نگاهی به چند گزارش خبری""
مهر ماه سال14 1388
هوشنگ � بهداد


مگر رژیم ارتجاعی و سر کوبگر قرون و سطائی با پاسداران کودتاگر فرهنگ ملی و آشتی و آرمان را قبول دارند؟ یا اینکه آیا اینان با اینگونه مقولات دشمنی عمیق ریشه ای ندارند که اکنون قرار است روز نامه هائی به نام فرهنگ آشتی و آرمان را قبول داشته و تحمل کنند و انتظار لغوشان نباشد ؟ به خصوص اینکه رژیم کودتائی � پاسداری یک دست شده است و با کودتای تقلباتی � پاسداری رقیب مغلوب حذف شده است و اکنون باید که نوبت توقیف و تعطیل کردن مطبوعات وابسته به اینان فرا رسیده باشدکه خبر لغو امتیاز دو روز نامه را اینگونه بی بی سی گزارش داده است:

همزمان دو روزنامه در ایران

بی بی سی : هیات نظارت بر مطبوعات ایران امتیاز دو روزنامه فرهنگ آشتی و آرمان را لغو کرده است.بر اساس گزارشها این هیات، امتیاز روزنامه فرهنگ آشتی را به اتهام "دریافت پول از بیکانگان" لغو کرده است.فرهنگ آشتی حدود سه ماه است که انتشار دوره جدید خود را آغاز کرده است.در همین حال حسین عبدالهی، سردبیر روزنامه آرمان، به بی بی سی گفت که خبر تعطیلی روزنامه "پیش از تشکیل جلسه هیات نظارت به آنها رسیده است."آقای عبدالهی تاکید کرد که انتظار آنها از هیات نظارت بر مطبوعات این بوده که "اگر موردی (در خصوص مطالب روزنامه هست) قبلا در مورد آنها به نشریه تذکر داده می شد."سردبیر روزنامه توقیف شده آرمان معتقد است که تعطیلی یک روزنامه بالقوه دارای "تبعات منفی" برای جامعه است، آنهم در زمانی که جامعه نیاز به وحدت و آرامش دارد. به گفته آقای عبدالهی "باید سیگنالهای مثبت به جامعه ای که دارای التهاب است، داد"او گفت که اتهام وارد شده به روزنامه درج مطالب خارج از روش روزنامه است. آقای عبدالهی می گوید که روش روزنامه آرمان "اطلاع رسانی" است و "اگر در غالب اطلاع رسانی اخبار (ی) نمی گنجد (هیات نظارت) می بایستی آن را به روزنامه اطلاع می داده است."آقای عبدالهی گفت که روزنامه آرمان در چارچوب "نظام اسلامی ایران" فعالیت می کند.روزنامه آرمان در دوره جدید انتشار خود با فرم و سیاق تازه حدود پنجاه شماره منتشر شده بود.توقیف این دو روزنامه در حالی اتفاق افتاده است که پیشتر انجمن دفاع از آزادی مطبوعات با انتشار بیانیه ای نسبت به وضعیت روزنامه نگاران ابراز نگرانی کرده بود.این انجمن در این بیانیه نسبت به آنچه" ادامه‌ بازداشت و تهدید روزنامه‌نگاران و اعمال فشارهای گوناگون بر مطبوعات منتقد " خواند اعتراض کرد.در این بیانیه به احضارها و تهدیدهای مستقیم و غیر مستقیم اهالی مطبوعات توسط نهادهای امنیتی اشاره و از مسئولان خواسته شده از اعمال این گونه فشارها پرهیز و همه روزنامه نگاران و صاحب نظران بازداشت شده را بدون قید و شرط آزاد کنند.

این اقدام جنایتکارانه و ضد بشری جدا نیز از فضای ار عاب ووحشت و خفقان سازی و سانسور در جامعه نمی باشد که مکمل گزارش خبر قبلی توقف همزمان دو روز نامه می باشد که از سوی پاسداران کود تا گر وحشت زده از قیام و تظاهرات مردم و رژیم متزلزل شده اعمال و تحمیل می شود که اعدام ها و باز داشت ها و شکنجه و تجاوز و تهدید هایسیستماتیک جوابگوی مطالبات تعویق افتاده مردم معترض ایران شده است:
صدور 7 حکم اعدام و بیش از 5 سال زندان برای 9 متهم اهوازی
دادگاه انقلاب شهرستان اهواز برای هفت متهم سیاسی این شهر حکم اعدام و برای دو تن دیگر حبس تعزیری صادر کرد.به گزارش خبرگزاری هرانا (مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران) دادگاه انقلاب اهواز روز چهارشنبه مورخ 8\7\1388 دو تن ازفعالان سیاسی عرب اهواز را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی برعلیه نظام به تحمل حبس تعزیری محکوم کرد.در این دادگاه، متهم اول آقای "سید مرتضی موسوی" به سه سال ونیم و متهم دوم آقای "عدنان بیانات" به دوسال حبس تعزیری محکوم شدند.این احکام در حالی صادر میشوند که دادگاه انقلاب 7 نفر دیگر از اعراب اهوازرا به اتهام ترور یک روحانی شیعی به اعدام محکوم نموده است.از روند دادرسی این افراد اطلاعی در دست نیست اما گفته میشود تمامی این افراد اتهام وارد شده مبنی بر ترور فرد مزبور را رد نموده و خود را از هر گونه فعالیت مسلحانه مبرا دانسته اند.

