، گفت: «نماينده آمريكا خواسته كه مذاكره اي بشود. آقاي جليلي هم استقبال كرد و اتفاقاً مذاكراتشان هم مذاكرات خوبي بوده است»! اين در حالي است كه دكتر جليلي- مطابق خبر پيش گفته- به درخواست با واسطه و سپس بي واسطه ويليام برنز براي گفت وگو- به مفهوم رايج و نه به عنوان مذاكره با تعريف سياسي آن- پاسخ منفي داده و نهايتاً ديدار و گفت وگوي مورد اشاره با صحنه سازي و طرح قبلي به ايشان تحميل شده بود بنابراين نه استقبالي در ميان بوده و نه مذاكره اي كه نتيجه آن نيز «خوب»! ارزيابي شود. مضافاً آن كه رئيس جمهور محترم و محبوب مي دانند مذاكره با آمريكا، از جمله سياست هاي كلان نظام است و مطابق بند يك از اصل 011 قانون اساسي، تصميم درباره آن برعهده رهبر معظم انقلاب است از اين روي ترديدي نيست كه اظهارنظر آقاي دكتر احمدي نژاد، نوعي «سهواللسان» بوده است، اگرچه بعيد نيست، اين سهواللسان مورد سوءاستفاده دشمنان نيز قرار گيرد كه دقت نظر بيشتر رئيس جمهور محترم مي تواند مانع از آن باشد"

در خاتمه اینکه همانگونه که تذ کر داده شد بر ای سر پوش گذاشتن زد و بند های های پشت پرده ی مر تبط با مذاکرات هسته ای بامقامات آمریکائی که با ادعای وارونه و آدرس غلط دادن سر باز جو حسین شریعتمداری در یادداشت روز دنبال شده است . البته نا گفته نماند که با اعتراف نقش اساسی در کا ربرد سیاست کلیدی صدور تروریسم و ارتجاع به برون مرز و مداخله گری در امور داخلی سایر کشور های منطقه و اذعان نمودن به بر پا کردن آشوب و نا امنی در بستر سنگر مبارزه با آمریکا در منطقه همراه است که اثبات گر حیاتی بودن کوشش برای دسترسی به سلاح هسته ای می باشد . از سوی دیگر دمیدن از در گشاد شیپور ضد آمریکائی نوعی تلاش مذبوحانهضمن رد گم کردن ساخت و پاخت پشت پرده هدف خنثی کردن حامیان رقیب مغلوب برای بسیج و آماده باش اعتراضی حضور در روز 13 آبان می باشد که برای سنگ اندازی و مماانعت کردن از حضور اعتراضی مردم خشمگین و ناراضی با فریاد مرگ بر دیکتاتور و خامنه ای و احمدی نژاد و کودتا گران و روسیه و چین در روز 13 آبان از هم اکنون تلاش می شود که اینان متهم به همگامان آمریکا شوند . یعنی ادامه ی خط و خظوط دیکته شده به آخوند جنتی در نماز جمعه ی تهران که از سوی پاسداران کودتا کر دیکته و تزریق شدهکه اکنون بهشیوه ای دیگر رله و باز تولید شده است .

هوشنگ – بهداد

http://www.kayhannews.ir/880726/2.htm#other200

یکشنبه 26 مهر ماه سال 1388