اینهم یک مورد دیگراقدامات ممیز گری و سانسور و تفتیش عقاید ضد بشری رژیم کودتائی � پاسداری ضد بشری نا مشروع که از سوی مخابرات اعمال می شود که نشان می دهد کودتا گران حاکم فقط دشمن اندیشه و تفکر نیستند و بیش از 30 سال نیست که سابقه در سیاه چال ها و توی خیابان ها و دانشگاه ها دارند که بی امان مشغول جراحی تفکر و اندیشه وعلم می باشند و اکنون نیز قرار است که علوم انسانی در دانشگاه ها را جراحی و خراطی کنند و تبدیل به تفکر ارتجاعی با شرایط گور ستانی و پادگانی کردن دانشگاه ها با تحمیل کردن فضای حاکم حوزه ی علمیه ای قم نمایند ، بلکه اکنون گزارش شده است که جسم و جان انسان های اسیر و زندانی شده در رژیم کودتائی پاسداری نیز در تهدید و خطر مرگ ناشی از کار برد گسترده ی انواع و اقسام پارا زیت ای مرگ آور مخابرات قرار گرفته اند که تازه در باغشاست که اینگونه می باشد . زیرا که اخیراً 51 % سهام مخابرات در فروش به اصطلاح بورس اوراق بها دار سهامش مفت و ارزان به اشغال ارگان فاشیستی � کودتائی سپاه پاسداران در آمده است که بقول معروف سر گنده بر زیر لحاف می باشد . بهر حال ارسال پارازیت مرگ آفرین مخابرات برای شهروندان تهرانی که پس از نمایش خیمه شب بازی کودتائی - انتصابی 22 خرداد افزایش یافته است آن چنین گزارش شده است.

پارازیت اعصاب و روان تهرانی ها را می آزارد
فردا : نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی نسبت به تاثیر مخرب پارازیت های ماهواره ای و مخابراتی بر سلامت روان شهروندان تهرانی هشدار داد.دکتر انوشیروان محسنی بند پی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی� فردا� اظهار داشت: متاسفانه بعد از انتخابات انواع پارازیت های مخابراتی به شدت افزایش یافته که مطمئنا برای سلامت تهرانی ها نگران کننده است، بویژه که کلان شهر تهران با مشکلات دیگری همچون آلودگی هم روبه روست.نماینده مردم چالوس افزود: وقتی امواج دو موبایل می تواند یک تخم مرغ را بپزد، امواج پارازیت هم می تواند در سلامت و روان انسان اثر بگذارد.عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس با بیان اینکه گزارش ها و تحقیقات متعدد حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی زمینی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد، خاطرنشان کرد: تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تاثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای می گذارند. همچنین این امواج ممكن است در اثر تداوم، ناشنوايي مزمن را به همراه داشته باشد و برای افراد التهابات پوستی را به دنبال بیاورد.

"سعید مرتضوی احتنمالاً سعید امامی دوم خواهد شد"
به نظر می رسد برای شکستن کاسه و کوزه بر سر مهره های لو رفته و سوخته شده ی بد نام می بایست دراز شوند تا که برای مصون ودر امان ماندن مهره های اصلی همچون مجتبی خامنه ای آقاز اده کودتا گر و آدمکش لوطی جماران نا مشروع که مدافع و پشتیبان کودتا گران پاسدار است . همچنین حامی جنایتکار درون باز داشتگاه ها به خصوص سیاه چال کهریزک است امثال سعید مرتضوی قربانی شوند . زیرا که پس از جا به جا شدن طلبه ی آدمکش حرفه ای حسین طائب که فر مانده ی بسیج ضد مردمی و چماقدار بود و یار بسیار نزدیک و صمیمی مجتبی خامنه ای است که اکنون جایگزین وی یک پاسدار جانی و بد نام عراقی دیگر بنام محمد رضانقدی شده است که باز جو وشکنجه گر غلامحسین کر باسچی شهر دار اسبق تهران و سایر شهر داران نواحی تهران در دوران رفسنجانی است تاباند مافیائی پاسداران کودتاگر تکمیل و منسجم از خودی هاگردد . از سوی دیگر برای اینکه مهره های جنایتکار در گیر باز داشتگاه کهر یزک همچون لمپن سر دار و فر مانده نیروی انتظامی احمدی مقدم با جناق پاسدار گماشته احمدی نژاد و سردار رادار شکنجه گر جانی فرمانده ی نظامی تهران با پرویز سروری و حسین فدائی دو وکیل الدوله شکنجه گر حامی پاسدار احمدی نژاد در بازداشتگاه کهر یزک و سایر پا سدار ان جنایتکار و قاتل و شکنجه گر دیگر تبرئه شوند . گویا اکنون قر عه بنام سعید مرتضوی قاتل و باز جو وشکنجه گر بد نام افتاده است تا که نقش سعید امامی دوم را اجرا کند. چونکه علیر ضا زاکانی یکی از حامیان نزدیک پاسدار گماشته احمدی نژاد در مجلس ار تجاعی و کمدی و دکوری و انتصابی هشتم گوشه ای از پرونده ی جنایت این جنایتکار در بازداشتگاه کهریزک را درسایت خود گشوده است و بخش هائی از اقدامات و نقش وی در با زداشتگاه کهریزک را عریان کرده که خود سرانه اقدام نموده است که سعید مرتضوی باز جو و شکنجه گر و قاتل خانم زهرا کاظمی در زندان اوین و قصاب مطبوعات در برابرفاش شدن نقش و جنایات خوددر بازداشتگاه کهریزک واکنش نشان داده و تلاش مذبوحانه کرده است با پاسخگوئی سر هم بندی شده و حاشیه رفتن پرونده سفید کند که گزارش پاسخ و اکنش وی به علیرضا زاکانی این چنین است که در لینک ضمیمه شده بازتاب داده شده است.

انعكاس آن در هفته نامه شخصي "پنجره" و سايت "جهان نيوز" آنرا دست مايه رسيدن به هدف و انتقام جويي نمايند.تلاش سعيد مرتضوی ( سعيد امامی دوم) برای نجات خودواکنش مرتضوی به اخبار اخیر کهریزک
http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=7506
فراموش نشود چون قرار نیست که چاقو دسته ی خودش را ببرد و نمی بایست که موضوع فاش شدن جنایت علیه ی بشریت در بازداشتگاه کهریزک فرا تر از انحراف اذهان عمومی و سر کار گذاشتن مردم شود یا اینکه در نهایت عنصر آلوده و منفور و بد نامی همچون سعید مر تضوی بازجو وشکنجه گر و قاتل دراز شود . بنابراین اکنون یکی از مجرمان اصلی باز داشتگاه کهر یزک ضمن اینکه نقش اصلی حمایت لوطی جماران در این جنایت و اعمال ضد بشری در بازداشتگاهکهریزک را فاش کرده اینگونه با خود زنی کردن روشنگری کرده که گفته نمی بایست بررسی به بازداشتگاه کهریزک تبدیل به موضوع اصلی شود. یعنی اینکه باید پرونده بسته گردد .
رادان خبر داد: اجراي مجدد طرح‌هاي مقابله با بدپوششي! رهبري فرمودند نبايد موضوع كهريزك و كوي دانشگاه جزو موضوعات اصلي قرار گيرد.سكوت رادان درباره نقش خود در كهریزك:ایسنا: جانشين فرمانده نيروي انتظامي با اشاره به آغاز هفته ناجا از 15 تا 21 مهر ماه در رابطه با موضوع كهريزك، اظهار كرد: در اين باره 10 تن از پرسنل نيروي انتظامي مورد بازجويي قرار گرفته كه از اين تعداد هشت تن بازداشت شده‌اند.
بالاخره اینهم یک گزارش خبریدیگر به شیوه ی سر باز جو حسین شریعتمداری در ورق پاره ی کیهان که از سوی دست پروردگان و آموزش دیدگان سابقش در ورق پاره ی کیهان تهیه و تنظیم شده است که اکنون در ورق پاره ی دولتی ایران اینگونه علیه ی دستگیری موسوی مقدمه و فضا سازی شده است :
روزنامه ایران: خبر دستگیری میرحسین به نقل از همسرش چند روز دیگر sms می‌شود!
روزنامه ایران (ارگان دولت): شنيديم كه خبرهاي دريافتي حاكي از طراحي‌هاي خطرناك جديد از سوي حاميان موسوي براي ايجاد تشنج در دانشگاه‌هاست. حاميان جنبش موسوم به سبز و طرفداران موسوي قصد دارند در جديدترين پروژه خود با ارسال اس‌ام‌اس‌هاي كذب در وسعت بسيار زياد، موجبات ايجاد تشنج‌هاي شديد در دانشگاه‌ها و بخصوص خوابگاه‌هاي دانشجويي را فراهم آورند. بر اين اساس، اين افراد قصد دارند در روزهاي آتي با ارسال اس ام اسي با مضمون �زهرا رهنورد: موسوي در چند روز آينده دستگير مي‌شود� موجبات تحركات افراطي در دانشگاه و بخصوص خوابگاه‌هاي دانشجويي و بويژه كوي دانشگاه تهران را فراهم آورند. اين گروه همچنين در نظر دارد، پس از اس‌ام‌اس مذكور، به فاصله چند روز، اس‌ام‌اس ديگري با عنوان �موسوي دستگير شد� را در حجم وسيع ارسال كند و از سوي ديگر گروهي كه منتظر ارسال اين اس‌ام‌اس و سپس سامان دادن تحركات خطرناك در سطح خوابگاه‌هاي دانشجويي هستند، اقدامات خود را آغاز كنند.

اینهم بازتاب و نتیجه ی بیش از 30 ساله ی وعده ی خمینی شیاد که گفته بود حکومت آینده از آن مستضعفان و پا بر هنگان است که حدود 10 سال پیش جامشینش لوطی جماران خامنه ای با منشور 8 ماده ای مبارزه با فقر و بیکاری و رشوه و بیکاری و مفسدان اقتصادی خواهان اجرای عدالت در سال عدالت بنام علی شد . همچنین نتیجه عملکرد دولت مدعی اصول گرای نهم ساده زیست ضد شیفته ی قدرت و عاشق خدمتگزاری به مردم ایران به خصوص تهی د ستان و محرومان با چاشنی ادعای کمدی مبارزه با ممفسدان اقتصادی و بردن نان بر توی سفره های خالی محرو مان و تهی دستان شد که در مجموع حاصل این اقدامات مشترک بیش از 30 ساله اینگونه گزارش شده است :

فقرا زیاد می‌شوند، کمیته امداد افتخار می‌کند
خبر آنلاين، الناز محمدی: همیشه تصویرشان اینطورآغاز می‌شود: کلوزآپی شطرنجی از آدم‌هایی که معلوم نیست بنابر چه قضا وقدری �فقیر� نام گرفته‌اند. ماه رمضان که می‌آید که تعدادشان در تلویزیون بیشتر می‌شود؛ کودکانی که نشسته‌اند روی زمین ودورتادور سفره‌ای، �روزه�هایشان را �افطار می‌کنند.� ازاین به بعد داستان، همیشگی است: تعدادی از مسئولان کمیته امداد امام خمینی بر صفحه تلویزیون ظاهر می‌شوند و از افتخاراتشان در مورد افزایش تعداد افراد تحت پوشش این کمیته سخن می‌گویند. بعد فصل مدرسه‌ها از راه می‌رسد و دوباره همان داستان تکرار می‌شود؛ پایگاه‌ها و صندوق‌های زیادی که در آن‌ها و در سطح شهرها کار گذاشته شده‌اند تا کمک‌های مردمی را برای افراد تحت پوشش کمیته امداد جمع آوری کنند. حدس زدن اسم این مراسم خیلی هم سخت نیست: �جشن عاطفه ها� در سال‌های زیادی که کمیته امداد تأسیس شده، هرسال شاهد این قضیه بوده‌ایم که مسئولان آن با بیان اینکه تعداد افراد تحت‌پوششان در حال افزایش است، این موضوع را به عنوان نکته مثبتی اعلام کرده‌اند؛ نکته‌ای که با خودداری وزارت رفاه و وزیرش از تعیین خط فقرهمراه شده است و خود به خود این قضیه را به عنوان دو موضوع همراه با هم درآورده است، موضوعی که حالا تبدیل به مشکل شده و به نظر می‌رسد مسئولان این دو سازمان هم دل خوشی از مطرح شدن آن در رسانه‌ها ندارند و معلوم نیست تا چه زمانی این سیر صعودی افتخار به زیاد شدن تعداد فقیران که تعداد زیادی از آنها تحت حمایت کمیته‌امداد هستند، می‌خواهد ادامه داشته باشد.
اما این نامه ی مادر یک شهیدوقایع اخیر است که پس از نمایش خیمه شب بازی کود تائی � تقلباتی 22 خرداد قربانی جنگ قدرت و ثروت رقبای غالب و مغلوب شد که برای هم منقلی و فامیل نزدیک لوطی جماران نا مشروع غلا معلی حداد عادل نوشته شده است که این روز ها به عنوان دلال و کار چاق کن چند جانبه فعال شده است . یعنی از یک طرف نقش واسطه و جوشکاری میان دو نهاد ار تجاعی و انتصابی و کمدی و دکوری مجلس هشتم با دولت نهم دهم نا مشروع ا رئیس جمهور نا مشروع تر را بر عهده دارد . از سوی دیگر نقش واسطه گری پایان دادن جنگ میان باند کودتائی پاسداری حاکم با موسوی مغلوب از طریق مهره بد نام و غارتگر انگلیسی عسگر اولادی را دنبال می کند . از جهت دیگر نقش مهم مبارزه با علوم انسانی در دانشگاه ها را دارد ایفا می کند که با ورودش به دانشگاه تهران برای انجام مأموریت خود مورد هو کشیدن با فر یاد مرگ بر دیکتاتور و دولت کودتا کودتا و ... واقع شد . البته در پشت صحنه از دستگاه قضائیه آلوده به فساد و رشوه و تبعیض خواهان پیگیری و مجازات دانشجویان معترض دانشگاه تهران شد که گزارش شده است تعدادی بازجو باز داشت شدند . بهر حال اکنون از سوی یک مادر شهید این چنین وی مورد خطاب واقع شده است :
مادر سهراب اعرابی به حداد عادل: واقعاً �عادل� هستید همانطور که نام خانوادگی تان است یا اینکه از �عادل� بودن فقط این نام را یدک می کشید؟
روزنامه سرمایه : پروین فهیمی: جناب آقای حدادعادل آیا شما واقعاً �عادل� هستید همانطور که نام خانوادگی تان است یا اینکه از �عادل� بودن فقط این نام را یدک می کشید؟ آقای حداد عادل، شما را نماینده ما مردم در مجلس معرفی می کنند، یعنی باید از مردم دفاع کنید، از من مادر که فرزندم را کشته اند و بعد از سه ماه و اندی هنوز هیچ مسوولی و هیچ ارگانی و قوه ای در این مملکت پاسخگوی من نبوده و هنوز معلوم نیست کدام نیرو یا چه کسی او را کشته، به کجا برده و بعد از چندین روز او را عریان به پزشکی قانونی تحویل داده است.من و مادران دیگر هر روز و هر لحظه فقط به خدای خود پناه می بریم و از پروردگامان برای مجازات قاتلان و آمران درخواست کمک می کنیم و مطمئناً اوست که ما را درمی یابد زیرا چشم بینایی در مسوولان نیست که اشک و آه ما را ببینند.با اینکه من به تمام مسوولان مربوطه نامه داده ام و از آنها دادخواهی کرده ام ولی هنوز هیچ کدام پاسخگو نبوده اند و گلایه من از شما این است که اگر زخم ما را التیام نمی بخشید، لااقل روی آن نمک نپاشید.اگر فرزند شما هم مانند فرزند آقای روح الامینی و فرزندان ما مادران مورد آزار قرار می گرفت و در خیابان کشته می شد، آیا باز هم اینگونه قضاوت می کردید؟ �درد را آن بداند که روزی به آن گرفتار شود.�خدایا، از ته دل می گویم آه من مادر حتماً گربیانگیر همه کسانی که فرزندان عزیزمان را از ما جدا کردند خواهد گرفت. اگر صدای فرزندان ما قبل از ترک دنیا رسا نبود، اما الان صدای آنها در همه دنیا شنیده می شود. صدای نداها و سهراب ها و محسن ها و اشکان ها و... در همه جا طنین انداز صدای ما مردم است.ما مادران داغدار آرام نخواهیم گرفت تا زمانی که دادگاهی عادلانه با قضاتی عادل مسببان را به سزای اعمال خود برساند و از شما نیز می خواهیم در رابطه با مسائلی که اطلاع کامل ندارید، اظهارنظر نکنید چون نماینده ای بی خبر از درد ملت، نمی تواند نماینده واقعی مردم باشد.از خداوند برای خود و سایرمادران صبر و برای شما قضاوت عادلانه آرزومندم و امیدوارم وسوسه صندلی قدرت آنقدر برخی را مجذوب نکند که پنبه ها را از گوش خود درنیاورند و چشم بندها را از چشم خود باز نکنند